ترکاشوند این سؤال را طرح میکند که «آیا زنان مسلمان در عصر پیامبر پوشش حداکثری (حجاب) داشتهاند؟» و با پژوهش در تاریخ و متون اسلام به جوابِ منفی میرسد
مهمترین ویژگی این کتاب استنادات فراوان و طرح مسائل مطرود و نادر با منطق دروندینی هست که از زبون نویسنده مسلمان و شیعه کتاب روایت میشه و غبار تقدس رو از مبانی فقهی حجاب پاک میکنه. با وجود ده ها نقد بهش٬ قطعن ارزش خوندن داره.
کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر»، تحقیقی دربارۀ محدودۀ حجابِ واجب شرعی در حوزۀ فقه دینی است. این کتاب ارزشمند که در سال ۱۳۸۹ توسط امیرحسین ترکاشوند در هزاروهفده صفحه نگاشته شد، اجازۀ چاپ نگرفت و در ادامه فایل پیدیاف و صوتی آن انتشار یافت. پژوهشی مهم و خواندنی که به نظر میتوانست در صفحاتی کمتر از صد برگ نوشته شود؛ از اینرو شاید خواندن آنچه در سطور زیر میآید، افراد علاقهمند به این موضوع را از مطالعۀ کامل این کتاب هزار صفحهای، که به زعم نویسندۀ آن برای پژوهشگران دینی نوشته شده است، بینیاز کند.
برخی از عالمان بزرگ شیعه مانند محسن فیض کاشانی حجاب موی زنان را واجب ندانسته و بعضی نیز همچون مقدّس اردبیلی آن را مستحب شمردهاند. چنانکه استادِ شیخ مفید، ابنجنید اسکافی، هم در فتوایی کاملاً منحصربهفرد نه تنها حجاب سر زنان را واجب نمیداند، بلکه بر آن اعتقاد است که زنان همانند مردان، تنها موظّف هستند که شرمگاهِ جلو و عقب خود را بپوشانند. یعنی زنان میتواند با ظاهر و لباسی مثل مردان در جامعه حاضر شوند (ترکاشوند، ۱۳۸۹: ۷۶۶ الی۷۷۱ و ۸۰۵ الی۸۱۶).
و هما - ای الروایتان - کما تری لاتدلان علی وجوب - ستر – شَعر الرأس و العنق کما یفهم من کلامالاکثر... و یؤید عدموجوب ستر العنق و لاینافی عدموجوب ستر الشَعر ما روی عن الباقر «ع» انه قال صلت فاطمة فی دِرع و خِمار لیس علیها اکثر مما وارت به شَعرها و اذنیها و لاریب ان سترهما سیما الشَعر احوط.
روایات ذکر شده دلالت بر وجوب پوشش موی سر و گردن زنان نمیکند چنانکه از کلام اکثر فقها چنین برداشت میشود. و مؤید این قول، یعنی عدمِوجوب پوشش سر و گردن زنان، حدیثی است از امام باقر که فرمودند فاطمه با پیراهن و روسری نماز گزارد که این پیراهن و روسری تمام گوش و مو را دربر نگرفته بود و پوشش آن بالاخص پوشش موی سر، از باب احتیاط است و نه وجوب (فیض کاشانی، ۱۳۸۷: ۲/ ۲۸۷).
لاخوف الاجماع المدعی لامکن القول باستثناء غیرهما من الرأس و ما یظهر غالباً ایضاً، فتأمل. و یدل علیه ایضاً ما سیجیء من الاخبار الدالة علی جواز کشف الرأس للأمة و الجاریة فانها تدل علی المطلق. و الجمع بین الادلة ایضاً بالحمل علی الاستحباب، طریق واضح. اگر ترس از اجماع ادعایی فقها نبود، هر آیینه امکان مستثنی شدن عدمِوجوب پوشش زنان غیر از صورت و کف دو دست نیز وجود داشت و میتوانستیم بگوییم پوشش سر و اغلب جاهایی از بدن زنان که غالباً آشکار بوده و هست [مانند گردن و سینه] واجب نیست. پس در این نکتهای که ذکرشد تأمل و درنگ کن. [یعنی چنین اجماعی ادعایی بیش نیست و حقیقتاً این نوع اجماع در گفتار فقها دیده نمیشود.] و اما علاوه بر عدمِوجوب اجماع، آنچه گفتار ما را ثابت میکند، روایاتی است که دلالت بر جواز نپوشاندن و آشکار نمودن موی سر کنیزان دارد. پس ادلهای که بر پوشش موی سر زنان وجود دارد را باید حمل بر استحباب کرد که این راهی واضح و روشن است (مقدّس اردبیلی، ۱۴۰۳: ۲/ ۱۰۵).
قال ابنجنید الذی یجب ستره من البدن العورتان و هما القُبُل و الدُبُر من الرجل و المرأة. وهذا یدل علی مساواة المرأة للرجل عنده فیان الواجب ستر قُبُلها و دُبُرها لاغیر.
ابنجنید اسکافی میگوید: انسان چه مرد باشد چه زن، آنچه پوشاندنش واجب است، آلت تناسلی جلو و عقب اوست و نه غیر از آن. یعنی پوشاندن موی سر و هیچ قسمتی از بدن زن واجب نیست مگر شرمگاه او (علامه حلی، ۱۴۱۲: ۲/ ۹۸؛ مجلسی، ۱۴۳: ۸۰/ ۱۸۰).
منابع:
_ ترکاشوند، امیرحسین، ۱۳۸۹، حجاب شرعی در عصر پیامبر، تهران، بینا.
It's an interesting research on the status of Hijab at the early years of Islam. The results are interesting. For instance, author shows that at the early years of Islam and at the time of Mohammad there was not a Hijab in the extent we know today.
کتاب رو در سالهای آخر نوجوانی، زمانی که «دین» یک مسئله مهم و جدی در زندگی ام بود خواندم. کتاب از آنهاست که بیان تازه ای از یک موضوع به شدت تک صدایی دارد و بعد از خواندنش دید شفاف تری از موضوع به شما میدهد