What do you think?
Rate this book


Unknown Binding
First published January 1, 1982
اگر تنها کسانی که بر خاک افتادهاند، میتوانستند حرف بزنند، و نیز کسانی که که با آن چهرههای تیره و غمگین و جیبهای انباشته از نان مربایی، سوار بر قطار یا چیز دیگری به سوی مرگ میرفتند. اگر مردهها می توانستند حرف بزنند، دیگر جنگی در کار نبود. ولی به من نگاه کنید، فقط زبانبازها ماندهاند، زیرکار درروها، پشتهماندازها. در اروپا هیچ تلهای نمی تواند آنها را به دام بیندازد. اگر جز سرباز پیاده چیز در دنیا نبود، تمام فریادهای جنگ یا صلح زائد بود. دیگر جنگی در کار نبود. همه این قهرمانان به جا مانده، این متخصصانی که جنگ برایشان بازی است، آن هم نوعی بازی که جذابیتش در این است که اندکی خطرناک است، تمام این زبان بازهایی که جنگ را ستایش میکنند و با نگاه به ملال زندگی روزمرهشان، غبطه «روزهای خوش گذشته» را میخورند... آری، اگر جز سرباز پیاده چیزی در دنیا نبود، دیگر نیازی به اثبات این موضوع نبود که جنگ منفور است. همه میدانستند که جنگ ترسناک است، طاعون است، مخوف است