فکر کن یک عمه داری، آن هم نه یک عمهی معمولی، یک عمه ی جادوگر هزار ساله. حالا باید او را توی باغچهی خانهاش بکاری. دختر عمهات که از قضا عاشقش هم هستی کنار باغچه ایستاده و اشک می ریزد. شاید با تمام این تصورات کمی از احساس اسماعیل را درک کنی پسری که در پنجاهسالگی به دنیا میآید. او باید سختترین تصمیم زندگیاش را بگیرد. یا باید زندگی اش را به سوی پیری ادامه بدهد یا به سوی کودکی. یک رمان دوجلدی ترسناک.
محمدرضا شمس نویسنده و مترجم حوزه کودک و نوجوان در سال ۱۳۳۶ در محله شاهپور تهران به دنیا آمد. از آثار ایشان میتوان به کتابهای، یک سبد سیب، خواب و پسرک، افسانه روباه حیلهگر، اگر این چوب مال من بود، روباه و خروس و… درزمینه کودک و نوجوانان، اشاره کرد. وی بعد از انقلاب با مجلات «کیهان بچهها» «رشد نوآموز»، «کودک و دانش آموز» «سروش کودک و نوجوان»، «باران» «سلام بچهها» «پوپک» و «گلک» همکاری کرد.
نسبت به سایر داستانهای کودک ایرانی واقعاً متفاوت بود. پر بود از خلاقیت و البته پیچیدگی. هم بازیِ زمانی داشت، هم بازی کلامی. خلاصه که داستان واقعاً عجیبیه. بعضی جاهاش بامزه است، بعضی جاهاش مبتکرانه است، بعضی جاهاش گیجکننده. اما نمیدونم مخاطب هدفش چطور با این اثر برخورد میکنه. برای امتیاز دادن بهش مرددم. هم خوشم اومد ازش، هم نیومد. هم دوستش داشتم، هم نداشتم. فکر کنم بهترین امتیاز برای این حالت 3 باشه.
جلد دومش هم دارم، اما نمیدونم بخونمش یا نه. به نظر رسید داستان انتهای همین جلد تموم شد (و به نظر رسید تموم نشد!) کمی کنجکاوم که جلد بعدی رو هم بخونم ببینم چی میشه.
نسبت به سایر داستانهای کودک ایرانی واقعاً متفاوت بود. پر بود از خلاقیت و البته پیچیدگی. هم بازیِ زمانی داشت، هم بازی کلامی. خلاصه که داستان واقعاً عجیبیه. بعضی جاهاش بامزه است، بعضی جاهاش مبتکرانه است، بعضی جاهاش گیجکننده. اما نمیدونم مخاطب هدفش چطور با این اثر برخورد میکنه. برای امتیاز دادن بهش مرددم. هم خوشم اومد ازش، هم نیومد. هم دوستش داشتم، هم نداشتم. فکر کنم بهترین امتیاز برای این حالت 3 باشه.
جلد دومش هم دارم، اما نمیدونم بخونمش یا نه. به نظر رسید داستان انتهای همین جلد تموم شد (و به نظر رسید تموم نشد!) کمی کنجکاوم که جلد بعدی رو هم بخونم ببینم چی میشه.
وقتی خوندمش با خودم گفتم نویسنده چه ایدههایی خوبی داشته و کاش این ایدهها رو جداجدا مینوشت. وقتی با هم نوشته انگار که حجم مطالب برای کتاب زیاده، هر بار سه شخصیتی میاد و یه چیز تخیلی که سنخیتی با قبلی نداره. به شدت ذهن آدم رو پراکنده میکنه و در نهایت از نظر من داستان درنیومده. توی جلدهای بعدی هم جرئت نویسنده رو برای ترکیب شخصیت سید ترک با گرگینه میستایم ولی باز هم ناسازگاری و غیرطبیعی بودنش تو چشم میزنه.