این کتاب که در قالب سفرنامه نگاشته شده، روایتی از سفر هادیان است که برای ساخت مستند به کشور اوکراین سفر کرده است. این سفر در بحبوحه جنگ اوکراین و روسیه اتفاق میافتد و ۴۰ روز به طول میانجامد. حامد هادیان نویسنده اینکتاب، خبرنگار و حوزه تخصصیاش بحران است. او برای نوشتن اینکتاب خود را به اوکراین رسانده تا راوی بخشی مغفول از این جنگ و ویژگیهای انسانی آن باشد. وی همچنین تلاش کرده چیزهایی که خبرنگاران از گفتن آن غفلت میکنند روایت کند.
[بروزرسانی تکمیلی] صفحه ۱۴۳ کتاب رو که بخونین، متوجه میشین که بخشی از آخر مطلب چاپ نشده! با آقای هادیان که صحبت کردم، متوجه شدم به خاطر ایراد در طراحی گرافیکی کتاب هست که چند خطی زیر عکس رفته... ایشون لطف کردن و اون یکی دو خط رو برام ارسال کردن که به رسم امانت اینجا منتشر میکنم: "نان، پوشک، و دستمال کاغذی آمده بود؛ چیزهای مهم و سادهای که خیلی به چشم نمیآیند. فکر میکردم یک سوژه خوب پیدا کردهام؛ هرچند احساس کردم چیزهایی را هم پنهان میکند. به قول دوستی، کسی که جنگ را از نزدیک دیده درد جنگ را خوب میفهمد."
باسمه کتاب تازه چاپ شده و همین نمایشگاه 1402 اولین عرضه اش بود. اصلاً قصد خرید نداشتم؛ ولی عنوان «روایت 40 روزه از اولین جنگ اروپایی قرن 21» و دیدن اینکه اسفند 1401 تموم شده، خیلی برام جذابیت درست کرد. نویسنده محترم رو هم به خاطر گزارشهای میدانی و تحقیقی داخلی از قبل میشناختم. اما… کتاب توی ذوقم زد. سفرنامه آقای هادیان قرار نیست نکات ناب و بدیعی از علل، وقایع و نتایج جنگ روسیه و اوکراین رو در اختیار شما بذاره. بیشتر سفری هست با جناب هادیان در منش و روش فکری ایشون (نمیدونم تعبیر درستش چی هست). حجمی از کتاب به سفرهای گذشته ایشون میپردازه که حتی عنوان کتاب هم از اون خاطرات هست و نه اتفاقات اوکراین. غلط های املایی، ترجمه ای (متن سخنرانی ها) و فنی در جای جای کتاب به چشم میخوره. یک صفحه از مطالب کتاب هم زیر یکی از عکسها رفته و کلاً نیست! در مجموع اگه صبر کنید تا کتابهای بهتری هم در این حوزه بیاد، ضرر نمیکنید؛ اگرچه همین کتاب هم اینقدر بد نیست (خواستم دو بدم؛ ولی از میانگین بالاتره). انتظار زیاد داشتم و تند نوشتم؛ ولی میدونم که از اولین کتاب یک نویسنده اونم در باب یک موضوع کاملاً تازه نباید سختگیرانه انتظار داشت…
فکر می کردم مثل تحلیل گر ها نمیفهمم در ذهن سیاستمداران روسی و اوکراینی چه می گذرد. ولی مثل مردم می فهمیدم به خاطر تصمیمات آن ها شهرها و مردم واقعا نابود می شدند .
این کتاب بیشتر شبیه دفتر خاطرات شخصیِ نویسنده است تا یک سفرنامه یا گزارش تحلیلی از جنگ اوکراین. نویسنده مدام از مسائل بهظاهر جذاب زندگی خودش مینویسد: کتابهایی که خوانده، کافههایی که رفته، و حتی سفارشات روزانهاش! این خودمحوری گاهی بهحدی زیاد است که حسابی توی ذوق میزند ، مخصوصاً وقتی انتظار داری روایتی عمیقتر از زندگی مردم جنگزده بخوانی.
نویسنده صادقانه اعتراف میکند که قصد تحلیل ندارد و فقط میخواهد وقایع را روایت کند. اما به نظر من، حتی در همین روایت سادهٔ رنج مردم اوکراین هم چندان موفق نیست. از کسی که ۵۰ روز در قلب جنگ زندگی کرده، انتظار بیشتری میرود، تصاویر ملموستر یا گفتوگوهای تأثیرگذارتر...
با وجود این انتقادات، چند نکته مثبت هم داشت: نثر روان و راحتی داشت که خواندنش را ساده میکرد. در لا به لای متن هم به معرفی چند کتاب جالب مثل «صداهایی از چرنوبیل» و «یادداشتهای بغداد» پرداخته بود که ترغیب شدم حتما بخوانمشان.
در کل، اگر به دنبال تحلیل عمیق یا روایتی تکاندهنده از جنگ هستید، این کتاب احتمالاً نیازتان را برآورده نمیکند. اما اگر صرفاً خاطرات روزمرهٔ یک خبرنگار در جنگ برایتان جذاب است، شاید بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید.
کتاب معمولی از سفر خبرنگار ایرانی به اوکراین در جنگ. یک پنجم اول کتاب تقریباً زائد بود و هیچ تأثیری در داستان نداشت. حرف های ساده و پیش پا افتاده که مخاطب با خواندن آن چیزی عایدش نمی شود. بقیه کتاب هم روزمره یک خبرنگار آماتور هست که چیز کمی در این کشور گیرش آمده است. محتوای کتاب شبیه استوری بلاگرهای 10k فالوری هست که مثلاً روزی ۵ تا استوری از آماده کردن مربا و چای و ... برای صبحانه می گذراند؛ یعنی حتی شبیه محتوای بلاگرهای 500k هم نیست که برای گول زدن مخاطب چهارتا استوری جذاب و کش دار - حتی کم ارزش - بگذارد. اکثراً مطالب روزمره خیلی ساده هست. در این تقریباً ۳۰۰ صفحه کتاب شاید ۱۰ تا مطلب مفید و جالب از اوکراین خواندم. جنگ به این بزرگی و ابعاد پیچیده که می تواند برای یک ایرانی - که از شرق اروپا کم می داند - خیلی مطالب نو و دست نخورده داشته باشد. نویسنده هدف خوبی داشته و ایده ای در زمان عالی ولی نتوانسته به هدفش برسد. نوشتن کتاب شاید بخاطر جبران هزینههای سفر بوده باشد. در کل خوبی کتاب این بود که قلم روان بود و به سادگی صفحات جلو می رفت و اصلا سختی در مطالعه وجود نداشت. ولی نقصش هم ناکافی بودن مطالب بود و یک یادداشت روزانه سفر به اوکراین در جنگ بودن هست.
همان اوایل جنگ اوکراین 🇺🇦 روسیه🇷🇺، حامد هادیان به صد لطائف و حیل، بلند شد رفت اوکراین. به عنوان دوست و مخاطبِ صفحات حامد، هم مطالبش را با دقت میخواندم و هم نگرانش بودم. بالاخره حامد برگشت با افتخارِ روایت جنگی که هیچیک از طرفین آن خاورمیانهای نبودند. خبر انتشار یادداشتهای حامد با عنوان خبرنگار دو دلاری را که شنیدم، لحظهشماری میکردم برای در دست گرفتنش. قرار بود به نمایشگاه کتاب برسد که مجوز نگرفت و بعد از رایزنی ناشر روز آخر رسید که من از تهران برگشته بودم. چند هفته قبل کتاب را از نیوار خریدم. مشغلهها مانع شد تا این که دیروز به دست گرفتم و شیرینیاش باعث شد یک جرعه بنوشم! روایت آدمهایی که جنگ نظم روزمره زندگیشان را بههم ریخته، مقایسه مشاهدات نویسنده از این جنگ با دیدههایش از جنگ سوریه، فرار آمریکا از افغانستان، سیل خوزستان و... کتاب را خواندنیتر و شیرینتر کرده است. قطعا این کتاب ارزش دیدهشدن در سطح جهانی را دارد و امیدوارم هرچه سریعتر و تا هنوز تنور توجه به موضوع جنگ اوکراین داغ است، ترجمه آن به زبانهای مختلف منتشر شود. به عنوان یک کتابخوان و علاقهمند به ژانر روایت و جستار، از حامد ممنونم بخاطر خلق این کتاب.
این کتاب روایت جنگ نیست! روایتِ دلمشغولیهای روایه از روزی که فکر سفر به سرش افتاده و البته حین سفر تو شهرهای جنگ زدهی اکراین، و از آنجا به برلین و نهایتا تا جایی که تو تاریکی شب به خونه برمیگرده و یادداشت دختر کوچکش رو روی در میبینه.
متن بسیار بدی داره و مشخص نیست نویسنده روزنگار نوشته یا سفرنامه. کتاب پر از اطلاعات به دردنخوره که اصلا لزومی نداشت نوشته بشه. به همین دلیل است که از یک سوم ابتدایی کتاب به بعد دیگه رغبتی برای دنبال کردن متن نمیمونه. بعضا اطلاعات جالبی درباره توکراین ارائه میده که شاید به اندازه ۵ صفحه هم نباشه. صفحات و مطالب بیربط هم زیاد آورده شده که مشخص نیست برای زیاد کردن صفحات کتابه یا چی، مثلا سخنرانی پوتین به صورت کامل! مطالب زیادی درباره سوریه یا افغانستان! در کل کتاب بدی است.