این کتاب گزیدهای است از مهمترین مقالات «سیاسی» ژرژ باتای (۱۸۹۷-۱۹۶۲) طی دورههای مختلف فکریاش که مقارناند با سه جریان تأثیرگذار تاریخی (سوررئالیسم، فاشیسم، و استالینیسم). دوران زندگی او سرشار است از تلاشهای مستمر در جهت سازماندهی گروههای مختلف نظری و عملی، و تأسیس نهادهای غیررسمی و تشکلیافتهٔ مردمی؛ از آنجمله حلقهٔ کمونیستهای دموکرات، جبههٔ مردمی، گروه ضدحمله، گروه مخفی اَسِفال، گروه جامعهشناسی فرانسه، مجلهٔ کریتیک، مجموعهٔ اسناد. او که ارتباطِ ایدئال را سکوت میداند، در زمرهٔ متفکرانی است که ابتدا «دوست»، این تنها یادگار تجربهٔ فاجعه را فرا میخوانند: باتای، بلانشو، و کلوسوفسکی عملاً در فاصلهٔ دههٔ چهل و پنجاه میلادی بذرهای مه 68 را میکارند: علیه جامعه و مردمِ ستمپیشهاش، به نامِ اجتماع و گوشتِ ستمدیدهاش، اجتماعِ نامعهود، اجتماع عاشقان. اندیشهٔ او و همنسلاناش بر «دوستی»، بر شرط تولید اندیشه (فیلوـسوفوس)، بنا میشود، بر اصل اولیهٔ مقاومت، بر گنگترین تجربهٔ جان، بر همرزمبودن، همسرنوشتبودن. همین جریان اندیشه است که یکی دو دهه بعد زمینهساز رشد تمایلات فلسفی گوناگون در دههٔ شصت و هفتاد میلادی در اروپا و آمریکا، خصوصاً در فرانسه، شد (بارت، فوکو، دریدا، کریستوا، دوراس، لکان، اَکِر، آگامبن، وایس، و دیگران). گرچه تاریخ فلسفه (این اودیپِ تفکر) تا به امروز توان برشماری این خط طبقهبندیناپذیر را نداشته ولی او به یاری تثلیث مقدساش (ساد، نیچه، موس) دقیقهای حساس و مرزی در تاریخ تولید فکر رادیکال است: اندیشهـمقاومت.
French essayist, philosophical theorist, and novelist, often called the "metaphysician of evil." Bataille was interested in sex, death, degradation, and the power and potential of the obscene. He rejected traditional literature and considered that the ultimate aim of all intellectual, artistic, or religious activity should be the annihilation of the rational individual in a violent, transcendental act of communion. Roland Barthes, Julia Kristeva, and Philippe Sollers have all written enthusiastically about his work.
این کتاب متشکل از مقالات باتای دربارهی سیاست است، سیاستی که نزد او در ساحت امید است، و درست از همینرو خود را فیلسوفی اساسا نومید مینامد. شهریاری "حاکمیت" باتای نه با ماکیاولی همنواست و نه با آگامبن، اگر آگامبن، در امتداد اشمیت، حاکم را در تعالی منطق استثنا مستقر میکند، شهریار باتای هرگونه تعالی را پس میزند و در درونماندگاری آیینهای قربانی و فرآیندهای قدسیشدن حل میشود. مقالهی "ساختار روانشناختی فاشیسم" هم در این کتاب هم آمده، که فاشیسم را به همگونگی و دگرگونگی ربط میده. فصل گفتوگوی مارگریت دوراس با باتای، مفهوم شهریاری را میکاوند و دو مقالهی پایانی شاهکاراند، مقاله "شهریاری ناممکن: میان ارادهی قدرت و ارادهی پیشآمد" از الن اس. وایس، در همسایگی نیچه و کلوسوفسکی، گروه مخفی اسِفال، بازگشت ابدی و قهقهه را بهمثابه سیاست بیسر میخواند، و مقاله «هزینهگری غیرتولیدی و بنیان فضایی زمین" از ژولی ویلسون، تناظر نابرابر میل مولد دلوز–گتاری با میل اسرافی باتای را بر بنیان فضایی زمین ترسیم میکند همریخت، نه هماین.