رادیو با صدای ضعیفی اخبار پخش میکرد: سیل در چند روستای اطراف کرمانشاه جاری شده بود. اما تلفات جانی نداشته است. این دهات قبلا از سکنه خالی شده بوده است. از طریق هوا برای روستاییانی که در سیل محاصره شدهاند خرما و آرد ریخته شده است. چند هلیکوپتر به نجات مردم شتافتهاند. مرد با خشم و کین به طرف رادیویی که آن همه دوستش داشت حمله برد. بلندش کرد و با فحش و ناسزا، در حالی که کف به دهان آورده بود به تنهی درخت کوبیدش. کوبید و کوبید تا به صورت مشتی آشغال درآمد. دو دستی آن را به دهان برد و جلد رادیو را گاز گرفت و دوباره به تنهی درخت کوبید و با تمام قدرت آن را در آب پرت کرد و فریاد زد: دروغگو...