خیلی با این کتابها خاطره دارم در حقیقت من با این کتابها بزرگ شدم عموی عزیزم وقتی شیش سالم بودم ده جلد اول کتاب رو به عنوان کادو تولدم برام خرید :) [الان بعد از گذشت این همه سال از اون ده جلد فقط یکیش مونده] مدام مامانمو مجبور میکردم برام اون کتابارو بخونه:)تا وقتی که خودم خوندن و نوشتن یاد گرفتم ، در طول دوران اول دبیرستان همه ذوق و شوقم به این بود که میتونم از این این به بعد خودم این کتابامو بخونم سال چهارم دبستان که بودم کتابخونه مدرسمون راه اندازی شد توی کتابخونه مدرسه چشمم به مجموعه ی 20 جلدی این کتاب افتاد یه جورایی شوکه شده بودم "وای خدا یعنی ده جلد دیگه هم باسه کتاب نوشتن؟"سریع از قفسه کتابا برداشتمشو بعد از نگاه کردن به عکس ده داستان جدید (پشت جلد)کتاب رو از کتابخونه قرض گرفتم :) یادم نمیره، کل اون روز رو باسه تموم شدن زنگ مدرسه لحظه شماری می کردم و منتظر بودم برسم خونه و این کتابو بخونم :) اینقدر عاشق کتاب شده بودم که همش به بقیه بچه ها میگفتم برن این کتابو از کتابخونه بگیرن سالها گذشت... 14 سالم بود که بالاخره بعد از کلی اسرار کردن بالاخره بابام منو برای اولین بار به نمایشگاه کتاب برد، اونجا حکم بهشت رو برام داشت دنیا دنیا کتابهای قشنگ و رنگارنگ،یکی از بهترین روزایی بود که داشتم ،تا اونجایی که تونستم کتاب خریدم:)داشتیم برمیگشتیم که غرفه بزرگ و قشنگه انتشارت بنفشه رو دیدم (فک کنم اونسال رنگ غرفه شون بنفش بود) وارد شدم و چشمم به مجموعه ی فسقلی ها خورد ،ده جلد دیگه هم اضافه کرده بودن:) خیلی خوشحال شدم از اونجایی که دیگه پولی برام باقی نمونده بود به بهونه داداش 5 ساله ام بابامو راضی کردم 30 جلد کتابو تک تک بخره :)همین کارم تا چندسال بهونه دستم داد که رفیقامو مجبور کنم باهام بیان سمت غرفه های کودک و نوجوان تا کتابایی که داداشم پاره یا گم کرده بود رو بخرم و مجموعه رو کامل نگه دارم
اگه برادر یا خواهر کوچک دارید یا اگه برای فرزندتون دنبال کتاب خوب میگردید، شک نکنید این بهترین کتابیه که میتونید براش بخرید
خدایا کتاب موردعلاقه بچگیم😭 انقدر که من با این مجموعه خاطره دارم انگار فقط سالهایی که همراه با این کتاب بزرگ شدم فقط تو ذهنم حک شده! و دقیقا یادمه کل مجموعه شو یه جا داشتم تا ۱۰ ۱۲ سالگیم دیگه پوسیده بود😂 تا اینکه خدا رحم کرد و با کتابهای دیگری آشنا شدم🦥
چند روز پیش میخواندم که پژوهشی نشان میدهد آوردن نمونه عکس برای کودکان در داستانها، از لحاظ تربیتی تأثیر عکس دارد. یاد فسقلیها افتادم. تقریباً تمام داستانها همین مسیر را طی میکنند. کودکی که مثلاً خجالتی است یا کودکی که پرخور است. جدا از این که این پژوهش چه قدر دقیق بوده و... من رو برد به خاطرات خودم... هر چه که بود؛ روی من تأثیر داشت فسقلی ها!
بچه که بودم, تا یه سنی انقدر مریض بودم که مدام پام تو مطب و درمانگاه بود. یادمه یه دوره ای برام چندتا آمپول نسخه پیچیده بودن که هر روز برم درمانگاه بزنم. اگه اون روز بدون جیغ و داد انجام میشد, برگشتنی جایزه کتاب میتونستم بردارم. منم اون زمان خیلی این مجموعه رو با دفترای رنگ آمیزی صرفا بخاطر طرحای روی جلدشون دوست داشتم. اکثرا هم نایاب بود توی مغازه های کتاب و لوازم التحریر اما اگه اون روز بین کتابا بود, قطعا برش میداشتم. با این حال هیچ وقت نشد کامل کتاباشو بخونم یا داشته باشم. اگه کسی بهم هدیه میداد, حکم بهترین و نایاب ترین هدیه رو برام داشت. این مجموعه کتابا منو یاد اون دوران سخت ولی شیرین کودکیم میندازن.
دخترخالهم خریدهتش و همش ازم میخواد براش بخونم:) یاد بچگیم میفتم که چقدر اینارو دوست داشتم. جالب اینجا بود که هربچه تا آخرش اخلاق گند خودشو داشت و صفحه آخر یکهو تصمیم میگرفت عوض شه🙄😆 خلاصه خوندنش نوستالژی خیلی لذت بخشی بود=)
+این ریویو صرفا برای این است که اگر شماهم باهاش خاطره دارید برید بخونید! اصلنم به خاطر اضافه کردن الکی کتاب به گودریدز نیست!🙄 پ.ن: تازه آقای شرابیانی هم توی کتاب هاشون اضافه کردن. اینجوری نگا نکنین🤪
اولین کتابی که خوندم از این مجموعه 23 امیش بود:) سالی سلامت ...یه جورایی اولین کتابایی که خوندم اینا بودن و با اینا بود که کتابخون شدم ، پنج شیش سالم بود و عشق میکردم با اینا از همون موقع هم ب کم راضی نمیشدم ، علاوه بر جلدای تکیش این مجموعه کلیشو هم گرفتم...
من عاشق اين بچه ها بودم. خاله ام براى دختر خاله م ميخوندشون، و من اون موقع دوم دبستان بودم. اين كتابا در نتيجه براى من سطحشون پايين بود و برام نميخريدن. من اونا رو موقعى كه ميرفتم ديدن دختر خاله م ميخوندم و عاشقشون بودم. اولينش لى لى لجبازه بود، بعدم شوشو شكمو و بقيه بچه ها :) از هالى حال به هم زن تا كاكا كثيفه
این سری کتاب بدون این که بخواد غیرمستقیم به بچه ها پیام بده در حین روایت داستان باانتخاب شخصیت هایی که1خصلت خوب/بد بارز دارن و اتفاق هایی که به تبع این خصلت براشون می افته پیامش رو به بچه ها منتقل می کنه چیز جالبی که توی این کتاب ها هست می تونه توی صفحه ی آخر اون ها خلاصه بشه که وقتی اون شخصیت به اشتباهاتش پی برده و تصمیم گرفته که اون رو کنار بذاره یهو تو صفحه آخر به طرز بانمکی همون کارای قبلش رو انجام می ده و خیلی خنده داره :)) اما خب اون بچه تصمیم عوض شدن گرفته و این مهمه. تصویرگری کتابا هم رئالن و خیلی جالب باز هم تاکید روی صفحه ی آخر کتاباست که هم تصویرگری و هم داستان خنده دار می شه.
اول دبیرستان که بودیم عارفه کنار دیوار تقریبا شمال غربی حیاط مدرسه نشسته بود و درگیر صحت. وسط جمله هاش یهو شنیدم که گفت: ما کل دوره سه جلدیشو داریم. با خودم گفتم : فک کن! از یه کتاب سه جلدش رو هم داره و تا الان نگفته بود. جدا که خضوع این آدم مات کننده است. و درسته ک�� میگن آدم هرچی پرتر باشه و عمیق تر، کمتر سعی در جلب توجه داره. هیچی اومدم خونه چشمم افتاد به دوره سی جلدی فسقلی های نازنینم که داشت خاک می خورد پ.ن: بچگیام عاشق این کتاب بودم. اسم شخصیت ها شم خیلی دوست داشتم. تو باز کردن کتاب هم خیلی دقت می کردم چون کتاب خیلی شیک و قشنگی بود! جلدش با بقیه کتابام فرق داشت. تونی گراس عزیز مرسی(:
جزو اولین مجموعه کتاب هایی بود که توی دوران کودکیم خوندم،یادمه هر وقت دختر خوبی بودم و مادر و پدرم ازم راضی بودن به عنوان تشویق و جایزه یک جلد از این مجموعه رو واسم میخریدن،یادمه اوایل که خوندن و نوشتن بلد نبودم،انقدر مامانم این داستانارو برام خونده بود که خودم از حفظ داستانشو میگفتم،بعد که رفتم کلاس اول دیگه میتونستم خودم داستان ها رو بخونم و این خیلی حس خوبی داشت برام....(خیلی دوستشون داشتم)
اولین کتابایی بود که خوندم، البته تاریخچهی من باهاشون برمیگرده به قبل از سواددار شدنم. شبها با مادرم مینشستیم و برام این کتابارو میخوند تا اینکه بزرگتر شدم و روی کلماتش نشانه گذاشتن تا بتونم خودم بخونمشون:") هرکدوم وبارها و بارها خوندم تا جایی که داستان رو حفظ شدم و فهمیدم که یه علاقهای بین و من این موجود عجیبی که بهش میگن "کتاب" داره بوجود میاد. موردعلاقههام هم "شوشوی شکمو" و "هالی حالبهم زن" بود که یکیشون دو صفحهاش پاره شده بود و اونیکی کلا گم شده بود؛ هنوزم پیدا نشده.
این کتاب خیلی داستان های با مزه ای دارد.من از داستان آنا خانم خانم ها خیلی خوشم آمد.در این داستان آنا دوست داشت همیشه بزرگ باشد.من این کتاب را به همه ی بچه ها پیشنهاد می کنم.
هر وقت دلم برا کودکیم تنگ میشه میام ورقه های این کتابو ورق میزنم و همه خاطراتم زنده میشه یادم میاد خیلی کوچیک بودم که هنوز سوادی نداشتم و عمه نازنینم هر کدوم از این جلد ها رو برام میخرید و خودش برام می خوند بعد کم کم خوندن نوشتنو یاد گرفتمو منو با این مجموعه ۳۰ جلدی آشنا کرد که خیلی کیف کردم💙