در دورهای از تاریخ اروپا (قرون وسطی) تقریباَ بین سال ٨٠٠ تا ١٣٥٠ میلادی شوالیهها، یا سربازان سواره مهمترین اعضای سپاه بودند. تا سال ١٠٠٠ میلادی آنها اکثریت اشرافیت یا طبقه فرانروا در اروپا را تشکیل میدادند . قدرت فرمانروایی آنها بر مقدار زمینی که دارا بودند مبتنی بود. این جوهره فئودالیسم بود. نظامی مبتنی بر حکومت و سازماندهی ارتشی خصوصی که طی قرون وسطی در سرتاسر انگلستان و در مناطقی از اروپا که اینک آنها را فرانسه، بلژیک ، لوکزامبورگ ، هلند ، آلمان، اتریش ، سوئیس و ایتالیا مینامیم ، رایج بود. «
فئودالیسم پاسخی است برای زمانی که یک حکومت کارآمد و یکپارچه نتواند بر قلمرو خود چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ دیوانی حکمرامی و نظارت کارامدی داشته باشد،در این زمان فئودالیسم وپخش قدرت به نظر بهترین پاسخ است،نکته ای که در فئودالیسم جلب توجه می کند عدم پیشرفت های بزرگ است،چرا که نظام متمرکزی وجود ندارد و بزرگ ترین اولویت طبقه حاکم و اشرافیت حفظ زمین و قلمرو خود و جنگ برای قلمرو بیشتر است،چنین دوره هایی اغلب فراموش شدنی ترین تاریخ اند،هر چند فئودالیسیم در صحنه تاریخ نقش خود را برای چندین قرن ایفا کرد و به نوبه خود شکل دهنده اروپای امروز شد فرانسه و انگلستان هر دو در فئودالیسم مشترک بودند،اما فئودالیسم فرانسه به سمت قدرت مطلقه پادشاهان رفت اما فئودالیسم انگلستان بعد ها خود سبب تقسیم قدرت و ایجاد دولت جدیدی شد که سپس بخش بزرگی از جهان را فتح کرد.. نقش فئودالیسم را همچنان می توان در رخداد جنگ های صلیبی دنبال کرد،زمانی که پاپ اوربانوس اروپا را فرسوده از جنگ های داخلی ارباب ها و واسال هایشان و کلیسا را صحنه جنگ قدرت اشرافیت دید و با ابتکاری بزرگ علم جنگ صلیبی بر پا کرد،جنگی که کشته های زیادی داد اما در نهایت سبب تحکیم قدرت کلیسا و نامنتظره تر از آن شاید وقوع رنسانس شد.. و البته حمام خون اورشلیم و سپس سقوط قسطنطنیه که از مضحک ترین و در عین حال دردناک ترین رویداد های تاریخ است که نمایانگر پوشالی بودن سخنان و آرمان هایی ست که در طول تاریخ عامه را به وسیله آن تهییج کرده اند.آرمان هایی که هرگز حریفی برای طبیعت حریص و تخریب گر انسان نخواهد بود
همیشه دوست داشتم در باره ی تاریخ اروپا بیشتر و بیشتر بدونم تا این که با اینسری کتابای انتشارات ققنوس آشنا شدم. کتاب اولی که از این سری خوندم، امپراطوری ایران بود که واقعا خوشم اومد. این هم کتاب دوم بود. بیان جوری بود که کاکلا می تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. فکر کنم واسه شروع تاریخ اروپا مناسب باشه. + کتاب در حدی جذاب بود و منو به تاریخ اروپا جذب می کرد که خیلی جاها خودم واسه اطلاعات اضافی یه سری چیزا رو سرچ میکردم و از ویکی پدیا می خوندم.
بنظرم در یک مجموعه کتاب اگرچه مطالب گاهی مشترک میشوند اما ویراستار اصلی باید دقت کند برای کسی که همه کتاب های مجموعه را میخواند حتی مطالب مشترک چیزهای جدید داشته باشد در مجموعه تاریخ جهان متاسفانه اینطور نیست مثلا چند تکه از همین کتاب فئودالیسم عینا با جملات دقیقا یکسان در کتاب های قرون وسطی اولیه و قرون وسطی پسین آمده بود ،، با این حال من از خواندن این مجموعه اصلا پشیمان نیستم و برای کسی که نیازی به تحقیق عمیق در تاریخ ندارد بسیار سودمند است