یکی از شیطنتهای من تکرار اشتباهات مشتریها در تلفظ بعضی کلمات است. مثلاً میپرسند: «اوسکیدان (اکسیدان) داری؟» من هم جواب میدهم: «بعله. اوسکیدان کوچیک یا بزرگ؟»
یا فام، مای، موم به جای مام ضدعرق! اَفترریش به جای اَفترشِیو و گوشپنبه به جای گوش پاککن!
یکی هم که شاهکار کرد و باافاده و لحنی کشدار گفت: «آقا میشه کاریکاتور رنگ موهاتونو بیارید.» جواب دادم: «منظورتون کاتالوگه دیگه؟!»...
براي دوستاني كه اهل هشهري داستان هستند، به صفحه ي روايت يك شغل علاقه دارند و مثل من شماره هاي اول (٨٩ -٩٠) را از دست داده اند پيشنهادش مي كنم ! اول این كه مجموعه اي است كه مي توانيد ده دقيقه اي ده دقيقه اي روايت هر شغل را بخوانيد ، دوم اينكه به شدت خوش خوان است ، نويسنده ها ناشي نيستند ، سوم اينكه هم اشك در مي آورد هم مي خنداند! چهارم اينكه واقعي است ، زندگي است و براي همه قبل لمس است ! ٤٥٠٠ تومان ارزشش را دارد !!
تبلیغشو تو خود داستان دیده بودم،فقط یکبار به داداشم گفتم وای من چقد دلم میخواد اینو.دیگه کامل یادم رفت. بعد از چند وقت،وقتی داداشم تهران بود اینو خریده بود برام و فرستاده بود نیشابور.بدون اینکه خبر داشته باشم. شاید بتونم بگم یکی از بهترین و غافلگیر کننده ترین هدیه های عمرم بود.به اندازه ی دنیا دوسش دارم. مطمئن م بیشتر از اینکه به خاطر خودش باشه،به خاطر نحوه ی گرفتنش هست :دی
فکر می کنم که خیلی مناسب بود موقعیت خوندنش ، قبل کنکور و انتخاب رشته و .. فکرشو نمی کردم .. پس خوش حال شدم از این که آدمایی که این آدمایی که شغلشون هیچ ربطی به نویسندگی نداره ان قدر مهم بوده واسه شون ثبت خاطرات شغلی شون ، از بستنی فروش بگیر تا معلم رانندگی ! و در بعضی موارد خیلی هم خوب در اومده بود. و بهترین ویژگی هم مطمعنا این بود که واقعی بود. این آدما و کاراشون وجود دارن بینمون. :) + لیلی ، راضیم ازت ! :)) :)
این کتاب را به چند دلیل زیر دوست دارم: 1. روزنگاری و خاطره نویسی است. 2. نقطه اشتراک همه شان با هم نوشتن از منظر شغل شان است. 3. کتاب است! یعنی نوشته های یک سال یک نشریه دور هم جمع شده اند و تبدیل به کتاب شده اند. حتی اگر مخاطب آن نشریه هم نباشی، حالا می شود کتابش را داشت و خواند. 4. نویسنده ها نویسنده حرفه ای نیستند. تنوع گفتار و نوشتار را می شود دید و خواند. تنوع نگاه هم. روحیه تنوع پسند من این تنوع را دوست دارد. یک ستاره ای هم که کمتر دادم به دلیل این بود که در بعضی خاطره ها انتظار داشتم چیزهای بیشتر و عمیق تری مرتبط با آن شغل بخوانم و بدانم که این طور نبود.
معمولاً یکی از قسمتهای ه.د که زودتر از بقیۀ قسمتها میخونم، روایتهای مستند و خصوصاً روایتهای شغلی هستن. نثر روون و خودمونی این کتاب هم باعث شد که دوستش داشته باشم و از خوندن ش لذّت ببرم.
با اینکه بیشتر اینها رو تو کتاب داستان همشهری خونده بودم ولی کنار هم بودنشون هم لطف داشت. روایتهای کوتاه کوتاه و لقمهای از زوایای پنهان شغل های مختلف. زاویه دیدهایی که ما از بیرون شاید به ذهنمونم نرسه وجود دارن. مشکلات و دغدغه ها و موانعی که دونستنشون باعث میشه ناخودآگاه احترام بیشتری برای صاحبان اون شغل ها قائل باشیم. و البته جذابیتهای پنهان شغلها هم برامون آشکار میشن با خوندن این کتاب. مخصوصا شغلهایی که بصورت روزمره کلی مراجعه کننده مختلف دارن و هیچ روزیشون شبیه روز قبل نیست. در کل به یکبار خوندنش می ارزه. مخصوصا بعنوان کتابی که تو مسافرتهای کوتاه برای تو قطار مثلا همراه میبریم
خیلی دوستش داشتم. بی نهایت خوندنی بود و اگر نیفتاده بود بین حجم زیاد بیمارای درمانگاه، جا داشت یکی دو روزه تمومش کنم. شاید فقط خاطره ی معلم نقاشیش به دلم ننشست. واقعا دست مریزاد همشهری داستان که از متخصص زنان و زایمان تا کارگر ساختمانی، نویسنده های قدرشو دست چین کرده.
پیرمرد دیگر زنگ نزد اما هنوز هم از خودم میپرسم آیا گوش دادن به حرف های یک مرد تنها ارزشش را نداشت که نیم ساعت از وقتم را بگذارم؟ یعنی من هم وقتی پیر شدم مجبورم از تنهایی به روزنامه ها زنگ بزنم؟
من این روایت ها رو همه رو همون زمان چاپ خوندم در همشهری داستان و خیلی دوستشون داشتم همون موقع هم. حالا که بعد از پونزده سال اتفاقی این کتاب رو دیدم و دوباره خوندمش خیلی جالب بود برام که چقدر همه رو با جزئیات یادمه. برعکس حالا که امروز میخونی فردا یادت میره
روایت آدمهاست از بعضی از ماجراهای حرفهشون که تو همشهری داستان چاپ شده بوده؛ از پزشک و خیاط گرفته تا کارگر ساختمانی. طبعاً نباید ازش در حد کتاب نویسندههای حرفهای انتظار داشت اما در حد خودش قلم نویسندهها خوبه. بیشتر مناسب خوندن تو زمانهای مرده و مثلاً تو اتوبوس و قطار هستش؛ من خودم بیشترش رو توی مترو موقع برگشتن از یگان محل خدمت (که هزاران لعنت بر اون باد) خوندم. فکر کنم دبیر سرویس حوادث همشهری بدترین قلم رو داشت بینشون. در مقابل مثلاً روایتهای دندانپزشک و رزیدنت بیشتر تو ذهنم مونده.