Jump to ratings and reviews
Rate this book

پاره‌های فکر #1

هنر و ادبیات

Rate this book

206 pages, Hardcover

First published January 1, 2009

1 person is currently reading
84 people want to read

About the author

مراد فرهادپور

41 books103 followers
مراد فرهادپور (زادهٔ ۱۷ تیر ۱۳۳۷ تهران) نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار معاصر ایرانی است که به عنوان نماد روشنفکر جریان چپ نو ایران شناخته می‌شود.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (18%)
4 stars
14 (37%)
3 stars
7 (18%)
2 stars
5 (13%)
1 star
4 (10%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Mohammad Ranjbari.
269 reviews171 followers
January 6, 2020
پاره‌های فکر، کتابی ارزنده از قلمی وقّاد و ریزبین است که خلاصۀ چندین بحث مهم ادبی را در خود گنجانده است. مهم‌ترین مقالۀ این کتاب «نکاتی پیرامون زیباشناسی تئودور آدورنو» و «هنر، صورت حقیقت» می‌توان دانست. تئودور آدورنو چندان به مخاطب ایرانی معرفی نگردیده است، جز آن‌چه در خلال بحث و مقالاتی که راجع به مکتب فرانکفورت و مباحث پیش‌گفتارانه در نقد نوین آمریکایی مطرح شده است.
فرهادپور با دقت و بر اساس یافته‌های شخصی، به کالبدشکافی متن یا اثر ادبی پرداخته است. زیبایی‌شناسیِ مورد نظر او، امری‌ست که در آن رابطۀ متن با مخاطب مشخص گردد. رابطۀ فرم و معنا نیز به درستی شناخته و تعریف شود. به همین خاطر، فرهادپور یکی از بهترین تقسیم‌بندی‌های ممکن در این موضوع را اقتباس و اِعمال نموده است. وی با استفاده از کتاب «the mirror and lamp» م.هـ آبرامز که سرمشق بسیاری از انواع شاخه‌های نقد ادبی قرار گرفته است، عمدۀ گرایش‌های نقد ادبی را تقسیم‌بندی نموده است:
1 اثر 2 جهان 3 هنرمند 4 مخاطب
با این کار می‌توان تمام همۀ مکاتب و نظریه‌های ادبی را بر اساس توجه و تمرکز آنها بر یکی از این عناصر اربعه به چهارگروه تقسیم کرد:
1 نظریه‌های عینی که بر اثر تأکید می‌گذارند.
2 نظریه‌های مایمستیک یا تقلیدی یا محاکاتی که بر عنصر جهان خارج و «بازتاب آن در آینه» اثر تأکید می‌گذارند.
3 نظریه‌های پراگماتیک یا عملی که بر رابطۀ اثر با مخاطب تأکید می‌گذارند.
4 نظریه‌های بیانی که بر «شعلۀ درونی» هنرمند و فرآیند خلق، یا بیان و تجلی نفس او در اثر تأکید می‌گذارند. (صفحات 22- 23)
فرهادپور آشکارا تحت تأثیر اندیشه‌های گئورگ لوکاچ در بحث‌های ساختاری متن است. البته در سلطه و برتری دادن فرم یا صورت بر جان یا معنا دیدگاهی متضاد با لوکاچ را اتخاذ می‌کند.
لوکاچ چنین بیان می‌دارد: «صورت تجربۀ بزرگ نقاد است، صورت به مثابۀ واقعیت بلافصل- عنصر تصویر است، محتوای واقعاً جاندار نوشته‌های اوست، این صورت که از تأمل نمادین در باب نمادهای زندگی می‌جوشد، به واسطۀ قدرت آن تجربه یک نوع زندگی خاص را کسب می‌کند. به جهان‌نگری تبدیل می‌شود... از این رو، لحظۀ سرنوشت برای نقاد آن لحظه‌ای است که چیزها به صورت تبدیل می‌شوند- لحظه‌ای که تمام احساس‌ها و تجربه‌های دور و نزدیک صورت، صورت کسب می‌کنند، ذوب می‌شوند و در صورت متراکم می‌شوند.» (لوکاچ، 1388: 20)
«فرم همان کلیتی است که عناصر مادی، محتوایی و تکنیکی اثر را به یکدیگر تبدیل می‌کند. ایدۀ اصلی یا بهتر بگوییم، آیده‌آل اصلی نهفته در پس مقولۀ فرم، وحدت بری از زور یا همان هماهنگی غیر تحمیلی و خودانگیختۀ همۀ عناصر، ابعاد و دقایق سازندۀ اثر است.» (فرهادپور، 1392: 29)
در این تعریف، فرم، به عنوان عاملی محسوب می‌شود که جزوی از عنصر معنا و مضمون است و یا در نهایتِ خود، باید به معنا ختم گردد.
آدورنو و لوکاچ هر دو پرسشی ماهیتی از نقد ادبی می‌کنند. فرهادپور نیز همچنین. آیا نقد ادبی خود یک علم است و یا باید آن را هنر به حساب بیاوریم. زیباشناسی برخاسته از هنر کلاسیک، که مرزهای بسیار کمرنگی دارد، آن را در شاخۀ هنر جا می‌دهد. «اسکار وایلد: نقد هم نوعی آفرینش ادبی است.» (زرین‌کوب، 1379: 17)

آدورنو، نقد ادبی و متون هنری را کوششی در جهت مشخص شدن ارتباط متن با واقعیت می‌داند. نوعی دیدگاه سوسوری که «زبان واقعیت را می‌سازد». اما واقعیتی که در 4 بخش ذکر شده قرار گرفته دچار تغییر می‌شود.
فرهادپور در این مختصر پاسخی به این تغییرات نمی‌دهد. برای یافتن پاسخ، سراغ رابرت اسکولز می‌رویم، نقد ادبی و تفسیر، فعالیتی برخاسته از ذهن منتقد است و باید در هر شاخه‌ای از نقد ادبی، این عنصر را لحاظ نمود. او می‌گوید: «تفسیر هر قدر هم ذهنی باشد، باید با آوردن چیزی از بیرون اثر به آن اثر خود را توجیه کند. حتی اگر آن چیز بیرونی ذهنیت منتقد باشد که با ذهنیت هنرمند تفاوت دارد.» (اسکولز، 1383: 26) با بررسی زیباشناسی آدورنو و یا ارجاع به اندیشه‌های لوکاچ نمی‌توان نتیجۀ بدیهی کسب نمود. چنین بحثی به‌طور مفصل در حیطۀ ساختارگرایی مطرح می‌گردد. نسخه‌پیچی ساختارگرایان، هر چند معقول و کمابیش پذیرفتنی‌ست اما بسیار گنگ و کلی‌گویانه است. «در حوزۀ زبان هیچ چیزی نیست که از منظر زبان‌شناسی فرم نداشته باشد، ولی وقتی این فرم‌های زبانی در خدمت خلاقیت شاعر قرار می‌گیرند، فرم هنری کسب می‌کنند.» شفیعی‌کدکنی، 1391: 75)
در پی این فرم هنری بودن در تحلیل متون چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ با کدام رویکرد و چه عواملِ داخل در متن و یا برون متنی؟ چیزی که بسیار گنک و ذوقی‌ست.

مقالات دیگر کتاب نیز بسیار مهم و قابل تأمل است و فرصت تأمل و بازبینی در آن‌ها هم توسط نویسنده و هم توسط خوانندگان، قطعاً وجود دارد. اما به‌طور خلاصه، فرهادپور با وجود چهرۀ آکادمیک نبودن در حیطۀ ادبیات، موجب پیش کشیده شدن مباحثی شده است که اصولاً باید چهره‌های آکادمیک بدان پاسخگو می‌بودند. به‌نظر من، نویسنده در هر بخش با اطلاعاتِ کاملاً شخصی که حاصل مطالعاتِ موردیِ تاریخ‌مند و برداشت‌های سنجیده و دقیق اوست، ورود کرده، اما ناقص بودن مباحث نه بر عهدۀ نویسنده، که بر عهدۀ نظامِ مورد غفلت قرار گرفتۀ زیبایی‌شناسی و نقد ادبیِ نوین در ایران است.


منابع:
اسکولز، رابرت (1383) درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات، ترجمه فرزانه طاهری، نشر آگاه: چاپ دوم
زرین‌کوب، عبدالحسین (1379) شعر بی‌دروغ، شعر بی‌نقاب، تهران، علمی: چاپ هشتم
شفیعی‌کدکنی، محمدرضا (1391) رستاخیز کلمات، تهران، سخن: چاپ اول
فرهادپور، مراد (1392) پاره‌های فکر، تهران، طرح نو: چاپ دوم
لوکاچ، جورج (1388) جان و صورت، ترجمۀ رضا رضایی، تهران، نشر ماهی، چاپ دوم

Profile Image for Mohammad Mirzaali.
505 reviews118 followers
May 14, 2016
با خواندن این جلد از مقالات فرهادپور متوجه شدم که چه‌قدر درباره‌اش اشتباه می‌کردم. و تکیه بر برخی سویه‌های شخصیتی منقول و البته بی‌اهمیت تا چه اندازه بین من و اندیشه‌ی او فاصله انداخته بود. فرهادپور بسیار ویراسته و پژوهیده می‌نویسد؛ نثرش و وسعت مطالعاتش تحسین‌برانگیز است. مقالاتش درباب زیباشناسی آدورنو و هم‌چنین صادق هدایت عالی و بدیع می‌نماید. درباره‌ی مرگ و وضعیت توده‌ای هنر برانگیزاننده می‌نویسد. فرهادپور را باید از مقاله‌نویسان متبحر (با صبغه‌ی لوکاچی و بنیامینی مفهوم «مقاله» در مقابل کتابی سازمان‌یافته و مدعی حقیقت) دانست و البته از کسانی که اذعان می‌کند تنها صورت اندیشه برایش «ترجمه» است
1 review10 followers
March 16, 2017
یکی از بهترین کتابهای فلسفی که به فارسی خوانده ام. هردو جلد مملو از ایده های تازه است، خصوصا برای کسانی که در جستجوی چیزی بیش از فلسفه مقدماتی هستند و از کتابهای فلسفه برای مبتدیان که به فارسی نوشته میشوند خسته اند.
Profile Image for Mohamadreza Rahnama.
30 reviews19 followers
May 26, 2013
پاره های فکر مجموعه ای است دو جلدی از مراد فرهادپور که تعدادی از مقالات قدیم و جدید او را در بر دارد. .جلد اول مقالاتی در باب ادبیات و هنر و جلد دوم به فلسفه و سیاست مختص می باشد. نویسنده از تاثیرگذارترین متفکران ایرانی در دو دهه اخیر می باشد که سهم ارزشمندی در معرفی و تشریح آثار فلسفی ای چون آثار مکتب فرانکفورت در ایران داشته است. در کتاب اول مقالاتی چون اشباح هدایت و فرم در آثار هنری از جمله مقالات جالبی می باشند که دیدگاه و نوع نگرش خاص فرهادپور را در این حوزه در بر دارد.هم چنین اولین مقاله از جلد دوم حاوی نکات ارزشمندی درباره مضامین دیالکتیک روشنگری اثر مهم آدورنو و هورکهایمر می باشد. این سومین کتاب از مجموعه مقالات مراد فرهادپور (پس از عقل افسرده و بادهای غربی ) می باشد که منتشر شده است . فرهادپور از جمله معدود روشنفکران ایرانی است که همواره نگاهی انضمامی به پدیده ها داشته و این امر موجب شده است تا اندیشه او از جایگاه ویژه ای در میان اصحاب تفکر برخوردار باشد.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.