رساله ي كوچك آفرين سياوش پاسخي است به انبوهي نوشته ي فارسي و به زبان هاي خارجي كه اين قهرمان حماسي را ايزد نباتي خوانده و گاهي از اين فراتر رفته اند و اين تنديس گياهي را به آن سوي مرزهاي فرهنگي ايران انداخته اند.
از اين اشتباه كه بگذريم_ كه به آساني مي توان گذشت_ دشواري اصلي، شناختن اين شاه زاده ي كياني بود كه به هيچ پهلوان ديگري در شاهنامه ي حماسي اساطيري و يا تاريخي شبيه نيست. انساني گريزان از جنگ و خون ريزي و آرزومند صلحي پايدار با قبايل شمالي ايران - تورانيان - و گاه در روياي جهاني بدون كين و دشمني. در این کتاب میخوانید:
سیاوش یا ایزد نباتی ادونیس کیست و آیین ادونیس چگونه بوده است؟ حماسه رامایانا سیاوش شاهنامه و راما قهرمان رامایانا آیا داستان سیاوش تعزیه است؟
کاری بیاندازه ضعیف و بیمحتوا بود. اغلب کتب فارسی که پیرامون شاهنامه یا شخصیتهای شاهنامه شکل گرفته به همین بلیه مبتلا ست. چند بیت از داستان را میآورند و شرح میکنند و احیانن دستهبندی بدوی هم فراروی خواننده میگذارند و با مقدمهای مشعشع و توصیفاتی مستوفا خشت پرتوان خود را به چاپخش میرسانند. دریغ از وقت خوانندهی مشتاق!
بخش اصلی کتاب ایشون در رد نظریه مشهور ایزد نباتی و میرنده سیاوش که از بین النهرین وارد فلات ایران و ایران شرقی شده. ایشون میگن ایزد نباتی در مرگش تبدیل به غلات و گیاهان کشاورزی میشه، نه خون سیاووشان یا برگی که عکس چهره سیاوش بر اون نقش بسته است. ایشون حتی آدونیس رو هم ایزد نباتی نمی دونه و ارتباط باروری نفی میکنه. در کل استدلال های ایشون در رد نظر دیگران میتونه دریچه ای برای دقت و مطالعه بیشتری باشه، اما کتاب در شواهد و استدلال هاش قوام و استواری محکم نداره و ادعایی که مطرح میکنن یک پژوهش مفصل می طلبید.
کتاب بسیار مفید برای شناخت سیاوش و مثالهای جالب و مقایسه های سیاوش با دیگر اساطیر و قهرمانان در کشورها و فرهنگ ها ی دیگر، حتی دین های دیگر. همینطور در پایان کتاب گذری بر داستان آرش کمانگیر هم می زند که مطالب مفیدی دستگیر می شود.