Jump to ratings and reviews
Rate this book

کارنامک من، شاپور اورمزد

Rate this book
زندگی‌نامه شاپور دوم پسر اورمزد (هرمز) دوم ساسانی (شاپور ذوالاکتاف) شاهنشاه ساسانی، به سبک روایی کارنامک اردشیر پاپکان. رمان تاریخی نوشته فریدون مجلسی.

312 pages, Paperback

Published April 1, 2020

2 people are currently reading
8 people want to read

About the author

فریدون مجلسی

29 books2 followers
فریدون مجلسی دیپلمات بود. با وقوع انقلاب ١٣٥٧ از وزارت امور خارجه بازخرید اجباری شد و به بخش خصوصی رفت. اما او که در سر سودای نوشتن داشت، این خط را رها نکرد. ده‌ها کتاب حاصل ترجمه‌ها و نوشته‌های اوست، اما او چند سالی است که ترجمه را نیز رها کرده و وقتش را صرف نوشتن می‌کند

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (57%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
3 (42%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
June 6, 2022
کتابی بود که موضوعش می‌تونست ۴ ستاره بگیره اما پرداختش ایراداتی داشت که در نهایت با ارفاق بهش ۲ دادم.
این کتاب داستان زندگی شاپور بزرگ ساسانیه و نویسنده تلاش کرده اون رو به سبک کارنامک اردشیر پاپکان بنویسه.
خب..
تا این‌جا خیلی خوبه اما همین سبک تبدیل شده به بزرگ‌ترین ایراد کتاب. (دست‌کم برای من)
چرا بزرگ‌ترین ایراد؟ چون کارنامه‌ی اردشیر پاپکان صد صفحه هم نیست اما این کتاب بیش از سی‌صد صفحه‌ست و واضحه که وقتی در این تعداد صفحه فقط یک نفر از یک زاویه‌ی دید مشخص و با یک زبان یکسان و یکنواخت تمام ماجرا رو روایت کنه موضوع چقدر خسته کننده میشه.
نیمه‌ی اول کتاب هم که انگار داستان خانواده‌ی آقای هاشمی بود. شاپور رفته بود تور گردشگری دور ایران و هی می‌گفت این سنگ نگاره فلان جور بود. اون کاخ فلان شکله. این شاه اینجوری بوده. اون ارگ اونجوری بوده.😐 تنها چیزی که باعث شد همون لحظه کتاب رو رها نکنم این بود که خب که چی؟ تهش می‌خوای به چی برسی؟ این قسمت از کتاب کاملا زائد بود‌. نه ربطی به زندگی شاپور داشت نه اثری در شخصیت پردازی داشت و نه تاثیری روی وقایع بعدی.

زندگی شاپور بزرگ پر از جنگ و کشمکش و ماجراهای هیجان انگیزه. این که بتونی یه جوری روایتش کنی که خسته کننده باشه خودش هنره😅🤦🏻‍♀️

ایراد بعدی کتاب، اشکالات تاریخی بود. متاسفانه آخر کتاب چیزی به عنوان فهرست منابع وجود نداره اما شکی نیست که آقای مجلسی از منابع بسیار قدیمی و نامعتبر استفاده کردند.
برای نمونه؛
شاپور مدام از شاهان هخامنشی (به ویژه کورش و داریوش) صحبت می‌کنه و حتی در سخنرانی‌هاش اون‌ها رو آرمان‌شاه و الگوی خودش میدونه اما به گواه تاریخ پژوهان و متخصصان دوره‌ی ساسانی، ساسانیان عمدا نژاد خودشون رو به کیانیان (و نه هخامنشیان) نسبت می‌دادند و باز هم عمدا نامی از این سلسله در خداینامه‌هاشون نبردند و خاطره‌شون رو به فراموشی سپردند. (دقیقا به همین دلیله که در شاهنامه‌ی فردوسی هم اثری از هخامنشیان نیست‌‌. چون منابع فردوسی خداینامه‌های ساسانی بودن). خب این همه صحبت شاپور از هخامنشیان و ستایش اون‌ها خیلی غیر منطقیه.
مورد بعدی؛ ایراداتی مثل همون ماجرای کمبوجیه و گاو آپیس بود که پیشتر بهش اشاره کردم. یعنی اگر کسی که پیش زمینه‌ای از تاریخ نداره بره سراغ این کتاب در کنار اطلاعات درست، با کوهی از اطلاعات نادرست هم روبه‌رو میشه بدون این که بتونه از همدیگه تشخیصشون بده.
این مورد واقعا من رو آزار میده. به نظرم بزرگ‌ترین وظیفه‌ی کسی که رمان تاریخی می‌نویسه اینه که در دادن اطلاعات درست به مخاطبش حساس باشه و خیال‌پردازی رو فقط چاشنی(!) تاریخ کنه. نه این که به بهانه‌ی رمان‌نوشتن، هر مطلب نادرستی رو در نوشته‌ش بیاره و بازخواست نشه. رمان تاریخی باید بتونه خواننده رو با فرهنگ و فضای فکری اون زمان آشنا کنه نه این که بازگو کننده‌ی صرف اندیشه‌ی روزگار و شخص نویسنده باشه.

کتاب نکته‌ی مثبت هم داشت (مثلا پایان‌بندیش) اما این ایرادات برای من انقدر پررنگ بودن که نمی‌تونم حرفی درباره‌ی خوبی‌هاش بزنم جز همون دو ستاره‌ای ‌که دادم.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
May 22, 2022
"داستان زایش من، که شرح آن را از مادرم و دیگر کسانی که گواه آن بوده اند شنیده ام، داستانی شگفت انگیز است. من در روز 13 شهریور سال 629 سلوکی ( 4 سپتامبر 309 میلادی ) و چهل روز پس از آن که پدرم، شاه شاهان، « اورمزد نرسی »، در جنگ با تازیان گستاخ کشته شد، در تیسفون زاده شد. زایمان امری طبیعی است و هر انسانی، دارا و ندار، یک بار زاییده می شود اما زایش من با دیگران تفاوتی بزرگ داشت، زیرا من در شکم مادر، شاه بودم. شاه شاهان! در آن روزهای پر غوغا، پس از مرگ پدرم، تاج شاهی و نشانه فره ایزدی را برفراز بستر مادرم آویخته بودند. و اکنون شاه شاهان قدم به جهان هستی می گذاشت و..."
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.