چیزی که باید مورد توجه باشد قساوت فوقالعادۀ متهم است که او را باید ابوالهول جنایات گفت. بنده در مدت عمر خود هیچکس را ندیدم که اینقدر مرتکب آدمکشی و خونریزی شود و مسلم است که یک چنین جنایاتی تاثیر سوئی در افکار و اذهان مردم میکند و اساساً اگر عملیاتش بیمجازات بماند ممکن است هرکس برای هوا و هوس شخصی خودش مرتکب قتل گردد و اطمینان داشته باشد که آنها را مجازات نخواهند کرد. در دنیا تاکنون هیچگونه مجازاتی برای این قبیل جنایات فوقالعاده وضع نگردیده، زیرا یک چنین جنایاتی سابقه نداشته است که مجازاتهایی برای آن وضع شود به این جهت آمدهاند و اشد مجازات را اعدام تشخیص دادهاند، و من اگر مجازاتی شدیدتر از اعدام در قانون سراغ داشتم همان را تقاضا میکردم و چون از اعدام مجازاتی شدیدتر در قانون نیست به این جهت تقاضای مجازات اعدام او را مینمایم. (اظهارات مدعی العموم در جلسه دادگاه)
این کتاب یک پژوهش داستانی دربارهی نخستین قاتل زنجیرهای ایرانه؛ دستکم تا اونجایی که اسناد یاری میکنند ایشون اولی بوده! برای من که از «اصغر قاتل» فقط در حد یک نام میدونستم بسیار جذاب و مفید بود. شکل روایتش رو دوست داشتم؛ جوریه که انگار داری پروندهی یک جنایت رو میخونی. موضوع جذابه و شکل روایت هم مناسب؛ هر چند که بعضی چیزهاش تکراریه. مثلا به نظر من لزومی نداره اعترافات اصغر در ادارهی پلیس و دادگاه، هر بار، به طور کامل آورده بشه چون نود و نه درصدش تکراره و میشه فقط به اختلافهای دو اعتراف اشاره کرد اما خب... در مجموع کتابی بود که پیشنهادش میکنم؛ به ویژه به دوستداران داستانهای جنایی و علاقهمندان تاریخ.
دو سه سال پیش کتاب دشت مشوش علیرضا رحیمی نژاد رو میخوندم که در مورد محمد بیجه قاتل زنجیره ای کودکان پاکدشت بود که در قسمتی از کتاب اسم اصغر قاتل و شرح مختصری از جنایات او رو آورده بود.اونجا بود که اولین بار اسم اصغر قاتل رو شنیدم تا سال گذشته که دیدم این کتاب توسط انتشارات لوح فکر منتشر شد و تصمیم گرفتم بخونمش..نویسنده تلاش کرده با اتکا به اسناد اطلاعات خوب و موثقی رو از زندگی اولین قاتل زنجیره ای ایران ارائه بده و به نظرم در این مسیر موفق شده.کتاب از شرح جنایات وحشتناک اصغر قاتل تا زمان دستگیریش رو مورد بررسی قرار میده.سپس مصاحبه مدیر مسئول وقت روزنامه اطلاعات با اصغر و همچنین دفاعیه وکیل و حرفهای اصغر در خود دادگاه بخش های بعدی کتاب رو تشکیل میده.این تمام کتاب نیست و نویسنده نوشته های روزنامه نگاران اون زمان رو هم بررسی کرده و در کتاب آورده.عده ای که اصغر رو بالفطره قاتل میدونستند و عده ای که او رو محصول شرایطی که در اون رشد کرده معرفی کردند.چندین نظر مختلف توسط افراد مختلف در کتاب میخونیم.واکنش مطبوعات به پس از اعدام اصغر هم حسن ختام این کتاب بود.اشاراتی هم به خانواده اصغر در کتاب میشه که به دلیل نبود اطلاعات موثق کافی زیاد بهش پرداخته نشده.اگر به خواندن سرنوشت قاتلان زنجیره ای علاقه مند هستید،این کتاب میتونه براتون مفید باشه و فکر میکنم لازم به گفتن نیست که بخشهایی از کتاب به شدت متاثرتون خواهد کرد.
به خود کتاب ایرادی نمیتونم بگیرم. مشخصه که نویسنده برای هدفش خیلی زحمت کشیده و برای کسی که بخواد با فکتهای مربوط به اصغر قاتل آشنا بشه مرجع کاملاً قابل اعتمادی فراهم کرده و از این بهتر نمیتونسته کارش رو انجام بده. ولی در عین حال با خوندن این جور کتابها آدم میفهمه ادبیات بهاصطلاح تخیلی چقدر جلوتر از ادبیات مستند و نانفیکشن و اینجور چیزهاست که الان خیلی مد شدن. اگر یک نویسندهی حتی متوسط بر اساس اسناد این کتاب یک رمان دربارهی اصغر قاتل مینوشت یا یه فیلمساز درجهدو دربارهش فیلم میساخت، تأثیرش احتمالاً چند برابر میشد. این چیزیه که الان خیلی کم داریم
تب نانفیکشن نوشتن دارد ادبیات ایران را نابود میکند. آن هم در مسائل جنایی. این کتاب مانند کتاب خیابان گاندی یک خلاصه از استاد و مدارک است که کنار هم چاپ شده است. هیچ خلافیتی ندارد و مدتی میآید و بعد فراموش میشود. تنها فرق دو کتاب ناشرشان است. چشمه بلد است شلوغ کند و این ناشر بلد نیست. همین و تمام.
گزارشی بسیار در خور توجه و جالب از زندگی علی اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل! او در کودکی به همراه خانواده به عراق مهاجرت کرد و اولین جنایتهای خودش را در سنین جوانی مرتکب شد و آنقدر آنها را تکرار کرد که در آخرین قتلی که انجام داد بیم گرفتار شدن داشت و در نتیجه به ایران فرار کرد. تمام هشت قتلی که در ایران انجام داد طی چند ماهی بود که وارد ایران شده بود. او به دلیل پدوفیل بودن، جامعهی کودکان و نوجوانان را مورد هدف قرار میداد و بعد از اتمام کار، سر آنها را میبُرید! القصه، خواندن این کتاب توصیه میشود...