Jump to ratings and reviews
Rate this book

عشاق‌نامه

Rate this book

45 pages, Paperback

First published January 1, 1542

Loading...
Loading...

About the author

عبید زاکانی

15 books21 followers
In Engligh: Obeyd Zakani
خواجه نظام‌الدّین عبید زاکانی، از طنزپردازانِ نامی ادبیاتِ ایران و نیز از اجلّه‌ی قصیده‌سرایان و اعاظمِ کلامِ پارسی‌ست. از زندگی و شرح احوالِ وی اطّلاعاتی ناچیز دردست است که اهمّ آن در تاریخ گزیده‌ی حمدالله مستوفی (۷۳۰ هـ.ق.) و تذکره‌ی دولتشاهِ سمرقندی (۸۹۲) آمده است. «حمدالله مستوفی» وی‌را از خاندانِ زاکانیان دانسته، و آنان تیره‌یی از عرب «بنی‌خفاجه» بودند که پس‌از اشغالِ ایران توسطِ تازیان به قزوین مهاجرت کرده و درآن‌جا ساکن شده بودند.
عبید از ماهرترین مقلّدانِ سبکِ سهل و ممتنع و دست‌نیافتنیِ سعدیِ کبیر بود و در این‌فن سرآمدِ روزگار خود بوده است. خواجه ۵ ممدوحِ عمده داشته که ازمیانِ آنان می‌توان به شاه شجاع مظفّری و شاه شیخ ابواسحق اشاره کرد، که این موردِ اخیر ممدوحِ بزرگ و محبوب حافظ نیز بوده است. وی از معاصرانِ حافظ بود و براساس شماری از غزلیاتِ این دو که از نظر سیاق و وزن با هم شباهتی دیدنی دارند، می‌توان احتمال داد که آنان به آثار یکدیگر عنایت داشته و از حالِ دیگری غافل نبوده‌اند.
خواجه عبید از صاحب‌منصبان و به قولی‌مشهور، وزرای حکّامِ وقت بوده و شاعری را بیش‌تر برسبیلِ تفنّن پی می‌گرفته است؛ ازهمین روست که به قولِ شادروان عبّاس اقبال؛ مجموع اشعارش از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمی‌کند و حجمِ رسائل متعددش از یک‌ونیم برابر گلستان سعدی شیرازی افزون نیست.
از تألیفات خواجه عبید می‌توان به‌موارد زیر اشاره کرد:
• اشعار جدّی
• مثنویِ «عشّاق‌نامه» (۷۵۱)
• رساله‌ی اخلاق‌الاشراف (۷۴۰- طنز)
• ریش‌نامه (طنز)
• رساله‌ی «تعریفات» یا «ده‌فصل» (طنز)
• رساله‌ی دلگشا به‌عربی و فارسی
• مکتوباتِ قلندران (طنز)
• فالنامه‌ی بروج (طنز در انتقاد از فال‌گیری و رمّالی)
• و سرانجام قصیده‌ی موش و گربه به وزن بحر خفیف در انتقاد از امیر مبارزالدّین محمّد مظفّری، و از کفر ابلیس مشهورتر.
عبید از تکنیکی‌ترین و ماهرترین قصیده‌سرایان تاریخ ادبیات ایران و در این‌عرصه یکی‌از نوادر ادوار است. شماری از ترکیبات و اصطلاحات وی چنان بدیع و منحصربه‌فرد مانده‌اند که بی‌دانستن نام شاعر، می‌توان امضای وی‌را بر تارک‌شان بازشناخت؛ ازآن‌جمله:
عرشیان بر رایَت‌اش نَصرُ مِنَ‌الله خوانده‌اند -- قدسیان تفسیر از اِنّا فَتَحنا کرده‌اند
چارعنصر، پنج‌حسّ و شش‌جهات و هفت‌چرخ -- بندگی درگه‌اش طبعا و طوعا کرده‌اند

وفات وی در خلال سال‌های ۷۷۱-۷۶۸ هـ. ق. پیش آمده است.
نام عبید کی رود از یاد اهل دل
چون گفته‌های نازک او یادگار اوست

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (30%)
4 stars
3 (30%)
3 stars
4 (40%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Nazin.
208 reviews36 followers
December 11, 2025
نخستین روز کاین چشم بلاکش
مرا از عشق او در جان زد آتش

دل از جان و جوانی بر گرفتم
امید از زندگانی بر گرفتم

چنان در عشق او دیوانه گشتم
که در دیوانگی افسانه گشتم

خرد میگفت کی مدهوش بیمار
غمش را در میان جان نگه دار

اگر دل میدهی باری بدو ده
به هر خواری که آید دل فرو ده

میندیش ار جگر خوناب گیرد
که چشم از آتش دل آب گیرد

خراب عشق شو کاباد گشتی
غلام عشق شو کازاد گشتی

حدیث عشق انجامی ندارد
خرد جز عاشقی کامی ندارد

منوش از دهر جز پیمانهٔ عشق
میاور یاد جز افسانهٔ عشق

دلی کو با بتی عشقی نورزد
مخوانش دل که او چیزی نیرزد

نداند هرکه او شوقی ندارد
که دل بی عاشقی کامی ندارد

چرا جز عشق چیزی پرورد دل
اگر سوزی نباشد بفسرد دل

مباد آندل که او سوزی ندارد
هوای مجلس افروزی ندارد

برو در عشقبازی سر برافراز
به کوی عشق نام و ننگ در باز

کزین بهتر خرد را پیشه‌ای نیست
وزین به در جهان اندیشه‌ای نیست

شنیدم پند و دل در عشق بستم
چو مدهوشان ز جام عشق مستم

به دست عشق دادم ملک جانرا
صلای عشق در دادم جهان را

وگر در دام عشق انداختم دل
شدم آماج محنت باختم دل

از این پس کعبهٔ من کوی او بس
مرا محراب جان ابروی او بس


عبید زاکانی رو بیشتر به شعر طنز و هجو می‌شناسند و دیدن این روی عاشق عبید برای من دلنشین بود!
عشاقنامه از چیزی حدود 30 مثنوی تشکیل شده که ارتباط جالبی هم بین اشعار و در چینش اون‌ وجود داره از عاشق شدن و ابراز عشق تا نه شنیدن و در غم عشق سوختن ...
Profile Image for Katan.
17 reviews8 followers
June 22, 2019
خوندنش رو به همه ی دوستان اهل دل و شعردوست توصیه می کنم .
699 reviews29 followers
April 22, 2021
شبی چون شام در فریاد و زاری

به صبح آوردم اندر نوحه کاری

صباحی ناگهانم خواب بربود

زمانی جانم از زاری بیاسود

خرامان آمد اندر خواب نوشین

خیال آن سهی سروم به بالین

مرا دید اوفتاده زار و مدهوش

ز تاب آتش دل سینه پرجوش

در آب دیدهٔ خود غرق گشته

جگر در تاب و دود از سر گذشته

به جان مجروح و تن بیمار و دل ریش

به کام دشمنان افتاده بی خویش

ز مژگان اشک خونین بر زمین ریخت

ز روی مهربانی در من آویخت

به من میگفت کای خو کرده با من

بسی در وصل جان پرورده با من

تو آن در عشق رویم داستانی

تو آن بگزیده یار مهربانی

که بی من یکدم آرامت نبودی

بجز وصلم دگر کامت نبودی

کنون چون بی‌مراد از حس تقدیر

فتادی در چنین هجران دلگیر

در این سرگشتگی چونست حالت

نمیگیرد ز عمر خود ملالت

مرا تا از تو دورم نیست آرام

جدا ماندم بصد ناکامی از کام

خیالی گشته‌ام در آرزویت

به جان آمد دلم در جستجویت

پریشانحال چون زلف بتانم

چو چشم مست خوبان ناتوانم

نماند از سرو قدم جز خیالی

نماند از ماه رویم جز هلالی

تنم از زندگانی بهره‌ور نیست

تو را از حال زار من خبر نیست

چو از بوی خیالش جان خبر یافت

ز بیهوشی زمانی روی برتافت

تصور شد دلم را کاین وصال است

چه دانستم که در خوابم خیال است

شدم تا قصهٔ خود عرضه دارم

یکایک زخم هجران برشمارم

درآمد صالح شوریده در کار

شدم از سؤ بخت خفته بیدار

چو خالی دیدم از دلبر شبستان

برآمد از دل پر دردم افغان

دل مجروح زارم زارتر شد

درون خسته‌ام بیمارتر شد

غم هجران بدو ناگفته ماندم

چو زلفش زین سبب آشفته ماندم

خروشی از من محزون برآمد

نفیرم از دل پر خون برآمد

بجز باد صبا یاری ندیدم

وز او به هیچ غمخواری ندیدم

که راز دل بجانانم رساند

ز دید دل به درمانم رساند

پس از نالیدن و فریاد و زاری

بدو گفتم ز روی بیقراری
Profile Image for Nahid Anvari.
108 reviews2 followers
August 15, 2023
به نور چشم بیند هر کسی راه /
دل مسکین ز چشم افتاده در چاه
Displaying 1 - 4 of 4 reviews