برای من این کتاب بهترین متنِ تالیفیِ چند سال اخیر است. آخرین
بار این حال را پنج سال پیش بعد از خواندنِ ایاز براهنی داشتم. البته که تمامِ آنچه به هیجان و شگفتی پس از مواجه با اثری گره میخورد، لزوما فقط مربوط به کتاب نیست... مواجه در "زمان" درست در "مکان" درست و در وضعیتِ "ذهنی" درست، میتواند تجربهای از خلقِ دوبارهی اثر خلق شده باشد.
مثل خواندن این کتاب وقتی بیل مکانیکی تمام این چند روز تعطیلی را مشغول خراب کردن خانهای بود که پنجرهی اتاقِ من رو به دیوار پشتی و سقفش باز میشد... حالا البته نه دیواری هست نه سقفی. و شبها حتا ویرانه هم نیست... یک مغاک تاریک است.
اما این کتاب
عمیق، تکاندهنده، تأمل برانگیز، حتا هراسناک.
در این اوضاع که استاد دانشگاه و دکتر، خزعبلاتشان را غلط غلوط و بدون ویرایش نگارشی و املایی (نثر و خلاقیت پیشکش) به عنوان کتاب چاپ میکنند، خواندن متنی که به فارسی درست و روان باشد و همزمان حرفهای بسیاری برای گفتن داشته باشد غنیمت است. اگر زمان و مکان و ذهنتان آماده است بخوانید.