وقتی که سیزده ساله بودم و اکثر کتابهای کتابخونهی مدرسهامون رو خونده بودم، این رو خوندم. یک باره از پستوهای حافظهام بیرون کشیده شد و یاد روزهایی افتادم که سرِ کلاس درس معلم، کتاب رو توی کیفی که از صندلی روبهروم آویزون بود میگذاشتم و میخوندمش. دلم تنگِ اون روزها شد راستش. :))
این کتاب واقعا فوق العاده بود . لحن شیرین و جذاب نویسنده خیلی خواننده رو جذب میکنه و داستان , داستانیه به نظرم خیلی عبرت آموز و اینکه چقدر خوب نمایش میده که هرکس تاوان کارهاشو چه خوب و چه بد توی این دنیا چه جوری پس میده قسمت اعظم بهشت و جهنم در همین دنیا نصیب آدمی می شود . خلقت و سرشت عجیبی دارد این مخلوقی که آدمیزادش می نامند!چگونه می تواند دم به دم رنگ به رنگ شود یک لحظه در ردیف فرشتگان جای گیرد و لحظه ی دیگر خوی دیو به هم می رساندو خلاصه این همه احساسات و افکار ضد و نقیض را در دل مغز جای می دهد
یک رمان تاریخی مربوط به دوره شاه طهماسب است و جاهطلبیهای و مال دوستی های دربارهای شرقی است که در آن آدمها مانند بازی مار و پله بالا و پایین می روند و هر کسی به فکر منافع شخصی است و انگار که عواطف خانوادگی اصلا وجود ندارد. نکته جالب برای من این است که افراد حتی برای سیاهکاری هایشان نذر و نیاز و عبادت میکنند و اینها با هم هیچ منافاتی ندارند.
بعضی قسمتای داستان زیادی کش پیدا کرده بود و خیلی دیگه لوس شده بود😐 ولی در کل کتاب خوبی بود.یه قسمت از زندگی شخصی پادشاه به خوبی نمایش دراومده و قابل لمس توصیف شده.دوستش داشتم و بنظرم بیشتر باید دیده بشه.
سه نمره براى زمانى كه نويسنده براى نگارش اين رمان طولانى صرف كرده و فرهنگ و رسوم [عجيب و غريب] صفوى رو بر اساس وقايع تاريخى به شكل رمانى نسبتا جذاب دراورده كه براى نسل هاى بعد هم قابل خوانش هست.وگرنه سير منطقى وقايع و شخصيت پردازى و استحكام داستان بسيار ضعيف بود
زندانى قلعه قهقهه را هنگامى خواندم كه يك نوجوان بودم، كتاب بسيارى قديمى و دو جلدى بود. خوبى چا قديم كتابهاى قديمى بدون سانسور بودن آنست. داستان كتاب قصه ى عشق يكى از شهزادگان صفوى به يك دختر است. داستان دشواري هايى ك به اين دختر روا داشته شده و حتى رقابت مادرش با او.