Jump to ratings and reviews
Rate this book

ریشه های زن ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی

Rate this book

288 pages

First published October 1, 2009

5 people are currently reading
88 people want to read

About the author

مریم حسینی

7 books6 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (19%)
4 stars
13 (36%)
3 stars
13 (36%)
2 stars
3 (8%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Hamideh Kharrazie.
25 reviews1 follower
May 12, 2024
این کتاب از ریشه، عِلَل و عوامل زن ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی رو توضیح می ده. چه اتفاقاتی افتاده و همینطور چه حوادثی رخ داده که زن ستیزی به ادبیات کلاسیک فارسی، وارد شده رو هم توضیح می ده.
Profile Image for Amene.
828 reviews83 followers
October 16, 2025
خوب بود نثر بسیار روان و شاهد مثال های خوبی داشت اما به نظرم بیش از حد تلاش می‌کرد تا اثبات کنه مردان زن ستیز نبودند بلکه دچار سوءتعبیر از آیات،روایات یا قصص بوده‌اند.😉
147 reviews
Want to read
March 5, 2016
ریشه‌هایِ زن‌ستیزی در ادبیاتِ کلاسیکِ فارسی / مریم حسینی / تهران: چشمه، چاپِ دوم 1393
زنان در ادبیات
ادبیات -- درباره‌ی ادبیات

مقدمه
«مریمِ حسینی»، معتقد است: آثارِ ادبی، به بازنماییِ مسائلِ اجتماعی می‌پردازند، و برخی از آثارِ ادبی نیز به تعارضِ میانِ انسان و جامعه توجه دارد. تعارضی که بخشی از آن به «جایگاهِ زنان در ادبیات» مربوط می‌شود. [11] جایگاهی زنانه که پرسش‌هایی را به‌همراه داشته است، مانندِ این پرسش که: چرا سیمایِ زنان، در ادبیاتِ کلاسیکِ ایران، ناخوشایند تصویر شده است؟
به اعتقادِ «مریمِ حسینی»: در ادبیاتِ فارسی، تصویری واقعی از زنان، ترسیم نشده است. زیرا آن‌ها «هیچ‌جا حضور ندشته‌»اند و قلم نیز در دستِ مردان بوده و آنان نیز زنان را مطابقِ پسندِ خود توصیف کرده‌اند. در نتیجه، اغلب در آیینه‌ی ادبیاتِ فارسی، «زن» دارایِ سیمایی «واقعی» نبوده، و بیش‌تر صاحبِ دو چهره‌ی افراطی بوده است. دو چهره‌ای که او را زنی آرمانی و رؤیایی، و یا زنی ناقص و موجبِ ضلالتِ مردان، توصیف کرده است. [12]

توصیه‌ی «مریمِ حسینی» برای «صادقانه» بررسی کردنِ متونِ ادبی این است که: دیدِ مردانه‌ی غالب بر آن‌را در نظر بگیریم. گرچه وی حاکمیتِ «عقلِ مذکر» را بر روایت‌هایِ داستانیِ جامعه‌ی ایران، تأسف‌برانگیز می‌داند. حاکمیتی که به حوزه‌ی ادبیات محدود نبوده و روایت‌هایِ تاریخی و فرهنگی را نیز شامل شده است. اما «زن‌ستیزی/زن‌ستاییِ» موجود در این آثار را دارایِ درجاتی متفاوت می‌داند. تفاوتی که می‌تواند دلایلِ متعددی داشته باشد. دلایلی مانندِ: شخصیتِ غالبِ نویسنده، خصوصیاتِ زنانی که در زندگیِ او حضور داشته‌اند، و یا زمانه و سرزمینی که در آن می‌زیسته است. و این دلایلِ زمینه‌ساز گاه چنان دور از یک‌دیگرند که گویی از دو دنیایِ ضدِ هم برآمده‌اند. دنیاهایی که در یکی: تصویرِ «زن»، مظهرِ کمال و جمال است، و در دیگری: سیمایی لکاته و فتانة‌الاختلاف، از او ترسیم می‌کند. [13]
«حسینی»، در ادامه‌ی آسیب‌شناسیِ مختصر خود برایِ پرهیز از اشتباه هنگامِ پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی مانندِ: «چرا در ادبیاتِ کلاسیکِ ایران، سیمایِ زنان، کژ و ناخوشایند تصویر شده است؟» به چند نکته‌ی دیگر نیز اشاره می‌کند. نکاتی مانندِ این‌که: نباید بخش‌هایی از یک متنِ ادبی را از کلِ آن جدا کرده و مستقل از مابقیِ متن، معناکاوی کرد. و باید توجه داشت که نظرِ شخصِ نویسنده می‌تواند جدا از نظری باشد که برخی از شخصیت‌هایِ داستانیِ حاضر در متنِ او مطرح می‌کنند. وی، معتقد است نمونه‌هایِ انتقادیِ بسیاری وجود دارد که به این نکات دقت نکرده‌اند و «عَلَمِ وامصیبتا برداشته‌اند.» نمونه‌ای که «حسینی» برای نظرِ خود ارائه می‌کند، ابیاتی «ضدِ زن» از منظومه‌ی «لیلی و مجنونِ» «نظامی» است. [14] ابیاتی که در واقع از زبانِ فردی بیان می‌شود که بدخواهِ «مجنون» است و به «لیلی» نسبت داده می‌شود تا دلِ «مجنون» را در عشق به معشوق‌اش دچارِ یأس کند. و مخاطب نیز از نادرستیِ آن آگاه شده است و حتا در پایانِ این قسمت نیز فردِ بدخواه، از «مجنون» عذرخواهی می‌کند. [15] «مریمِ حسینی»، کتابِ خود را تلاشی می‌داند که می‌خواهد چنین برش‌های ناصوابی از آثارِ ادبیِ کلاسیکِ فارسی را مطرح کند. برش‌ها و برداشت‌هایی که به اشتباه در خدمتِ اثباتِ پیش‌فرض‌هایِ زن‌ستیزانه در ادبیاتِ کلاسیکِ فارسی، قرار گرفته‌اند. البته محدوده‌ی مطالعاتیِ او شاملِ اشعار و داستان‌هایِ معاصرِ فارسی نمی‌شود. و فرضیه‌ی او این است که: «ادبیاتِ کلاسیکِ ایران»، هیچ‌گاه نتوانسته است تصویری واقعی از «زنِ ایرانی» نشان دهد، اما در میانِ ادیبانِ ایرانی، «مردانِ روشنفکر»ی نیز وجود داشته‌اند که سعی کرده‌اند وجوهِ تحقیرآمیز را از سیمایِ «زنانگی» پاک کنند و به‌جایِ آن نمونه‌هایی از هویت‌هایِ قابلِ احترام زنانه مطرح کنند. زنانی مانندِ «شیرینِ» «نظامی» که سرمشقِ آزادگی، فهیم‌بودن و پاکدامنی است. [16]
[...]
Profile Image for Behrooz Parhami.
Author 10 books35 followers
August 13, 2022
The Iranian culture has been, and, in many respects, still is, patriarchal & misogynistic. The dawn of Islam in the region did not help, although some scholars claim that the negative impact of Islam on women resulted from misinterpretation of Quran and Prophet Muhammad's edicts. Women are viewed as property and reproductive machines, and are often characterized as cunning, satanic, half-witted, lacking in faith, and generally weak.

Patriarchy and misogyny form the background in many works of literature and, at times, come to the forefront in ugly insults and put-downs. The roots of avoiding women and considering them inferior humans dates back to the time of Aristotle and Plato. Even Sa'adi, who is among the most-revered classical poets, wasn't immune from misogyny, writing in one his verses, "A good, obedient, chaste woman will turn a dervish into a king." Another great poet, Khaghani, expressed shame when a daughter was born to him, praying to God that this stain be removed from his life.

Of course, there are also positive depiction of women in Persian poetry, notably in Ferdowsi's Shahnameh. However, even in such works, where women are seen as queens or in other influential roles, one often encounters female characters who cause discord or lead men astray. Interestingly, if we go back further in history or study the more-recent periods after our classical poets, we encounter celebration of women as nurturers (e.g., Mother Earth) and/or wise beings (e.g., Scheherazade the story-teller). But such instances are rare and wisdom often manifests itself as an old man.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.