در این مجموعه, متن سیزده سخنرانی از 'عبدالکریم سروش', 'محمد مجتهد شبستری', 'مصطفی ملکیان 'و 'محسن کدیور 'در باب سنت, سکولاریسم و معرفت دینی به طبع رسیده است .در مقدمه کتاب آمده است' :کدامین مواجهه با میراث گرانقدر پیامبران در این میان راه گشاست مواجههای معرفت اندیشانه و استدلالی و عقل نظری محور با منظومه معرفتی نبی یا مواجههای تجربت اندیشانه با واقعیت قدسی و از پی رسول بیه معراج برآمدن ...و یا از دین معنوی سخن گفتن و تلقی معنوی از دین داشتن و معنویت را لب و گوهر ادیان قلمداد کردن .'عناوین سخنرانیها عبارتاند از' :دین و دنیای جدید (1)', 'دین و دنیای جدید (2)', 'سکولاریسم', 'نسبت علم و دین', 'دینداری معشیت اندیش', 'دینداری معرفت اندیشی 'و 'دینداری تجربت اندیش 'از عبدالکریم سروش, 'سه گونه قرائت از سنت در عصر مدرنیته/ محمد مجتهد شبستری', 'سکولاریسم و حکومت دینی', 'معنویت گوهر ادیان (1)', 'معنویت گوهر ادیان (2) 'و 'پرسشهایی پیرامون معنویت 'از مصطفی ملکیان, و از 'از اسلام تاریخی به اسلام معنوی/ محسن کدیور .'
Abdolkarim Soroush was born in Tehran in 1945. Upon finishing high school, Soroush began studying Pharmacy after passing the National Entrance exams of Iran. After completing his degree, he soon left for London in order to continue his studies and to become familiar with the modern world.
It was after graduating in analytical chemistry from graduate school at London that he went to Chelsea College, for studying history and philosophy of science, spending the next five and a half years there. During these years, confrontation between the people and the Shah's regime was gradually becoming more serious, and political gatherings of Iranians in America and Europe, and Britain in particular, were on the increase. Soroush, too, was thus drawn into the field.
After the Revolution, Soroush returned to Iran and there he published his book "Knowledge and Value" (Danesh va Arzesh) the writing of which he had completed in England. He then went to Tehran's Teacher Training College where he was appointed the Director of the newly established Islamic Culture Group.
A year later, all universities were shut down, and a new body was formed by the name of the Cultural Revolution Institute comprising seven members, including AbdulKarim Soroush, all of whom were appointed directly by Ayatollah Khomeini. The purpose of this institute was to bring about the re-opening of the universities and total restructuring of the syllabi.
In 1983, owing to certain differences which emerged between him and the management of the Teacher Training College, he secured a transfer to the Institute for Cultural Research and Studies where he has been serving as a research member of staff until today. He submitted his resignation from membership in the Cultural Revolution Council to Imam Khomeini and has since held no official position within the ruling system of Iran, except occasionally as an advisor to certain government bodies. His principal position has been that of a researcher in the Institute.
این کتاب مجموعه مقالاتی از روشنفکران دینی -سروش، ملکیان، مجتهد شبستری و کدیور- است. مقالات ملکیان در این مجموعه فوقالعادهاند. در رسالهها، این تمثیل استفاده میشود که برای درمان بیماری، باید به پزشک متخصص مراجعه کرد و با توجه به نادانی بیمار نسبت به علم پزشکی، باید از نسخه پزشک بدون پرسش پیروی کرد. ملکیان همین تمثیل را استفاده میکند و در قالب دیگری میریزد: اگر پزشکان مختلفی وجود داشته باشند چه؟ اگر از نسخه تجویزی یک پزشک نتیجه نگرفتم، آیا به عنوان بیمار نباید به پزشکان دیگر مراجع کنم؟ آیا اساسا بیمار قرار است تا پایان عمر بیمار باقی بماند؟ یا هدف از مراجعه فعلی به پزشک سلامت بیمار و بینیازی از مراجعه به پزشک است؟ خود ملکیان در این راستا مطالعه ادیان شرقی را انجام داده است علاوه بر این که اشراف کاملی بر یزدانشناسی غربی، علاوه بر زمینه تخصصیاش یعنی اخلاق، دارد. نوشته تحلیلی و نقادانه ملکیان در این کتاب برای یک دیندار تکاندهنده است. تز ملکیان در راستای پروژه معنویت و عقلانیت و این که سه کارکرد دین برای انسان، کاهش رنج، بیان حقیقت و گرایش به نیکی است، مختصر و مفید در این کتاب بیان شده است. این کتاب ارزش تهیه را دارد، حتی اگر تنها هدف خواندن مقالات ملکیان باشد.
کتاب را در مواقع بیکاری در محل کار و به مرور خواندم به همین دلیل طولانی شد خواندنش. کتاب پیاده شده چند سخنرانی از دکتر سروش و مصطفی ملکیان، محسن کدیور و محمد مجتهد شبستری است من با سخنرانی های دکتر سروش بخاطر متن قوی و شیرین و استفاده زیادی که از مثالهای ادبیات فاخر ما میکنند بیشتر ارتباط برقرار کردم هر چند که نوع استدلالهای ملکیان و نظم و چیدمان ادله اش رو میپسندم در کل شاید این مشکل ارتباط سنت و تجدد برای هر کس به گئنه ای مطرح باشه که در این کتاب بیشتر از منظر دینی بررسی میشه
پرسش اساسی این است: در جهانی که درد و رنجهای امحاء نشدنی بشر افزون گشته، دلهره ها و اضطراب های وجودی انسان صد چندان شده، کثیری از وصال ها و بسط ها به فراق ها و قبض ها بدل شده. شاهدهای عهد شباب بسان گذشته طنازی و هوش ربائی نمی کنند، نشستن بر سر سفره و خوان کرم بنیانگذاران ادیان و شریک تجربیات نیکو و احوال خوش ایشان گشتن برای انسان مدرن ممکن است؟
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل.
کدامین مواجهه با میراث گرانقدر پیامبران در این میان راهگشاست؟ مواجهه ای معرفت اندیشانه و استدلالی و عقل نظری محور با منظومۀ معرفتی نبی، یا مواجهه ای تجربت اندیشانه با واقعیت قدسی و از پی رسول به معراج برآمدن و رخ ماه بوسیدن، یا از دین معنوی سخن گفتن و تلقی معنوی از دین داشتن و معنویت را لب و گوهر ادیان قلمداد کردن. کتاب پیش رو متن تنقیح یافتۀ سخنرانی هایی در جهت عمق و غنای بیشتر بخشیدن به این صورت مسأله ها و شنیدن پاسخ های درخور آن است.
. متشکل از چهار بخش به تفکیک نویسنده همه بخش های کتاب رو نخوندم اما بخش عبدالکریم سروش رو در 18 سالگی بارها و بارها خوندم و ازش لذت بردم و تا حدودی به برخی از سوالات و ابهامات ذهنم پاسخ دا ه شد. تفکیک و تقسیم بندیه دینداران مهمترین و بهترین بخش کتاب بود که با خوندنش بسیار لذت بردم.
این که نظرات 4 متفکر محتلف درباره نسبت دین و مدرنیته در یک مجلّد گرد آمده بصیرت های زیادی به خواننده می دهد و باعث می شود تا مسیر مطالعاتی ای را با توجه به گرایش او به هر کدام از نظریات و منظرهای ارائه شده در کتاب مشخص کند. به طور مشخص، من بحث ملکیان را بسیار منظم و بنیانی یافتم و به نظرم مقالات او مساله را بسیار از ریشه و با وسواسی تحسین برانگیز شرح و بسط داده بود و البته سعی شده بود تا (به طور فشرده) مدل مطلوب مورد نظر خود را هم که همان معنویت است توضیح دهد. بحث های آقای مجتهد شبستری هم اطلاعات بسیار مفیدی درباره رویکردهای الهیاتی معاصر در مغرب زمین راجع به نحوه مواجهه با مدرنیته و همزمان داشتن تجربه دینی-معنوی می داد، ولی البته در آن مقاله خبری از نظریات خود شبستری نبود. در عوض بحث های دکتر سروش بیشتر مفاهیم و نظریات شخص سروش را در بر می گرفت و البته پرسش های زیادی را هم بر می انگیخت. در مباحث سروش دلالت های بیشتری در مورد مسائل سیاسی و جامعه شناسی روز وجود داشت و بخش مهم دیگر مقالات او هم به تبیین سه گانه معروف او در مورد اقسام دینداری می گذشت. تک مقاله کدیور هم به طور خاص به نقد رویکردهای سنتی و سیاسی به شریعت می پرداخت. در آنجا، کدیور به مساله دین و مدرنیته مشخصا از زاویه شریعت پرداخته بود و مدل پیشنهادی اش اسلامی معنوی که پاک و آراسته از پیرایه های تاریخی باشد بود که طنینی "پاک دینانه" داشت.
کتاب مقالاتیست از آقایان سروش،ملکیان،شبستری و کدیور. آقای شبستری و کدیور مقالات قبلی را باز نشر داده اند. ولی به نظرم هرکس میخواد ساختار ِ پروژه ی عقلانیت و معنویت ِ آقای ملکیان رو بشناسه حتما مقالات ایشون رو در این کتاب بخوانه.واقعا نیاز نیست شرح و مقالاتی که درباره ی این پروژه توسط دانشجوها نوشته شده رو بخوانید.