What do you think?


Med Mor Bag Rattet
Humoristisk roman om den fase i kvindens ligeberettigelse med manden, hvor det er pladsen ved bilrattet, det drejer sig om.
150 pages, Hardcover
First published January 1, 1993
About the author
Lise Nørgaard
28 books18 followersLise Nørgaard was a Danish journalist and writer known for her precise and often humorous portrayals of Danish cultural life. Nørgaard wrote novels, compilations of essays and short stories.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
February 23, 2023
این کتاب جیبی خوشاندازه و سبک رو دو سه سال پیش دوستی در یک کتابفروشیگردی یهویی برام خرید.
کتاب حدود ۸ فصل داره که هر فصل یک داستان کوتاهه راجع به رانندگی، ماشین و راوی این داستانها هم مادر یک خانوادهی دانمارکی در حوالی ۱۹۵۰ میلادیه. طبیعتا جامعهی اون زمان دیدگاه خیلی جنسیتزدهای راجع به رانندگی زنان و کلا زنان دارن و این دیدگاهها توی داستانها و از طریق دیالوگهای شخصیتهای مرد خیلی بازتاب داده شده. اما من فکر میکنم در کنار تمام این دیالوگهای «پولیتیکالی اینکارکت» نویسنده درونمایهای پیشرو از ایدههایی فمنیستیشو در داستان گنجونده. به عنوان مثال ما شخصیت مامان رو میبینیم که دوبرابر همه کار میکنه و میتونه مشکلات رو حل کنه و کسی تلاشها و تواناییهاش رو نمیبینه و حتی خودش هم گاهی بهشون باور نداره. از اون طرف مردهایی رو میبینیم که معمولا مشکلساز هستن و به کارهایی که میکنن مفتخرن و ادعا و اعتماد به نفس خیلی زیادی دارن، اما عملا در حل مشکلات قدمی بر نمیدارن و فقط آخر هر ماجرا به بقیه میگن: «ببین، نذار زنت بشینه پشت فرمون.»
همونطور که دوستان دیگه هم اشاره کردن گاهی شوخیهای کتاب «از لحاظ سیاسی مشکلدار» میشن.
(ترجمه مناسب این عبارت چیه؟)
:))
اما جدا از همهی این مضامین، کتاب به شدت بامزه و سرگرمکنندهس. لحن خیلی سادهای داره و پیرنگهای کمدیِ درهمی داره، از این مدلها که اتفاقی ساده منجر به آشفتگی میشه و گره ماجرا هی بیشتر پیچ میخوره. گاهی شخصیت اصلی لحن کنایهآمیز خیلی خندهداری داره و حتما موقع خوندنش آدم لبخند میزنه. حجم مناسب کتاب و روایت سریع و سرراستش، خوندنشو در مواقع بیکاری بین کار و مترو و الخ خیلی مناسب میکنه.
کتاب حدود ۸ فصل داره که هر فصل یک داستان کوتاهه راجع به رانندگی، ماشین و راوی این داستانها هم مادر یک خانوادهی دانمارکی در حوالی ۱۹۵۰ میلادیه. طبیعتا جامعهی اون زمان دیدگاه خیلی جنسیتزدهای راجع به رانندگی زنان و کلا زنان دارن و این دیدگاهها توی داستانها و از طریق دیالوگهای شخصیتهای مرد خیلی بازتاب داده شده. اما من فکر میکنم در کنار تمام این دیالوگهای «پولیتیکالی اینکارکت» نویسنده درونمایهای پیشرو از ایدههایی فمنیستیشو در داستان گنجونده. به عنوان مثال ما شخصیت مامان رو میبینیم که دوبرابر همه کار میکنه و میتونه مشکلات رو حل کنه و کسی تلاشها و تواناییهاش رو نمیبینه و حتی خودش هم گاهی بهشون باور نداره. از اون طرف مردهایی رو میبینیم که معمولا مشکلساز هستن و به کارهایی که میکنن مفتخرن و ادعا و اعتماد به نفس خیلی زیادی دارن، اما عملا در حل مشکلات قدمی بر نمیدارن و فقط آخر هر ماجرا به بقیه میگن: «ببین، نذار زنت بشینه پشت فرمون.»
همونطور که دوستان دیگه هم اشاره کردن گاهی شوخیهای کتاب «از لحاظ سیاسی مشکلدار» میشن.
(ترجمه مناسب این عبارت چیه؟)
:))
اما جدا از همهی این مضامین، کتاب به شدت بامزه و سرگرمکنندهس. لحن خیلی سادهای داره و پیرنگهای کمدیِ درهمی داره، از این مدلها که اتفاقی ساده منجر به آشفتگی میشه و گره ماجرا هی بیشتر پیچ میخوره. گاهی شخصیت اصلی لحن کنایهآمیز خیلی خندهداری داره و حتما موقع خوندنش آدم لبخند میزنه. حجم مناسب کتاب و روایت سریع و سرراستش، خوندنشو در مواقع بیکاری بین کار و مترو و الخ خیلی مناسب میکنه.
March 27, 2016
نویسنده ماجراهای رانندگی کردن زنانِ خانواده و خودش را در دههی پنجاه به زبان طنز روایت میکند
ماجراها در دههی پنجاه و در دانمارک اتفاق میافتند. کتاب سبک و خوبی است اما نتوانستم تا آخرش ادامه بدهم. شاید دلیلش همین سبک بودن ماجراها و طنزش بود که درگیرم نمیکرد. برایم بیش از اندازه مودب بود و ماجراها از حدِ خاطرهای معمولی فراتر نمیرفت شاید هم یکی از علتهایش زمانِ زیادی باشد که از نوشتنِ کتاب میگذرد و دیگر رانندگی کردنِ زنان سوژهی جدید و جذابی نیست و شاید هم یک علت دیگرش این بود که خودم علاقهای به ماشین و رانندگی ندارم
ماجراها در دههی پنجاه و در دانمارک اتفاق میافتند. کتاب سبک و خوبی است اما نتوانستم تا آخرش ادامه بدهم. شاید دلیلش همین سبک بودن ماجراها و طنزش بود که درگیرم نمیکرد. برایم بیش از اندازه مودب بود و ماجراها از حدِ خاطرهای معمولی فراتر نمیرفت شاید هم یکی از علتهایش زمانِ زیادی باشد که از نوشتنِ کتاب میگذرد و دیگر رانندگی کردنِ زنان سوژهی جدید و جذابی نیست و شاید هم یک علت دیگرش این بود که خودم علاقهای به ماشین و رانندگی ندارم
November 30, 2017
مفرح, سرگرم کننده, راحت, بدون این که فشار خاصی به ذهن آدم بیاد.
تمام آن چیزی را که از یک کتاب جیبی برای پر کردن بطالت و وقت های مرده انتظار می رود در خودش داشت.
طنز کتاب را دوست داشتم. خیلی قدیمی بود. برای سال های 1950 و این طورها... ولی از دقت نویسنده در تعریف خاطراتش حظ کردم. طنزی که خفن نبود, آدم را به قاه قاه و یا تفکر عمیق نمی انداخت, اما سرگرمت می کرد.
داستان چند نسل رانندگی زن ها در یک خانواده و ماجراهای ریز و درشت گواهینامه گرفتن و سفر رفتن در دانمارک دهه ی 1920 تا 1950... ترجمه ی نرم و روان مهرداد بازیاری باعث می شد که با راوی کتاب همذات پنداری خوبی داشته باشم.
تمام آن چیزی را که از یک کتاب جیبی برای پر کردن بطالت و وقت های مرده انتظار می رود در خودش داشت.
طنز کتاب را دوست داشتم. خیلی قدیمی بود. برای سال های 1950 و این طورها... ولی از دقت نویسنده در تعریف خاطراتش حظ کردم. طنزی که خفن نبود, آدم را به قاه قاه و یا تفکر عمیق نمی انداخت, اما سرگرمت می کرد.
داستان چند نسل رانندگی زن ها در یک خانواده و ماجراهای ریز و درشت گواهینامه گرفتن و سفر رفتن در دانمارک دهه ی 1920 تا 1950... ترجمه ی نرم و روان مهرداد بازیاری باعث می شد که با راوی کتاب همذات پنداری خوبی داشته باشم.
June 18, 2017
کتاب را به خاطر لحن طنز و شوخش برای خواندن انتخاب کردم و چند فصل اول خوب بود اما بعد از فصل های اول نویسنده به تکرار افتاد و یک حرف رو در غالب غرغرهای گوناگون به خورد خواننده داد. من موافق دگم بودن برخی (توروبه خدا توجه کنید نوشتم برخی) آقایان نسبت به رانندگی خانمها نیستم اما این کتاب هم زیبا و درخور ننوشته بود
March 22, 2019
نویسنده موضوع جالبی رو انتخاب کرده بود و زبان روانی داشت
ولی به اندازه صفحات کتاب حرف برای گفتن نداشت.
ولی به اندازه صفحات کتاب حرف برای گفتن نداشت.
September 13, 2024
Jeg fandt bogen i Røde Kors, og tænkte at når Lise Nørgaard er forfatteren, så kan det ikke være helt skidt. Det var meget bedre end det. Den var virkelig morsom.
Med humor, ironi og varme beskriver Lise Nørgaard i otte kapitler sine og familiens erfaringer med biler. Fra farens urokkelige overbevisning om, at kvinder ikke kan køre bil, til en mindeværdig bilferie gennem Europa, en kaotisk biltur med pensionister til Nordsjælland og en revselse af parkeringssituationen I København. Her er travheste i sommerhuse, op til ni mennesker og en hund i en bil, fulde baronesser og regnvåde ture hjem. Flere episoder ville passe lige ind i en komedie med Dirch Passer, Ebbe Langberg og Ghita Nørby.
Men selvom det er sjovt, og selvom bilismen er i fokus, så kører der en anden historie ved siden af: Den om forholdet mellem mand og kvinde, og om alt det kvinderne gjorde, uden at manden bemærkede eller værdsatte det.
Med humor, ironi og varme beskriver Lise Nørgaard i otte kapitler sine og familiens erfaringer med biler. Fra farens urokkelige overbevisning om, at kvinder ikke kan køre bil, til en mindeværdig bilferie gennem Europa, en kaotisk biltur med pensionister til Nordsjælland og en revselse af parkeringssituationen I København. Her er travheste i sommerhuse, op til ni mennesker og en hund i en bil, fulde baronesser og regnvåde ture hjem. Flere episoder ville passe lige ind i en komedie med Dirch Passer, Ebbe Langberg og Ghita Nørby.
Men selvom det er sjovt, og selvom bilismen er i fokus, så kører der en anden historie ved siden af: Den om forholdet mellem mand og kvinde, og om alt det kvinderne gjorde, uden at manden bemærkede eller værdsatte det.
March 31, 2019
اونته فورا خودش را جمع و جور کرد و توضیح داد که آنقدر آرزوی این شغل را داشته که مجبور شده برای به دست آوردنش دروغ بگوید. اول بارونز پرسیده که آیا میتواند با اسب های مزرعه ی موله ود چهارنعل بتازد و خواهرم بدون تامل جواب مثبت داده و البته او قبلا هرگز این کار را نکرده بود. و کوچکترین چیزی در مورد چهار نعل تاختن نمیدانست. علاوه بر این او باید در کارهای خانه کمک میکرد و اتاق خودش و پسر ها را تمیز میکرد و به تکالیف بچه ها میرسید و میز صبحانه را آماده میکرد و پشت بارونز را ماساژ میداد و سگ های مزرعه را به گردش میبرد. و موضوع بسیار مهم دیگر…
اونته دوباره گریه را سر داد. البته کمی طول کشید تا اعضای خانواده به این مشکل مهم و اساسی پی ببرند. بالاخره فهمیدیم که اونته باید پسر ها را هم به مدرسه برساند.
بابا اضافه کرد که خدارو شکر. چون بردن بچه ها به مدرسه با اسب خیلی خطرناک نیست.
خواهرم جیغ کشید:با ماشین، نه با اسب. و من گفتم که گواهینامه دارم.
اونته دوباره گریه را سر داد. البته کمی طول کشید تا اعضای خانواده به این مشکل مهم و اساسی پی ببرند. بالاخره فهمیدیم که اونته باید پسر ها را هم به مدرسه برساند.
بابا اضافه کرد که خدارو شکر. چون بردن بچه ها به مدرسه با اسب خیلی خطرناک نیست.
خواهرم جیغ کشید:با ماشین، نه با اسب. و من گفتم که گواهینامه دارم.
August 3, 2017
Bogen er underholdende og ligetil læsning, men det irriterer mig indimellem, hvordan den bevæger sig i grænselandet mellem fiktion og autobiografi. Jeg havde det ofte svært med den kvindelige fortæller, der voldsomt karikerer mændenes tåkrummende opførsel, men samtidig aldrig stiller sig det mindste kritisk over for sin egen eller andre kvindelige karakterers opførsel. Det er ikke for at tage mændene i forsvar, for jeg synes det er vigtigt at fremstille den mandschauvinisme og ulighed, der har præget vores samfund gennem historien. Det gør bare bogen til en gang unuanceret mandebashing og det er ærgerligt, for det er som sagt nogle meget underholdende fortællinger skrevet i et henrivende og kulørt sprog.
May 21, 2019
کتاب پشت فرمان با مامان داستان راننده شدن چند نسل خانوم های یک خانواده است که در قالب چند داستان کوتاه ما رو با اتفاقاتی که با رانندگی اون ها پیش میاد همراه میکنن. ماجراها در دههی پنجاه و در دانمارک اتفاق افتاده است.
March 25, 2020
یک غرغر مفرح که سویههای فمنیستی کمرنگی هم دارد. طنز قدیمی و کلاسیکی که گاهی «پلتیکالی اینکرکت» میشود و شاید به گمان بعضیها لوس بیاید.
March 29, 2020
مجموعه اى از چند داستان طنز در مورد رانندگى زنهاست و برخوردى كه مردها با اونها دارند.
(قرض از بوكتاب تهران)
(قرض از بوكتاب تهران)
July 9, 2020
Fin nok som let underholdning. Man skal dog huske på, at det meste, hvis ikke det hele, er fiktion.
May 26, 2026
داستان عالی و طنزآمیز
متاسفانه ترجمه و ویراست بسیار اشتباه داشت
متاسفانه ترجمه و ویراست بسیار اشتباه داشت
Displaying 1 - 13 of 13 reviews












