ابله شاهکاری از داستایفسکی ست که از خواندن برگ به برگ ش لذت میبرم
داستانی شگفت انگیز در اوجهنرمندی و سرشار از جادوی داستایفسکی..
ابله اثری از دورانپختگی داستایفسکی ست،رمانی که عناصر و روایت ان در کمال مطلق قلم وی به ما رسیده است.
قسمتی از ریویویی که بر قمار باز نوشتم،وجهی که در ابله به کمال رسیده:
یکی از وجه ها مورد علاقه داستایفسکی ایجاد صحنه های رویایی بزرگ و ملغمه کاراکتر های متفاوتش در یک مکان است..افرادی بس متفاوت که هر یک با دیگری رابطه ای خدشه دار دارد که این موضوع خود به تهییج صحنه رویارویی میپردازد..در واقع در رویارویی این شخصیت ها همواره شاهد تضاد شدید شخصیت منافع هستیم که رویارویی شان فضایی سنگین ایجاد می کند و این رویارویی خود مبدا شروع حقیقی داستان است..و از آنجاست که هر یک به سوی فرجام نهایی خود پیش می روند..فرجامی که اغلب سبب جدایی همیشگی شخصیت ها می شود..همچو اتاقی پر از دینامیت های انسانی..که موج های انفجارش سپس به هر سو روان می گردد..
و سپس,بعد از بر خاکستر نشستن موج های انفجار,در پایان داستان,شخصیت ها را میبینیم,که گاه شکسته,گاه تغییر یافته و حتی گاه تکامل یافته از خاکستر ها برمی خیزند و شروع به حرکتی مورچه وار در مسیر های خود می کنند..و زندگی شان پس از یک فاجعه ادامه دارد,اما این ادامه حاصل تمام آنچه هست که ایشان خود بوده اند و انتخاب هایی که انجام داده اند..و در نهایت به سوی رستگاری یا که نابودی روانند..