What do you think?


Feminist Thought: A More Comprehensive Introduction
Feminist Thought offers a clear, comprehensive, and incisive introduction to the major traditions of feminist theory, from liberal feminism, radical feminism, and Marxist and socialist feminism to care-focused feminism, psychoanalytic feminism, and ecofeminism. The fourth edition has been thoroughly revised and expanded, including a new section on existentialism as it relates to postmodern feminism in Chapter 5, and a new conclusion that contemplates third-wave feminism and the future directions of feminist theory. Chapter 6 on women of color feminisms was also significantly revised and expanded by Tina Fernandes of the University of North Carolina at Charlotte. Learning tools like the new end-of-chapter discussion questions, and the bibliography, organized by topics within chapters, make Feminist Thought an essential resource for students and thinkers who want to understand the theoretical origins and complexities of contemporary feminist debates.
440 pages, Paperback
First published January 1, 1988
About the author
Rosemarie Tong
26 books17 followersRosemarie Tong is a Distinguished Professor of Health Care Ethics in the Department of Philosophy and Director of the Center for Applied and Professional Ethics at UNC Charlotte. Receiving her Ph.D. in Philosophy from Temple University in 1978, she has come to be internationally known for her contributions to feminist thought and bioethics. Dr. Tong has authored and co-edited thirteen books, including Ethics in Policy Analysis (1985), Controlling our Reproductive Destiny: A Technological and Philosophical Perspective (1994), Feminist Approaches to Bioethics (1996), Linking Visions: Feminist Bioethics, Human Rights, and the Developing World with Ann Donchin and Sue Dodds (2004), New Perspectives in Health Care Ethics: An Interdisciplinary and Crosscultural Approach (2007) and Feminist Thought: A More Comprehensive Introduction (2008 3rd edition). She has also published over one hundred articles on topics related to feminist theory, reproductive and genetic technology, biomedical research, global bioethics, aging, and healthcare reform.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 90 reviews
December 7, 2021
یکی از عجیبترین چیزهایی که درباره فمینیسم میتونم بگم حس دافعهایه که بعضیها به این کلمه دارن. اینقدر که یه عده از این کلمه بدشون میاد، از هیتلر بدشون نمیاد. اونم بدون اینکه برای فهم این کلمه تلاش کنن و بپرسن چیه و از کجا به کجا رسیده. اگر به صورت تصادفی از این آدما بپرسید درباره فمینیسم چی میدونن اغلب نمیتونن تعریف دقیقی بهت بدن، بعضیهاشون هم میگن فمینیستها فقط به موی زیر بغل اهمیت میدن و اینچیزا. در واقع چیزی که اغلب ما درباره فمینیسم میدونیم براساس شنیدههای مبهم و البته متأثر از نگرش منفی به این کلمه در ایرانه. شاید باید با تأکید بیشتری گفت که فمینیسم نمیخواد بنیان هیچ خانوادهای رو نابود کنه، ضدمرد نیست و نمیخواد مردها رو به سزای اعمالشون برسونه. فمینیسم مادر شدن رو نفی نمیکنه؛ بلکه دنبال شرایط برابر برای زن و مرده. و این شرایط برابر یعنی زنی که باردار میشه نباید شغلش رو از دست بده، نباید به خاطر بچه بیخیال کار و علاقههاش بشه و نباید تمام بار تربیت و مراقبت از بچه بیفته رو دوشش.
یه موضوع دیگهام اینه که وقتی میری درباره این کلمه، مبارزههای پشتش، آدمایی که اومدن و دربارهش نظر دادن، تلاش کردن و یه مسیری ایجاد کردن میخونی، حداقل اتفاقی که برات میفته آگاه شدن به چیزیه که تا قبلش متوجه غیرعادی بودنش نمیشدی. حس نمیکردی یه چیزایی سر جای خودش نیست، یه بخشی از حقوق و زندگی و بدنت به واسطه مردسالاری ازت سلب شده، گرفته شده و براش تعیین تکلیف کردن.
اما این کتاب، به نظرم تا اینجا بهترین کتابی بود که درباره فمینیسم خوندم. رزمری تانگ بهجای اینکه بیاد سیر تاریخی فمینیسم رو بررسی کنه و مثل کتاب زنان در روزگارشان: تاریخ فمینیسم در غرب اتفاقات رو به ترتیب توضیح بده، میاد نظریههای مختلفی که برای فمینیسم شکل گرفته رو مجزا بررسی میکنه و آدمهای شاخص هر کدوم رو به همراه نظرشون شرح میده. مثلاً تو فمینیسم لیبرال از بتی فریدان و کتاب رازوری زنانه حرف میزنه. تو فمینیسم اگزیستانسیال از سیمون دوبووار و جنس دوم میگه و جالبه که هر جا لازم بوده پیشزمینههای اون نظریه رو هم گفته. مثلاً تو همین فصل وقتی از سیمون دوبووار و تأثیری که از کتاب هستی و نیستی سارتر گرفته حرف میزنه، اول یه شرح مختصر اما مفیدی درباره هستی و نیستی میده، اصطلاحات خاصی که سارتر استفاده کرده رو معنی میکنه و خلاصه میذاره دقیقاً بفهمی قراره بعدش چی بخونی و به کجا برسی.
دو بخش خیلی جذاب کتاب از نظر من فمینیسم رادیکال و فمینیسم روانکاوانه بود. شیوه نگاهشون به موضوع زنان رو دوست داشتم. یه خوبی دیگه این شرح دادنها اینه که رزمری تانگ نظرات مخالف هر نظریه رو میاره، مثلاً میگه اگه بتی فریدان تو فمینیسم لیبرال نظرش اینه، یه سری مخالف اون دوره پیدا شدن و نظر فریدان رو نقد کردن. اون نقدها رو هم میاره و تحلیل میکنه و میذاره به هر دو جنبه ماجرا فکر کنی.
در آخر متوجه شدم که رزمری تانگ این کتاب رو سال 1988 منتشر کرده. بهنظرم تا حد زیادی غمانگیزه. غمانگیزتر اینه که منابع ترجمهشده در این حوزه محدوده و فیلتر سانسور هم که قابل چشمپوشی نیست؛ اما خب میشه به آدمایی مثل نجمه واحدی و کسایی (فارغ از اینکه خودشون رو فمینیست بدونن یا نه) امیدوار بود که دارن کارهای کوچیک اما اثربخش انجام میدن.
یه موضوع دیگهام اینه که وقتی میری درباره این کلمه، مبارزههای پشتش، آدمایی که اومدن و دربارهش نظر دادن، تلاش کردن و یه مسیری ایجاد کردن میخونی، حداقل اتفاقی که برات میفته آگاه شدن به چیزیه که تا قبلش متوجه غیرعادی بودنش نمیشدی. حس نمیکردی یه چیزایی سر جای خودش نیست، یه بخشی از حقوق و زندگی و بدنت به واسطه مردسالاری ازت سلب شده، گرفته شده و براش تعیین تکلیف کردن.
اما این کتاب، به نظرم تا اینجا بهترین کتابی بود که درباره فمینیسم خوندم. رزمری تانگ بهجای اینکه بیاد سیر تاریخی فمینیسم رو بررسی کنه و مثل کتاب زنان در روزگارشان: تاریخ فمینیسم در غرب اتفاقات رو به ترتیب توضیح بده، میاد نظریههای مختلفی که برای فمینیسم شکل گرفته رو مجزا بررسی میکنه و آدمهای شاخص هر کدوم رو به همراه نظرشون شرح میده. مثلاً تو فمینیسم لیبرال از بتی فریدان و کتاب رازوری زنانه حرف میزنه. تو فمینیسم اگزیستانسیال از سیمون دوبووار و جنس دوم میگه و جالبه که هر جا لازم بوده پیشزمینههای اون نظریه رو هم گفته. مثلاً تو همین فصل وقتی از سیمون دوبووار و تأثیری که از کتاب هستی و نیستی سارتر گرفته حرف میزنه، اول یه شرح مختصر اما مفیدی درباره هستی و نیستی میده، اصطلاحات خاصی که سارتر استفاده کرده رو معنی میکنه و خلاصه میذاره دقیقاً بفهمی قراره بعدش چی بخونی و به کجا برسی.
دو بخش خیلی جذاب کتاب از نظر من فمینیسم رادیکال و فمینیسم روانکاوانه بود. شیوه نگاهشون به موضوع زنان رو دوست داشتم. یه خوبی دیگه این شرح دادنها اینه که رزمری تانگ نظرات مخالف هر نظریه رو میاره، مثلاً میگه اگه بتی فریدان تو فمینیسم لیبرال نظرش اینه، یه سری مخالف اون دوره پیدا شدن و نظر فریدان رو نقد کردن. اون نقدها رو هم میاره و تحلیل میکنه و میذاره به هر دو جنبه ماجرا فکر کنی.
در آخر متوجه شدم که رزمری تانگ این کتاب رو سال 1988 منتشر کرده. بهنظرم تا حد زیادی غمانگیزه. غمانگیزتر اینه که منابع ترجمهشده در این حوزه محدوده و فیلتر سانسور هم که قابل چشمپوشی نیست؛ اما خب میشه به آدمایی مثل نجمه واحدی و کسایی (فارغ از اینکه خودشون رو فمینیست بدونن یا نه) امیدوار بود که دارن کارهای کوچیک اما اثربخش انجام میدن.
February 9, 2023
یه کتاب خوب، خیلی جامع تر از سیطره جنس که قبل از این خونده بودم. البته به نظرم بد نشد که اول اون رو خوندم. چون اون خیلی کمتر وارد جزئیات می شد و فقط به کلیات نظریه ها اکتفا می کرد. برای همین ذهن رو خیلی شلوغ نمی کرد. نقشۀ سادۀ کلی رو به آدم می داد. بعد آدم می تونه بیاد سراغ این کتاب که به تفصیل نظریه پردازهای مختلف فمینیسم رو معرفی می کنه و خلاصه ای از تفکر و آثارشون و نقدهایی که به نظریاتشون وارد شده رو توضیح می ده.
در هر حال، اگر فقط یک کتاب می خواید بخونید، به نظرم این کتاب مناسب تر و جامع تر باشه.
یه کتاب دیگه هنوز در مورد فمینیسم دارم تا مرحلۀ اول سیر مطالعاتیم تموم بشه. توی مرحلۀ اول فقط می خوام با کلیت نظریه ها آشنا بشم که بیام توی باغ.
در هر حال، اگر فقط یک کتاب می خواید بخونید، به نظرم این کتاب مناسب تر و جامع تر باشه.
یه کتاب دیگه هنوز در مورد فمینیسم دارم تا مرحلۀ اول سیر مطالعاتیم تموم بشه. توی مرحلۀ اول فقط می خوام با کلیت نظریه ها آشنا بشم که بیام توی باغ.
November 21, 2021
کتابی دربارهی «فمینیسم»
یکی از پرحاشیهترین و پیچیدهرین جنبشهای تاریخ.
فمینیسم چیزی کلی نیست، به شدت پیچیدهست، و نه تنها دنبالکنندگان جریانهای مختلفش دیدگاهها و راهحلهای متفاوت و حتی ضد هم دارند، بلکه دنبالکنندگان یک زیرشاخهی خاص هم میتونند در مسائلی مثل پورنوگرافی با هم بگومگوهای زیادی داشته باشند.
این کتاب قرار نیست قانعتون کنه فمینیسم خوبه و چرا باید فمینیست شید و غیره و غیره، نه، صرفا به معرفی زیرشاخههای گوناگون فمینیسم پرداخته:
• فمینیسم لیبرال
• فمینیسم مارکسیستی
• فمینیسم رادیکال
• فمینیسم روانکاوانه
• فمینیسم سوسیالیست
• فمینیسم اگزیستانسیالیستی
• فمینیسم پسامدرن
و در کنار معرفی این زیرشاخهها و دیدگاههای فعالانش، به نقد اون از دیدگاه گروههای مخالف هم پرداخته . ممیدونید، در نهایت قضاوت دست شماست که استدلال کی رو بپذیرید.
به نظرم شروع خوبی برای مطالعه درباره فمینیسمه.
آیا فمینیسم توجه نداره که فشار زندگی بر دوش مردهاست و اونها هم آسیب میبینن؟
آیا فمینیسم یعنی مردستیزی؟
آیا حس مادری کردن در ذات و طبیعت زنهاست؟
چرا زن «دیگری»ست؟
آیا کالبد سرنوشت رو تعیین میکنه؟
رابطهی سرمایهداری و مردسالاری چطوریه؟
از دیدگاههای گوناگونی تحلیلهای متفاوت و نقدهایی به اون پاسخها خوندم. از تجربهای که داشتم راضیام و پیشنهادش میکنم.
پایان کتاب خوشگل بود و باید بذارمش:
یکی از پرحاشیهترین و پیچیدهرین جنبشهای تاریخ.
فمینیسم چیزی کلی نیست، به شدت پیچیدهست، و نه تنها دنبالکنندگان جریانهای مختلفش دیدگاهها و راهحلهای متفاوت و حتی ضد هم دارند، بلکه دنبالکنندگان یک زیرشاخهی خاص هم میتونند در مسائلی مثل پورنوگرافی با هم بگومگوهای زیادی داشته باشند.
این کتاب قرار نیست قانعتون کنه فمینیسم خوبه و چرا باید فمینیست شید و غیره و غیره، نه، صرفا به معرفی زیرشاخههای گوناگون فمینیسم پرداخته:
• فمینیسم لیبرال
• فمینیسم مارکسیستی
• فمینیسم رادیکال
• فمینیسم روانکاوانه
• فمینیسم سوسیالیست
• فمینیسم اگزیستانسیالیستی
• فمینیسم پسامدرن
و در کنار معرفی این زیرشاخهها و دیدگاههای فعالانش، به نقد اون از دیدگاه گروههای مخالف هم پرداخته . ممیدونید، در نهایت قضاوت دست شماست که استدلال کی رو بپذیرید.
به نظرم شروع خوبی برای مطالعه درباره فمینیسمه.
آیا فمینیسم توجه نداره که فشار زندگی بر دوش مردهاست و اونها هم آسیب میبینن؟
آیا فمینیسم یعنی مردستیزی؟
آیا حس مادری کردن در ذات و طبیعت زنهاست؟
چرا زن «دیگری»ست؟
آیا کالبد سرنوشت رو تعیین میکنه؟
رابطهی سرمایهداری و مردسالاری چطوریه؟
از دیدگاههای گوناگونی تحلیلهای متفاوت و نقدهایی به اون پاسخها خوندم. از تجربهای که داشتم راضیام و پیشنهادش میکنم.
پایان کتاب خوشگل بود و باید بذارمش:
هنگامی که صفحات این کتاب را مرور میکنم از رنگارنگی اندیشه هایی که زنان در ذهن پرورانده اند تا خود را از ستم برهانند بر خود میبالم و غرق در شادمانی می شوم. تردیدی نیست که برخی از این اندیشه ها زنان را به قعر کوچه های بن بست فروغلتانده اما اغلب آنها زنان را دست کم چند گامی به آزادی نزدیک تر ساخته است. از آن جا که اندیشه فمینیستی به شکل پازلی رنگارنگ است شاید تصور اولیه ای که به خواننده دست می دهد آشوب و سردرگمی، مجادله و مناقشه، چندپارگی و شکاف باشد. اما با نگاهی دقیق تر همواره می توان افق های تازه، ساختارهای تازه، و مناسبات تازه برای زندگی شخصی و سیاسی را مشاهده کرد که تمامی آنها فردا با امروز تفاوت خواهند داشت. پس برای من با ارزش ترین وجه اندیشه فمینیستی آن است که آغاز دارد اما پایان ندارد، و چون پایانی از پیش تعیین شده ندارد به هر زنی امکان میدهد که اندیشه های خود را بیندیشد. گویی که رهایی زن در گرو حقیقتی یگانه نیست بلکه چندین و چند حقیقت دست به کار رهایی زنان اند.
December 23, 2023
«فمینیسم» در ذهن بخش بزرگی از جامعهی ما به تبدیل شده به یک ایدئولوژی افراطی که باید از آن پرهیز کرد، و «فمینیست» از نظر بعضی، معادل با نوعی ناسزای سیاسی است.
این مسئله شاید به خاطر این باشد که بخشی از جامعه هنوز سنتی و مردسالار است و شاید هم به این دلیل است که چیزی که مردم، از فمینیسم میبینند، بیشتر رویکردهای غیرعقلانی یا افراطی حامیانِ آن مخصوصاً در برخی از کشورهاست. (راجع به اینکه چرا فمینیسم در جهان به این سمت رفتهاست، میشود کتابها نوشت که نوشته هم شده است)
مشکلاتی مثل قتلهای ناموسی، کودکهمسری، حق انتخاب پوشش و آزادیهای سیاسی و اجتماعی، فقط بخشی از مشکلات زنان در ایران است که فمینیسم ممکن است راه حلهایی برای آنها داشته باشد، به شرطی که فمینیسم را بشناسیم و تاریخچهی آن را بدانیم. آنگاه شاید بتوان به این سوال پاسخ داد که آیا از طیف گستردهی فمینیسم میتوان به نفع زنان و جامعه استفاده کرد یا نه.
دربارهی کتاب
«درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» ترجمهی دقیقی برای عنوان انگلیسی کتاب نیست. با این حال عنوانی مناسب برای محتوای کتاب است:
کتاب «جامع» است، چون نویسنده کوشیده مهمترین دیدگاههای فمینیستی را از مهمترین متفکران این ایدئولوژی تا زمان چاپ کتاب گرد آورد.
و واقعا «درآمد» است چون راجع به هرکدام از شاخههای جریانهای فمینیستی میشود یک کتابِ مجزا نوشت.
هر فصلِ کتاب یک شاخه از فمینیسم را از دیدگاهِ متفکرانِ مهمِ آن شاخه به ترتیبِ زمانی بررسی میکند و سپس نقدِ مخالفانِ آن شاخه آورده شده و نتیجهگیریِ مختصری هم در پایان هر فصل وجود دارد.
بحث دربارهی هرشاخهی فمینیستی در کتاب بسیار مفصل است و من میکوشم فقط چکیدهای از هر شاخه را اینجا بیاورم:
فمینسیم لیبرال
متفکران لیبرال معتقدند مشکلات زنان به خاطر محدودیتهای قانونی و عرفی است که راه را بر ورود زنان به جامعه و موفقیت آنها میبندند. آنها معتقدند این محدودیتها باید برطرف شوند و زنان و مردان از فرصتهای مساوی آموزشی و حقوق مدنیِ برابر برخوردار باشند. به عبارتی باید قوانین جامعه را منصفانه بنا نهیم تا فرصت برای رشد و پیشرفت زنان فراهم شود.
فمینسیم مارکسیست
مارکسیستها معتقدند نظام طبقاتی و مالکیت خصوصی عامل اصلی مشکلات زنان است و با وجود نظام طبقاتی امکان ندارد بتوان فرصت رشد و پیشرفت زنان را فراهم نمود. آنها معتقدند برای حل مشکلات زنان باید نظام سرمایهداری نابود شده و با نظام سوسیالیستی جایگزین شود تا ابزارِ تولید در دست همگان باشد. در این صورت وابستگی اقتصادیِ زنان به مردان از بین میرود و برابریِ آنها با مردان تحقق مییابد.
فمینیسم رادیکال
رادیکالفمینیسمها معتقدند مشکل عمیقتر از نظرات لیبرالها و مارکسیستهاست و اساساً این نظام مردسالاری است که باید ریشهکن شود و راه ریشهکن کردن نظام مردسالاری این است که نه تنها ساختارهای سیاسی و قانونی مردسالار نابود شود بلکه نهادهای اجتماعی و فرهنگی مردسالار (که عبارتاند از خانواده، کلیسا، دانشگاه و ...) باید تضعیف شوند یا از بین بروند. بیشتر آنها مخالف پذیرفتن نظم و تفاوتهای زیستشناختی بین مردان و زنان هستند و این تفاوتها را عامل تضعیف جایگاه زنان میدانند.
فمینسیم روانکاوانه
بحث فمینیستهای روانکاو عمدتاً به نظریات فروید دربارهی مراحل رشد و نمو نوزاد و عقدهی اُدیپ بازمیگردد. طبق نظریات فروید عقدهی اُدیپ باعث میشود پسران بهتر بتوانند در جامعه ادغام شوند، ولی ادغام دختران در جامعه و فرهنگ ناکامل است. زن در حاشیهی فرهنگ و در مقام کسی که بر او سیطره دارند زندگی میکند، زیرا از قدرت خود در هراس است. چنین نظراتی از جانب فروید باعث واکنش گستردهی فمینیستها شد و برخی از آنها کل قضیهی عقدهی ادیپ را زاییدهی تخیلات مردان معرفی میکنند. بعضی معتقدند باید فرضیهی عقدهی ادیپ را کاملا کنار گذاشت و بعضی دیگر معتقدند باید آن را پذیرفت ولی نه به صورتی که فروید میگفت بلکه به صورتی که نگهدارندهی ارزشهای زن باشد.
فمینیسم سوسیالیست
فمینیستهای سوسیالیست شباهت زیادی به مارکسیستها دارند، با این تفاوت که اهمیتِ نظام طبقاتی در نظر آنها کمتر و اهمیتِ تبعیض جنسیتی بیشتر است. آنان معتقدند به جای پرداختن به نظام طبقاتی و طبقهی کارگر، باید به نظام مردسالار و تبعیضهای ناشی از آن پرداخت.
فمینیسم اگزیستانسیالیست
مهمترین اثر در این شاخه از فمینیسم، کتاب «جنس دوم» اثر «سیمون دوبووار» است. در این کتاب، دوبووار بیان میکند که زنان به دلیل «دیگر بودن» ستم میبینند. مرد به عنوان هستیِ آزادی که به وجودِ خود معنا میبخشد معرفی میشود و زن به عنوان «دیگر» یا کسی که دیگران به او معنا میبخشند. دوبووار معتقد است زن باید از تعریف و برچسبهایی که وجود او را محدود میکند فراتر رود و خود را همان سازد که میخواهد باشد.
فمینیسم پسامدرن
فمینیستهای پسامدرن معتقدند نباید برای فمینیسم تعریف و هدف واحدی برگزید چون سادهسازی فمینیسم به یک عقیده یا یک تفکر، یک نوع «جزماندیشی» است که از خصوصیات مردانه است. آنها معتقدند فمینیسم یکی نیست و بسیار است، زیرا زنان یکی نیستند و بسیارند و تنوع اندیشههای فمینیستی هرچه بیشتر باشد بهتر است.
نویسنده سعی کرده تا حد امکان از اظهار نظرهای شخصی در مورد شاخههای فمینیسم خودداری کند و بیشتر به نقلقول از کتابها و شخصیتهای شخصیتهای مهم فمینیسم بپردازد.
مسئلهی آندروژن بودن
اندروژن بودن (androgyny) به معنی دارا بودنِ ویژگیهای مرد و زن به طور همزمان است. این مسئله یکی از مورد اختلافترین مسائل بین شاخههای مختلف فمینیسم است. موافقان اندروژنیِ یگانه مایلند تفاوتهای جنسیتی در جامعه کمتر شود تا عدالت جنسیتی تحقق یابد. یعنی مردان ویژگیهای زنانهی بیشتر و زنان ویژگیهای مردانهی بیشتری داشته باشند. مخالفان معتقدند «مردانگی» و «زنانگی» هر یک در جای خود ارزشمندند و نباید کوشید تفاوتهای جنسیتی را کنار گذاشت.
سایر مسائل مورد اختلاف
طیف فمینیسم چنان گسترده است که در بسیاری از مسائل مربوط به زنان دیدگاههای کاملا متضاد دیده میشود. مثلا کنترل بارداری، سقط جنین، روسپیگری، پورنوگرافی، رحِمِ اجارهای، عقیمسازی، فرزندآوری و حس مادری. این موارد در کتاب بسیار مورد بحث قرار گرفتهاند.
برای من خواندن کتاب لذتبخش بود، ولی باید گفت این کتاب هم یکی از کتابهایی است که به نظر میرسد در حال حاضر در ایران بیشتر خوانده میشود تا خارج. شاید به این خاطر که قدیمی شده (چاپی که در این ترجمه مورد استفاده قرار گرفته مربوط به ۱۹۸۹ است) یا شاید به خاطر اینکه تقسیمبندی کتاب کمی کلاسیک است یا شاید نقل قولهای فراوان برای مخاطب عام خستهکننده باشد و خارجیها کتابهای عامهپسندتر را بیشتر میپسندند.
آنچه جای خالیش در کتاب احساس میشود، دستاوردهای شاخههای مختلف فمینیسم و مقایسهی آنهاست. اینکه مثلا بتوانیم شاخصهایی برای کیفیت زندگی زنان تعریف کنیم و ببینیم این شاخصها مثلا در جوامع دارای فمینیسم لیبرال بهترند یا در جوامعی که فمینیسم مارکسیستی، اگزیستانسیالیستی، یا فمینیسم رادیکال گفتمان رایجتری هستند.
البته در پاسخ میتوان گفت هدفِ نویسنده از نوشتن این کتاب صرفا معرفی شاخههای مختلف فمینیسم بوده است نه مقایسهی دستاوردهای آنها.
کتاب ترجمهی قابل قبولی دارد و در انجام رسالتش یعنی معرفی فمینیسم و شاخهها آن بسیار موفق عمل میکند. با این حال، خوانندگان برخی از نظرات فمینیسم را خواهند پسندید و بعضی دیگر را نه.
این مسئله شاید به خاطر این باشد که بخشی از جامعه هنوز سنتی و مردسالار است و شاید هم به این دلیل است که چیزی که مردم، از فمینیسم میبینند، بیشتر رویکردهای غیرعقلانی یا افراطی حامیانِ آن مخصوصاً در برخی از کشورهاست. (راجع به اینکه چرا فمینیسم در جهان به این سمت رفتهاست، میشود کتابها نوشت که نوشته هم شده است)
مشکلاتی مثل قتلهای ناموسی، کودکهمسری، حق انتخاب پوشش و آزادیهای سیاسی و اجتماعی، فقط بخشی از مشکلات زنان در ایران است که فمینیسم ممکن است راه حلهایی برای آنها داشته باشد، به شرطی که فمینیسم را بشناسیم و تاریخچهی آن را بدانیم. آنگاه شاید بتوان به این سوال پاسخ داد که آیا از طیف گستردهی فمینیسم میتوان به نفع زنان و جامعه استفاده کرد یا نه.
دربارهی کتاب
«درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» ترجمهی دقیقی برای عنوان انگلیسی کتاب نیست. با این حال عنوانی مناسب برای محتوای کتاب است:
کتاب «جامع» است، چون نویسنده کوشیده مهمترین دیدگاههای فمینیستی را از مهمترین متفکران این ایدئولوژی تا زمان چاپ کتاب گرد آورد.
و واقعا «درآمد» است چون راجع به هرکدام از شاخههای جریانهای فمینیستی میشود یک کتابِ مجزا نوشت.
هر فصلِ کتاب یک شاخه از فمینیسم را از دیدگاهِ متفکرانِ مهمِ آن شاخه به ترتیبِ زمانی بررسی میکند و سپس نقدِ مخالفانِ آن شاخه آورده شده و نتیجهگیریِ مختصری هم در پایان هر فصل وجود دارد.
بحث دربارهی هرشاخهی فمینیستی در کتاب بسیار مفصل است و من میکوشم فقط چکیدهای از هر شاخه را اینجا بیاورم:
فمینسیم لیبرال
متفکران لیبرال معتقدند مشکلات زنان به خاطر محدودیتهای قانونی و عرفی است که راه را بر ورود زنان به جامعه و موفقیت آنها میبندند. آنها معتقدند این محدودیتها باید برطرف شوند و زنان و مردان از فرصتهای مساوی آموزشی و حقوق مدنیِ برابر برخوردار باشند. به عبارتی باید قوانین جامعه را منصفانه بنا نهیم تا فرصت برای رشد و پیشرفت زنان فراهم شود.
فمینسیم مارکسیست
مارکسیستها معتقدند نظام طبقاتی و مالکیت خصوصی عامل اصلی مشکلات زنان است و با وجود نظام طبقاتی امکان ندارد بتوان فرصت رشد و پیشرفت زنان را فراهم نمود. آنها معتقدند برای حل مشکلات زنان باید نظام سرمایهداری نابود شده و با نظام سوسیالیستی جایگزین شود تا ابزارِ تولید در دست همگان باشد. در این صورت وابستگی اقتصادیِ زنان به مردان از بین میرود و برابریِ آنها با مردان تحقق مییابد.
فمینیسم رادیکال
رادیکالفمینیسمها معتقدند مشکل عمیقتر از نظرات لیبرالها و مارکسیستهاست و اساساً این نظام مردسالاری است که باید ریشهکن شود و راه ریشهکن کردن نظام مردسالاری این است که نه تنها ساختارهای سیاسی و قانونی مردسالار نابود شود بلکه نهادهای اجتماعی و فرهنگی مردسالار (که عبارتاند از خانواده، کلیسا، دانشگاه و ...) باید تضعیف شوند یا از بین بروند. بیشتر آنها مخالف پذیرفتن نظم و تفاوتهای زیستشناختی بین مردان و زنان هستند و این تفاوتها را عامل تضعیف جایگاه زنان میدانند.
فمینسیم روانکاوانه
بحث فمینیستهای روانکاو عمدتاً به نظریات فروید دربارهی مراحل رشد و نمو نوزاد و عقدهی اُدیپ بازمیگردد. طبق نظریات فروید عقدهی اُدیپ باعث میشود پسران بهتر بتوانند در جامعه ادغام شوند، ولی ادغام دختران در جامعه و فرهنگ ناکامل است. زن در حاشیهی فرهنگ و در مقام کسی که بر او سیطره دارند زندگی میکند، زیرا از قدرت خود در هراس است. چنین نظراتی از جانب فروید باعث واکنش گستردهی فمینیستها شد و برخی از آنها کل قضیهی عقدهی ادیپ را زاییدهی تخیلات مردان معرفی میکنند. بعضی معتقدند باید فرضیهی عقدهی ادیپ را کاملا کنار گذاشت و بعضی دیگر معتقدند باید آن را پذیرفت ولی نه به صورتی که فروید میگفت بلکه به صورتی که نگهدارندهی ارزشهای زن باشد.
فمینیسم سوسیالیست
فمینیستهای سوسیالیست شباهت زیادی به مارکسیستها دارند، با این تفاوت که اهمیتِ نظام طبقاتی در نظر آنها کمتر و اهمیتِ تبعیض جنسیتی بیشتر است. آنان معتقدند به جای پرداختن به نظام طبقاتی و طبقهی کارگر، باید به نظام مردسالار و تبعیضهای ناشی از آن پرداخت.
فمینیسم اگزیستانسیالیست
مهمترین اثر در این شاخه از فمینیسم، کتاب «جنس دوم» اثر «سیمون دوبووار» است. در این کتاب، دوبووار بیان میکند که زنان به دلیل «دیگر بودن» ستم میبینند. مرد به عنوان هستیِ آزادی که به وجودِ خود معنا میبخشد معرفی میشود و زن به عنوان «دیگر» یا کسی که دیگران به او معنا میبخشند. دوبووار معتقد است زن باید از تعریف و برچسبهایی که وجود او را محدود میکند فراتر رود و خود را همان سازد که میخواهد باشد.
فمینیسم پسامدرن
فمینیستهای پسامدرن معتقدند نباید برای فمینیسم تعریف و هدف واحدی برگزید چون سادهسازی فمینیسم به یک عقیده یا یک تفکر، یک نوع «جزماندیشی» است که از خصوصیات مردانه است. آنها معتقدند فمینیسم یکی نیست و بسیار است، زیرا زنان یکی نیستند و بسیارند و تنوع اندیشههای فمینیستی هرچه بیشتر باشد بهتر است.
نویسنده سعی کرده تا حد امکان از اظهار نظرهای شخصی در مورد شاخههای فمینیسم خودداری کند و بیشتر به نقلقول از کتابها و شخصیتهای شخصیتهای مهم فمینیسم بپردازد.
مسئلهی آندروژن بودن
اندروژن بودن (androgyny) به معنی دارا بودنِ ویژگیهای مرد و زن به طور همزمان است. این مسئله یکی از مورد اختلافترین مسائل بین شاخههای مختلف فمینیسم است. موافقان اندروژنیِ یگانه مایلند تفاوتهای جنسیتی در جامعه کمتر شود تا عدالت جنسیتی تحقق یابد. یعنی مردان ویژگیهای زنانهی بیشتر و زنان ویژگیهای مردانهی بیشتری داشته باشند. مخالفان معتقدند «مردانگی» و «زنانگی» هر یک در جای خود ارزشمندند و نباید کوشید تفاوتهای جنسیتی را کنار گذاشت.
سایر مسائل مورد اختلاف
طیف فمینیسم چنان گسترده است که در بسیاری از مسائل مربوط به زنان دیدگاههای کاملا متضاد دیده میشود. مثلا کنترل بارداری، سقط جنین، روسپیگری، پورنوگرافی، رحِمِ اجارهای، عقیمسازی، فرزندآوری و حس مادری. این موارد در کتاب بسیار مورد بحث قرار گرفتهاند.
برای من خواندن کتاب لذتبخش بود، ولی باید گفت این کتاب هم یکی از کتابهایی است که به نظر میرسد در حال حاضر در ایران بیشتر خوانده میشود تا خارج. شاید به این خاطر که قدیمی شده (چاپی که در این ترجمه مورد استفاده قرار گرفته مربوط به ۱۹۸۹ است) یا شاید به خاطر اینکه تقسیمبندی کتاب کمی کلاسیک است یا شاید نقل قولهای فراوان برای مخاطب عام خستهکننده باشد و خارجیها کتابهای عامهپسندتر را بیشتر میپسندند.
آنچه جای خالیش در کتاب احساس میشود، دستاوردهای شاخههای مختلف فمینیسم و مقایسهی آنهاست. اینکه مثلا بتوانیم شاخصهایی برای کیفیت زندگی زنان تعریف کنیم و ببینیم این شاخصها مثلا در جوامع دارای فمینیسم لیبرال بهترند یا در جوامعی که فمینیسم مارکسیستی، اگزیستانسیالیستی، یا فمینیسم رادیکال گفتمان رایجتری هستند.
البته در پاسخ میتوان گفت هدفِ نویسنده از نوشتن این کتاب صرفا معرفی شاخههای مختلف فمینیسم بوده است نه مقایسهی دستاوردهای آنها.
کتاب ترجمهی قابل قبولی دارد و در انجام رسالتش یعنی معرفی فمینیسم و شاخهها آن بسیار موفق عمل میکند. با این حال، خوانندگان برخی از نظرات فمینیسم را خواهند پسندید و بعضی دیگر را نه.
May 10, 2018
این کتاب مدتها توی کتابخونهام بود و میترسیدم برم سمتش. ولی حالا که خوندنش تموم شد ناراحتم که چرا زودتر نرفتم سراغش.
برای فهم نظریات مختلف فمینیستی، بینهایت کتاب خوب و جذابیه. نه فقط هر نظریه رو به خوبی توضیح داده، بلکه بخشی رو به آوردن نقدهای وارد شده به اون نظریهها اختصاص داده و حتی گاهی اون نقدها رو هم نقد کرده.
چیزی که خیلی برام جالب بود، اینه که این کتاب هم در نهایت به دغدغه چگونگی ترکیب هویت و تفاوت یا وحدت و تفاوت میرسه که خودش رو در نظریات سوسیال فمینیستها و فمینیستهای پسامدرن نشون میده. اینکه چطور در عین به رسمیت شناختن تفاوتها، جنبش وحدتبخشی ایجاد کنیم که توانایی تغییر نظام فعلی رو داشته باشه.
برای فهم نظریات مختلف فمینیستی، بینهایت کتاب خوب و جذابیه. نه فقط هر نظریه رو به خوبی توضیح داده، بلکه بخشی رو به آوردن نقدهای وارد شده به اون نظریهها اختصاص داده و حتی گاهی اون نقدها رو هم نقد کرده.
چیزی که خیلی برام جالب بود، اینه که این کتاب هم در نهایت به دغدغه چگونگی ترکیب هویت و تفاوت یا وحدت و تفاوت میرسه که خودش رو در نظریات سوسیال فمینیستها و فمینیستهای پسامدرن نشون میده. اینکه چطور در عین به رسمیت شناختن تفاوتها، جنبش وحدتبخشی ایجاد کنیم که توانایی تغییر نظام فعلی رو داشته باشه.
February 14, 2020
3.5 stars
A great reference book for all the "western", second wave, white feminisms. Not so much for everything else.
The older editions of this book are definitely lacking for the modern reader. Initially written in 1989, the book dedicates multiple chapters to white/western feminism with almost no mention of the extensive works of women of colour and queer feminists, or to feminism outside of a 'western society' context.
However, over the years, Tong has revised and edited the text and added chapters on queer, third wave, women of colour, and global feminist thought. What I most appreciate about her is that she admits the shortcomings of the book and she's open to improvements and growth. I am basing this review on the 5th edition (2017) which is the newest one, and in my opinion, the only relevant edition.
The book starts with liberal feminism, moves on to Marxist/Socialist feminism, then introduces Radical feminism, then talks about women of colour and black feminism in the context of the united states, and then on a global scale. After these five chapters, she moves on to more philosophical schools of thought and talks about psychoanalytic, existential, poststructural, postmodern, care-focused, and ecofeminism. She ends the book with a chapter on third wave and queer feminism.
Each chapter introduces main ideas of that school of thought, quoting its important thinkers (in mostly a chronological order), expands and explains their arguments, and then includes different critiques of that school of thought. She ends each chapter with questions for discussion. There are no conclusions at the end of the book - as she mentions in the introduction: “Although all feminist perspectives cannot be equally correct, there is no need here for a definitive final say. Instead there is always room for growth, improvement, reconsideration, and expansion for true feminist thinkers. This breathing space helps keep us from falling into the authoritarian trap of having to know it all.”
What I find most useful about this book is the inclusion of critiques on each school of thought. Reading those helps keep the reader consistently challenged, helps one engage with ideas and history better, and promotes learning while not drawing conclusions too quickly or becoming a "follower" of any specific school of thought. For this reason, and because of the extensive chapters on liberal, marxist/socialist, and radical feminism (which are three huge schools of thoughts that modern mainstream feminism consistently challenges) I think this an invaluable read and a great reference book for anyone interested in feminist theory to have on their shelf.
My main beef with the book, however, is the inadequate attention given to all things global, non-western, and women of colour feminisms. Out of two chapters on women of colour, one focuses solely on the United States and various forms of Black / WOC feminisms within the context of that country, and then puts everything else, every other country and global issues, into one single chapter on postcolonial, transnational, and global feminism. I might be wrong, but I don't know why psychoanalytic, existensial/postmodern, and care-focused feminism each merit a chapter, while the entirety of the global south only gets one. I don't think that's proportionate. It is true that global south feminist movements are less known in academia, but they are not by any means less important, especially given the fact that right now, women and queer issues are significantly graver and more relevant in many developing countries, and there are authors, thinkers, and activists in the global south who have been writing and producing knowledge on their struggles for decades, and yet they don't get the coverage they deserve in books like this.
My other issue with the book is its use of outdated language when talking about queer theory and identities especially regarding trans people. The book frequently uses the word “transsexual”, not necessarily interchangeably with “transgender”, but in a rather arbitrary way, without even defining what she means by each of these words. She also sometimes uses sex and gender interchangeably in some cases. There are also some weird remarks and quotes about trans people that just rub me off the wrong way. For a reference text that’s trying to be inclusive of queer identities, and that goes into such meticulous details on terminology in other chapters, this is at best a lazy oversight and at worst some casual transphobia. Which is not ok.
I initially read the 2009 edition with a women studies book club in 2019, when I was just starting to learn about the history of feminist theories. I loved it at the time, learned a lot from it, and didn't really see its shortcomings. I revisited the book in 2022-2023, and I saw its shortcomings much more clearly, so I'm changing my initial 5 star rating.
I still think this is a worthy read for the most part. It's on my list of feminist theory readings 101 (at least the earlier chapters) it has taught me a lot and challenged my ideas. I still refer to it every time I need to look up something about liberal/socialist/older radical feminism.
However, I would suggest you take it with a grain of salt on chapters about global, WoC, and queer feminism. It has lazy shortcomings, is by no means comprehensive or even fully accurate in those parts, and there are many better reads about intersectional feminism and queer theory out there. Definitely read the book, but read other books too!
A great reference book for all the "western", second wave, white feminisms. Not so much for everything else.
The older editions of this book are definitely lacking for the modern reader. Initially written in 1989, the book dedicates multiple chapters to white/western feminism with almost no mention of the extensive works of women of colour and queer feminists, or to feminism outside of a 'western society' context.
However, over the years, Tong has revised and edited the text and added chapters on queer, third wave, women of colour, and global feminist thought. What I most appreciate about her is that she admits the shortcomings of the book and she's open to improvements and growth. I am basing this review on the 5th edition (2017) which is the newest one, and in my opinion, the only relevant edition.
The book starts with liberal feminism, moves on to Marxist/Socialist feminism, then introduces Radical feminism, then talks about women of colour and black feminism in the context of the united states, and then on a global scale. After these five chapters, she moves on to more philosophical schools of thought and talks about psychoanalytic, existential, poststructural, postmodern, care-focused, and ecofeminism. She ends the book with a chapter on third wave and queer feminism.
Each chapter introduces main ideas of that school of thought, quoting its important thinkers (in mostly a chronological order), expands and explains their arguments, and then includes different critiques of that school of thought. She ends each chapter with questions for discussion. There are no conclusions at the end of the book - as she mentions in the introduction: “Although all feminist perspectives cannot be equally correct, there is no need here for a definitive final say. Instead there is always room for growth, improvement, reconsideration, and expansion for true feminist thinkers. This breathing space helps keep us from falling into the authoritarian trap of having to know it all.”
What I find most useful about this book is the inclusion of critiques on each school of thought. Reading those helps keep the reader consistently challenged, helps one engage with ideas and history better, and promotes learning while not drawing conclusions too quickly or becoming a "follower" of any specific school of thought. For this reason, and because of the extensive chapters on liberal, marxist/socialist, and radical feminism (which are three huge schools of thoughts that modern mainstream feminism consistently challenges) I think this an invaluable read and a great reference book for anyone interested in feminist theory to have on their shelf.
My main beef with the book, however, is the inadequate attention given to all things global, non-western, and women of colour feminisms. Out of two chapters on women of colour, one focuses solely on the United States and various forms of Black / WOC feminisms within the context of that country, and then puts everything else, every other country and global issues, into one single chapter on postcolonial, transnational, and global feminism. I might be wrong, but I don't know why psychoanalytic, existensial/postmodern, and care-focused feminism each merit a chapter, while the entirety of the global south only gets one. I don't think that's proportionate. It is true that global south feminist movements are less known in academia, but they are not by any means less important, especially given the fact that right now, women and queer issues are significantly graver and more relevant in many developing countries, and there are authors, thinkers, and activists in the global south who have been writing and producing knowledge on their struggles for decades, and yet they don't get the coverage they deserve in books like this.
My other issue with the book is its use of outdated language when talking about queer theory and identities especially regarding trans people. The book frequently uses the word “transsexual”, not necessarily interchangeably with “transgender”, but in a rather arbitrary way, without even defining what she means by each of these words. She also sometimes uses sex and gender interchangeably in some cases. There are also some weird remarks and quotes about trans people that just rub me off the wrong way. For a reference text that’s trying to be inclusive of queer identities, and that goes into such meticulous details on terminology in other chapters, this is at best a lazy oversight and at worst some casual transphobia. Which is not ok.
I initially read the 2009 edition with a women studies book club in 2019, when I was just starting to learn about the history of feminist theories. I loved it at the time, learned a lot from it, and didn't really see its shortcomings. I revisited the book in 2022-2023, and I saw its shortcomings much more clearly, so I'm changing my initial 5 star rating.
I still think this is a worthy read for the most part. It's on my list of feminist theory readings 101 (at least the earlier chapters) it has taught me a lot and challenged my ideas. I still refer to it every time I need to look up something about liberal/socialist/older radical feminism.
However, I would suggest you take it with a grain of salt on chapters about global, WoC, and queer feminism. It has lazy shortcomings, is by no means comprehensive or even fully accurate in those parts, and there are many better reads about intersectional feminism and queer theory out there. Definitely read the book, but read other books too!
May 29, 2019
كتاب در هشت فصل به بررسي فمينيسم ليبرال، فمينيسم ماركسيستی، فمينیسم راديكال و مباحث توليد مثل و مادری، فمينيسم راديكال و مباحث جنسيت و ميل جنسی، فمينیسم راوانكاوانه، فمينيسم سوسياليستی، فمينيسم اگزیستانسیالیستی، و فمينيسم پسا مدرن می پردازد. که هر یک از این نگرشها پاسخ جزئی و مقطعی به «مسئله زن» بودند که در روش شناسی هم نقاط ضعف داشتند هم قوت. همینجور که نویسنده در مقدمه گفته:« اما چيزي كه همچنان مرا به وجد مي آورد تلاقی اين پاسخ هاي جزئی و مقطعی است كه با پيوستن به يكديگر از يك سو محملی میشوند برای نوحه سرايی بر ستم و عقب راندگی و سركوبی كه از ديرباز بر زنان تحميل شده است، و از سوی ديگر همگان را به تحسين اين همه زنی فرا میخوانند كه نظام را به زانو در آورده و اختيار سرنوشت خود را به دست گرفته اند و به يكديگر دلگرمی دادهاند كه همچون زن بزيند و عشق بورزند و بخندند و خشنود باشند.»
ترجمه کتاب عالیه.
ترجمه کتاب عالیه.
August 12, 2017
عنوان کتاب گویای محتوا است.
نویسنده در هشت فصل انواع اندیشه های فمینیستی را مطرح و نقدهای موجود به آن را بیان میکند، و در فصل نهم جمع بندی نهایی و نظر خود را مطرح میکند.( فمینیسم لیبرال، مارکسیست، رادیکال، روان کاوانه، سوسیالیست، اگزیستانسیالیستی و پستمدرن)
نویسنده تلاش کرده قضاوت و رای شخصی اش رو به حداقل برسونه و بنظر من درین کار موفق بوده.
ترجمه ی خانم منیژه مجموعه عراقی بسیار روان و دقیق بود، مترجم در یادداشت ابتدایی برخی نکات خاص مثل تفاوت کلمات جنس/جنسیت، مردانه/ نرینه و زنانه/مادینه و اینکه هر کدام ترجمه ای از چه لغت و مفهومی در زبان انگلیسی هستند رو توضیح داده و در ترجمه ی متن به آن پایبند بوده.
نویسنده در هشت فصل انواع اندیشه های فمینیستی را مطرح و نقدهای موجود به آن را بیان میکند، و در فصل نهم جمع بندی نهایی و نظر خود را مطرح میکند.( فمینیسم لیبرال، مارکسیست، رادیکال، روان کاوانه، سوسیالیست، اگزیستانسیالیستی و پستمدرن)
نویسنده تلاش کرده قضاوت و رای شخصی اش رو به حداقل برسونه و بنظر من درین کار موفق بوده.
ترجمه ی خانم منیژه مجموعه عراقی بسیار روان و دقیق بود، مترجم در یادداشت ابتدایی برخی نکات خاص مثل تفاوت کلمات جنس/جنسیت، مردانه/ نرینه و زنانه/مادینه و اینکه هر کدام ترجمه ای از چه لغت و مفهومی در زبان انگلیسی هستند رو توضیح داده و در ترجمه ی متن به آن پایبند بوده.
August 8, 2025
چگونه میتوان در دل طوفانِ اختلافنظرها، بر بستری ایستاد که هم جامع باشد و هم روشن؟
چگونه میتوان از لابهلای فریادها و زمزمهها، نقشهای ترسیم کرد که هم به تنوع بپردازد و هم از انسجام غافل نماند؟ آنچه پیش روی ماست، کوششی جدیست برای چنین کاری: خوانش و تحلیل جریانهایی که گاه حتی با یکدیگر دشمناند، اما در پیکرهٔ بزرگ فمینیسم کنار هم میایستند، چون به پرسشهایی مشترک میپردازند: زن چیست؟ قدرت چگونه عمل میکند؟ ستم کجاست و آزادی چهشکلی دارد؟
اثر، از یکسو کوشیده فاصلهٔ عقلانی خود را با هر جریان حفظ کند . همین ویژگی آن را به یک نقشهنگارِ بیطرف میماند که رویای دقت دارد، نه تبلیغ. از سوی دیگر، زبان اثر برخلاف بسیاری از متون نظری، همدلانه و سرراست است، این سادگیِ زبانی اما به بهای سطحینگری تمام نشده؛ بلکه در بسیاری جاها نویسنده با موشکافی مثالزدنی، تفاوتهای گاه میلیمتریِ میان نظریهها را بیرون کشیده و به خواننده امکان تأمل داده، نه فقط حفظ کردن.
اگر بخواهیم این اثر را همچون نقشهای در نظر بگیریم، میتوان گفت که جغرافیای آن تقریباً کامل است: فمینیسم لیبرال با نگاه قانونمحور و برابریطلبانهاش، فمینیسم مارکسیستی که ساختار سرمایه را دشمن اصلی میبیند، رادیکالهایی که پدرسالاری را نشانه رفتهاند، روانکاوانی که از ناخودآگاه و زبان سخن میگویند، اگزیستانسیالیستها که بر «شدنِ زن» تأکید دارند، و نهایتاً جریانهای پستمدرن که مفهوم «زن» را خود به پرسش میگیرند. هر کدام در جای خود ایستادهاند و اثر نیز منصفانه آنها را توصیف کرده است؛ نه اغراق میکند، نه تحقیر.
اما آنچه اثر را درخشانتر میکرد، همسخنی با تجربههای فراتر از غرب بود؛ نقدی که در نسخهٔ اصلیِ قدیمیتر کمتر دیده میشود و البته نویسنده در ویرایشهای بعدیاش کوشیده آن را ترمیم کند. به عنوان خوانندهای در فضای فکری ایران، جای خالی فمینیسم اسلامی، فمینیسم در جهان عرب یا حتی اشارهای کوتاه به تجربههای زنان افغانستان، هند، یا آمریکای لاتین به چشم میآید. این غیاب اگرچه در ذاتِ کار تحلیلی آسیبی وارد نمیکند، اما به آن ژرفایی نمیبخشد که خوانندهٔ غیرغربی انتظارش را دارد.
بخشی از قدرت اثر در این است که گاهی حتی خودِ نویسنده با حیرت در برابر دیدگاههای فمینیستها میایستد؛ مثلاً در فصل مربوط به فمینیسم رادیکال، نگاهش به برخی نظریههای افراطی، آمیخته با احترام و شکاکیت است. او نه آنقدر مجذوب است که همهچیز را بپذیرد، نه آنقدر مشغول نقد که نبیند این نظریهها از دل یک زندگی ملموس و رنجدیده برخاستهاند. چنین لحظاتی، اثر را انسانی و قابل لمس میکند.
با اینهمه، نباید فراموش کرد که این یک مقدمه است، نه تحلیل نهایی. نویسنده کوشیده خطوط کلی را ترسیم کند و همین کار را هم با کیفیت بالا انجام داده است، اما اگر خوانندهای انتظار دارد در یک کتاب به عمق روانشناسی لاکان یا خوانش فوکویی از جنسیت برسد، ناامید خواهد شد. کتاب نه مدعیِ تمامیت است، نه داعیهٔ تخصصی بودن دارد؛ بلکه دروازهایست رو به درک بهتر، برای آنان که میخواهند بدانند فمینیسم چه گفته، چگونه گفته، و چرا هنوز مهم است.
برای فضای فکری ایران، این اثر هم چالشبرانگیز است و هم ضروری. از سویی، ما هنوز با مفاهیم پایهای چون «جنسیت اجتماعی» یا «قدرت نهادی» دستوپنجه نرم میکنیم و از سوی دیگر، در فضای سیاسی و فرهنگیای زیست میکنیم که تصویرهای تحریفشدهای از فمینیسم رواج دارد. در این میان، چنین کتابهایی نه تنها روشنگرند، بلکه میتوانند منبع بحث و تضارب آرای جدی در دانشگاهها، حلقههای مطالعه، و فضای عمومی باشند.
اما شاید مهمتر از نقد درونمتنی، تأملی بیرونی باشد: بازتاب فمینیسم در ایران، بهویژه در فضای مجازی، گاه چنان سطحی و منحرف است که نام این جریان را به ابتذال کشانده. کسانی که بدون درک تاریخی، نظری و ریشهای از جنبشهای فمینیستی، صرفاً آن را به ژستهای ضد مرد، انکار جنس مقابل یا تعریف تقلیلیافتهای از «آزادی جنسی» تقلیل میدهند. در این میان، تصویری کاریکاتوری و تهاجمی از فمینیسم ساخته میشود که هم به اصل اندیشه ظلم میکند و هم راه هر گفتوگوی سالمی را میبندد. یکی از نقاط قوت این کتاب در آن است که راه را برای شناخت دقیق و محترمانهی رویکردهای گوناگون باز میگذارد، تا شاید بتوانیم در برابر فریادهای پوچ و هیاهوهای بیپشتوانه، بار دیگر امکان تفکر را احیا کنیم.
در سالهای اخیر، واژه «فمینیسم» در فضای ایران، بهویژه در لایههای مجازی و رسانهای، دچار نوعی سوءبرداشت جدی شده است. مفهومی که در ریشههای تاریخی و نظری خود بهدنبال رهایی، برابری، و عدالت جنسیتی بود، اینجا گاه بدل شده به ابزاری برای تخلیه خشم شخصی، ژست روشنفکری، یا نمایش عصیان بیریشهای که نه درکی از تاریخ سرکوب دارد، نه ایدهای درباره تغییر. نتیجه؟ تبدیل فمینیسم به کلیشهای تند و منفعل، که در آن بسیاری از مدعیانش، مردان را دشمن غریزی میدانند، روابط انسانی را میدان جنگ و ستیز تصور میکنند، و بهجای بازاندیشی در ساختارهای قدرت، تنها به «دشمنسازی» از جنس مقابل بسنده میکنند.
این فمینیسم جعلی، نه توان ساختن دارد، نه میل گفتوگو. تنها کاری که میکند تقلیل مسئله پیچیده و عمیق برابری، به سطح شعارهای تهاجمی و دوقطبی است: یا با ما، یا علیه ما. حالآنکه حتی رادیکالترین فمینیستهای تاریخ نیز هرگز منکر نقش مردان در ساختارهای مقاومت یا همبستگی نبودهاند. تقلیل فمینیسم به جنگی جنسیتی، صرفاً از فقر فلسفی و ناتوانی در تحلیل اجتماعی میآید؛ چیزی که متأسفانه در برخی جریانهای فکری معاصر ایران بهشدت دیده میشود.
این کتاب، با آنکه در بستر فکری غربی نوشته شده، اما پنجرهای به فمینیسمی باز میکند که از این تنگناها بسیار دور است. فمینیسمی که نه برای حذف مرد، که برای تغییر انسان تلاش میکند. فمینیسمی که بهجای تفرقه، بر همبستگی تأکید دارد. و شاید مهمتر از همه، راهی است برای بازنگری در پرسشهایی که ما کمتر از آنها میپرسیم: ساختارهای پنهان قدرت چگونه بازتولید میشوند؟ سکوت چگونه بدل به فرمانبرداری میشود؟ و چرا گاهی رهایی، تنها در بازتعریف «دشمن» گم میشود؟
در این بستر، نقد برخی روایتهای سطحی و ژورنالیستی از فمینیسم، نه تنها نفی فمینیسم نیست، که دفاع از جوهرهی اصیل و انسانی آن است.
خواندن این کتاب نه فقط برای دانشجویان رشتههای علوم اجتماعی، بلکه برای هر کسی که به تجربهٔ زن بودن، روابط قدرت، یا ساختارهای اجتماعی علاقه دارد، سودمند است. نه به این دلیل که حقیقت نهایی را میگوید، بلکه چون ما را وا میدارد به پرسش: چرا هنوز درباره زن بودن باید جنگید، اندیشید، نوشت؟
چگونه میتوان از لابهلای فریادها و زمزمهها، نقشهای ترسیم کرد که هم به تنوع بپردازد و هم از انسجام غافل نماند؟ آنچه پیش روی ماست، کوششی جدیست برای چنین کاری: خوانش و تحلیل جریانهایی که گاه حتی با یکدیگر دشمناند، اما در پیکرهٔ بزرگ فمینیسم کنار هم میایستند، چون به پرسشهایی مشترک میپردازند: زن چیست؟ قدرت چگونه عمل میکند؟ ستم کجاست و آزادی چهشکلی دارد؟
اثر، از یکسو کوشیده فاصلهٔ عقلانی خود را با هر جریان حفظ کند . همین ویژگی آن را به یک نقشهنگارِ بیطرف میماند که رویای دقت دارد، نه تبلیغ. از سوی دیگر، زبان اثر برخلاف بسیاری از متون نظری، همدلانه و سرراست است، این سادگیِ زبانی اما به بهای سطحینگری تمام نشده؛ بلکه در بسیاری جاها نویسنده با موشکافی مثالزدنی، تفاوتهای گاه میلیمتریِ میان نظریهها را بیرون کشیده و به خواننده امکان تأمل داده، نه فقط حفظ کردن.
اگر بخواهیم این اثر را همچون نقشهای در نظر بگیریم، میتوان گفت که جغرافیای آن تقریباً کامل است: فمینیسم لیبرال با نگاه قانونمحور و برابریطلبانهاش، فمینیسم مارکسیستی که ساختار سرمایه را دشمن اصلی میبیند، رادیکالهایی که پدرسالاری را نشانه رفتهاند، روانکاوانی که از ناخودآگاه و زبان سخن میگویند، اگزیستانسیالیستها که بر «شدنِ زن» تأکید دارند، و نهایتاً جریانهای پستمدرن که مفهوم «زن» را خود به پرسش میگیرند. هر کدام در جای خود ایستادهاند و اثر نیز منصفانه آنها را توصیف کرده است؛ نه اغراق میکند، نه تحقیر.
اما آنچه اثر را درخشانتر میکرد، همسخنی با تجربههای فراتر از غرب بود؛ نقدی که در نسخهٔ اصلیِ قدیمیتر کمتر دیده میشود و البته نویسنده در ویرایشهای بعدیاش کوشیده آن را ترمیم کند. به عنوان خوانندهای در فضای فکری ایران، جای خالی فمینیسم اسلامی، فمینیسم در جهان عرب یا حتی اشارهای کوتاه به تجربههای زنان افغانستان، هند، یا آمریکای لاتین به چشم میآید. این غیاب اگرچه در ذاتِ کار تحلیلی آسیبی وارد نمیکند، اما به آن ژرفایی نمیبخشد که خوانندهٔ غیرغربی انتظارش را دارد.
بخشی از قدرت اثر در این است که گاهی حتی خودِ نویسنده با حیرت در برابر دیدگاههای فمینیستها میایستد؛ مثلاً در فصل مربوط به فمینیسم رادیکال، نگاهش به برخی نظریههای افراطی، آمیخته با احترام و شکاکیت است. او نه آنقدر مجذوب است که همهچیز را بپذیرد، نه آنقدر مشغول نقد که نبیند این نظریهها از دل یک زندگی ملموس و رنجدیده برخاستهاند. چنین لحظاتی، اثر را انسانی و قابل لمس میکند.
با اینهمه، نباید فراموش کرد که این یک مقدمه است، نه تحلیل نهایی. نویسنده کوشیده خطوط کلی را ترسیم کند و همین کار را هم با کیفیت بالا انجام داده است، اما اگر خوانندهای انتظار دارد در یک کتاب به عمق روانشناسی لاکان یا خوانش فوکویی از جنسیت برسد، ناامید خواهد شد. کتاب نه مدعیِ تمامیت است، نه داعیهٔ تخصصی بودن دارد؛ بلکه دروازهایست رو به درک بهتر، برای آنان که میخواهند بدانند فمینیسم چه گفته، چگونه گفته، و چرا هنوز مهم است.
برای فضای فکری ایران، این اثر هم چالشبرانگیز است و هم ضروری. از سویی، ما هنوز با مفاهیم پایهای چون «جنسیت اجتماعی» یا «قدرت نهادی» دستوپنجه نرم میکنیم و از سوی دیگر، در فضای سیاسی و فرهنگیای زیست میکنیم که تصویرهای تحریفشدهای از فمینیسم رواج دارد. در این میان، چنین کتابهایی نه تنها روشنگرند، بلکه میتوانند منبع بحث و تضارب آرای جدی در دانشگاهها، حلقههای مطالعه، و فضای عمومی باشند.
اما شاید مهمتر از نقد درونمتنی، تأملی بیرونی باشد: بازتاب فمینیسم در ایران، بهویژه در فضای مجازی، گاه چنان سطحی و منحرف است که نام این جریان را به ابتذال کشانده. کسانی که بدون درک تاریخی، نظری و ریشهای از جنبشهای فمینیستی، صرفاً آن را به ژستهای ضد مرد، انکار جنس مقابل یا تعریف تقلیلیافتهای از «آزادی جنسی» تقلیل میدهند. در این میان، تصویری کاریکاتوری و تهاجمی از فمینیسم ساخته میشود که هم به اصل اندیشه ظلم میکند و هم راه هر گفتوگوی سالمی را میبندد. یکی از نقاط قوت این کتاب در آن است که راه را برای شناخت دقیق و محترمانهی رویکردهای گوناگون باز میگذارد، تا شاید بتوانیم در برابر فریادهای پوچ و هیاهوهای بیپشتوانه، بار دیگر امکان تفکر را احیا کنیم.
در سالهای اخیر، واژه «فمینیسم» در فضای ایران، بهویژه در لایههای مجازی و رسانهای، دچار نوعی سوءبرداشت جدی شده است. مفهومی که در ریشههای تاریخی و نظری خود بهدنبال رهایی، برابری، و عدالت جنسیتی بود، اینجا گاه بدل شده به ابزاری برای تخلیه خشم شخصی، ژست روشنفکری، یا نمایش عصیان بیریشهای که نه درکی از تاریخ سرکوب دارد، نه ایدهای درباره تغییر. نتیجه؟ تبدیل فمینیسم به کلیشهای تند و منفعل، که در آن بسیاری از مدعیانش، مردان را دشمن غریزی میدانند، روابط انسانی را میدان جنگ و ستیز تصور میکنند، و بهجای بازاندیشی در ساختارهای قدرت، تنها به «دشمنسازی» از جنس مقابل بسنده میکنند.
این فمینیسم جعلی، نه توان ساختن دارد، نه میل گفتوگو. تنها کاری که میکند تقلیل مسئله پیچیده و عمیق برابری، به سطح شعارهای تهاجمی و دوقطبی است: یا با ما، یا علیه ما. حالآنکه حتی رادیکالترین فمینیستهای تاریخ نیز هرگز منکر نقش مردان در ساختارهای مقاومت یا همبستگی نبودهاند. تقلیل فمینیسم به جنگی جنسیتی، صرفاً از فقر فلسفی و ناتوانی در تحلیل اجتماعی میآید؛ چیزی که متأسفانه در برخی جریانهای فکری معاصر ایران بهشدت دیده میشود.
این کتاب، با آنکه در بستر فکری غربی نوشته شده، اما پنجرهای به فمینیسمی باز میکند که از این تنگناها بسیار دور است. فمینیسمی که نه برای حذف مرد، که برای تغییر انسان تلاش میکند. فمینیسمی که بهجای تفرقه، بر همبستگی تأکید دارد. و شاید مهمتر از همه، راهی است برای بازنگری در پرسشهایی که ما کمتر از آنها میپرسیم: ساختارهای پنهان قدرت چگونه بازتولید میشوند؟ سکوت چگونه بدل به فرمانبرداری میشود؟ و چرا گاهی رهایی، تنها در بازتعریف «دشمن» گم میشود؟
در این بستر، نقد برخی روایتهای سطحی و ژورنالیستی از فمینیسم، نه تنها نفی فمینیسم نیست، که دفاع از جوهرهی اصیل و انسانی آن است.
خواندن این کتاب نه فقط برای دانشجویان رشتههای علوم اجتماعی، بلکه برای هر کسی که به تجربهٔ زن بودن، روابط قدرت، یا ساختارهای اجتماعی علاقه دارد، سودمند است. نه به این دلیل که حقیقت نهایی را میگوید، بلکه چون ما را وا میدارد به پرسش: چرا هنوز درباره زن بودن باید جنگید، اندیشید، نوشت؟
June 26, 2026
فمینیسم. نظریههای فمینیستی. حقوق زنان
کتابی بسیار مفید و خواندنی در باب آرا و دیدگاههای گوناگون فمینیستی است. این کتاب را در دو بازهی زمانی جداگانه خواندم؛ نیمی از آن را مطالعه کرده بودم که به دلایلی رهایش کردم، اما امسال دوباره به سراغش رفتم و صفحات باقیمانده را با دقت بیشتری خواندم.
نکتهی جالب این کتاب، گردآوری و معرفی طیف گستردهای از نظریههای فمینیستی است. گویی این دیدگاهها همچون پازلی رنگارنگ در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هر یک از زاویهای متفاوت، راهکاری برای رهایی زنان از انواع تبعیض و ستم ارائه میکنند. در خلال مطالعه، بهخوبی میتوان تفاوتها، اشتراکها و حتی اختلافات میان جریانهای مختلف فمینیسم را مشاهده کرد. هرچند برخی از این جریانها، به نظر من، گاه از هدف اولیهی خود فاصله گرفتهاند یا دچار افراط شدهاند، اما نمیتوان نقش و تلاش آنان را در طرح مسائل مربوط به حقوق زنان و ایجاد تغییرات اجتماعی نادیده گرفت.
از دیگر نقاط قوت کتاب، زبان روان و ترجمهی سلیس آن است که مطالعهی مباحث نسبتاً پیچیدهی نظری را آسانتر و لذتبخشتر میکند. در مجموع، این اثر برای کسانی که میخواهند با تاریخچه، جریانها و نظریههای اصلی فمینیسم آشنا شوند، منبعی ارزشمند و قابل تأمل است.
نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی
رزمری تانگ
ترجمهی منیژه نجم عراقی
انتشارات نی
👇👇👇
کتابی بسیار مفید و خواندنی در باب آرا و دیدگاههای گوناگون فمینیستی است. این کتاب را در دو بازهی زمانی جداگانه خواندم؛ نیمی از آن را مطالعه کرده بودم که به دلایلی رهایش کردم، اما امسال دوباره به سراغش رفتم و صفحات باقیمانده را با دقت بیشتری خواندم.
نکتهی جالب این کتاب، گردآوری و معرفی طیف گستردهای از نظریههای فمینیستی است. گویی این دیدگاهها همچون پازلی رنگارنگ در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هر یک از زاویهای متفاوت، راهکاری برای رهایی زنان از انواع تبعیض و ستم ارائه میکنند. در خلال مطالعه، بهخوبی میتوان تفاوتها، اشتراکها و حتی اختلافات میان جریانهای مختلف فمینیسم را مشاهده کرد. هرچند برخی از این جریانها، به نظر من، گاه از هدف اولیهی خود فاصله گرفتهاند یا دچار افراط شدهاند، اما نمیتوان نقش و تلاش آنان را در طرح مسائل مربوط به حقوق زنان و ایجاد تغییرات اجتماعی نادیده گرفت.
از دیگر نقاط قوت کتاب، زبان روان و ترجمهی سلیس آن است که مطالعهی مباحث نسبتاً پیچیدهی نظری را آسانتر و لذتبخشتر میکند. در مجموع، این اثر برای کسانی که میخواهند با تاریخچه، جریانها و نظریههای اصلی فمینیسم آشنا شوند، منبعی ارزشمند و قابل تأمل است.
نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی
رزمری تانگ
ترجمهی منیژه نجم عراقی
انتشارات نی
👇👇👇
December 4, 2021
This is an excellent introduction to the history of feminism for people who aren't familiar with it.
July 18, 2018
باید این رو بذارن توی کتابهای عمومی مدارس و دانشگاهها.
October 27, 2021
A wonderful account on the main streams of thought in feminist philosophy and, I would say, pragmatism. Definitely a great starting point, and by the way, an important one for everyone to read, because I am sick and tired of one equating "feminism" with activities limited to opening the door for oneself (which is not a feminist thing but just good manners that men should possess). I can now see how flat, stereotyped and stupid the popular connotation of the word "feminism" is and how deep its struggles are. Of course, not all people can be philosophers, but it seems to me that 80% of population does not even have the simplest reflective powers and abilities.
This is one of the best books I've bought for myself, because it is also an introduction, though very concise, to many other crucial themes such as psychology and Freudism, existentialism, postmodernism, philosophy of economics, etc.
This is one of the best books I've bought for myself, because it is also an introduction, though very concise, to many other crucial themes such as psychology and Freudism, existentialism, postmodernism, philosophy of economics, etc.
June 24, 2025
هنوز نمیدونم با فمنیسم کجا میایستم – مسلماً حرفشون به طور کلی منطقیه ولی نسبت ستم بر زنان با بقیهی ستمها و اهمیت حرف زدن در مورد زنان در این زمانهی خاص و این که کدوم شاخه از فمنیسم درستتر حرف میزنه هنوز برام گنگن – اما این کتاب خلاصهی جامعی بود از آنچه که فمنیستها و فمنیسمهای مختلف گفتهن و این که بر چه اساسی اون حرفها رو زدن و این که چرا حرفهاشون اهمیت داره. اگرچه کمی قدیمی، جامع و دقیق و راهگشا بود.
(باورم نمیشه بالاخره تمومش کردم، منت خدای را عزوجل.)
(باورم نمیشه بالاخره تمومش کردم، منت خدای را عزوجل.)
May 6, 2013
Mostly comprehensive of second-wave, middle-class, straight white lady feminisms, and not so much on all the others.
The section on multicultural/global/postcolonial feminisms is horrible, and frequently confuses Savior theorists for actual postcolonial thought, splendidly missing the point. Please just go read Black Feminist Thought, Feminism on the Border, and some non-Western feminists instead. Feminists of Color are rarely to be found in the book - Mary Daly gets about 7x the amount of coverage that bell hooks does, and none of the coverage mentions any of Daly's more controversial opinions.
The section on postmodern/third wave is muddled and confusing, and she doesn't seem to be particularly sure what the actual thoughts are, just that she's not a fan of them. According to Tong, the second wave had at least 6 distinct schools of thought (or 7, if multicultural is a second wave phenomenon instead of a third wave one), but the third wave is largely homogenized despite her critique of it being that it doesn't homogenize enough. The section largely reads as a "kids today" rant than a synthesis of critical theory. It's also not clear why postmodern is included with third wave, given that most of the postmodern thinkers she cites were writing during the second wave.
Her coverage of the Sex Wars gives quite a bit more coverage to the radical-cultural side, shows it entirely as a second-wave radical feminism phenomenon without looking at it as a second-wave/third wave phenomenon, and totally skips over the extent to which the Sex Wars contributed to the idea that feminism is anti-sexism for straight ladies, and queer theory is anti-sexism for queer ladies. (In fact, the term "queer theory" is totally missing from the book.) Additionally, radical feminism appears to magically end before the radical-cultural side went on a transphobic bender. How lucky of radical feminism to, apparently, end in the early '80s.
In short, the book doesn't do much to answer many of the biggest criticisms of feminism, instead choosing to ignore those criticisms and voices. However, if what you're really looking for is the difference between Betty Friedan and Robin Morgan, this is a great book.
The section on multicultural/global/postcolonial feminisms is horrible, and frequently confuses Savior theorists for actual postcolonial thought, splendidly missing the point. Please just go read Black Feminist Thought, Feminism on the Border, and some non-Western feminists instead. Feminists of Color are rarely to be found in the book - Mary Daly gets about 7x the amount of coverage that bell hooks does, and none of the coverage mentions any of Daly's more controversial opinions.
The section on postmodern/third wave is muddled and confusing, and she doesn't seem to be particularly sure what the actual thoughts are, just that she's not a fan of them. According to Tong, the second wave had at least 6 distinct schools of thought (or 7, if multicultural is a second wave phenomenon instead of a third wave one), but the third wave is largely homogenized despite her critique of it being that it doesn't homogenize enough. The section largely reads as a "kids today" rant than a synthesis of critical theory. It's also not clear why postmodern is included with third wave, given that most of the postmodern thinkers she cites were writing during the second wave.
Her coverage of the Sex Wars gives quite a bit more coverage to the radical-cultural side, shows it entirely as a second-wave radical feminism phenomenon without looking at it as a second-wave/third wave phenomenon, and totally skips over the extent to which the Sex Wars contributed to the idea that feminism is anti-sexism for straight ladies, and queer theory is anti-sexism for queer ladies. (In fact, the term "queer theory" is totally missing from the book.) Additionally, radical feminism appears to magically end before the radical-cultural side went on a transphobic bender. How lucky of radical feminism to, apparently, end in the early '80s.
In short, the book doesn't do much to answer many of the biggest criticisms of feminism, instead choosing to ignore those criticisms and voices. However, if what you're really looking for is the difference between Betty Friedan and Robin Morgan, this is a great book.
February 11, 2009
Easy to understand, but really white.
January 23, 2012
I almost wrote "a comprehensive introduction," then I realized that's in the title. Anyway, it's true.
May 6, 2023
مگر جز این چه داریم برای خواندن؟
یکی دو گزینه بیشتر پیش رویمان نیست. گویی این موضوع از ممیزی رد نمی شود. شاید هم خیالات برم داشته.
خواندش از اواخر آذر شروع شد، جمعی میخواندیم، هفته ای یکی. امتحان هایی آمد و پیوستگی اش را گسست، اما با همان کشتی شکسته آمدیم و تمامش کردیم. کتاب در 1989 نوشته شده، ورژن جدید همین کتاب در 2016 ای چیزی منتشر شده ولی ترجمه ما همین قدیمی است. کتاب مفصل و قشنگی است، برای هر کدام از نحله های فمینیسم، حرف متفکرین اصلی را آورده و بعد هم نقد هایی که به آن وارد است. در مورد حرف های خیلی از این متفکران که در واقع متاثر از یکی از مکاتب جنرال ترند، مقدمه های توضیحی خوب و کارآمدی میگوید. مثلا برای توضیح دوبوار اول در مورد سارتر توضیح میدهد، یا در فصل روانکاوی تا جایی که در توانش است، و این توان خیلی نیست انصافا، در مورد مبانی کار فروید توضیحاتی می دهد تا بشود فمینیست های روانکاو را فهمید. این یعنی کتاب برای مخاطبی که از قبل با این سنت های انتقادی آشنا نیست هم مناسب است و بهره ی کافی را خواهد برد. چنانکه در تجربه ما این اتفاق افتاد.
جمعی خواندنش عذاب و لذت توامان بود. اگر تکی میخواندم شاید همان دی بهمن جمع میشد، شاید هم ناقص میماند تا ابد. اینطوری هم کنسل شدن و عدم تعهد در این حدی که من دارم کمی ناراحت کننده بود. البته قرار نیست مدعی باشم که چرا بقیه مثل من بیکار نیستند و در ایالت میزری نمی زیند، نه؟
حالا که مرور میکنم کلی نکته و حاشیه دارم که در جلسات مرور گفته ام و میدانم، اما برای نوشتنش حوصله ندارم.
مجموعا در راه حل هم با موقعیت بغرنجی مواجهیم. کی قرار است اتفاقی بیفتد و چگونه ؟ خود رزمری تانگ هم نمیداند، اطلاعی ندارد
این کتاب را قرار نبود من اول بخوانم. قرار بود تو بخوانی و نخواندی. هیچ. چقدر عالیست همه چیز، پروردگارا، سپاس
یکی دو گزینه بیشتر پیش رویمان نیست. گویی این موضوع از ممیزی رد نمی شود. شاید هم خیالات برم داشته.
خواندش از اواخر آذر شروع شد، جمعی میخواندیم، هفته ای یکی. امتحان هایی آمد و پیوستگی اش را گسست، اما با همان کشتی شکسته آمدیم و تمامش کردیم. کتاب در 1989 نوشته شده، ورژن جدید همین کتاب در 2016 ای چیزی منتشر شده ولی ترجمه ما همین قدیمی است. کتاب مفصل و قشنگی است، برای هر کدام از نحله های فمینیسم، حرف متفکرین اصلی را آورده و بعد هم نقد هایی که به آن وارد است. در مورد حرف های خیلی از این متفکران که در واقع متاثر از یکی از مکاتب جنرال ترند، مقدمه های توضیحی خوب و کارآمدی میگوید. مثلا برای توضیح دوبوار اول در مورد سارتر توضیح میدهد، یا در فصل روانکاوی تا جایی که در توانش است، و این توان خیلی نیست انصافا، در مورد مبانی کار فروید توضیحاتی می دهد تا بشود فمینیست های روانکاو را فهمید. این یعنی کتاب برای مخاطبی که از قبل با این سنت های انتقادی آشنا نیست هم مناسب است و بهره ی کافی را خواهد برد. چنانکه در تجربه ما این اتفاق افتاد.
جمعی خواندنش عذاب و لذت توامان بود. اگر تکی میخواندم شاید همان دی بهمن جمع میشد، شاید هم ناقص میماند تا ابد. اینطوری هم کنسل شدن و عدم تعهد در این حدی که من دارم کمی ناراحت کننده بود. البته قرار نیست مدعی باشم که چرا بقیه مثل من بیکار نیستند و در ایالت میزری نمی زیند، نه؟
حالا که مرور میکنم کلی نکته و حاشیه دارم که در جلسات مرور گفته ام و میدانم، اما برای نوشتنش حوصله ندارم.
مجموعا در راه حل هم با موقعیت بغرنجی مواجهیم. کی قرار است اتفاقی بیفتد و چگونه ؟ خود رزمری تانگ هم نمیداند، اطلاعی ندارد
این کتاب را قرار نبود من اول بخوانم. قرار بود تو بخوانی و نخواندی. هیچ. چقدر عالیست همه چیز، پروردگارا، سپاس
August 28, 2018
همانطور که از اسم کتاب مشخص است این کتاب درباره نظریه های فمینیستی ست. یعنی پا را فراتر از بیان کلیات جنبش فمینیسم میگذارد و به بیان نظریه های این جنبش،افراد مطرح در آن و نقد این نظریات میپردازد.نکته دیگر این است که دست روی نکات کلیدی و حساس هرکدام از گونه ای فمینیستی گذاشته است و آن را بولد کرده است به همین خاطر تنها با نگاه به فهرست کتاب میتوان غیر از روال تاریخی به اندیشه های خاص هرگونه فمینیستی پی برد.
December 6, 2018
I was assigned to read this book for an introduction to feminism class I took at college. On a whole, I would say that the authors of this book did a pretty good job of remaining impartial when describing the different viewpoints of various feminist groups. The authors did include sections where they voiced their views on whatever theory they had been talking about so you could read what they thought. I feel that the authors did their best to include discussions of all the different types and theories of feminism, including white, women-of-color, international, and queer feminisms. I think this is a worthwhile textbook for anyone wanting to learn the basics of many kinds of feminist thought.
June 6, 2015
ترجمهی نجم عراقی روان و عالیه. یک مزیت خوشایند کتاب اینه که در انتهای هر فصل بعد از توضیح یک نظریه، نقدهایی که مکاتب دیگه به اون نظریه وارد کردند رو هم مطرح کرده. من که کیف کردم.
Merged review:
خیلی کتاب خوشخوان و شسته رفته ای بود. مکاتب فمینیستی رو در فصل های جداگانه معرفی کرده، و در هر فصل بعد از معرفی، نقدهایی رو که فمینیست های دیگه به اون مکتب وارد می دونن رو مطرح می کنه و آخر هر فصل هم یه جمع بندی مختصری از کل فصل می کنه. ترجمه ی کتاب حرف نداره، نمایه های کتاب، واژه نامه ی انگلیسی و فارسی و منابع برای مطالعات بیشتر و پاورقی هاش خیلی کامل و درست حسابی تنظیم شده که کمتر کتاب ترجمه شده ای تو حوزه ی علوم انسانی میشه پیدا کرد که همه ی اینا رو داشته باشه
Merged review:
خیلی کتاب خوشخوان و شسته رفته ای بود. مکاتب فمینیستی رو در فصل های جداگانه معرفی کرده، و در هر فصل بعد از معرفی، نقدهایی رو که فمینیست های دیگه به اون مکتب وارد می دونن رو مطرح می کنه و آخر هر فصل هم یه جمع بندی مختصری از کل فصل می کنه. ترجمه ی کتاب حرف نداره، نمایه های کتاب، واژه نامه ی انگلیسی و فارسی و منابع برای مطالعات بیشتر و پاورقی هاش خیلی کامل و درست حسابی تنظیم شده که کمتر کتاب ترجمه شده ای تو حوزه ی علوم انسانی میشه پیدا کرد که همه ی اینا رو داشته باشه
February 6, 2022
این کتاب فوق العادهست. چیززیادی نمیتونم بگم. بسیاری از تصوراتتون رو دگرگون میکنه و دید بسیار وسیع تری بهتون میده.
فقط گاهی فهم توضیحاتش بدون کمی پیش زمینه داشتن از مکاتب مختلف سخته و می تونست راحت تر باشه (برای مثال برای من فهم بخش پسامدرنش سخت بود و درباره مارکسیسم که کمی پیش زمینه داشتم میدیدم اون ها رو داره خیلی پیچیده بیان میکنه ) که به خاطر خوب بودن کتاب میشه در نظرش نگرفت.
همین طور بعضی وقت ها خوب ترجمه نشده که البته نمیشه هم زیاد خرده گرفت چون معادل پیدا کردن برا این واژه های جدید و پیچیده واضحا سخته.
این کتاب رو قطعا باز هم میخونم.
فقط گاهی فهم توضیحاتش بدون کمی پیش زمینه داشتن از مکاتب مختلف سخته و می تونست راحت تر باشه (برای مثال برای من فهم بخش پسامدرنش سخت بود و درباره مارکسیسم که کمی پیش زمینه داشتم میدیدم اون ها رو داره خیلی پیچیده بیان میکنه ) که به خاطر خوب بودن کتاب میشه در نظرش نگرفت.
همین طور بعضی وقت ها خوب ترجمه نشده که البته نمیشه هم زیاد خرده گرفت چون معادل پیدا کردن برا این واژه های جدید و پیچیده واضحا سخته.
این کتاب رو قطعا باز هم میخونم.
July 8, 2021
This is a must read.
March 19, 2020
دسته بندی خوب و جامعی در نظریه های فمنیستی داشت ، تو کناب به ترتیب فمنیسم لیبرال، مارکسیستی، رادیکال ، روان کاوانه، سوسیالیستی، اگزیستانسیالیستی و پسا مدرن رو بررسی میکنه. از این جهت که دید منظم تری به هر کدوم از دسته ها توی ذهن ایجاد میکنه کتاب شسته و رفته ای به حساب میاد اما از دسته بندی نباید به مفهوم رتبه بندی و برتری یک گروه به گروه دیگه رسید.
کتاب رو هم میشه به ترتیب فصل بندی خوند ، هم اگه ی آشنایی قبلی با کلیت موضوع داشته باشید میتونید رندم بنا به نیاز بخونید
کتاب رو هم میشه به ترتیب فصل بندی خوند ، هم اگه ی آشنایی قبلی با کلیت موضوع داشته باشید میتونید رندم بنا به نیاز بخونید
June 12, 2025
Çok iyi bir feminism 101 kitabı. İlk önce feminist akımlar ve belli başlı temsilcilerinin görüşleri ve sonra o görüşlere yönelik eleştiriler ve sonuç bölümünden oluşuyor. Deep dive değil haliyle. Tazelenmek için iyi yine de.
August 23, 2026
A decent starting point for anyone trying to wrap their head around what feminism actually is, its core theories, and its main streams.
January 21, 2025
شخصا فکر می کنم یک زمانی این کتاب در مطالعات مربوط به زنان نه دقیقا راهگشا که آغاز کننده بوده ولی الان نظریه ها و شاخه های فمنیسم چنان پیچیده شده اند و رشد کرده که با این سبک از دسته بندی ها نمی شه واقعا فهمید چی بوده و چی شده و چی قرار هست که بشه. در ضمن در حال حاضر فاکتورهایی مثل جغرافیای فرهنگی و تاریخی خیلی در بحث های مربوط به فمینیسم مطرح می شوند و با دسته بندی های صرفا سیاسی ؟! نمی شه همه چیز را ساده توی یک کشو مخصوص خودش گذاشت. به نظرم کتاب های بهتری هستند که من البته هنوز نخوندم:))) ولی ریویوهاشون و نظر دوستان در موردشون نشون می ده که عمیق تر و جامع تر حتی پایه های فمنیسم را توضیح داده اند.
July 12, 2025
There's a reason my university's bookstore liquidated these for $2 each. Read any other textbook.
Chapter by chapter review of the 4th ed.:
Liberal Feminism: Great short overview of first and second wave feminism
Radical Feminism: Many of the "thinkers" covered are TERFs. At no point does Tong ever acknowledge this side of radical feminism, which is inextricably linked with many of the gender essentialist views covered in the chapter. Cowardly.
Marxist and Socialist Feminism: I never realized how much productive work in our societies is done for free and entirely unacknowledged. This chapter had the largest impact on me. Fantastic stuff.
Psychoanalytic and Care-Focused Feminism: I came into this chapter with a dim view of psychoanalysis, but I made a real effort to be open minded. I had never encountered anything which, when taken with an open mind, didn't have at least some merit. That was until now. Maybe I lack the foundations or maybe this chapter just covers it poorly, but oh my god how is psychoanalysis taken seriously. If marxism, postmodernism, and the like are are lenses through which to view the world, then psychoanalysis is a kaleidoscope. It does not reflect reality, nor is it useful in any way, but I guess it's trippy if you're into that kinda thing. But don't skip this chapter! The section on care-focused feminism was really thought provoking. Maybe the best section in the book. I just wish it had made an effort to identify the place of care-focused ethics within (meta)ethical philosophy more broadly.
Existentialist and Postmodern Feminism: Existentialism is a marginal improvement over psychoanalysis. The postmodernist section was the only section to really grapple with what sex and gender are, which is a big part of what I was hoping to get from this book. The section was way too short and the author didn't seem all too interested.
Women of Color Feminisms: This chapter spends a lot of time telling you that the struggles of different women are different and very little time telling you how they're different. Acknowledging the lack of coverage of POC within feminism is important, but actually covering the issues they face would've been better. The marxist feminists make a cameo and it's great.
Ecofeminism: TERFs make an evil cameo and the marxists, for a second time, were the stars of the show. Vegan feminism got a kinda snubbed. But it honestly doesn't really belong in this chapter. Animal rights are much more closely related to human rights than to ecosystem rights.
Chapter by chapter review of the 4th ed.:
Liberal Feminism: Great short overview of first and second wave feminism
Radical Feminism: Many of the "thinkers" covered are TERFs. At no point does Tong ever acknowledge this side of radical feminism, which is inextricably linked with many of the gender essentialist views covered in the chapter. Cowardly.
Marxist and Socialist Feminism: I never realized how much productive work in our societies is done for free and entirely unacknowledged. This chapter had the largest impact on me. Fantastic stuff.
Psychoanalytic and Care-Focused Feminism: I came into this chapter with a dim view of psychoanalysis, but I made a real effort to be open minded. I had never encountered anything which, when taken with an open mind, didn't have at least some merit. That was until now. Maybe I lack the foundations or maybe this chapter just covers it poorly, but oh my god how is psychoanalysis taken seriously. If marxism, postmodernism, and the like are are lenses through which to view the world, then psychoanalysis is a kaleidoscope. It does not reflect reality, nor is it useful in any way, but I guess it's trippy if you're into that kinda thing. But don't skip this chapter! The section on care-focused feminism was really thought provoking. Maybe the best section in the book. I just wish it had made an effort to identify the place of care-focused ethics within (meta)ethical philosophy more broadly.
Existentialist and Postmodern Feminism: Existentialism is a marginal improvement over psychoanalysis. The postmodernist section was the only section to really grapple with what sex and gender are, which is a big part of what I was hoping to get from this book. The section was way too short and the author didn't seem all too interested.
Women of Color Feminisms: This chapter spends a lot of time telling you that the struggles of different women are different and very little time telling you how they're different. Acknowledging the lack of coverage of POC within feminism is important, but actually covering the issues they face would've been better. The marxist feminists make a cameo and it's great.
Ecofeminism: TERFs make an evil cameo and the marxists, for a second time, were the stars of the show. Vegan feminism got a kinda snubbed. But it honestly doesn't really belong in this chapter. Animal rights are much more closely related to human rights than to ecosystem rights.
January 17, 2020
This book is organised around the many schools of feminist thought rather than the successive waves and provides a good introduction to second wave radical and liberal feminism as well as marxist/socialist feminism. Tong also includes several criticisms of each school of thought and the first 3 chapters serve as an easily accessible reader to second wave feminism in general.
The book makes little reference to gender performativity and sexuality however and only makes passing reference to intersectionality in its women of colour chapter. The book thus becomes a bit muddled in its second half as its narrow focus prevents from giving certain topics more critical context.
The book makes little reference to gender performativity and sexuality however and only makes passing reference to intersectionality in its women of colour chapter. The book thus becomes a bit muddled in its second half as its narrow focus prevents from giving certain topics more critical context.
February 29, 2016
خیلی کتاب جامعی در مباحث مربوط به فمنیست هاست قبل از این کتاب زنان در روزگارشان رو خوانده بودم آن هم کتاب خوش خوانی بود اما آن کتاب به لحاظ تاریخی و بر اساس دوره های زمانی فمنیست را معرفی می کرد اما این کتاب فمنیست را در مکاتب مختلف معرفی کرده و بیشتر نظریه های فمنیست را مطرح کرده و به طور کلی از این شکل دسته بندی خوشم آمد.
Displaying 1 - 30 of 90 reviews


























