این کتاب نخستین و کاملترین فرهنگ موجود در حوزه ادبیات داستانی به شمار میرود. هدف نویسندهٔ این کتاب بررسی تحول ادبیات داستانی از پایان قرن نوزدهم، یعنی دورانی که ادبیات به دفاع از انقلاب مشروطه برخاسته و آن را تدارک میبیند، تا انقلاب ١٣۵٧ و پس از آن است. حسن این تالیف، قرار گرفتن یک رشته توصیفهای نقادانه فشرده بر طبقهبندی تاریخی است که مشخصکنندهٔ ویژگیها و گرایشهای ادوار مورد بررسی است. نویسنده پس از تشریح چگونگی شکلگیری ادبیات مدرن فارسی تا سالهای ١٣۴٠، نکات اصلی نظام جدید نثر فارسی را مطرح میکند: پیدایش انواع ادبی تازه، تاثیر منظم مطبوعات و ترجمه، نقش عوامل سیاسی و اجتماعی، سلسله مراتب نوعهای ادبی و جایگاه ادبیات. بیشک خواننده متوجه ماهرانهبودن روش نویسنده این اثر خواهد بود. او راه های تازهای به دنیای غنی نثر فارسی میگشاید، دنیایی که تا کنون چنان که باید و شاید شناخته نشده است.
لذت بخش و غنی بود تجربه کردن این کتاب انگار سفری دور و دراز باشد، هفتاد و دو ملت را دیدن و سیاحت کردن! این ریویو رو به این پاس مینویسم که میرعابدینی حاصل مطالعه چند میلیون صفحه داستان رو با دقت و انصاف بهم دوخته و با مهر در تماشای ما گذاشته و لذت پراکنی کرده حسن میرعابدینی نه تنها به داستان نویسی ایران که به سنت غنی ادبیات غرب نیز مسلط هست در این کتاب گاه اشاره هایی به داستان نویسان مطرح جهان میکند و رد پای بورخس و مارکز و فاکنر رو در آثار رمان نویسان نشون میده و مثلا یادآور حال و هوای کافکایی اثر میشه. در این کتاب نقاط قوت و ضعف هر داستان مشخص میشه و این داوری ها حتی درباره آثار نویسندگان قدرتمندی چون دولت آبادی به خوبی اجرا میشه. حساسیتش در نشان دادن انحراف نویسنده ها از داستان گویی تحسین بر انگیزه و هر جا که رمان نویسی به جای قصه پردازی، ایده پردازی میکنه و اثر ایدئولوژیک میشه زنگ خطر رو به صدا در میاره. کتاب از فصل بندی منظمی بهره میبره و نویسنده در زمینه آثاری که سپهر مشترک دارن به خوبی از پس تحلیل بر آمده و با گرداوری اثاری حول ادبیات اقلیمی با ادبیات جنگ یا ابیات زنانه زمینه را برای کارهای پژوهشی آماده کرده. لذت بخش ترین صفحات کتاب برای من تحلیل هاییست که از آثار بهرام صادقی و گلشیری کرده بود و رو کردن جنبه های ناشناخته ای از علائق و تخصص صادقی مثلا در ادبیات پلیسی جالب بود و نگاهم رو به ادبیات پلیسی تغییر داد. برنده ی اصلی این کتاب همانا صادق هدایت هستش و بدون هرگونه تعصب و بزرگنمایی، برتری تکنیکی و اصالت داستان نویسانه ی او در این کتاب ارجمند نمایانده شده است.
Türkiye'de son yıllarda İran edebiyatına olan ilgi arttı, ancak neyi nasıl okumak gerektiğine dair yol gösterici başvuru kaynağı sıkıntısı mevcut halen. Hasan Mir Abidini'nin 4 ciltlik 'İran Öykü ve Romanının Yüz Yılı' kitabı bu konuda ciddi bir referans; lakin yaklaşık 17 yıl önce Türkçeye çevrilen eserin 1979 sonrasına dair ciltleri çevrilmedi ve sadece ilk iki cildi tercüme edildi. Edebi akım ve yazarları, dönemin sosyo-politik şartları çerçevesinde eserleri üzerinden tahlil eden bu kıymetli kaynak, umarım tez zamanda tam metin olarak yeniden tercüme edilir...
اول از همه از این بگویم که این کتاب واقعا خواندنیست؛ مخصوصا اگر برای خودتان یک سیر مطالعاتی از آن استخراج کنید. ادبیات داستانی ایران از سال ۱۲۷۴ شروع میشود و در این کتاب تا انتهای دههی ۶۰ شمسی مورد بررسی قرار گرفته است. از من میشنوید، این کتاب را از ابتدا شروع کنید و هر وقت که به اسم کتاب رمان، مجموعه داستان و... رسیدید، سریع بروید و آن کتاب را بخوانید و تا تمامش نکردهاید، به این کتاب (صد سال داستان) برنگردید. در واقع یکی از مشکلاتی که با این کتاب داشتم، همین بود که کتابها را به طور کامل و با تمام ماجرای آنها توضیح میداد و عملا به قول انگلیسیها اسپویل میکرد! از یک جایی به بعد، دیگر هر جا اسم کتابها را میآورد، میرفتم جلوتر و تلاش میکردم قصهها را برای خودم لو ندهم. البته یک مشکل دیگر هم همینجا خودش را نشان میداد و آن هم نظم نداشتن کتاب بود که ناگهان از نویسندهای به نویسندهی دیگر میرفت و کتابی را نصفه و نیمه توضیح داده، سبک نویسندهاش را شرح میداد. خلاصه که سر این کتاب ذهن و چشمم را فدا کردم ولی از اینکه توانستم دید کلی مناسبتری از ادبیات معاصر پیدا کنم، خوشحالم. کاش نویسنده با نظم بهتری مینوشت تا این تجربه هزار برابر بهتر میشد.