"If you had a giraffe, and he stretched another half... ...If you gave him a flute, and he played tooty-toot... ...If you found an old trunk and inside was a skunk..."
And so it goes until... but that would be telling. Children will be kept in stitches until the very end, when the situation is resolved in the most riotous way possible.
Shel Silverstein's incomparable line drawings add to the hilarity of his wildly funny story. In this book you'll find delightfully zany rhymes about a giraffe who accumulates some ridiculous things – like glue on his shoe and a bee on his knee – only to lose them again, one by one.
Shel Silverstein was the author-artist of many beloved books of prose and poetry. He was a cartoonist, playwright, poet, performer, recording artist, and Grammy-winning, Oscar-nominated songwriter.
Shel Silverstein will perhaps always be best loved for his extraordinary books. Shel’s books are now published in more than 47 different languages. The last book that was published before his death in 1999 was Falling Up
عمو شل همیشه در داستان های کودکانه اش معنای قشنگی برای گفتن داره. او میخاد به ما و بچه ها نشون بده که داشتن همه چیز یعنی شلوغی و دست و پاگیری و نه خوشبختی پس بیایید از بودن با زرافه دوست داشتنی مون لذت ببریم و بیخیال یه زرافه و نیم با موشی توی کلاهش، با لباس شیک و ماهش، با گلسرخی رو دماغش، با صندلی روی موهاش، با ماری کیک به دهان و...بشیم :)
دیروز تولد شاگردم بود و من از چند روز قبل مجموعه کتابهای عمو شلبی رو آنلاین براش سفارش داده بودم تا سورپرایز بشه. و خب امروز صبح شد ~(^ . ^)~ کتابها دو زبانه هستن با تصویرگریهای عالی و جذاب به شدت نوستالوژیک اینو باهم خوندیم و کلی خندیدیم. فکر کنم من از اون بیشتر حال کردم.
یه داستان دوست داشتنی دیگه مناسب برای همه بچه های۱ تا ۱۲۰ سال از عمو سیلورستاین عزیز. ماچ به اون کله کچل ت . راجع به این داستان ، ریویو خوب زیاد هست فقط چند تا نکته ریز به ذهنم رسید که تکراری هم نباشه ؛
اول از همه اینکه این داستان به خوبی دنیای بی حد وحصر تخیل بچه ها رو نشون میده اونهایی که با بچه ها سرو کار دارن این قضیه رو راحت درک میکنن تخیل سیال اونا هیچ محدویت و قانون خاصی رو نمی پذیره و اونا غالباً این تخیل رو تونقاشی هاشون ، داستان هاشون و بازی هاشون میریزن و بنابراین مثلا اینکه شما یه زرافه ببینی ( یا هرچی ) که با کشیدن کش بیاد و بزرگ بشه یا مثلا به پاش یه ماری که در حال خوردن کیک هست وصل باشه یا یه نهنگ بزرگ به دمش آویزون باشه نه تنها عجیب یا خنده دار نیست بلکه یه چیز معمولی و عادی هست. و مثلا می بينيم که اول داستان شازده کوچولو بچه هه از اینکه بقیه نمی تونن ماری که یه فیل قورت داده رو تو نقاشی ش ببینن و اونو شکل کلاه میبینن اتفاقا تعجب میکنه.این جریان از تفکر جادویی بچه ها میاد (magical thinking ) که معمولا از سه تا شش سالگی توشون خیلی قوت داره .یعنی تو این سن تخیل بچه هیچ محدودیتی برای ترکیب واقعیت و خیال نمیشناسه و دنیا رو با قوانین خودش میبینه نه با منطق بزرگترها این البته از ویژگی های طبیعی رشد ذهنی شون هست و در واقع داره پایه گذاری انجام میشه برای رشد " تفکر انتزاعی " ( فکر کردن دریاره مفاهیم کلی مثل آزادی و عدالت یا فرضیه های علمی ) در آینده . یعنی کودک داره یاد میگیره چیزهایی رو فراتر از اونچه که میبینه تصور کنه .پس این شکل داستان پردازی و تصویر سازی نشون میده که نویسنده تا چه حد با دنیای بچه ها ، تخیلاتشون و روانشناسی کودک آشنایی داره.
داستان کتاب درباره یه پسر کوچولو هست با زرافه ش .پسر اول از همه میخواد زرافه ش بزرگتر شه پس گردنش و میکشه و در نتیجه حالا زرافه بزرگتری داره حالا هر چه که میره جلو اون چیزای بیشتری برای زرافه ش میخواد یه کلاه واسه سرش میخواد که توش یه موش باشه ، یه دست کت و شلوار واسه تنش میخواد یه شاخه گل واسه سوراخ دماغش میخواد با یه زنبور روش و همین جور میره جلو و چیزهای بیشتر ...
این قضیه " همه چیزو خواستن " در بچه ها مقوله عجیبه و گاها برای والدین آزاردهنده ،بچه ها تو یه سن هایی همه چیز و برای خودشون میخوان و فکر میکنن هر چه که میبینن رو باید به دست بیارن و دنیا رو کاکل خواست اونا میچرخه و هر چه بیشتر داشته باشن بهتره . خب روانشناس ها سعی کردن به روش های مختلف اینو توضیح بدن که البته به نظرم مهم ترین هاش اینا اومد ؛
۱- ژان پیاژه، روانشناس رشد تو نظریه رشد مرحله ای خودش میگه بچه ها تو مرحله پیش عملیاتی که سنین دو تا هفت سال هست "خود محور"هستن ( Egocentrism) بچه فکر میکنه دنیا باید مطابق خواسته های اون بچرخه و هر چیزی ببینه فورا میخواد وفکر میکنه همه چیز برای دیگران هم همون طوری که اون میبینه و تجربه میکنه هست و با توجه به اون تفکر جادویی هم که داره این دو تا یه ترکیب سمی میزنن و لابد به این نتیجه میرسه" دنیا نامحدود و هر چیزی امکانپذیر پس چرا نباید هم چیز مال من باشه؟ "
۲- من مالکی ( mine stage) خصوصا تو بچه های دو تا چهار سال بچه مدام میگه " این مال من " " بِدش من "حتی چیزهایی که مال دیگران باشه که این بخشی از روند شکل گیری هویت فردی هست .چون داره مرزهای خودش با دنیای بیرون تعریف میکنه.
۳-اصل لذت جویی یا لذت فوری فرویدی (pleasure principle) ؛ تو این سنین تمرکز رو لذت جسمی و فوری و پرهیز از هر گونه ناراحتی هست .این اصل پایه رشد روانی و یادگیری کنترل امیال در مراحل بعدی هست که البته با رشد کودک " اصل واقعیت" جایگزین میشه .
همه اینا که بالا گفتیم یه علت بیولوژیک از زاویه رشد مغزی کودک داره ؛ تو رشد مغزی کودک منطقه آمیگدالا (Amygdala) که بخش اصلی پردازش هیجان هست ( ترس ، خشم ، حس مالکیت و.. ) زودتر فعال میشه ( داستان "بادام "از وون پیونگ یادتوته ؟اونجا یون جائه کلا قسمت آمیگدالا ش رشد نکرده و هیجان رو درک نمیکنه ) ولی قشر خاکستری پیش پیشانی که مسئول کنترل هیجان و تصمیم گیری منطقی هست دیرتر به بلوغ میرسه در نتیجه کودک تو این سن بیشتر با "مغز هیجانی " زندگی میکنه تا با " مغز منطقی " . یه خبر خوب هم واسه پدر مادرا اینکه این قشر پیش پیشانی تا حدود اوایل بزرگسالی یعنی ۲۰ تا ۲۵ سال هنوز به رشد کاملش نمیرسه در نتیجه تا قبل این سال ها همینی که هست 🤷🏻♀️:))). و تازه تو سن بلوغ ۱۲ تا ۱۸ سال موج جدیدی از خودمحوری پیاژه ای بروز میکنه:)) با رشد کودک این خصوصیت "خودمحوری" کم رنگ تر میشه ولی نکته مهمش اینه که تو اون سنین، نباید سرکوب یا خاموش بشه یا اینکه بچه به حال خودش گذاشته بشه بلکه باید این خصوصیت با روش هایی کنترل و کانالیزه بشه .چون اگه مغز ، محیط یا تربیت کمک نکنه این خصوصیت از یه مرحله طبیعی رشد به یه ویژگی پایدار شخصیتی مثل خودشیفتگی تبدیل میشه که اتفاقا یکی از روش ها همین اشتراک گذاری یا بخشیدن و رها کردن هست که سیلورستاین قصد داره به بچه ها آموزش بده .
بچه داستان ما بعد اینکه کلی چیز میز به این ور اون ور زرافه ش آویزون کرد تازه فهمید این همه چیز چقدر دست و پا گیر هست و نمی تونه دیگه حتی با زرافه ش بازی کنه پس شروع میکنه به رها سازی و بخشیدن و همدلی.
و این همون روندی هست که معمولا تو روانشناسی رشد کودک بهش می رسن . خودمحوری = همه چیز و برای خودم میخوام تجربه فشار خستگی از این خواستن و داشتن در نهایت یادگیری رها کردن ، بخشیدن،به اشتراک گذاشتن و همدلی . داستان ضمن اینکه سرگرم کننده هست یه پیام تربیتی برای بچه ها و یه یادآوری برای همه مون داره ؛ " حذف چیزای اضافی و سبک سازی ذهن و محیط ،انرژی مثبت و راحتی بیشتری به همراه میاره "
داستان رو حتما به انگلیسی بخونید در غیر این صورت اون بازی زبانی آهنگین از دست میدید و بی مزه میشه عملا .
مدتی بود که میخواستم دوباره سراغ شل سیلوراستاین عزیز برم و همهی آثارش رو به انگلیسی بخونم. کتابهاش از محبوبترین کتابهای کودکی و نوجوانیم بودند. به لطف دوستی که همهی فایلها رو برام فرستاد، کارم راحتتر شد و امشب سراغ یک زرافه و نصفی رفتم
شعر از داشتن یک زرافه که کِش میاد و بزرگتر میشه شروع میشه و بهش همینجور انواع و اقسام چیزها اضافه میشه. قافیهی ساده و ریتم تکراری و سرگرمکنندهی شعرش برای امشب که قلبم سنگینه پادزهر خوبی بود
این داستانی است در مدح اصالت سادگی آزادی از قیود تحمیلی و رهایی از بندهای خود خواسته و نخواسته بهتر است دست از ناخنک زدن به هر چیزی برداریم از فرو رفتن در بحر هر چیزی از شلوغ کردن محیط پیرامون خود با آدم ها کارها دیتاها و چیزها چیزهای زیاد و متنوع شاید بهتر باشد آنقدر چیزها را حمل نکنیم ظواهر دست و پاگیری که دائما سادگی و اصالت ما را از ما سلب میکند مثل مشغولیت هایی که برای ذهن خود میتراشیم ولی با به دست آوردن نیست که میتوانیم هویت خود را پیدا کنیم برعکس بیشتر آن را گم میکنیم مفهوم واقعی وجود ما به هیچ کدوم از اندوخته های ما نیست یا به گفتهای که در مقدمه کتاب آمده: یک زرافه شاد و رها بودن بهتر است از یک زرافه و نیم بودن با کلی القاب تحمیلی به درد نخور. سعی نکنیم یک چیز زیبا مثل گل سرخی را به زور نوک دماغ خود یا کسی بچسبانیم و زنبورهای وزوزویی که روزی ما را نیش زدهاند را با خود حمل کنیم کافیاست زرافه باشیم یک زرافه خالی *** بخش دوم کتاب هم شامل اشعار کوتاهتری است که برخی از آن ها بسیار عمیق و قشنگن *** ترجمه چیستا یثربی، مشتمل بر دو کتاب است که در اصل اینها یک کتاب نبودند و بخش دوم یعنی خواب مارلین خوشگله از کتابی با عنوان stauff & nunsense انتخاب شده اند
گفتار اندر معرفی نویسندهی کتاب شل سیلوراستاین(عمو شل)، نویسنده، شاعر، کاریکاتوریست و خوانندهی آمریکاییست که آثارِ دوستداشتنیِ او که برای سنینِ کودکان خلق شده پس از مرگِ او نیز ماندگار مانده است و در ایران نیز ترجمه و چاپِ آثارِ او مورد اقبال و توجهِ مردم قرار گرفته است.
گفتار اندر محتوای کتاب من پیشتر یک اثرِ دیگرِ عموشل به نامِ «آقای باکلاه آقای بیکلاه» را خوانده بودم و نویسنده موفق شده بود با طنازیهای قلم و تصویرگریِ خود من را بخنداند، این کتاب یک لول از لحاظِ تصویرگری پایینتر از آن کتاب بود و البته همچنان بامزه بود برای من و دوستش داشتم و در مورد مطالب به نظرم تنها محتوایی که یک کودک میتواند از آن دریافت کند این است که اول و آخرِ همه چیز خودمان هستیم، ما میتوانیم پول، خانه، ماشین، تلفن همراه و هر چیزی که در این دنیا وجود دارد را اتفاقی یا با رنج و زحمت بدست آوریم اما اگر روزی همهی اینها را از دست بدهیم باز هم خودمان وجود داریم، خودِ خودِ واقعیِ ما هنوز وجود دارد و از دست دادنِ آن چیزهای فرعی باعثِ کم شدن از شخصیتِ روح و اخلاقیاتِ ما نمیشود.
نقلِ قولنامه "اگر یک زرافه داشتی و زرافه به اندازهی نیم زرافه کش میامد، آنوقت یک زرافه و نیم داشتی ... ."
کارنامه با مقایسهی این کتاب با سایرِ کتابهای مشابه ۳ستاره برای این کتاب منظور میکنم. یک ستاره بخاطرِ تصویرگریِ معمولی و یک ستاره بخاطرِ محتوای کمِ داستان.
دانلود نامه فایلِ پیدیافِ کتاب را ساختم و در کانال قرار دادم، در صورت نیاز میتوانید کتاب را از لینک زیر میتوانید آنرا دانلود نمایید. https://t.me/reviewsbysoheil/192
« یک زرافه و نیم» نوشته شل سیلور استاین، کتابیست درباره ی : زرافه.. 😶 اگر شما هم مثل من دوست دارید بدونید داشتن یک زرافه و نیم چه حسی داره، چند دقیقه وقت بذارید و این کتاب رو بخونید... :) پ. ن: آخرش خیلی خوب بود.. 😂😂😂 پ. ن٢: شاید بهتر باشه که از همون اول فقط یه زرافه داشته باشیم، نه بیشتر و نه کمتر!؛)
استاد عزیزمان، عمو شل میفرمایند: بیخیال کار و بار بیخیال درس و مشق بیخیال برنامه های آینده بیخیال حسرتای گذشته بیخیال چپ بیخیال راست بیخیال پول و مول بیخیال مریضی بیخیال کرونا بیخیال تیزی ابروی معشوق بیخیال این همه شلوغی بیخیال پیچیدگیای زندگی کلا بیخیال خودشو بچسب، خودِ خودِ زندگیو ...:)
این داستان دربارهی دوری از تجملات و نزدیکی به سادهزیستیه! ولی بیا یه جور دیگه به این داستان کودکانه نگاه کنیم: اگه یه آهنربا داشتهباشی و اندازهی نیمآهنربای دیگه بکشیش چی میشه؟ یه آهنربا و نیم داری! اونوقت یه نیم ساعت که راه بری کلی سوزنتهگرد و گیره و میخ و سکه و... بهش گیر میکنه! حتما یه جایی میرسه که از بس آهنربات سنگینشده نمیتونی یه برادهی آهن دیگه رو همرات ببری... اونجا ست که یهویی یادت میافته که هر کدوم این چیزا رو باید یه جایی یا به یه کسی بسپری و ساعتهای دیگه بدون اون چیزا راه بری. آهنربا بد نیست ولی همیشه هم خوب نیست، یهسره شدن و یهکارهشدن کلا خوب نیست.
میدونی اگه آهنربایی بلد نباشی نمیتونی هیچی رو بگیری تا چه برسه به اینکه بتونی رهاش کنی... پس هیچ تجربهای نمیتونی بهدستبیاری... هیچ پیشرفتی نمیکنی. پس آهنربایی باش که بتونی آهنران (راندن، دور کردن) هم باشی. اونجوری کلی عشق و حال میکنی که این همه چیز داشتی و باهاش اینو اونو خوشحال کردی... پس واسه اینکه این تجربهها رو داشتهباشی باید راه بری و چیزایی که گیر میکنه به آهنربات رو تو جای درستش جا بذاری...
حالا تو متن بالا بهجای «آهنربا»، «ذهن» بنویس! و اون چیزایی که بهش گیر میکنه رو اندیشههای خوب و بد. هر چیزی که به ذهنت میاد رو اگه مزاحمه دور بریز و اگه خوبه بهوقتش به زبون بیار یا از اونم بهتر رو کاغذ بیار! چون ذهن آدمیزاد گنجایش این همه فکر و خیالات رو نداره.
این کتاب دوتا مفهوم برای من داشت؛ اول اینکه اگر زرافه رو روح و فکر خودمون تصور کنیم و همهی اون وسایل باهاش رو افکار و مسائل مختلف؛ جمع کردن اون همه وسیلهی به درد نخور مثل چیزهای بیهودهای هست که ما توی زندگی با خودمون همراه میکنیم که فقط باعث آشفتگی، دستوپاگیر بودن، آسیب دیدن ما میشن. پس چیزهای بیهوده رو رها کنیم و از روح خودمون توقع کش اومدن مثل یه پلاستیک رو نداشته باشیم. مثل گردن زرافه. دوم اینکه، یاد بگیریم بخشنده باشیم. وقتی چیزی به درد ما نمیخوره، اونها رو ببخشیم. نه که مفهوم بخشندگی از سر اجبار باشه، نه. که جمع کردن چیزهایی که به دردمون نمیخوره در آخر به بخشندگی از سر اجبار داره. مثل اون ضربالمثل «نه خود خورم نه کَس دهم، گَنده کنم به سگ دهم.» اما در لحظه بخشیدن نه. اینطور نیست. باعث سبکی روح و جسم خودمون هم هست.
بچگیم با کتابای شل سیلور استاین گذشته ولی الان که باز می کنم بخونم تازه می فهمم چقدر پرمحتوا و عمیقن تصویرسازیاش رو هم خیلی دوست دارم واقعا معرکه بود این مرد هیچ کس مثل اون نشد و اسطوره ست به نظر من
این یکی عالیییییی بود!!!!عالی!!!!!!یعنی تو کتابفروشی داشتم میخوندمش خیلی سعی داشتم اروم بخندم ولی یه دفعه ای قهقه میزدم ملت برمیگشتن و نگاهی از سر تاسف بهم مینداختن!!!.. you would have a giraffe and a half with a rat in his hat looking cute in a suit with a rose on his nose and a bee on his knee . . . عالی یعنی:))))
"اگر یک زرافه داشتی و زرافه به اندازه نیم زرافه کش می آمد، آن وقت یک زرافه و نیم داشتی."
داستان درمورد یک بچه و یک زرافه هست که به مرور در حرکتشون چیزهای مختلفی به زرافه اضافه میکنن. از کلاه گرفته تا صندوقچه و نهنگ! این قصه میخواد بگه از داشته های فعلیمون لذت ببریم و همهاش به دنبال بیشتر ساختنشون نباشیم. همینطور میخواد از بخشندگی صحبت کنه؛ اینکه اگر به چیزی نیازی نداری پس اونو ببخش تا بقیه ازش استفاده کنن. با اینحال بنظرم ضعیف بود، هم داستان و هم تصویرگری کتاب. ولی خب جزو داستانهای معروف "شل سیلوراستاین" هست.
یک زرافه و نیم (دو زبانه)/ شِل سیلور استاین/ ترجمه ی رضی خدادادی (هیرمندی) / 48 صفحه / نشر هستان/ چاپ دوم 1383/ تاریخ تموم کردن کتاب: جمعه 17 دی 95 این کتاب شامل یه داستان کوتاهه و مخاطبش کاملا بچه های کم سن و سال هستن و برای بزرگتر ها چیزی نداره این داستان (برخلاف بقیه ی کتابای شِل که تا الان خوندم). مفهوم خاصی توش نداره و برای بچه ها می تونه سرگرمی کوتاه مدت خوبی باشه مخصوصا که توش پر از نقاشیای جالبه میتونن رنگش کنن... البته یک چیز جالب درباره این کتاب دوزبانه بودنش هست که ورژن انگلیسی داستان خیلی جذاب تر از فارسیشه چون آهنگ و قافیه های خاصی داره که توی ترجمه نمیشه آوردش و لوس میشه. پس خوبی این کتاب این بود که با ورژن انگلیسی شعرای شِل هم بیشتر آشنا شدم
Issues Addressed: humorous, and unrealistic events happening to an animal
Classroom Uses: independent reading, read aloud; I would probably incorporate this into the curriculum during a poetry unit or lesson
Summary: A giraffe gets stretched by one half, making him a giraffe and a half. Throughout the book, a little boy places many silly items on the giraffe, such as a fancy suit and a rose on his nose. He also gives the giraffe things to take with him such as a fat dragon in a wagon. By the end of the hilarious story, the giraffe resolves this problem and gives away all of the useless things he has obtained and becomes a normal giraffe again.
Text and image: The text demonstrates amazing use of rhyming poetry. The black and white line drawings add emphasis to the hilarity of the story. The illustrations go along well with the text because they depict what is actually happening to the giraffe.