این کتاب که پیشتر با نام ضحاک چاپ شده بود، تجدید نظری اساسی در آن کتاب است. بخش نخست کتاب از اژدهای باستانی ایران سخن میگوید و میکوشد نشان دهد که اسطورهای مستقل از ضحاک است. بخش دوم با مقایسهی با یکی از شمن ـ خدایان اسکاندیناوی میخواهد نشان دهد که ضحاک هم شمنی از آن جامعهای اشتراکی بوده و همانندی در فرهنگهای دیگر هند و اروپائی دارد و فرزندان او بعدها اگرچه ضعیف شدند اما در جامعهی ایرانی اثر داشتند.
کتاب این فرض را که ابتدا جوامع اشتراکی بودند و سپس طبقات اجتماعی ایجاد شدند، اصل قرار می دهد و اسطوره ی جمشید و ضحاک را با این فرض بررسی می کند. اسطوره ی جمشید موقعی شکل می گیرد که جامعه در حال طبقاتی شدن بود. جمشید سه کارکرد پادشاهان یعنی روحانیت، پهلوانی و پزشکی را همزمان دارا است. در دوره ی جمشید بر اثر گسترش سه گانه ی زمین و تقسیم کارها جامعه طبقاتی می شود. اما جمشید حاضر به تجزیه ی قدرت خود نیست. سپس نویسنده با استناد به گفته ی ابوریحان بیرونی و کمی شاهنامه به این نتیجه می رسد که ضحاک پرچم دار جامعه ی کهنه ی اشتراکی بوده و زمین ها را از برگزیدگان گرفته و به توده ی مردم داده و رسم شراکت را زنده کرده. در همین جا به نظر می رسد نویسنده دیدگاه های مارکسیستی خود را نقض می کند. مارکسیست ها ادعا می کنند جامعه ی طبقاتی باید پس از گذار از مراحل مختلف به آن کمون اولیه بازگردد. در هرصورت به نظرم خوانش جذابی از ضحاک ارائه شده که البته جامع نیست. در بخش دیگر هم ضحاک با اودین مقایسه شده ولی کامل نبود و در مورد ارتباط اودین با جامعه اشتراکی چیزی ذکر نشده. بررسی نمادین مار گیرا است
دکتر حصوری در این کتاب سعی کرده است از یک زاویه دیگر به داستان ضحاک نگاه کند و او را به صورت یک مار-مرد/شمن که نظم کهنه و شیوه زندگی جامعه اشتراکی را بازگردانده است میبیند در مقابل فریدون که نماینده نظام طبقاتی است. همچنین قصد دارد که با معرفی خدای معروف میتخت (میتولوژی) نورسی، اودین، و بر شمردن صفات او و تطبیق آنها با صفات ضحاک نشان دهد که ضحاک میتوانسته یک شمن بزرگ بوده باشد و از این دریچه به تحلیل اسطوره بپردازد. بحث های انجام شده و شواهد آورده شده از شاهنامه و ابوریحان و بندهشن و اوستا و ... بسیار جالب هستندولی در نهایت به نظر من پایه های استدلال نویسنده علی رغم اینکه با همدیگر سازگار هستند و یک خوانش ممکن را توصیف میکنند، خوانش ها و توضیحات دیگر را باطل نمیکنند و نمیتوانند نظریات رقیب را از میدان به در کنند. در مجموع یک کتاب تاریخی صد صفحه ای که شاید نتوانسته حرف آخر را بزند ولی پر از نکات هیجان انگیز تاریخی در زمینه های گوناگون است که هر کدام میتواند خواننده را به مطالعه در حوزه های جدیدتری ترغیب کند.
اين كتاب خيلي اطلاعات قشنگ و جديدي را به من آموخت ولي خيلي از مسائل مورد بحث روي نتيجه آن بي تأثير بودند و خيلي از اطلاعات مهم متن يا ناقص بودند يا توضيح كافي نداشتند. در نهايت مقاله خيلي جالب، آكادميك و شيريني بود.
بخشی از کتاب : از گفتههای ابوریحان بیرون راجع به پایگاه اجتماعی ضحاک : پادشاهی فریدون و فرمان او به مردم که صاحب اطرافیان و اهل و فرزندان خود بشوند و آنان را کدخدا یا خداوند خانه نامید و به فرمانروایی و بر اهل و فرزندان و ملک و امر و نهی در آنها بداشت، پس از آنکه در زمان بیورسپ بیکار مانده بودند و کارهاشان به دست شیطانها و زیردستان افتاده بود و به دفع آنان ناتوان بودند و ناظر اطروش آن رسم را برافگند و اشتراک زیردستان را با مردم در کدخدایی بازگرداند.
احمد شاملو در سال ۱۳۶۹ شمسی طی سخنرانی جنجالبرانگیزی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا، فردوسی را حامی منافع طبقاتی و ضحاک را فردی برخاسته از تودۀ مردم معرّفی نمود. ضحاکی که حکومتش بهخلاف آنچه فردوسی گفته است همراه با انصاف و خِرَد بوده و کاوهنامی در کودتایی ضدّ انقلابی برای بازگرداندن اوضاع به روال استثماری گذشته علیه او قیام میکند و یکی از تخم و ترکۀ جمشید را به جای وی مینشاند (شاملو، ۱۹۹۰: ۳۴-۳۵).
این نظر احمد شاملو، که نقدها و هجوهای متعدّدی را بههمراه داشت، گویی وام گرفته شده از نظریات علی حصوری است و شاید بتوان حصوری را آغازگر این مسیر دانست؛ چراکه حصوری نخستینبار در یکی از سخنرانیهای خود در دانشگاه شیراز به ضحاک پرداخت. موضوعی که در سال ۱۳۵۶ توسّط روزنامۀ کیهان با نام «ضحاک اصلاحگری که از میان مردم برخاست» به چاپ رسید. سپس در سال ۱۳۷۸ در قالب کتابی با نام «ضحاک» و در سال ۱۳۸۸ با عنوان «سرنوشت یک شمن از ضحاک به اودن» منتشر شد (حصوری، ۱۳۸۸: ۵).
علی حصوری معتقد است اودِن، که از خدایان اسکاندیناوی است، همانندهای بسیاری با ضحاک دارد (همان: ۸۳). لذا ضحاک را باید به مانند اودن اسطورهای نیکو و شمنی بزرگ نامید. بهعلاوۀ اینکه پایتخت ضحاک، خانۀ سفید یا بیتالمقدّس است و آنجا مرکز جهان و از مظاهر سپندینگی است. به این ترتیب ضحاک از مظاهر قدسی یا سپندینگی بوده است (همان: ۷۲).
حصوری معتقد است در اینکه شاهنامه در ردیف حماسههای بزرگ جهان و آفریدۀ هنرِ فردوسی است، تردید نداریم و میدانیم همین شاهنامه در بقای زبان و فرهنگ ما مؤثر بوده است. بااینحال فردوسی از دهقانان و مالکان است و نباید از او انتظار داشته باشیم که منافع خود یا ستایش شاهخدایان را فراموش کند و امتیازات زندگی طبقاتی را نادیده بگیرد (همان: ۷۹).
حصوری بر آن باور است که در منابع مختلفی ضحاک پرچمدار جامعۀ اشتراکی بوده است بهشکلیکه زمینها را از برگزیدگان گرفته و به تودۀ مردم داده است و حال آنکه فریدون، خلافِ ضحاک، پرچمدار جامعۀ طبقاتی بوده است. ادّعایی که برجستهترین و به اعتباری شاید تنهاترین دلیل آن، استناد به قطعۀ بسیار کوتاهی از کتاب آثارالباقیه است که به زعم حصوری، ابوریحان بیرونی محتاطانه پرده از کارهای ضحاک برداشته و نشان داده است که فریدون دربرابر ضحاک چه کاره است. و بدیهی است ابوریحان نمیتوانست موضوع را کاملاً روشن بگوید. بیشک او را مورد سؤال قرار میدادند که چرا در کتاب خود چنین مطلب کفرآمیز و حاکی از فساد را گنجانده است. (همان: ۶۷ الی۶۹).
این نظریۀ علی حصوری در آثار دکتر مهرداد بهار، ازجمله در مصاحبه با هوشنگ گلشیری، نیز آمده است (گلشیری، ۱۳۹۷: ۱۱۵). هرچند بهار، فردوسی را مقصّر ندانسته و در کتاب جستاری چند در فرهنگ ایران متذکر شده است که چنین برداشتی به اعصاری دور از زمان فردوسی مربوط میشود (بهار، ۱۳۷۶: ۲۵۶).
ما مجبوریم در تحلیل اجتماعی داستان ضحاک به هر دو روایت [مردی ستمگر یا مردی عدالتخواه] توجّه کنیم و انواع احتمالات را در نظر بگیریم و علیرغم شخصیّت ناپسندی که از او ساختهاند، به احتمال انقلابی بودن او هم فکر کنیم (همان: ۲۶۶). در شاهنامه، ضحاک یک شاه ستمگر است ولی در بعضی تاریخهای فارسی و عربی که گاه روایتی غیرشاهنامهای را برای ما به ارث گذاشتهاند، میبینیم که ضحاک میآید و خواسته و زن را بین مردم به اشتراک تقسیم میکند. در واقع احتمال قوی هست که داستان ضحاک در هستۀ خود بیانکنندۀ یک قیام دهقانی در دورۀ خیلی کهنی در تاریخ ایران باشد... ولی بعداً تاریخنویسهای اشرافیِ ایران ضحاک را بهصورت یک بیگانۀ پلیدی در تاریخ ما معرّفی میکنند (همان: ۲۵۶).
منابع:
_ حصوری، علی، ۱۳۸۸، سرنوشت یک شمن از ضحاک به اودن، تهران، چشمه.
_ شاملو، احمد، ۱۹۹۰، نگرانیهای من، نیوجرسی، مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران.
_ گلشیری، باربد، ۱۳۹۷، ما و جهان اساطیری: گفتوگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار، تهران، نیلوفر.
_ بهار، مهرداد، ۱۳۷۶، جستاری چند در فرهنگ ایران، تهران، فکر روز.