Jump to ratings and reviews
Rate this book

دین ایرانی بر پایۀ متنهای معتبر یونانی

Rate this book
کتاب «دين ايراني بر پايه متن‌هاي معتبر يوناني» نوشته اميل بنونيست و ترجمه بهمن سرکاراتي است. کتابي که پيش رو داريد به معرفي اديان کهن ايراني که قبل و بعد از دين زرتشت وجود داشته‌اند مي پردازد؛ آيين‌هايي چون: آيين زرواني، کيش مانوي، آيين مزدک، و مهرپرستي. در قسمتي از متن اين کتاب مي‌خوانيد: « استرابو گويد: «به چشم مردم يونان ايرانيان نامي‌ترين بيگانگان هستند». هرگاه توجه يونانيان به جهت ضرورت‌هاي سياسي نيز به توان و قدرت ايران جلب نمي‌شد باز دلايل نيکوي ديگري بود که آنان با عنايت به اين سرزمين بنگرند. ايران خواه ازلحاظ اصالت فرهنگ و شکل ويژه‌ي حکومتش، خواه ازلحاظ شکوه و حشمت دربار و گذشته‌ي افسانه‌اي که سلاله‌هاي پيشين آن را در برگرفته بود و خواه ازلحاظ روش و شيوه‌ي خاص تعليماتي و ديگر جنبه‌هاي تمدنش کانوني از شگفتي‌ها براي يونانيان بود که همانند آن در هيچ کشور ديگر شرقي يکجا يافت نمي‌شد...»

124 pages, Paperback

First published January 1, 1383

1 person is currently reading
16 people want to read

About the author

Émile Benveniste

62 books22 followers
Émile Benveniste (French: [bɛ̃venist]; 27 March 1902 – 3 October 1976) was a French structural linguist and semiotician. He is best known for his work on Indo-European languages and his critical reformulation of the linguistic paradigm established by Ferdinand de Saussure.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (50%)
4 stars
2 (20%)
3 stars
3 (30%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for sanaz.
167 reviews155 followers
November 26, 2017
کتاب جالب اما کمی سخت‌خوانی بود که به بعضی سؤال‌هایم درباره تناقضات کیش زرتشتی در متونی که خوانده بودم جواب داد.
Profile Image for Masoud.
6 reviews2 followers
Read
May 24, 2018
معرفی کتاب دین ایرانی برپایۀ متنون معتبر یونانی، نویسنده: امیا بِنوِنیست، نشر قطره
چاپ‌شده در روزنامه بامداد جنوب (چهارشنبه ۲۵بهمن۱۳۹۶)

http://bamdad24.ir/fa/news/10972/ایرا...

« ایرانیان نامی‌ترین بیگانگان»
تا حدود دو سده پیش، آگاهی‌های پژوهشگران دربارۀ باورهای ایرانیان پیش از زرتشت بسیار اندک بود و به‌ همین علت منابع مطالعاتی دربارۀ پیشینۀ این باورها در دسترس نبود؛ چراکه از دین ایرانیان پیش از زرتشت هیچ متن و کتیبه‌ای باقی نمانده است و هیچ اطلاعی دربارۀ نگرش‌ها و باورها و شیوۀ جهان‌نگری این دورۀ پیش از زرتشت نداشتیم. پس برای به‌دست‌آوردن آگاهی از این دورۀ تاریخی چه باید کرد و چگونه می‌توانیم دریابیم که انسان‌های پیش ‌از زرتشتی چه تعریفی از جهان داشته‌اند؟ برای رسیدن به این هدف چهار راه وجود دارد:
۱. ریگ‌ودا: باید از مطالب این کتاب و از عقاید هندیان که از منظر باستان‌نگری برادر فرهنگی و نژادی هستند استفاده کنیم. در واقع، چون در هند پیامبری ظهور نکرده است، در نتیجه، باورهای باستانی مشترک‌ با ایرانیان دست‌نخورده باقی مانده است؛
۲. بخش‌های متأخر اوستا: بعد از مرگ زرتشت بسیاری از رسم‌ها و عقیده‌های کهن (پیش‌زرتشتی) دوباره زنده شدند. این باروها و رسم‌ها را می‌توان در قسمت‌هایی از اوستا دید که بعد از مرگ زرتشت نوشته شده است؛
۳. کتیبه‌های هخامنشی: بنا بر نظر بعضی پژوهشگران هخامنشیان دین زرتشتی نداشته‌اند، در نتیجه در کتیبه‌هایشان باورهای پیش‌زرتشتی را می‌توان دید.
۴. نوشته‌های نویسندگان یونانی: یونانیانی که دربارۀ ایران نوشته‌اند، باورها و آیین‌های ایرانیان پیش‌زرتشتی را بازتاب داده‌اند.
از این‌ دید، امیل بنونیست کتاب دین ایرانی برپایۀ متون معتبر یونانی را بر این مبنا نوشته است. در این کتاب بنونیست نظرهای سه تاریخ‌نگار مهم یونانی با نام‌های هرودوت و استرابو و پلوتارخ را آورده و سپس نظرهای ایشان را بررسی و تحلیل کرده است. به‌سخنی‌روشن‌تر، ارزش تاریخ‌نگاری این نویسندگان در این نکته است که از باورها و رسم‌های ایرانیان پیش از زرتشت پرده برداشته‌اند. ناگفته نماند که دلیل اینکه تاریخ‌نگاران یونانی دربارۀ ایرانیان نوشته‌اند، از اهمیت ایرانیان برای آنان حکایت دارد. «استرابو می‌گوید: "به‌چشم مردم یونان ایرانیان نامی‌ترین بیگانگان هستند"» (بنونیست، ۱۳۹۳: ۳). همین اهمیت‌داشتن ایرانیان برای یونانیان، کمک بی‌نظیری به شناخت فرهنگ اسطوره‌های ایرانیان کرده است. یادداشت‌ها و تحلیل‌های این کتاب در سه بخش آمده است. فصل نخست دربارۀ اهمیت دین زرتشتی و اثرگذاری آن بر فرهنگ یونانی است. «یونانیان که همواره آیین‌های ایرانی را با علاقه‌مندی می‌نگریستند به‌ناچار به دین ایرانیان، که برگزاری آن را می‌توانستند به‌آسانی در آسیای صغیر مشاهده کنند توجه بیشتری داشتند» (همان: ۴). فصل دوم روایت هرودوت از فرهنگ پیش زرتشتی است. او دربارۀ شیوۀ پرستش خدایان و قربانی‌کردن برای آنان سخن می‌گوید. نکتۀ مهم این بخش، پرده‌برداری از شیوۀ دفن مردگان در میان قوم ماد و پارس است. هردوت می‌گوید که مادها مردگان خود را پیش از دفن در پیش سگان و پرندگان رها می‌کنند. با وجود این، پارس‌ها مرده‌هایشان را با موم می‌پوشانند و دفن می‌کنند. در فصل سوم روایت استرابو را دربارۀ ایزد مهر، رسم قربانی‌کردن برای خدایان، ستایش آب و دفن مردگان می‌خوانیم. فصل آخر، مفصل‌ترین فصل کتاب است که پلوتارخ دربارۀ خدای زروان سخن می‌گوید و از چگونگی نگرش ایرانیان به خدا پرده برمی‌دارد. نویسنده در بخش پایانی کتاب فصل نتیجه‌گیری را گنجانده است و درنهایت معتقد است که «شخص زرتشت و تعلیمات مغان بر روی افکار و اندیشه‌های یونانی تأثیری پرداخت که راست و واقعی بود [...] نه یونانیان و سُرینی‌ها و نه نویسندگان ارمنی، هیچ یک از زردتشت اوستایی و از آیین او که در گاهان اوستا بازگو شده است آگاهی نداشتند» (همان: ۷۷و۷۸۷). به ‌هر روی، این کتاب منبع مهمی برای شناخت نگرشی است که یونانیان دربارۀ ایرانیان داشته‌اند و از این دید، کمک شایان توجه‌ای به شناساندن فرهنگ پیش‌زرتشتی کرده است.
مسعود هوشیار
۲۴آذر۱۳۹۶
Profile Image for Tintarella.
305 reviews7 followers
Read
December 20, 2024
چندباری توی کارهای آگامبن اسم «امیل بِن‌وِنیست» رو خونده بودم و می‌دونستم که زبان‌شناس بزرگی بوده و یه کتاب مهم درباره‌ی ریشه‌شناسی کلمات هند-اروپائی داره. چیزی که در موردش نمی‌دونستم اینه که ایشون شرق‌شناس و -به خصوص- ایران‌شناس مهمی هم بوده. کتاب مجموعه‌ی چندتا سخن‌رانی درباره‌ی دین‌های باستانی ایران از روی نوشته‌های یونانی‌هاست که در سال 1926 توی دانشگاه سوربن انجام شده.
فصل اول (آگاهی‌های کلی) درباره‌ی تاثیرعقاید دینی ایرانی بر روی فیثاغورسیان و افلاطون و کل جهان یونانی
- استرابو می‌گوید: به چشم مردم یونان، ایرانیان، نامی‌ترین بیگانگان هستند
فصل دوم به هرودوت، فصل سوم به استرابو و فصل چهارم به تئوپمپوس و پلوتارخ اختصاص داره
فصل پنجم (نتیجه گیری)
- ولی نمی‌توان چنین انگاشت که یونانیان تنها یک گونه‌ی واحد آیین ایرانی را می‌شناختند. این آیین‌ها عبارت بودند از دین کهن ایرانی که اساسش بر پرستش نیروهای گیتی استوار بود و اندک اندک رو به تحول و کمال می‌رفت و همان است که هرودوت بازگو کرده‌است. گونه‌ی انحطاط یافته‌ی آیین مزدایی که استرابو مشاهده و گزارش کرده و بالاخره آئین زُروانی (اعتقاد به خدای زُروان یا همون زمان -شبیه کرونوس یونانی- که پدر اهورامزدا و اهریمن بوده، جنگ ازلی-ابدی نیکی و بدی به همراه قسمی تقدیر باوری که روی یونانیان تاثیر زیادی گذاشته) که پلوتارخ با آن آشنا بوده. هر یک از این کیش‌ها به دوره‌ی متفاوتی تعلق دارد و شاید در محدوده‌ی معینی از سرزمین ایران رواج داشته است.
نه یونانیان و سریانی‌ها و نه نویسندگان ارمنی هیچ یک زرتشت اوستایی و از آیین او که در گاهان (گات‌ها) اوستا بازگو شده آگاهی نداشتند... به احتمال زیاد آیین زرتشتی در آغاز یک نهضت محلی در گوشه‌ای از ایران خاوری بود که هنوز مرزهای جغرافیایی آن مشخص نشده است. این آیین نو با مقاومت و مقابله‌ی شدید کیش‌های رایج مواجه شده و برای مدتی دراز نتوانست به برتری و چیرگی کامل برسد و چون گسترش یافت دگرگون شد. کیش زرتشتی با آیین‌هایی که در پی برانداختن آن‌ها برخاسته بود در آمیخت و مَزدَیَسنا به گونه‌ای بسیار متفاوت به ایران باختری رسید.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.