Jump to ratings and reviews
Rate this book

Women in the Shahnameh: Their History and Social Status Within the Framework of Ancient and Medieval Source

Rate this book
Women in the Shahnameh: their history and social status within the framework of ancient and medieval sources (bibliotheca iranica literature series, 13)
The German text of "Die Frauen im Schahname," translated as "Women in the Shahnameh," was written by Professor Djalal Khaleghi Motlagh as his Ph.D. dissertation at the University of Köln in 1971. The original text was published in 1971 by Klaus Schwarz Verlag, Freiburg as No. 12 in the series, Islamkundliche Untersuchungen. The book has been translated from German to English by Dr. Brigitte Neuenschwander, a UCLA graduate in German literature, and edited by Dr. Nahid Pirnazar, a UCLA graduate and current lecturer of Iranian studies at UCLA. Additional updates and commentaries contributed by Professor Khaleghi in Persian have been translated and inserted by the editor. The Content of "Women in the Shahnameh" is divided into three main an introduction, Part A, and Part B.
In the introduction, the author seeks to clarify the role of the female gender within the heavenly mythology of Iran in order to next determine if and if so, to what extent it is represented within the Shahnameh. The introduction ends with the story of the creation of man and woman, which the author connects to the story of the first women in the Shahnameh.

Part A summarizes the stories of the most important women of the Shahnameh, comparing them to others from ancient to medieval sources insofar as they were known and accessible to the author at the time of writing. At the end of each paragraph, the author outlines the characteristic traits of each individual. Given the high number of female characters in the Shahnameh, Khaleghi considers all women from the mythical part, but only the most important ones from the historical part, which he then divides into women of the nobility and those belonging to the common people.
Part B examines the positions of the women in the Shahnameh, taking into consideration other ancient and medieval sources. Khaleghi outlines the role, importance, and fate of each female character in the various periods of their lives, e.g. as a girl, wife, and mother, both within the family framework and society as a whole. Since the Shahnameh is not a book on family law, Khaleghi has taken into account other sources in order to fill gaps that would otherwise have existed. Most of the sources used in this analysis the classical ones as well as the Arabic and Iranian ones are so well known that a more detailed description is unnecessary.

208 pages, Hardcover

First published January 1, 1971

3 people are currently reading
98 people want to read

About the author

Djalal Khaleghi Motlagh

29 books27 followers
جلال خالقی مطلق (زاده ۲۰ شهریور ۱۳۱۶) ادیب، زبان‌شناس، ایران‌شناس و شاهنامه‌پژوه ایرانی است. عمده کارهای پژوهشیِ او، در زمینه شاهنامه و حماسه‌سرایی در ایران بوده است. دوستداران فرهنگ ایران، خالقی مطلق را بزرگ‌ترین شاهنامه‌پژوهِ همه ادوار می‌دانند؛ زیرا این باور به صورت عام وجود دارد که او توانسته بهترین تصحیحِ شاهنامه را ارائه کند. وی عضو هیئت امنا و قائم مقام بنیاد فردوسی است و سال‌ها در دانشگاه هامبورگ، آلمان تدریس کرده است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (25%)
4 stars
7 (25%)
3 stars
8 (29%)
2 stars
4 (14%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Dora Mossanen.
Author 6 books87 followers
March 7, 2013
It is not often that I come across a book, the subject of which is so exciting, I’m compelled to praise it, even before I’ve had a chance to read the book. Women in the Shahnameh; Their History and Social Status within the Framework of Ancient and Medieval Sources, by Djalal Khaleghi Motlagh, edited by Dr. Nahid Pirnazar, and translated by Brigitte Neuenschwander, is such a book.

As we begin to celebrate March as national women’s month, my eternal commitment to raising and strengthening the status of women—both in my world and in my books— is as strong as ever. Thus, as a staunch admirer of Dr. Pirnazar’s work, I found myself on Sunday at the residence of the Shooshanis, who hosted this event, opening their beautiful home to an attendance, which to my pleasant surprise, was more than one-hundred strong. The book, I mused with a wide smile, is alive and kicking.

I learned that Nahid Pirnazar first discovered the German text of Die Frauen im Schahname (Women in the Shahnameh) on the dusty shelves of the UCLA library while pursuing her doctorate degree in 1997. Despite Khaleghi’s seminal work being of critical importance to a vast array of disciplines, the text in fact had never been translated into Persian or English. Upon meeting Professor Djalal Khalegi Motlagh at an international conference in Hamburg, Germany in 2006, Dr. Pirnazar secured his blessing to translate the work into English and eventually, Persian. With the help of Brigitte Neuenschwander, Dr. Pirnazar expertly lifted Women in the Shahnameh from its original pages for republication within the context of a 21st century, global market audience.

Women in the Shahnameh explores the vital role of the female gender as expressed within that great national epic of Iranian culture, the Shahnameh. Viewing the Shahnameh for the historical document and cultural cornerstone that it is, Dr. Khaleghi’s original work (published first in 1971) sought to shed light on the position and practices of early-Islamic women.

Analyzing the variety of female figures and expressions of womanhood throughout the Shahnameh, Dr. Khaleghi does well to outline notions of gender within the pre-Islamic familial framework and society at large. Undoubtedly, the female characters contained within the Shahnameh, and brilliantly brought to life by Khaleghi, Dr. Pirnazar and Neuenschwander in Women in the Shahnameh, appear as a fulcrum upon which the contemporary female may stand proud.
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
514 reviews1 follower
November 25, 2025


در ایران پیش از اسلام ازدواج موقّت و ازدواج چند زنی رایج بود، بدین معنی که هر مردی می‌توانست با هر تعداد زن که می‌خواست ازدواج کند. این امر آشکارا در شاهنامه و نوشته‌های مؤلفان یونانی و رومی دیده می‌شود... و بیشتر پژوهندگان اروپایی این‌گونه می‌اندیشند که ازدواج با محارم در ایران باستان به طور گسترده بوده و عملی پارساگونه و درخور ستایش به‌شمار می‌رفته است. چنان‌که نمی‌توان انکار کرد که پاره‌ای از نوشته‌های مذهبی (اردایی ویراز نامک: ارادیی ویراز هفت خواهر داشت که همسران او بودند) و همچنین شاهنامه (ازدواج بهرام چوبین با خواهرش گُردیه و ازدواج بهمن با دخترش همای) به این‌گونه ازدواج در ایران باستان گواهی می‌دهند (خالقی مطلق، ۱۳۹۵: ۷۷-۱۴۴-۱۵۱-۱۵۳-۱۵۵).

کتاب «زنان در شاهنامه»، نخستین‌بار به‌عنوان رسالۀ دکترای جلال خالقی مطلق، در دانشگاه کلن در سال ۱۹۷۱ به زبان آلمانی انتشار یافت و سپس در سال ۲۰۱۲ برگردان انگلیسی آن در آمریکا به چاپ رسید تاآن‌که دکتر احمد بی‌نظیر این کتاب را از روی نسخۀ انگلیسی به فارسی ترجمه نمود. هرچند برخی ازجمله دکتر سجاد آیدنلو ترجمۀ این کتاب ارزشمند و عالمانه را ترجمه‌ای سست، آشفته و ناتندرست شمرده‌اند (آیدنلو، ۱۳۹۶: ۹۸-۱۰۰).

دکتر خالقی مطلق در این کتاب مهم‌ترین زنان شاهنامه را می‌شمرد و خوانندگان خود را با جایگاه آنان در ایران باستان آشنا می‌کند. چنان‌که در فصل‌های دیگر به شرایط و ویژگی‌های عامۀ زنانِ آن عصر پرداخته و اطلاعات ارزشمندی را ارائه می‌نماید. کتاب زنان در شاهنامه ما را با همسر فردوسی که زنی تحصیل‌کرده و قادر به نواختن ساز چنگ بوده است (همان: ۶۰-۶۱-۹۸-۱۱۷) و همچنین ارنواز و شهرناز، دختران [یا خواهران و یا خانواده] جمشید، که توسط مردان ضحاک ربوده شده و به حرمسرای او آورده شده‌اند، آشنا می‌کند؛ دو زنی که به روایت فردوسی سیمایی همچون خورشید، چهره‌ای همانند ماه، لبانی مانند عقیق، چشمانی چون نرگس سیاه و قامتی بلند و باریک چون سرو داشته و فریدون پس از نجاتشان از چنگال ضحاک با آن‌ها ازدواج می‌کند (همان: ۲۷ الی۲۹).

یکی دیگر از زنانی که فردوسی او را با واژه‌هایی مانند پُرهنر، خردمند و فرخنده ستوده است، فرانک، همسر آبتین و مادر فریدون است (همان: ۲۹ الی۳۱). چنان‌که رودابه، همسر زال و مادر رستم، زنی با اراده، محترم و گویی زیباترین زن شاهنامه معرّفی شده است (همان: ۳۹ الی۴۱). یا منیژه، دختر افراسیاب، که در نقش دلداده و عاشق بیژن ظاهر می‌شود (همان: ۶۲). و کتایون، که هم بر اسم زن و هم بر اسم مرد مانند برادر فریدون در شاهنامه دلالت دارد (همان: ۳۱)، دختر امپراتور روم شرقی و همسر گشتاسب و مادر اسفندیار که چندان به قدرت پایبند نیست (همان: ۶۵ الی۶۷).

و اما در طرف مقابل، گُردآفرید، شیرزنِ جسور و حیله‌گری است که در جنگ با سهراب او را فریب داده و به باد سخره می‌گیرد (همان: ۵۲ الی۵۴). گُردیه، خواهر و همسر بهرام چوبین، نیز یکی دیگر از شیرزنان شاهنامه به‌شمار می‌رود که پس از کشته شدن بهرام و کشتن شوهر دوم خود، بِستام، که عموی خسرو پرویز است، با خسرو که بیش از ۱۲۰۰۰ زن را به او نسبت داده‌اند، ازدواج می‌کند (همان: ۷۶ الی۷۹).

چهرۀ تهمینه، مادر سهراب هم که در شاهنامه به رستم ابراز عشق می‌کند و از او فرزندی نیرومند و باشهامت مثل رستم طلب می‌کند، کمی مشکوک و تیره است؛ چراکه به‌زعم خالقی مطلق داستان گم شدن اسب رستم و خواستگاری او از تهمینه آن هم در نیمۀ شب، کمی نابه‌جا، آزاردهنده و عاری از اصالت است که از سوی فردوسی که می‌کوشد پیوسته رستم را مردی پرهیزگار قلمداد کند به آن افزوده شده است. و حال آن‌که هستۀ اصلی افسانه این بود که اسب رستم به‌وسیلۀ یک زن تورانی که به فرقۀ اهریمن تعلّق دارد، دزدیده شد و پس از همبستر شدن و به انحراف کشانده شدن رستم به او بازگردانده شد (همان: ۴۸-۴۹-۵۱).
شیرین نیز شاهزاده‌ای جوان بود که عشق خسرو پرویز را در دل داشت و برای نفوذ بر خسرو و رسیدن به مقام بانوی اول، مریم، دختر امپراتور روم را مسموم کرد (همان: ۸۱-۸۲). و سودابه، همسر کیکاووس، دوشخصیّت مختلف داشته است:

در نخستین نقش او را همسری کاملاً باشهامت و فداکار می‌بینیم، اما در نقش دیگر او همسری خائن و مرموز است؛ چراکه به سیاوُش - که مادرخوانده‌اش است - دل می‌بندد و عشقی شهوت‌آلود به او دارد (همان: ۴۴-۴۵-۴۷). لذا رستم پس از کشته شدن شاگردش، سیاوش، چنان خشمگین است که بی‌درنگ دستور به قتل سودابه می‌دهد و به کیکاووس می‌گوید (همان: ۱۰۷):

سیاوش به گفتار زن شد به باد
خجسته زنی کو ز مادر نزاد

دکتر جلال خالقی مطلق باآن‌که زن‌ستیزی در شاهنامه را نادرست پنداشته و بر آن باور است که در هیچ‌یک از آثار ادبی ایران به اندازۀ شاهنامه با زنان به احترام رفتار نشده است، اما در ادامه متذکّر می‌شود که شاهنامه همانند بسیاری از آثار ادبی باستانی، بری از اندیشه‌های زن‌ستیزانه نیست. چنان‌که نولدِکه معتقد است که زنان چندان نقش فعّالی در شاهنامه ندارند و تقریباً وسیلۀ ارضای هوس و عشق ورزی‌اند. این نظر باآن‌که بازگو کنندۀ تمامی واقعیّت نیست، اما از دیدگاه کلّی چیزی بیش از این نمی‌توان گفت که این زنان فاقد آگاهی، بی‌حقوق و فقط پرستار و خدمتکار مردان‌اند. و این‌که زنان در شاهنامه به مانند آثار دیگر ادب فارسی تحقیر شده‌اند (همان: ۲۵).

پس با توجه به آنچه گذشت، می‌توان این‌گونه پنداشت که مقام اجتماعی زن در شاهنامه برابر با مقام مرد نیست (همان: ۹۳). مردانی که همچون زنان با جواهر تزیین می‌شدند و در میان آن‌ها النگوی طلا (یاره)، گوشواره (گوشوار)، گردن‌بند (طوق) و انگشتر (انگشتری) معمول بود (همان: ۲۰۱).

منابع:

_ خالقی مطلق، جلال، ۱۳۹۵، زنان در شاهنامه، ترجمه احمد بی‌نظیر، تهران، مروارید.

_ آیدنلو، سجاد، ۱۳۹۶، «زنان در شاهنامه تحقیقی ارزشمند و ترجمه‌ای نادرخور»، فروردین و اردیبهشت، سال بیست‌وهشتم، شماره ۱.
Profile Image for امیرحسین داودوندی.
7 reviews4 followers
April 17, 2020
هرچه قدمت سلسله‌ها بیشتر می‌شد، نقش «زن» در طبقه‌ی حاکمه مهم‌تر می‌شد، در عین حال، هنرهای شکار و نیز عیش و نوش و قمار بیشتر مدنی و حتی «زن‌پسند» می‌گردید. مردان دیگر جنگجویان دلاور نبودند، بلکه «نجیب‌زادگان» بودند و لذا می‌بایستی تسلیم دشمن شوند، چه دشمن از یونان می‌آمد و چه از بیابان. در زمان رو به زوال سلسله‌های ایرانی، زنان همیشه نقش فعالی ایفا نموده‌اند.
دست‌کم پاره‌ای از مردم از خطری که شهوت جنسی سرشار می‌توانست بر زندگانی خانوادگی و حتی بر سرنوشت کشور داشته باشند آگاه بودند. از این رو کوشیدند علیه آن مبارزه کنند یا دست کم آن را کاهش دهند که چندان توفیقی نیافتند. دیدگاه زروانیستی در این مورد سخت‌گیرانه بود، بدین معنی که هوس جنسی و وسیله‌ی فرونشاندن آن آفریده‌ی شیطان بود و لذا می‌بایستی محکوم شود. (ص ۱۶۶)
3 reviews
May 26, 2019
A good introduction of women in shahnameh. Not so much comprehensive
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.