What do you think?
Rate this book


807 pages, Hardcover
First published January 1, 1997
کتاب از سال 1285 - همزمان با تولد خالقی - آغاز میشود، یعنی دوران مشروطیت. اتفاقات موسیقاییِ پیشتر از اینرا خود میگوید در بخش دوم کتاب «نظری به موسیقی» پرداخته، و مجالی در کتاب حاضر ندارد. البته «سرگذشت موسیقی ایران» با یک مقدمه تاریخیِ 22صفحهای آغاز میشود که مطالب مفیدی در باب وضعیت موسیقی آن زمان مطرح میشود
اینکه چرا واژه «سرگذشت» را به عنوان اضافه میکند میگوید
این اندیشه از خاطرم گذشت که اگر کتاب منحصراً جنبه تاریخی داشته باشد شاید در دیدهی بعضی از خوانندگان، خشک و بیمزه جلوه کند. در نظرم آمد که کتاب را به صورت قصه و حکایت درآورم و نام سرگذشت بر آن گذارم(..) من نمیخواهم که این سرگذشت مانند رمان خوانده شود، زیرا افسانهنویسی نکردهام.. صص 21-20
جلد سوم باهتمام و افزودههای ساسان سپنتا صورت گرفته است، مضاف بر این؛ بخش دیگری هم هست به اسم ضمیمه تحت عنوان مجموعه عکسهای کاخ گلستان از موسیقیدانان قاجار، نوشتهی ساسان فاطمی
جلد سوم بخشی از نوشتههای خودِ خالقیست تحت فهرستبندی کتاب، بخشی دیگر نوشتههاش در مجلههای مختلف مثل موزیک ایران که بهاهتمام دکتر سپتنا آورد شدهاند؛ و بخش دیگر افزودههای خودِ سپتناست که آنچنان هم پرت نیستند، بیشتر در محور معرفی معاصران مطلب میافزاید. جلد سوم شباهت ساختاری بیشتری به جلد اول دارد چرا که به معرفی اشخاص و هنرمندان میگذرد، مسائلی پیرامون جامعه موسیقی ایران، ناسازگاریها، بحث پیرامون هنرستان عالی موسیقی، انجمن موسیقی ملی، هنرستان موسیقی ملی و ...
اما مسائلی که مانع تکمیل و چاپ جلد سوم شد را دکتر سپنتا از قول خودِ خالقی میآورد:
گفتگو دربارهی وضع موسیقی این دوره و موسیقیدانهایی که هنوز در قید حیات هستند، خالی از اِشکال نیست؛ بخصوص روزنامهها و مجلههایی که مطالبی در این باره مینگارند. چون مطالب به قلم اشخاص غیر فنی نوشته میشود، چه بسا موضوعات را دگرگون کردهاند و اگر نگارنده میخواست آنچه شایستهی موضوع است بنویسد، مورد حُب و بغض قرار میگرفت. پس صلاح در این دیدم که فعلاً سکوت کنم تا شاید در موقع مقتضی به چاپ آن اقدام نمایم. از این گذشته شاید بعضی از این مطالب را دیگران طور دیگر جلوه دادهاند، ولی برای نگارنده که شاهد صادق این قضایا بودهام، حقیقت همان است که مینویسم. ص558
سرگذشت موسیقی ایران؛ کتاب حجیم و خوبیست که اطلاعات ارزندهای به ما میدهد، بستر آشنایی با قدما را فراهم میکند. در بسیاری از نوشتههای دیگران، بعضاً به این کتاب ارجاع داده میشویم، یا منبع برخی از نوشتهها میشود که تماماً خود از اهمیت کتاب حاضر سرچشمه میگیرد. گذری به روزگار گذشته است حال و هوای هنر موسیقی آن زمانِ ایران را میگوید و از بیمهری و دلهای چرکین هنرمندان. از خانوادههایی که برای موسیقی هیچ ارجمندی قائل نبودهاند تا خالقیهایی که برای رسیدن به معشوقهشان از هر در و پنجرهای میگریزند تا به آن برسند. از تلاشها، فعالیتها و هنرمندیهاشان. از جامعهای که نوازنده را «عملۀ مطرب» خطاب میکند تا مسئولانی که ارزشی برای هنر -خصوصاً موسیقی- قائل نبوده و نیستند. از آن روزگار هنوز مشکلات ماندهاند، مادامیکه فضای اختناق حاکم باشد - فرق نمیکند زمانِ قاجار، شاه یا کنون یا هر زمان -، و چاپلوسانه تن به خواستههاشان ندهید، نصف نشوید و کرنش نکنید، دست نبوسید و پا جفت نکنید، گوش به فرمان نباشید چه وزیری باشید چه خالقی، محوت میکنند. چگونه میشود دور ماند از معشوقهای که برای رسیدن به او، سخن ریشسفیدان را هم ناشنیده گذاشتهای. براستی سرگذشت مشابهیست