جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ تو خوشت میآد منو غافلگیر کنی، خوشت میآد من منتظر آخر قصه بمونم، ولی من ته این قصه رو از برم، نمیخواهم بهت سرکوفت بزنم فرد، من ازت نمیخوام زندگیتو عوض کنی، ازت میخوام بانکتو عوض کنی. من بانک تو نیستم. در ضمن خواهرت هم بانک تو نیست… این اسمش سرکوفت نیست، دستوره. ص30
روزگاری مترجمان خدمت بزرگتری از ترجمهکردن انجام میدادند که آن انتخاب صحیح آثار و آشنایی مردم با کارهایی بزرگ اما ناشناخته بود. میتوانستی نام نجف دریابندری یا سروش حبیبی را ببینی - و امروزه شاید آبتین گلکار - و اگر نویسنده یا اثر را نمیشناسی مطمئن باشی که مترجم نوعی محقق هم بوده و با فرهنگ و ادبیات میزبان آشنایی خوبی باشد
اما حالا آثاری را میبینی، از جمله همین اثر - که وقتی میخوانی میگویی خب که چه؟ روایتی معمولی با قلمی معمولی که حرف از روزمرگیهای پیشپاافتاده میزند و حتی در زبان اصلی هم خواننده خاصی نداشته است. حتی این نسخه ترجمه شده از کتاب را هم باید خودت به گودریدز اضافه کنی چون خوانندهای در این دنیای مجازی هم نداشته است تا به خودش زحمت اضافهکردن اثر را بدهد.
ببین من نمایشنامه مدرن دوس دارم واقعا و از این متنهایی که یه سری آدم تو یه خونه هستن و حرف میزنن زیاد خوندم و واقعا این اثر تو سبک خودش خیلی ضعیفه. نمایشنامهی اسم، آنسوی آینه، خدای کشتار به مراتب بهترن. حتی باغ آلبالو هم تو همین دسته قرار میگیره تقریبا. قراره یه سری آدم ببینیم که نشستن حرف میزنن، خب داستان خاصی که نداری، تعلیقی که نداری، اوج و فرود که نداری، همشام که اینا دارن غر میزنن و دعوا میکنن، این وسط چی باید برا من جذاب بشه؟ شخصیت، که قربونش برم اونم نداره. جوری شخصیتها تو در و دیوارن که نه میفهمی چرا دارن این کارارو میکنن نه میفهمی اصن چرا انقدر عصبیان همه. اون مهمونِ مثلاً مهم که مجری تلوزیونه تو کل نمایش نشون داده نمیشه و اصن تو اشپزخونه نمیاد. خب چرا؟ الان اون کلا تو داستان نبود چه اتفاقی برای این داستان میفتاد؟ چه خط داستانی ای حول محور این شخصیت غایب داره؟ هیچی. اصن چرا تو آشپزخونهس کل متن؟ این متن رو منتقل کنین تو اتاق اجرا بشه؟ چه فرقی میکنه؟ هیچ. یک کلام یک متن بی سر و ته و رو هوا. اومده از چخوف اسکی بره، زاییده.