قرون وسطی از حدود سال پانصد میلادی با سقوط امپراتوری روم آغاز شد و تا حدود سال ۱۵۰۰، که رنسانس آغاز گردید، ادامه یافت. این دوره به عصر فئودالیسم و عصر شوالیهگری نیز معروف است. فئودالیسم نظام اقتصادی و سیاسیای بود کهبیشتر اروپا، به ویژه اروپای غربی، طی این دوره در سیطره آن به سر میبرد؛ و شوالیهگری راه و رسمی بود که سلحشورانزرهپوش و سواره، یا شوالیهها، چه در میدان نبرد و چه خارج از آن، ظاهراً از آن پیروی میکردند.
این کتاب هم مثل سایر این سری کتابها با نثر سادهای نوشته شده بود و میزان اطلاعات کافیای میداد. یک سری نقلهای داخل کادر نوشته شده خوب هم داشت. قسمت جنگهای صلیبی هم خیلی دوست داشتم. یه سری از اطلاعاتش هم به درد مقایسه برای اون بررسی انیمهای که قبلا انجام میدادم، میخورد. قرار بود همخوانی کنار بازخوانی دن کیشوت باشه، که بدون اون خوانده شد. مهر ۱۴۰۴
پس از دوره پر هرج و مرج قرون وسطی اولیه،به قرون وسطی پسین می رسیم انگلستان که امروز می شناسیم در این دوره پایهگذاری شد..در واقع انچه به ملت ها شخصیت می بخشد و دوام حکومت ها را شکل می دهد شرایط با ثبات قانون گذاری ست..در واقع این همان اصل قانون نامه های بابل است..زمانی که قانون و عدالت اجتماعی سال ها موثر و بدور از فساد برقرار باشد و همگان فواید و تاثیرش را ببینند،از صرف نوشته ای بر کاغذ فرا می رود و تلدیل به فرهنگ و هویت ملت می شود..و این انچه است که در انگلستان قرون وسطی پسین رخ داد..در شورش بارون ها علیه پادشاهان می بینیم که هرگز قوانین و سیستم اداری از بنیان زیر سوال نمی رود،چرا کهپس از دوره تولد شان توسط هنری دوم همواره مفید منطقیو در جهت اعتلای کشور بوده و شورش بارون ها تنها دد جهت اقدامات و خواسته های غیر قانونی پادشاه است..این دوره تولد و تثبیت صد سال به طول انجامید و ثمره ان انگلستان معاصر شد که بر نیمی از جهان فرمان راند همانطور که در رنسانس تجارت و علم زمینه ساز تحول جهان به عصر امروزی شد،در قرون وسطی پسین این جنگ ها بودند که سبب برداشتن اولین قدم های نوزاد جهان معاصر از گهواره قرون پیشین شد،جنگ های صلیبی اورشلیم و جنگ های صلیبی بازپس گیری اسپانیا همه مقدمه ای شدند برای شکل گیری قدرت های اروپا.. در اینجا به اسپانیا و پرتغال اشاره می کنیم..در جنگ های بازپس گیری یا رکونکیستا،پادشاهی های کوچک کاستل و اراگون با نابودی مسلمانان دو ملت پرتغال و اسپانیا امروزی را ساختند..دو ملت ستیزه جو و توسعه طلبی که سپس تجارت و نفوذ قدرت های پیشین در ایتالیا و فرانسه و انگلستان را به چالش کشیدند و در نتیجه آن در عصر اکتشافات قاره های دنیای جدید را کشف کردند.. قاره هایی که شاید اگر تاریخ مسیر دیگری می پیمود تا مدت ها آرامش و سکون شان از ناقوس مرگبار و زیاده خواه تمدن در امان می مانند.. در انتهای قرون وسطی پسین به سقوط بیزانس می رسیم..باز هم همان حرکت مهره های شطرنج تاریخ..بیزانس سقوط می کند،بقایای اندک دانش و ادبیات یونان که از آتش حرص و جهل در کتابخانه های قسطنطنیه در امان ماندند به ایتالیای ثروت مند می رسد..و رنسانس در ایتالیا آغاز می شود. در تاریخ هیچ رخدادی تصادفی یا ناگهانی نیست.
به مراتب از قرون وسطای اولیه بهتر بود و مطالب جدیدی داشت. ~ این روزا همون جوری که از خودم انتظار دارم و دوست دارم کتاب بخونم، میخونم..و واقعا رو روحیم تاثیر گذاشته✨