«شناخت و سنجش مارکسیسم»، تداوم خودافشاگری طبری در پهنه نظری بود که وی با قلم نقاد خود و با اتکاء به دانش مارکسیستی اش و با پشتوانه قریب به نیم قرن فعالیت های نظری در تمامی عرصه های مارکسیسم، آن تالیف کرد. فهرست : سه ایدئولوژی راهنما در تمدن غرب / بنیان گذاران مارکسیسم / منابع مارکسیسم / مدافعان مارکسیسم / دسمنان مارکسیسم / جزئ فلسفی مارکسیسم / ماتریالیسم دیالکتیک / جز اقتصادی مارکسیسم / جز اجتماعی مارکسیم / نگاهی به مهمترین آثار مارکس و انگلس / لنین و لنینیسم / دولت و انقلاب / اولین حکومت مارکسیستی در عمل و ...
طبری در «پیشگفتار» كارنامه ماركسیسم را در ایران چنین جمعبندی میكند: ماركسیستهای ایرانی با قبول یك ایدئولوژی الحادی و نفی اصالت شرقی و اسلامی، راه بیگانگی از جامعه ایران در پیش گرفتند و برنامه عمل آنها، برخلاف آنچه كه میپنداشتند در راه بهبود جامعه ایران نبود، عمل آنها تبعیت از سیاست روزانه دولت شوروی بود. در جنبش گیلان، مبارزه آنها علیه میرزاكوچكخان بود. در جریان رسیدن رضاخان به سلطنت، مبارزه آنها علیه آیتالله شهید سیدحسن مدرس بود. در جریان دسایس امریكا و انگلیس برای غارت نفت ایران مبارزه آنها تلاش برای بدست آوردن امتیاز نفت شمال برای شوروی بود.
بعدها مبارزه آنها در خدمت به تجزیهطلبان آذربایجان و كردستان و تقویت سیاست خائنانه قوامالسلطنه مصروف شد. سپس مبارزه آنها، در دوران جنبش وسیع ملی مردم ایران، علیه ملی كردن صنایع نفت متوجه گردید. در دوران سیطره و دیكتاتوری محمدرضا پهلوی، اعضا حزب توده عملاً هیچكاری نكردند و در جریان انقلاب اسلامی خواستند از پیروزی جنبش استفاده كنند و سرانجام این جنبش را از درون منفجر گردانند. امری كه سرانجام به شكستی فاحش و پایانی ناخجسته منجر شد.
آری، این است خلاصه عملكرد كمونیستهای ایرانی، یعنی گوشهای از انحرافات و كژرویها و نارسایی آنان طی بیش از شصت سال به اصطلاح مبارزه.
Ehsan Tabari احسان طبری (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۲۹۵ در ساری - درگذشتهٔ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران) نویسنده، شاعر، نظریهپرداز برجستهٔ مارکسیسم-لنینیسم، ایدئولوژیست ارشد، و عضو کمیتهٔ مرکزی و هیئت سیاسی حزب توده ایران در سالهای انقلاب ایران بود. وی از نخستین سالهای دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که در نظرات و عقاید خود تجدید نظر کرد، «معروفترین و برجستهترین چهرهٔ نظری حزب توده ایران» شناخته میشد. وی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی در دادگاهی نظامی به صورت غیابی محکوم به دو بار اعدام شده بود. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب توده به ایران بازگشت و به ادامهٔ فعالیتهای سیاسی در رهبری حزب توده ایران پرداخت. او پنج سال پس از پیروزی انقلاب، با شرکت در مصاحبهای تلویزیونی از عقاید گذشته خود ابراز ندامت کرد و خاطرات خود را در کتاب کژراهه منتشر کرد.