(مقدمه (محمود فروغی، حبیبت یغمایی ۱- ترجمۀ لغات فرنگی ۲- داریوش کبیر و قرقلیطوس حکیم ۳- خطابه دربارۀ آثار ملی ۴- (اندیشۀ دور و دراز (رساله ۵- (ایران در ۱۹۱۹ میلادی (مکتوب ۶- (نفوذ زبانهای بیگانه در زبان فارسی (ترجمۀ ایرج افشار ۷- انتخابات ۸- مقدمه بر خطابۀ بهرامگور تهمورس انگلساریا ۹- (پیام من به فرهنگستان (رساله ۱۰- فرهنگستان چیست ۱۱- (جامعۀ ملل (رساله ۱۲- سخنوران ایران در عصر حاضر ۱۳- ادبیات ایران ۱۴- (عرفی – سبک هندی (دو مقاله ۱۵- ایران را چرا باید دوست داشت؟ ۱۶- سعدی و حافظ ۱۷- برنامۀ ادای تکالیف نسبت به شیخ سعدی ۱۸- تقلید و ابتکار ۱۹- موزه چیست و برای چیست؟ ۲۰- رسالۀ سرّ الاسرار ۲۱- مردمشناسی چیست؟ ۲۲- (دربارۀ تاریخ ایران (مکتوب ۲۳- فارسینویسی ۲۴- ادارات ما ۲۵- حقوق در ایران
محمد علی فروغی معروف به «ذکاء الملک دوم» از رجال و سیاستمداران و ادبا و دانشمندان ایران در سال ۱۲۹۴ ه– ق= ۱۲۵۴ ه– ش، در تهران متولد شد. پدرش محمد حسن که معروف به «ذکاء الملک اول» از ادبا و شعرای زمان ناصرالدین شاه قاجار است. جد اعلای این خانواده، از یهودیان بغداد بود که برای تجارت به ایران آمد و در اصفهان ساکن و مسلمان شد. به همین علت فروغیها به یهودی الاصل بودن، مشهور بودند. محمد علی در مدرسه دارالفنون به تحصیل علم پرداخت ولی قبل از تمام شدن این رشته، به ادبیات و فلسفه رو آورد و کم کم وارد خدمت دولتی شد که سال ۱۲۷۴ شمسی، علاوه بر تدریس در مدرسه علمیه و سیاسی، مترجم زبانهای فرانسه و انگلیسی در مراکز دولتی بود.
فروغی با عضویت در هیئت اعزامی به اروپا، ماموریتهایش از سال ۱۲۹۷ ش، شروع شده بود. یکبار از طرف وزارت دادگستری، عضو کمیسیون مطالعات در اروپا شد و چند سال هم، نماینده ایران در مجمع عمومی جامعه ملل بود و ریاست ۵۶ مین و ۵۷ مین شورای جامعه را به عهده داشت. او به خاطر فضل و حسن تدبیرش، نزد خارجیان معتبر بود. محمد علی فروغی در آذر ماه ۱۳۲۱ در سن ۶۷ سالگی در گذشت.
آثار محمد علی فروغی در آذر ماه ۱۳۲۱ در سن ۶۷ سالگی در گذشت. او به ادبیات فارسی و زبان فارسی، بسیار علاقمند بود و مخصوصا برای شعر، مقامی والا قائل بود. با وجود تمام کارهای رسمی و دولتی، مطالعه و تحقیق داشت و مخصوصا در زمانهای کناره گیری از کارهای سیاسی و دولتی تمام اوقات خود را صرف کارهای ادبی و فلسفی کرد و در همین زمینهها آثاری از اوست. از آن جمله بعضی کتب درسی، حقوق اساسی یا آداب مشروطیت، اندیشههای دور و دراز، پیام به فرهنگستان حکمت سقراط، آیین سخنوری، فن سماع طبیعی و… چند متن فارسی به اهتمام او تصحیح و طبع شده از جمله، رباعیات خیام، گلستان سعدی، زبده دیوان حافظ و….
خوندن اکثر مقالات کتاب بعد از گذشت این همه سال تازگی خودش رو از دست داده و شاید چیز زیادی به معارف خواننده اضافه نکنه ، چیزی که خود منو پای کتاب نگه داشته بود بیشتر نثر پرفروغ کتاب بود . معهذا خاطرات فروغی از کنفرانس صلح پاریس و نطق دانشکده حقوق و یادداشت درخشان حبیب یغمایی در ابتدای کتاب درباره احوالات شخصی فروغی بسیار خواندنی بود .
اخیر چند کتاب و یادداشت روزانه و غیره درباره فروغی منتشر شده که با اشتیاق تمام آنها را تهیه و خوانده ام. در این میان مجموعه 70 مقاله و خطابه و رساله محمدعلی فروغی در کنار آثار دیگرش چون سیر حکمت در اروپا و آیین سخنوری بهترین راهنما در آشنایی و نزدیک شدن به چهره در مه نشسته ی اوست
در این مجموعه مقالات به عناوینی چون
ترجمه لغات فرنگی داریش کبیر و قرقلیطوس حکیم ایران در 1919 میلادی انتخابات فرهنگستان چیست ؟ جامعه ملل سبک هندی سعدی و حافظ تقلید و ابتکار موزه چیست و برای چیست ؟ مردم شناسی چیست؟ ادارات ما حقوق در ایران جواب فروغی به مطبوعات انگلیس کنفرانس صلح پاریس اختلافات سرحدی ایران و شوروی تاثیر رفتار شاه در تربیت ایرانی حکیم خیام نیشابوری پیام به نمایشگاه صنعتی ایران تاریخ اسکندر کبیر و... و غیره بر می خوریم که بسیار از این مطالب هنوز با گذشت 100 سال تازگی زیاد دارند و ما را در عجب می گذارند که 100 سال پیش آدمی بوده که از سیاست و ادبیات و تاریخ و جامعه و زبانشناسی و دیپلماسی و فلسفه و سخن وری و حقوق و فرهنگ و مدرنیته این همه می دانسته و در کنارش پادشاهان را آموزش می داده و مهار می کرده، جهت ذکر نمونه بخشی از ترجمه و قلم او را ذکر می کنم که گمانم از مهم ترین کارهایش همین راه اندازی نهضت علمی و ساختارمند ترجمه و لغت سازی است
شاه داریوش پسر هیستاسپ به هرقلیطوس افیسوسی سلام می رساند . ... آرزومند است که به فیض استماع بیان تو نایل شده از معارف یونانی بهره مند گردد. همان به که به نزد من آیی و در کاخ پادشاهی من جای گیری ، که غالبا یونانیان نسبت به حکما تکریمی لایق قدر ایشان منظور نمی دارند ...
هرقلیطوس افیسوسی به شاه داریوش پسر هیستاسپ سلام می رساند. مردم روزگار همه از راستی و راستکاری دورند و به سفاهت و شرارت نزدیک ، از این رو مبتلا به طمع ورزی و جاه طلبی می گردند چندان که نهایت آن پیدا نیست.اما من با فرومایگی آنان کاری ندارم و چون از کبر و زیاده طلبی گریزانم و می خواهم از حسد و عناد هم شهریان خود در امان باشم به ایران نمی آیم و به زندگانی درویشی خود قانعم و بر آنچه طبع بدان راغب است می روم
ظاهرن این حکیم همان جالینوس است که فرموده از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست و فروغی چراغش برافروخته و آن انسان را با کلماتش بر ما ظاهر می سازد
اتاتورک به من گفت: شما ایرانی ها قدر ملیت خود را نمی شناسید . ملیت وقتی مصداق پیدا می کند که آن ملت را بزرگان ادب و حکمت و سیاست و در معارف و تمدن وبشری سابقه ی ممتد باشد. شما قدر و قیمت بزرگان خود را نمی شناسید و عطمت شاهنامه را در نمی یابید و من ناگزیرم برای ملت ترک چنین سوابقی دست و پا کنم.
ایران ملت ندارد، افکار عامه نداردوگرنه به این روز نمی افتاد. ایران اول باید وجود پیدا کند، وجود داشتن ایران وجود افکار عامه است.
نه آنقدر ملت پرست باید بود که نسبت به سایر ملل بغض و عداوت حاصل شود، نه آن اندازه بین المللی باید بود که امتیاز قومیت و ملیت از بین برود. https://t.me/nellynevesht مقالات فروغی جلد اول و دوم