شماره نخست از مجموعه «تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران» مشتمل بر گفت وگوهایی است با بستگان، دوستان و آشنایان صادق هدایت (۱۲۸۱ - ۱۳۳۰) درباره زندگی و آثار او. در پایان کتاب چند تصویر سیاه و سفید از هدایت و افرادی که در این مجموعه با آنها گفت و گو شده به طبع رسیده است. این افراد عبارتاند از: جهانگیر هدایت، میترا هدایت، دکتر انور خامهای و دکتر ابوالقاسم تفضلی.
این کتاب را اگر پیدا کردید بخوانید زوایای از شخصیت صادق هدایت از زبان دیگران را بازگو میکند که شاید کسی به آنها اشاره نکرده و تصویر و شناخت شما از او را شفافتر میکند
نخستین اثری که در مجموعۀ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران، زیر نظر محمدهاشم اکبریانی، منتشر شده است، «مجموعه گفتوگوهایی دربارۀ صادق هدایت» نام دارد. این کتاب صدوشصتوشش صفحهای شامل چهار گفتوگوی مجزا با میترا هدایت، جهانگیر هدایت، انور خامهای و ابوالقاسم تفضلی است. کتابی که سه مصاحبۀ اخیر آن، کمابیش، تکرار حرفهای گذشته است و گفتههای جهانگیر هدایت نیز در تضاد با سخنان میترا هدایت است.
میترا هدایت، که متولد سال ۱۳۳۶ و برادرزادۀ صادق هدایت است، پس از سالها سکوت خود را شکسته و بیپرده به بخشی از ناگفتههای زندگی عمویش اشاره میکند و به تفسیر جدیدی از کتاب بوف کور میپردازد (گوشه، ۱۳۸۳: ۵۵-۵۶). بهزعم او آشکار شدن برخی از اسرار زندگی صادق هدایت میتواند در تحلیل و تفسیر بوف کور بهکار آید؛ چراکه صادق تمام فریادها و نالههایش را در قالب بوف کور درآورده و در هر سطر از این کتاب سرخوردگی خود از خانواده و اجتماع را نشان داده است (همان: ۸۳-۸۴). خانوادهای که توان درک و فهم صادق را نداشتند و بزرگترین عامل خودکشی او بودند (همان: ۶۲-۷۱).
میترا هدایت به روابط صادق هدایت با برخی از زنان و حتی رابطۀ جنسی داشتن او اشاره کرده و متذکر شده است که منظور عمویش از لکاته در بوف کور، زنعمویش، یعنی زن دوم دکتر کریم هدایت است. زنی به نام درخشنده که زمانی معشوقۀ صادق بوده است. هرچند صادق هدایت از یکجاییبهبعد این روابط را قطع میکند، از زنان متنفر میشود، به مخالفت با ازدواج میپردازد و در ادامه بهسمت همجنسگرایی میرود (همان: ۷۴-۷۵-۹۰).