در این کتاب مکتبهای ادبی سنّتنی اروپایی به نحو تازهیی توضیح داشده شده است اما به مکتبهای جدید چون اگزیستانسیالیسم، پست مدرنیسم، رئالیسم جادویی.. هم پرداخته شده است. در همة این موارد، مقایسههایی بین اصل این مکاتب و آن چه در ادبیات فارسی اتفاق افتاده، صورت گرفته است. نمونههایی از رمانهای معروف هر مکتب روایت و در مواردی تفسیر شده است. دیگر از مباحث تازة کتاب بحث در مفاهیم سبک و نوع و مکتب است.
سیروس شَمیسا (زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۲۷ در رشت) استاد ادبیّات فارسی و نویسندهٔ پرکار ایرانی است که تاکنون بیش از ۴۰ اثر خلق کرده است. وی تحصیلات عالی خود را در دانشگاه شیراز آغاز کرد و چند سالی پزشکی خواند، ولی پس از چندی تغییر رشته داد و در همانجا مدرک کارشناسی خود را در ادبیّات فارسی گرفت. پس از آن وارد دورۀ دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۵۷ از رساله خود به راهنمایی دکتر خانلری دفاع کرد. او در سال هشتاد یکی از چهرههای ماندگار ایران لقب گرفت. کتابهای او در بسیاری از دانشگاههای ایران تدریس می شود.
به نظرم انتظار مخاطب در مواجهه با این کتاب میتونه عامل مهمی باشه در نظر نهایی که در مورد کتاب میده. مهمترین مساله ای که باید در مورد این کتاب دونست مختصر و موجز بودنشه. چیزی که نویسنده در مقدمه و پیشگفتاری که نوشته به اون اشاره کرده. این کتاب عالی است برای 1: آشنایی کلی با مکاتب ادبی 2: دادن سرنخ برای مطالعات بیشتر و عمیقتر در این حوزه .
این کتاب یک دید به اصطلاح هلیکوپتری خوب در مورد موضوعی که در موردش صحبت میکنه به مخاطب ارائه میده . مسائل ساده و قابل فهم ارائه شده و متن سنگینی نداره و همچنین مثالهای متعددی از ادبیات ایران و غیر ایران از رمانهای معروف برای فهم مسائل استفاده شده. مکاتب به ترتیب پیدایش زمانی در کتاب آورده شدند و پس از تعریف و ویژگی هایی که هر مکتب داره ، معمولا به تفاوت اون مکتب با مکتب قبلیش میپردازه. در جای جای کتاب نویسنده به منابع گوناگونی از جمله مکاتب ادبی مرحوم رضا سیدحسینی استناد داده و همچنین از نظریات منتقدان و نویسندگان خارجی هم استفاده کرده.
تقریبا انتظار من از کتاب همین بود.نه امروز و نه در سالهای آینده برنامه ای برای خوندن کتاب مکاتب ادبی مرحوم سیدحسینی که حدود 1200 صفحه است نداشتم و ندارم و مخاطب آگاه اینو میدونه که اگر منابع دقیق تر و کامل تری میخواد باید به سراغ کتابهای دیگر مثل کتاب مرحوم سیدحسینی رفت ولی در مورد اینکه یک تصویر و تعریف کلی از مکاتب داشته باشه، کتاب حاضر میتونه پاسخگوی نیازش باشه.
برای کلاسیسم تعریفات متعددی در نظر گرفته شده از جمله به اثاری که در نهضت ادبی قرن هفدهم تحت عنوان کلاسیسم (فرانسه دوره ی لوئی چهارده ) به وجود امده اطلاق می شود.
نهضت کلاسیسم در فرانسه اغاز شد اما به کشورهای دیگر هم نفوذ کرد. از بزرگان این نهضت در فرانسه عبارتند از بوالوا که موفق شد در سال 1674 فن شعر خود را بنویسید , این مورد خیلی شبیه به تحقیقات بزرگان دوره ی بازگشت نظیر سپهر ( صاحب براهین عجم در علم قافیه ) و ملک الشعرا بهار ( صاحب کتاب سبک شناسی ) است با این فرق که در غرب بحث را بیشتر حول و حوش مسائل معنوی و در ایرانمبتنی بر مباحث لفظی و صوری بود.
در انگلستان به دلیل این که نمایشنامه های شکسپیر پیش از دوران کلاسیسم نوشته شده بودند این معنی را در اذهان متبادر می کردند که می توان مقلد قدمای یونان و روم نبود, با این همه چند شاعر و نویسنده ی بزرگ را جزو کلاسیک های انگلستان میتوان نام برد : میلتون ( صاحب بهشت گمشده و بهشت بازیافته ) بن جانسون ( شاعر,منتقد,نمایشنامه نویس دوران کلاسیسم در انگلستان تاریخی معادل یک قران دارد از 1660 تا 1780 یعنی از درایدن تا جانسون.
المانی ها به کلاسیسم فراسنه و حتی نویسندگان رومی توجهی نداشتند و فقط برای یونانیان اهمیت قایل بودند از کلاسیک های معروف المان : گوته, لسینگ, شیلر
اصول و قواعد مکتب مکلاسیسم 1.توصیف و بیان صفات خوب و برجسته کردن اخلاق حمیده و نمایش ان ( در اثار کلاسیک ما هم چنین است, چنان که در شاهنامه وصف اخلاق پسندیدهاز شجاعت و مردانگی و وطن پرستی زیاد است .)
2.متابعت از قدما یا تشبه به قدما
3. عقل گرایی در سبک خراسانی (شاهنامه) اولا خرد اعتبار بالایی دارد و ثانیا مطالب و مباحث بر حسب قبول عرف عام است و لذا با مطالبی که هنجار گریز و خلاف سلیقه عموم مردم است مواجه نیستیم.
4. اموزنده و خوشایند بودن سر فیلیپ سیدنی در دفاع از شعر می گوید هدف شعر نباید تنها تعلیم اخلاقی یا ایجاد خوشایندی باشد بلکه هدف باید تعلیمی باشد که همراه با خوشایندی است. می گویند راسین در اثار خود بیش از 800 کلمه به کار نبرده . ولتر می گفت هیچ چیز بی فایده را نباید گفت.
5.سخن گفتن به مقتضای حال و مقام
6.حقیقت نمایی مسائل و حوادثی که در ادبیات مطرح میشوند باید حقیقت نما باشند نه حقیقتی که موضوع تاریخ است .
7.قانون 3 وحدت وحدت مکان و زمان و موضوع ارسطویی در نمایشنامه, البته وحدت مکان را ماگی منتقد ایتالیایی مطرح کرده
خوبیش این بود که یه چیزایی که از قبل میدونستم رو برام تکرار کرد و یهکم بهشون پروبال داد، یه چیزایی که نمدونستم و میخواستم بدونم رو هم پوشش داد. ولی درکل خیلی خلاصه و موجز بود. این هم خوبه هم بده. برا ورود به مکتبهای ادبی خوبه، ولی ابداً نمیشه بهش اکتفا کرد. از یکسری بخشها سریع گذشته و بازشون نکرده، ینی اگه نری دنبالش ممکنه یادت بره یا اصلاً بد بفهمیشون. باز خوبه نمونههاشم اورده، یه بررسی تطبیقی هم داشته که اینم برام جالب بود. مثلاً با کارهای هدایت و چوبک و سیمین دانشور و جلال آل احمد و منیرو روانیپور و... چقدر این بخش لازمه برای ادبیاتمون، بررسیهای تطبیقی و آسیبشناسیشون. این بخشش واقعاً خوشحالم کرد.
جای تعجب اینکه گویا این کتاب از سرفصلهای دکتری بوده. درحالیکه به جرئت میتونم بگم در حد کتاب تاریخ ادبیات انسانیهاست، یه جاهایی اون کاملتره یه جاهایی این. الان نمدونم سرفصلها به چه شکله، ولی هنوزم وقتی فکر میکنم کاش ادبیات میرفتم، میرم واحدها رو میبینم منصرف میشم. یه فاصلۀ عمیق بین رشتۀ ادبیات فارسی و "ادبیات" به معنای کلی حس میشه، انگار بیشتر روی "فارسی" بودنش تأکید داشتن که خب تأکیدش هم به ذهنشون "کهن" و "قدیم" رو متبادر کرده. هرچند گویا چندسالیه چندتا واحد معاصرتر و گونههای دیگۀ ادبی رو گذاشتن، یکی از دوستام رشتهش ادبیاته نمایشنامهنویسی داشتن دو واحد. هرچند اختیاری بود. ولی نثر و نظم معاصر هم دارن، مکتبها رم تا حدی دارن. ولی واحدها رو تا خودِ دکتری نگاه میکنم یهکم حتی دلزده میشم. خوندنِ این همه متن قدیمی بدون دونستن جریانهای جدید برا کسی خوبه که دوست داره حیطۀ حرفهای و تحقیقیش هم در همون حوزه باشه. ینی، یه دانشجوی ادبیات فارسی متأسفانه درک نسبتاً جامعی از ادبیات امروز و اکنونش نخواهد داشت بهنظرم. مگر عزیزانی که خودشون مطالعات فراتر از دانشگاه دارن.
تا تغییرات بعدی در سرفصلها و واحدها هم باید صبر کنیم. تنها حسرتی که دارم برا رشتۀ ادبیاتداستانیه؛ بهخصوص که درست از سالِ بعدِ ما قربانی تجمیع رشتهها شد. :)) غمانگیزه.
کتاب بسیار مفیدی بود؛ خلاصه و جمعوجور، در عین حال تاحدود زیادی کامل. سخت بود برایم که کتاب حجیمی چون مجموعۀ دوجلدی رضا سید حسینی را بخوانم؛ پس از چند تلاش ناموفق برای یافتن جایگزینی مناسب، این کتاب را خواندم که نیازها و ضعفهایم را در ادبیات بهخوبی برطرف کرد.
این کتاب در واقع جزوه ی درسی به همین عنوان بوده که سیروس شمیسا در دانشگاه تدریس میکرده اما این قدر این کلاس از رشته های دیگه خواهان داشته که گاهی توی کلاس جای سوزن انداختن هم نبوده. بعد از اون با همت سیروس مولف به صورت کتاب چاپ میشه. اگر به صورت خیلی چکیده با مکتب های ادبی میخواید اشنا بشید بسیار کتاب خوبیه. یک ویژگی بسیار خوب کتاب نمونه آوردن از هر مکتبی هست که ازش ذکر میشه. برای نمونه متن داستان کوتاه سگ ولگرد و یک داستان کوتاه از کافکا به صورت کامل توی کتاب آورده شده. در کل کتاب خیلی خوب و مفیدیه.
نویسنده معتقده که کتاب رو برای دورۀ دکتری دانشگاه نوشته؛ که البته جای تاسّف برای دانشجویان دورۀ دکتری ادبیات فارسی وجود داره که چرا چنین کتابی باید مناسب اون ها باشه. کتابی که باید در دبیرستان و به عنوان منبع تکمیلی تاریخ ادبیات 1 و 2 معرّفی و خوانده بشه، به سبب به اطلاعی و فقدان واحدهای درسی مناسب در دورۀ کارشناسی و ارشد ادبیات فارسی، کتاب درسی دکتری می شه.
به نظرم بهتر بود اسم کتاب رو مقدمه ای بر مکتب های ادبی میذاشتن چون این کتاب یه آشنایی ساده و اولیه از مکتب های ادبی ارائه میکنه و اونقدر جامع و شامل نیس. همونطور که اول کتابم اومده این کتاب بیشتر حالت جزوه داره که هم حسن و هم عیب محسوب میشه. حسنش اینکه خواننده در زمان اندک یه سری اطلاعات مختصر راجب این مکتبا بدست میاره ولی عیبش اینکه کلی گویی های زیادی هم داره که ممکنه ادم رو به اشتباه بندازه. یه چنتا مشکل دیگه هم که این کتاب داره. یک) یکسری مطالب غیر ضروری رو بارها و بارها تکرار میکنه ( مثلا اینکه تی ای الیوت شعر سرزمین بی حاصل رو به عزرا پاند تقدیم کرده) یا اینکه اینکه اسم صدتا نویسنده میاره و در پانویس اطلاعات جزئی نامربوط میاره که با کلی گویی کتاب هماهنگ نیس ( مثلا اینکه فلان نویسنده ها خودکشی کردند) دو) مطالب باهم انسجام ندارند: بعضی وقتا به نظر می رسه نویسنده کتاب رشته کلام رو از دست میده و نمیتونه مطلب رو جمع و جور کنه سه) چیزی که خیلی منو متعجب کرد یه اشتباه فاحش در خلاصه داستان محاکمه ی کافکا بود. تو این کتاب نوشته که جوزف کی بخاطر گم شدن صاحبخونه اش محاکمه میشه (!!!!) درحالیکه ما هیچ وقت نمیدونیم دلیل محاکمه جوزف کی چی بوده. به نظرم نویسنده بعد نوشتن کتاب یبار دیگه کتابشو نخونده تا این موارد رو رفع و ویرایش کنه و این باعث شد خیلی از مطالب کتاب رو با تردید بخونم و مطمئن نباشم که اطلاعاتی که داده میشه درست هست یا نه. به نظرم با همین دید جزوه باید به این کتاب نگاه کرد و اگه کسی میخواد اطلاعات بیشتری راجب مکاتب بدست بیاره این کتاب براش مناسب نیس.
فکر کنم دقیقا همون چیزیه که از عنوانش برمیاد...یه کتاب نسبتا خلاصه برای آشنایی با همه ی مکتب های ادبی. برای منی که آشنایی نداشتم، خیلی کتاب مناسبی بود، هم از نظر حجم و هم از نظر سطح بحث که قابل فهم باشه برام
بسیار بدخوان و خسته کننده! نویسنده به خودش حتی زحمت نداده بود تصمیم بگیره میخواد یک واژه انگلیسی رو با حروف انگلیسی بنویسه، ترجمه کنه، تلفظ انگلیسی رو با حروف فارسی بنویسه یا چی؟ هر جا یه جوری رفتار کرده بود: حتی برای یک واژه مشخص! زبان روان و خوشخوان نبود. خسته کنند و پر از ابهام بود. در نهایت اگر خیلی تلاش کنید یه کلیاتی دستگیرتون میشه.
نویسنده نه تنها با نگاهی سطحی از هر مکتب می گذرد بلکه در برخی موارد حتی به نظر می رسد خود نویسنده نیز از آن چه می گوید آگاهی کامل ندارد و دچار برداشت غلطی از مکاتب شده است. از طرفی فصل آخر کتاب که انتظار می رود جمع بندی و تصویری کلی از تمام مطالب کتاب باشد گویی نیمه کاره رها شده و حتی تصویر شکل گرفته در ذهن خواننده را نیز مخدوش می کند و جمله ی آخر کتاب، در واقع هر چیزی می تواند باشد به جز جمله ی آخر یک کتاب! که چنین پایانی از استادی که مدعی درجه ی استادی آن هم در ادبیات است، بسیار آزارنده است. با این حال همان طور که در مقدمه آمده می توان چنین برداشت کرد که این کتاب در واقع تالیفی است از جزوه هایی که دانشجویان نوشته اند و نه چیزی بیشتر. بنابراین نباید به عنوان یک منبع اصلی به آن استناد کرد...
۳.۵ برای شروع میتونه خوب باشه ولی طبعا نباید این انتظار رو داشت که با این بتونین مکتبها رو خوب یاد بگیرن و مهمتر از اون بتونین تشخیص بدین هر کتابی تو چه مکتبیه. نویسنده، در توضیحات هر مکتب اسم هزارتا نویسنده رو میاره و راجع به اونها جزئیات عجیبی رو میگه(مخصوصا اینکه هرکی خودکشی کرده باشه رو میگه!) و اینا باعث میشن که خیلی چیزا رو یادتون نمونه. تقصیر شما نیست، تقصیر کتابه. عجیبتر اینکه این چیزا رو چطوری واسه دکترای ادبیات آموزش میدن؟! خیلی مطالب سطحی و کلیایه.
کتاب در مقایسه با دیگر کتابها از جمله مکتبهای ادبی سید حسینی، موجزتر هست مکتبهای ادبی اضافهتری داره، از جمله پستمدرنیسم، فمنیسم و رئالیسم جادویی که که خب با توجه فاصله زمانی این دو کتاب طبیعیه این فصول اضافه شده.