همۀ ما با نماد دایرۀ بالدار آشناییم، نمادی که امروزه تقریباً نماد رسمی آیین زرتشتی شده. این نماد در اصل نماد حورس، خدای مصری بوده، خدایی که با خورشید و شاهین ارتباط داشته، در فرعون مصر حلول میکرده و به فرعون قدرت سلطنت میداده. دایره -به علامت خورشید- و بال و دم شاهین، یادگار این خدای مصری هستن. بعدها آشوریها این نماد رو از مصریها اقتباس کردن و مردی کماندار بهش اضافه کردن و کردنش نماد آشور، خدای بزرگ خودشون. و بعدتر هخامنشیها این نماد رو از آشوریها گرفتن و همه جا، بالای کتیبهها نقشش کردن.
اما هخامنشیها این نماد رو به چه معنایی استفاده میکردن؟
۱. اهورامزدا از همون ابتدا که شرقشناسها با این نماد آشنا شدن، بیبروبرگرد گفتن این نماد اهورامزداست. به این دلیل ساده که مصریها این نماد رو برای خداشون استفاده میکردن (هر چند برای خدای خورشید، نه خدای بزرگ که آمون بود) و آشوریها این نماد رو برای خداشون استفاده میکردن (هر چند برای خدای بزرگ، نه خدای خورشید که شمش بود) در نتیجه ایرانیها هم که این نماد رو از اون دو فرهنگ گرفته بودن، قاعدتاً میبایست به همون منظور ازش استفاده میکردن.
اما این یک قانون کلی نیست که اگر یک فرهنگ نمادی رو از فرهنگ دیگه گرفت، اون رو به همون معنای اصلی به کار ببره. نویسنده مثالهایی میزنه از این که نمادهای واحد چطور در فرهنگهای مختلف معانی مختلفی گرفتن.
به علاوه این استدلال یه مشکل بزرگ داره. این که هخامنشیها، به روایت هرودوت و شهادت اوستا، اهورامزدا رو تصویر نمیکردن. چرا، در دوران ساسانی نقاشی کردن اهورامزدا رایج شد، اما حتی همون زمان هم اهورامزدا نه بالای کتیبه، بلکه داخل کتیبه و دوشادوش پادشاه، اون هم به شکل و شمایل یک روحانی زرتشتی سوار بر اسب تصویر میشد.
۲. فروهر همین مشکل باعث شد زردشتیهای هند علیه نظریۀ اهورامزدا موضع بگیرن و بگن دایرۀ بالدار نماد فروهره. فروهر در باور زرتشتی همزاد روان آدم و به نوعی فرشتۀ نگهبان آدمه، و مخصوصاً در اوستا به صورت پرندگانی که در جنگها به پادشاه و جنگجوها کمک میکنن توصیف شده. زردشتیهای هند گفتن همشکل بودن آدمی که بالای دایرۀ بالدار تصویر میشه با پادشاهی که زیر سایۀ دایره قرار داره، نشون میده که این نماد همزاد پادشاهه که از پادشاه حمایت میکنه.
اولین بار که معلّم تاریخ راهنماییمون این نماد رو برامون توضیح داد، همین تفسیرو گفت و من تا همین چند سال پیش نمیدونستم که تفاسیر دیگهای هم از این نماد شده، از جمله اهورامزدا که بین غربیها تقریباً مسلّم انگاشته میشه.
اما این نظریه هم اشکالاتی داره، از جمله این که فروهر یه لفظ مؤنثه و باید به صورت زن نشون داده بشه. دیگه این که فروهر مثل فرشتۀ نگهبان جدای از آدم نیست، بلکه همزاد درونی آدمه. دیگه این که در نقشهای ایرانی هیچ وقت اسلحهای در دست این نماد دیده نمیشه که بگیم مثل فروهرهای اوستا، در جنگ به کمک پادشاه اومدن.
۳. خُوَرنَه، فرّه اما بزرگترین اشکال دو نظریۀ فوق اینه که نه نظریۀ اهورامزدا و نه نظریۀ فروهر نمیتونن توضیح بدن که چرا این نماد گاهی با یک دایرۀ بالدار خالی تصویر میشه و گاهی با یک آدم در بالای دایره: هر وقت این نماد بالای سر پادشاه تصویر شده، آدمی هم بالای دایره قرار داره که لباس شاهانه پوشیده، ولی هر وقت بالای سر شاهزادهها، ساتراپها یا عامۀ ایرانیها تصویر شده، یک دایرۀ بالدار خالی و بدون آدمه.
نویسنده برای توضیح این دوگانگی به باور زرتشتی استناد میکنه که به سه فرّه یا خورنه معتقد بودن: یکی فرّه کیانی مختص به پادشاه، یکی فرّه ایرانی متعلّق به عامۀ ایرانیها، و یکی هم فرّه مخصوص شخص زرتشت. و این باور با نمادنگاری دایرۀ بالدار کاملاً سازگاره که برای پادشاه یک نماد با شمایل شاهانه در نظر گرفتن و برای عامۀ ایرانیها، نمادی سادهتر. در گزارشهایی که یونانیها و رومیها از هخامنشیها کردن، اعتقاد به تقدس فرّه پادشاهی بین هخامنشیان اون قدر زیاد بوده که عجیبه اگه هیچ نمادی در کتیبهها براش در نظر نگرفته باشن.
برای اثبات کامل این نظریه، نویسنده نشون میده که در دورههای بعدی این نماد با نمادهای دیگهای جایگزین شده که همیشه نماد فرّه ایزدی بودن، که معلوم میکنه فهم مردم اون دوره از این نماد همبن فرّه بوده: بعد از اسکندر که فرهنگ یونانی با فرهنگ ایرانی آمیخته شدن، «تیخه» جای دایرهٔ بالدار رو در آثار سلوکی و اشکانی گرفت، ایزدبانوی یونانی که نماد بخت الهی و معادل فرّه ایرانی بود. همین طور در دوران ساسانی دایرۀ بالدار جاش رو به یک قوچ بالدار داد، و در کارنامۀ اردشیر بابکان میخونیم که قوچ نماد فرّه پادشاهیه.
حدود دو قرنه که بحث هست سر این که پیکره ی بالدار هخامنشی نشانه ی چیه و این بحث هنوز هم ادامه داره و هنوز هم نظرها در مورد این که آیا این پیکره نشانه ی اهورامزداست یا فروَهر یا خورنه (فرّه) متفاوتن. زنده یاد پروفسور علیرضا شاپور شهبازی، از بهترین پژوهشگران حوزه ی هخامنشی بودن و آثارشون از معتبرترین آثار پژوهشی این حوزه ست. ایشون در این کتاب با استدلالهای محکم و پذیرفتنی بیان می کنن که نماد پیکره ی بالدار نه نشانه ی اهورامزداست و نه فروهر، بلکه نشانه ی فرّه ی شاهیه و نشانه ی عامتر دایره یا گوی بالدار که در بعضی از نگاره ها دیده میشه، به فرّه ی ایرانی اشاره می کنه که عامتر و جامع الشمولتره. این پژوهش با اشاره به نظرات مختلف و نقد اونها و با آوردن مثالهای متعدد، استدلالهای بسیار جالبی ارائه می کنه که بسیار خوندنی هستن