Jump to ratings and reviews
Rate this book

کشف حجاب: بازخوانی یک مداخله‌ی مدرن

Rate this book

101 pages, Paperback

First published January 1, 2013

5 people are currently reading
106 people want to read

About the author

فاطمه صادقی

11 books15 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
13 (22%)
4 stars
18 (30%)
3 stars
22 (37%)
2 stars
3 (5%)
1 star
3 (5%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Nahid.
22 reviews41 followers
February 5, 2019
کتاب به نکات جالبی حول این واقعه اشاره کرده، سعی کرده دید بی‌طرفانه‌ای داشته باشه و تحلیل‌های خوبی ارائه کرده. اما شاید بهتر بود جاهایی از کتاب، مطالب بسط بیشتری پیدا می‌کردند. جاهایی به خصوص در مقدمه و قسمت پایانی خیلی تکرار مکررات داشت و این حوصله‌سربر بود. نکته ی دیگر با وجود اینکه غلط املایی و نگارشی و دستوری خاصی درش نیست ولی کتاب به ویرایش نیاز دارد تا دستی به سر پاراگراف‌بندی‌ها و بعضی جملات کشیده شود و متن تروتمیزتر گردد.
سه و نیم نمره‌ی منصفانه‌تری بود.
Profile Image for Saeedeh Z‌are.
96 reviews3 followers
February 8, 2021
این کتاب کوتاه و بسیار خواندنی در شش فصل نوشته شده. فاطمه صادقی در روایت کشف حجاب سعی می‌کنه تمام جنبه‌های ممکن رو بررسی کنه. برخلاف دیدگاه رایج که در فیلم‌ها دیده بودیم و در کتاب تاریخ خوانده بودیم کشف حجاب پدیده‌ی تک‌عاملی و مرتبط با سفر رضاخان به ترکیه نیست، بلکه باید این پدیده را در بستر سیاسی و اجتماعی زمان خودش بررسی کرد.
توصیه می‌کنم این کتاب رو حتماً بخوانید.
Profile Image for Sara.
141 reviews1 follower
December 1, 2017
فاطمه صادقی خیلی مختصر (کتاب صد صفحه‌س) و مفید توضیح می‌ده چطور تحلیل فرهنگی این پدیده ناکافی‌یه، و با تحلیل سیاسی و به ویژه طبقاتی می‌شه اون رو بهتر درک کرد. پیشنهاد می‌کنم حتماً بخونید.
Profile Image for Hana Hmp.
134 reviews39 followers
December 18, 2023
نویسنده تو مقدمه به خوبی مسئله‌ش رو طرح می‌کنه و توضیح می‌ده که چطور کشف حجاب در تاریخ به‌نفع ایدئولوژی‌های مختلف بازنمایی شده‌ن و چطور معمولا عاملیت زنان چه به‌عنوان پیشروان این مسیر و چه به‌عنوان متاثران این ماجرا نادیده گرفته شده و همیشه حرف از رضاشاه و مقاومت مردان مذهبی و روحانیون بوده.
توی فصل اول درباره‌ی پیش‌زمینه‌ای که رضاشاه تونسته به‌واسطه‌ش حکومت متمرکز راه بندازه صحبت می‌کنه و این که چطور این پیش‌زمینه‌ به رضاشاه یک مشروعیت اضطراری می‌ده. یعنی وضعیت انقدر به‌هم‌ریخته‌س که وجود یک حکومتی شبیه حکومت رضاشاه کاملا توجیه داره. تو چندتا فصل جلوتر توضیح می‌ده که رضاشاه نتونست تو نیمه‌ی دوم حکومتش این مشروعیت اضطراری و نظامی رو تبدیل به مشروعیت مدنی و قانونی بکنه، برعکس آتاتورک. حالا این‌ها چه ربطی به بحث کشف حجاب داره؟
درمورد عوامل کشف حجاب حرف‌های مختلفی زده می‌شه، سفر ترکیه هست، تاثیرات حرف‌های درباری‌هایی مثل علی‌اکبر سیاسی هست و… . طبیعتا بین همه‌ی این عوامل، عاملیت زنان اون عاملیتیه که نادیده گرفته می‌شه. زنانی که تقریبا از مشروطه دارن تلاش می‌کنن از پس پرده بیرون بیان و هزینه‌های سنگینی هم بابتش می‌پردازن. خود رضاشاه هم قبل از ۱۷ دی ۱۳۱۴ همچین هزینه‌هایی رو تحمیل می‌کنه به زنانی که با حجاب مخالفن. تازه اون زن‌ها درحد چادر فعلا دارن مخالفت می‌کنن، درحالی که رضاشاه حجاب سر رو مشخصا ممنوع کرد. علت چرخش رضاشاه چی بوده؟ نویسنده می‌گه رضاشاه محبوبیتش بین اقشار مختلف خیلی کم شده بود، با سوارشدن روی خواسته‌های زنان متجدد و عمدتا طبقه‌ی متوسط یک‌جورایی می‌خواست طرفدار پیدا کنه، که موفق نشد. چون هم مذهبیا رو عصبانی کرد و هم خیلی از متجددهای مخالف حجاب رو. اونا هم مخالف شیوه‌های قهرآمیز برای کشف حجاب بودن.
نویسنده می‌گه کشف حجاب ممکنه برای برطرف‌کردن اون دیدگاه تحقیرآمیز طرف غربی به ایران بوده باشه که خب اون‌جا هم رضاشاه توفیقی کسب نکرد چون غربی‌ها بیشتر مسخره‌‌ش کردن و نهایتا تونست ستایش آلمان و ایتالیای فاشسیت رو به‌دست بیاره.
بعدش نویسنده درمورد تاثیر عکاسی و این واقعه‌ی اجتماعی صحبت می‌کنه. این که چطور عکس‌ها می‌خوان عفت رو در کنار بی‌حجابی نشون بدن و این که چقدر تسلط پدرسالاری‌ پهلوی توشون برجسته‌س. با وجود این هدف‌هایی که پشت عکس‌ها بوده، فیگورها مضطرب، نا راحت و درخودفرورفته به‌نظر میان. این فصلش که درمورد عکاسی و ارتباطش با کشف حجاب بود واقعا فصل جالبی بود. جوری هم که عکاسی و تاریخ رو ازنظر تاریک‌نگاری به هم تشبیه کرده بود واقعا جالب بود.
ایده‌هاش خیلی نزدیکه به نجم‌آبا‌دی ولی کاملا حرف‌های جدیدی داره. نکته‌سنجی‌های جالبی هم داره. مثلا این که کشف حجاب در یک‌روز زمستانی اتفاق افتاده می‌تونه برای این باشه که بتونن حدوحدود موردپسند برای کشف حجاب رو تعیین کنن و متهم به بی‌بندوباری نشن. یا کلا کلمه‌ی «کشف حجاب» یجورایی می‌خواسته معنای عرفانی‌ش، یعنی کنارزدن جهل، رو متبادر کنه (که البته نتونسته). خلاصه که کتاب خیلی جالبیه، پیشنهادش می‌کنم.
Profile Image for Mohamad.
3 reviews
January 14, 2019
جملات پایانی کتاب:
«این اقدام به نوبه‌ی خود، خودکامگی را از شکل سنتی به نوع مدرن آن بدل کرد و تصلب و دیرپایی آن را شدت بخشید. اما دیرپاترین اثر آن ظهور و نهادینه شدن سنتِ مداخله برای شکل دادن به جامعه بود که از رهگذر تکنولوژی میسر شد»
Profile Image for الهام.
Author 21 books42 followers
February 4, 2019
در این کتاب کم‌حجم، فاطمه صادقی به بازخوانی واقعه‌ی کشف حجاب می‌پردازد و به گفته‌ی خودش تلاش می‌کند آن را از جنبه‌هایی بررسی کند که قبلا به آن پرداخته نشده، از جمله بررسی فاعلیت زنان در این واقعه. صادقی سعی می‌کند در این بازخوانی و تحلیل بی‌طرفی را حفظ کند و از دو نگاه افراطی معمول که این اتفاق را کاملا ستایش یا تقبیح می‌کنند فاصله بگیرد، چرا که او این دو نوع نگاه را تحت تاثیر زمانه و مناسبات قدرت می‌داند. تلاش او چنان که خود در مقدمه گفته تاریخ‌نگاری اجتماعی و نمایش وجوه متکثر واقعیت است.
کتاب شش فصل دارد و در هر فصل از یک منظر به این واقعه پرداخته می‌شود. صادقی تاثیر اجتماعی کشف حجاب را در بین طبقات مختلف متفاوت می‌داند. به زعم او انگیزه‌ی اصلی رضاشاه از پی گرفتن این سیاست قهری مقابله با بحران مشروعیت حکومت پهلوی‌ست. همچنین او کشف حجاب در ایران را برخلاف آنچه که پیش از این گفته شده بیشتر شبیه به الگوی استالینیستی آسیای مرکزی می‌داند تا به الگوی ترکیه‌ی آتاتورک، که از نظر او اقدامی مدنی بوده است. فصل آخر کتاب هم به تاثیر عکاسی در وقایع‌نگاری این اتفاق می‌پردازد. صادقی معتقد است " از دوره‌ی پهلوی به بعد پیوندی ناگسستنی میان قدرت و دوربین شکل گرفت که به ویژه در واقعه‌ی کشف حجاب به اوج رسید." او عکاسی را در تاریک‌نگاری این واقعه بسیار موثر می‌داند.
کتاب مختصر و جالبی است. شخصا دلم می‌خواست شرح و بسط وقایع تاریخی‌اش بیشتر باشد، اما به نظر می‌رسد نویسنده فرض را بر این گرفته که خواننده روایت‌های تاریخی مبسوط‌تر را خوانده و حالا در پی یافتن ابعادی متفاوت از این واقعه است.
Profile Image for Golakoo.
77 reviews65 followers
March 25, 2018
بارها و بارها شنیده‌ام که رضا خان با اجباری کردن نبود ِحجاب به زنانِ کشور خدمت کرده است و حضور آنان در جامعه را تسهیل بخشیده است. فاطمه صادقی در کتابش خلاف این را بررسی می‌کند. از فشار روحی و روانی بر زنان درباریان و کارمندان دولت گرفته تا محروم شدن دختران از ادامه تحصیل به دلیل آن‌که نتوانستند با شرایط جدید از خانواده‌هایشان مجوز حضور در جامعه را بیابند. (نمونه‌اش مادربزرگ خود من که اگر به میتوانست مدرسه‌اش را کامل کند زندگی‌اش به مراتب از کیفیت بالاتری برخوردار می‌شد که این قانون او را خانه‌نشین کرد.)بعضی‌ها برین عقیده‌اند که چاپ چنین کتابی در جمهوری اسلامی کاری ندارد، اما به گمانم در زمانه‌ای که خیلی‌ها قصد متهم ساختن حکومت فعلی را با بالا بردن هر حرکت پهلوی‌ها دارند، انتشار چنین پژوهشی به مراتب سخت‌تر است.
32 reviews3 followers
April 20, 2015
دوستي فاطمه صادقي را از معدود روشمندان ايران در اين عصر مي دانست . در اين كتاب اين گونه است. روايتي از نوع ترجيح نگاشتن "تاريخ اجتماعي" به "تاريخ سياسي".
Profile Image for Hamid.
9 reviews1 follower
November 28, 2014
درباره کشف حجاب فاطمه صادقی
حمید ملک زاده

دولت در نظر داشت عفت و جابت را از حجاب جدا کند... روسپیان نیز همچون گذشته طرد شدند، اما برخلاف گذشته، دیگر مجاز نبودند روی خود را باز کنند،بلکه برای اجتناب از یکی شدن زن بی حجاب و روسپی، روسپیان مجبور شدند چادر بر سر داشته باشند... کشف حجاب بنا داشت قیم مابانه یک نظام معنایی را جایگزین نوع پیشین کند.
(صادقی،132: 32)

هر واقعه تاریخی را باید متنی خاموش به حساب آوردن که در انتظار به صدا در آمدن است. مجموعه ای از نت های نشسته بر خطوط حامل، که لازم است در جریان یک تفسیر تاریخی مناسب از کسر میزان و کلیدی برخوردار بشود که امکان به صدا در آمدن مجموعه نت های از پیش داده شده را فرآهم آورد. در این معنا هر مطالعه تاریخی تلاشیست برای به صدا در آوردن گذشته به شیوه ای که می شود از خلال آن قصدمندی های ویژه ذهن مفسر را مورد مطالعه قرار داد. می خواهم بگویم که یک پژوهش تاریخی بیش از این که چیزی درباره گذشته زندگی شده بدست بدهد آیینه ایست برای فهم امروز و روشنایی جهت مندیست به سمت آینده ناروشن. این نکته آخر بیش از هر چیز دیگری ضرورت مواجه نظرورزانه یک مردم با گذشته اش را معلوم می کند. مواجه ای که به نظر می رسد در میان ایرانیان سابقه طولانی ای نداشته باشد. رساله کشف حجاب: از سرکار خانم دکتررفاطمه صادقی از معدود تلاش هایی اینچنین است که در میان ایرانیان می توان سراغ گرفت. رساله ای که با همت نشر نگاه معاصر، در 97 صفحه به بازار نشر اراءه شده است. من در این نوشتار کوتاه سعی خواهم کرد تا مرور مختصری بر این رساله داشته باشم. نوشته من در دو بخش به اثر خانم صادقی خواهد پرداخت؛ به طوری که در بخش اول آن گزارشی درباره رساله کشف حجاب اراءه می دهد و درربخش دوم انتقاداتی را که به آن وارد می دانم برای خواننده بیان خواهد کرد.

بخش اول-کشف حجاب
“در ساعت سه بعداز ظهر روز 17 دی‌ماه 1314، رضا شاه به همراه همسرش عصمت تاج الملوک و دختران‌اش شمس و اشرف که بی حجاب بودند،برای اعطای دیپلم به فارغ‌التحصیلان دختر دانش سرای ظب و قابلگی در مراسم که در میدان جلالیه‌ی تهران برپا شده بود،شرکت کردند. در این مراسم روسای مدارس و همسران صاحب‌منصبان عالی‌رتبه نیز بدون حجاب و با کلاه و پالتو‌های بلند ظاهر شده بودند.” (صادقی،13
92:30) این آغاز یک دوره هفت ساله از اجرای سیاستیست که شاید بشود آن را جدی ترین نمونه از دخالت گری دولت در شکل دادن به جریان زندگی روزمره مردم در ایران به‌حساب آورد. دخالتی با ادعاهای حکومتی و با اتکاء بر مفاهیم جدید از زندگی که در پی یکپارچه سازی شکل پوشش زنان بوده‌است. سیاستی که بدنبال ایجاد تغییراتی اساسی در شکل پوشش زنان ایرانی، مدعی تولید معانی تازه‌ای از زن بودن در جامعه‌یِ ایرانی بود. رساله فاطمه صادقی در یک مقدمه، پنج فصل و یک نتیجه گیری بدنبال ارائه کردن گزارشی درباره این سیاست با هدف روشن کردن زوایای مغفول مانده آن به نفع خوانشی زنانه است. او قصد دارد تا در نهایت راهی برای به صدا درآوردن زنان فعال در وقایع مربوط به سیاست کشف حجاب رضاخانی ارائه بدهد که از خلال آن بشود با واقعیت‌های زنانه نهفته در پس این ماجرای تاریخی روبه رو شد. این شاید بیش از هرچیز تلاشی برای تولید کردن متنی درباره زنان به حساب می آید که امکان فهم مسائل امروز آنان را برای مخاطبین رساله مورد نظر به وجود می آورد. به گفته نویسنده، کشف حجاب، بنا نیست رساله‌ای تاریخی با ادعاهای مبتنی بر بی‌طرفی، آن‌گونه که در مطالعات تاریخی ادعا می‌شود، باشد دعوی بی طرفی در هر پژوهشی بیش از آن که واقعی باشد،ریاکارانه است. آن چه نامطلوب است،داوری بی ارتباط با واقعیت است که برای دست ی، چرا که"افتن به نتیجه ای که از پیش مشخص ده است، به حذف پیچیدگی ها و ابعاد گوناگون یک وافعه می پردازد. اما پرهیز از این داوری ها به معنای مطلوبیتِ بی طرفی نیست.(همان:11)
بدین ترتیب کشف حجاب تلاشیست برای بدست دادن معنایی پسینی به آن‌چه از جریان مطالعه اسناد و مدارک بدست رسیده درباره یک واقعه تاریخی ممکن است در مقابل پژوهش گر قرار گرفته باشد. گفتگویی انتقادی با گذشته‌ای حاضر که سعی می‌کند تا فراتر از مطالعات حدی به زمینه‌ای مناسب برای فهم آن‌چه در گره‌گاه‌های اجتماعی و در پیش پای زنان امروز قرار گرفته‌است تبدیل شود. برای صادقی این تلاش برای معنا بخشیدن به وقایع تاریخی از اصول اساسی یک پژوهش انتقادیست. به بیان بهتر برای او نسبت مشخصی میان یک فرآیند معنا بخشی به رویدادهای تاریخی و مطالعه انتقادی تاریخ وجود دارد. چیز یکه نویسنده رساله مخورد نظر ما سعی کرده تا از آن فاصله بگیرد دل سپردن به قضاوت‌هایی از جنس قدرت است چرا که معتقد است"آن چه مانع درک معناست، دل سپردن به داوری هایی است‌که از جنس قدرت اند. درواقع آن چه در فاصله مناسب از یک رویداد می تواند محقق شود،امکان یک گفتوی انتقادی است.(همان:12)
کشف حجاب-در فصل اول- با گزارشی درباره آن بستر سیاسی-اجتماعی‌ای آغاز می شود که موضوع مورد بررسی‌اش درون آن اتفاق افتاده‌است. دوران سلطنت رضا شاه پهلوی که بدنبال کودتای 1299 و در سال 1304 با پایان دادن به سلسه قاجار آغاز شد. سلطنتی که" از مشروعیت «اظطراری» برخوردار بود.(همان:15)
صادقی توضیح می دهد که" دهه‌های آغازین قرن بیستم در آسیای مرکزی،ترکیه و ایران مقارن با شکل گیری دولت‌های مدرن بود. مهم‌ترین ویؤگی این دولت‌ها انجام اقداماتی در عرصه سیاست، فرهنگ، اجتماع و اقتصاد بود که هدف آن‌ها در دست گرفتن امور مربوط به مرگ و زندگی اتباع برا کنترل بهینه جامعه و مدیریت آن بود. (همان:19) و پس از ارائه گزارشی درباره مجموعه‌ای از فعالیت‌های دولت-از دوران قاجار تا سلطنت پهلوی- که بیش از پیش بر کنترل کردن بدن‌های ایرانیان-این‌بار نه به عنوان مسلمین بلکه در مقام شهروندان یک دولت مسول در قبال وقایعی که برای رعیت اتفاق می‌افتد- متمرکز شده‌اند، زمینه‌های گسترش و نفوذ ادعاهای کنترل‌گر حکومت بر بدن‌های شهروندانش را یکی یکی می‌شمارد تا در نهایت به‌سمت نتیجه‌ی مورد نظرش در وحدتی که از این فرآیندها ارائه می‌دهد حرکت کند. براساس گزارش نویسنده کشف حجاب" یکی از اقدامات مهم در دوره‌ی پهلوی اول یکسان سازی پوشش مردان بود که از سال‌ها پیش در دستور کار دولت قرار داشت و از سال 1307 رسما اجرا شد."(همان:18) این شاید مهم‌ترین وجه از شکل جدید دخالت دولت در زندگی روزمرّه مردم بوده باشد که اینبار ،نه با ارجاع به شریعت که با ارجاع به مفاهیم جدیدی چونپیشرفت، ترقی، سلامت،دولت، ملّت و مفاهیمی از این دست صورت می‌پذیرد."جایگزینی انواع هنجارسازی با حکومت مندی از دوره ناصری به بعد با حکومت مند شدنِ دولت ارجاع،کمّیت فرمان‌های دولتی بسیار وسعت یافت. ارجاع به شریعت نیز جای خود را به مضامینی همچون تمدن،پیشرفت، ترقی،سلامت دولت،ملت و جز این‌ها داد." و سعی می‌کند نسبتی میان سیاست‌های اجرا شده در پهلوی اول و روح کلی حاکم بر سیاست جاری در آسیای مرکزی برقرار کند. سیاست‌هایی که به‌طور همزمان در ترکیه، ایران و کشورهای تحت سلطه شوروی سابق جریان داشته‌است. او نمونه‌های ترکیه و مناطق تحت سلطه روسیه کمونیستی را به عنوان نمونه‌هایی که امکان مقایسه دخالت‌گری دولتی در زندگی روزمره مردم کوچه و خیابان را فرآهم یم‌ـوردند به بحث خود وارد کرده و توضیح می‌دهد که چطور‌ در نمونه ایرانی از حکومت‌مندی، بر خلاف مدل ترکیه‌ای که توسط کمال آتااتورک اجرا شد، روش‌هایی شبیه با مدل روسی از دنبال کردن سیاست‌های مربوط به کنترل بدن‌های شهروندان اجرا شد. سیاست‌هایی مبتنی بر زور، با استفاده از نیروی قهریه نظامی که نه از سر اعتقاد به ضرورت آزاد سازی زنان- یا شهروندان دیگر ایرانی-، در میان حاکمان بلکه از سر اضطرار و برای ترمیم مشروعیت به خطر افتاده حکومت اعمال می‌شدند.
در گزارش صادقی از «واقعه» کشف حجاب، مجموعه‌ای از اتفاقات داخلی و خارجی هستند که زمینه ساز اجرایی شدن چنین سیاستی به‌حساب آمده‌اند. نویسنده کشف حجاب را در دو سطح کاملاً متفاوت مورد بررسی قرار می‌دهد. در وهله‌یِ اول، کشف حجاب، به عنوان میل به "بیرون آمدن از پس پرده و نشان دادن صورت بود، عملی که از نظر بسیاری از متشرعین در آن زمان نادرست بود. "(همان:30) خواسته‌ای عمومی در میان بخشی از زنان بود که از سال‌های پایانی دوره قاجار خودش را در اشکال گوناگونی از مقاومت زنان در مقابل هنجارسازی‌های سنتی و قوانینی که از آن‌ها حمایت می‌کردند نشان می‌داد و در مرحله بعدی تلاشی برای اعمال کنترل بیشتر دولتی بر بدن‌های شهروندان در نظر گرفته می‌شود. آن‌چه از قرائت نویسنده رساله کشف حجاب برمی‌آید به وضوح تناقضی را که اولی، به‌عنوان یک خواسته‌یِ اجتماعی زنانه با دومی، به عنوان دخالت گری‌یِ ویژه حکومت در زندگی روزمره‌یِ شهروندانش، دارد می‌توان مشاهده کرد. دخالت گری‌ای که با صدور شناسنامه و در قانون سجل احوال آغاز شده بود و در با قانون یکدست سازی البسه مردان ادامه پیدا کرده بود:
"قانون سجل احوال و صدور شناسنامه برای اتباع نیز از جمله اقداماتی بود که به ویژه در ایجاد تغییر در زندگی زنان موثر بود. در تبصره‌ی 1 این قانون که در تاریخ 27 مرداد 1307 به تصویب مجلس شورای ملی رسید، آمده بود: زن‌ها شخصاً یا به وسیله وکیل ثابت‌الوکاله ورقه هویت گرفتنذ. صدور شناسنامه برای اتباع مناسبات جدیدی را می طلبید که براساس آن زن از نظر قانونی تا حدی از مرد مستقل می شد."(همان: 22)
در ادمه این دست سیاست‌های حکومتی و در لحظه‌ای که حکومت رضاشاهی مشروعیّت اظطراری گذشته را کم کم از دست می‌داد اجرای سیاست‌هایی که زنان را هدف قرار می‌داد بهانه‌ای به حساب می آمد برای ترمیم مشروعیت تضعیف شده حکومتی که برخلاف نمونه‌یِ مشابه خودش در ترکیه، نتوانسته بود تا با کنار گذاشتن تدریجی نظامی گری به تولید نهادهای مدنی برای اعمال قدرت مورد نظرش در جریان ملّت سازی بپردازد. نگرانی‌های زیاد و تردید موجود در میان دربارباریان، و حتی خود شاه، استفاده از پلیس در مقابل مقاومت‌های مردمی احتمالی از طرف زنان، در نهایت «واقعه کشف حجاب» را به اتفاقی خلاصه در عکس‌های دولتی باقی مانده از آن دوران تبدیل کرد.
رساله کشف حجاب به طور مفصل توضیح می‌دهد که حتّی تلاش‌های دولت برای به‌حساب آوردن ملاحظات جامعه سنّتی ایرانی درباره مسائلی چون عفّت، نجابت و مسائلی از این دست نتوانست روح عمومی زنان ایرانی را تحت تاثیر امکالنات احتمالی موجود در سیاست های مبتنی بر کشف حجاب قرار بدهد. " درسنت ایرانی-اسلامی، کشف حجاب معمولاً در گفتار عرفا به معنای از میان برداشتن پرده‌های پندار جهل و دست یابی به حقیقت بود."(همان: 30) حتی انتخاب عنوان کشف حجاب، که به نظر می رسید در انتقال معنایی مثبت به ذهن ایرانیان موثر می افتد و همچنین تلاش‌هایی که دولت برای فاصله گذاشتن میان مسئله حجاب و نجابت انجام داده بود نتوانست در اجرای تام و تمام و فراگیر شدن سیاست‌های مبتنی بر کشف حجاب در ایران کمکی به ذولت رضاشاه بکند." در تاریخ بسیاری از جوامع اسلامی رویّه‌ی غالب آن بود که روسپیان و آوازه خوانان از داشتن حجاب معاف باشند. لذا، به طور تاریخی هر زنی هم که حجاب نداشت،بالقوه می توانست بدکاره تلقی شود و مورد آزار و اذیت مردان قرار گیرد."(همان) حتی امرشاهانه به ممنوع شدن نشان دادن رو توسط روسپیان، که مشخصاً سیاستی برای ایجاد تغییر در معناهای تثبیت شده در ذهن ایرانیان بوده‌است، هم نتوانست کارکردهای مورد نظر دولت را داشته باشد. نویسنده کشف حجاب همچنین توضیح می دهد که اجرای قیم مابانه این سیاست، چطور به عملی برای سرکوب و عقب افتادگی بیش از پیش مجموعه‌ای از زنانی قرار گرفت که در خانه ماندن را به برداشتن حجاب ترجیح می دادند:
" کشف حجاب زنان را در معرض دو نوع فشار قرار می‌داد: از یک سو، فشار جامعه شامل مردانی که با این ذهنیت بار آمده بودند که نداشتن چادر و روبنده به معنای نانجیب بودن ز�� است و هر نوع رفتاری را یا چنین زنی مجاز می دانستند و، از سوی دیگر،فشار پلیس رضاخانی که در کوچه و خیابان چادر از سر آن‌ها می کشید."(همان:53)
بخش دوم- آن‌چه می‌شد در کشف حجاب نیاورد
قبل از وارد شدن به این بخش باید تاکید دوباره‌ای داشته باشم بر این مسئله که کشف حجاب و تلاش‌هایی دیگر از این دست نیازهای ضروری جامعه امروزی ایران هستند. مطالعاتی مختصر، با ادعاهای مشخص و از مناظر معرفتی مشخصی که اهداف روشنی را دنبال می کنند. نگاه‌هایی از امروز به گذشته‌ای که ساکت است و ما را فرامی‌خواند تا به صدا در بیاوریمشان. همچنین باید دوباره بگویم که رساله مورد نظر از آن دست مواجهه‌هایست که بیش از هر روز دیگری در ایران امروز به آن نیاز داریم. مواجهه‌یِ ذهن ایرانی مسلط به روش مطالعه‌یِ تاریخ برای به زبان در آوردن خاطره‌یِ جمعی ما. نوشته‌ای که علی رغم تمام محاسنش چند ایراد کوچک دارد:
1. رساله "کشف حجاب" می توانست مقاله‌ای باشد حدود بیست صفحه‌ای که اضافات و تکرار‌های نسخه حاضرش را نمی داشت، تکرارهایی که خصوصاً در دو فصل آخر، به طور مشخص رساله را به مرض اطناب دچار کرده و در بعضی پاراگراف‌ها تکرار ملال انگیزی را به وجود آورده‌است.
2. این رساله به طور مشخص نمونه موفق تلاش برای یک مطالعه روش مند درباره یک رخ داد تاریخی است که مخاطب در هر لحظه‌اش می تواند نسبت به زمینه‌های روش شناختی حاکم بر تحلیل نویسنده آگاه باشد و به‌همین دلیل محدودیت‌ها یا امکانات تفسیر نویسنده را بشناسد، با این حال به نظر می رسد استفاده از روش‌های مورد استفاده قرار گرفته توسط نویسنده تا حد زیادی به صورتی مکانیکی انجام گرفته‌است. این اصلاً به این معنا نیست که روشی نامناسب برای مطالعه یک موضوع خاص مورد استفاده نویسنده قرار گرفته، بلکه صرفاً به این معناست که تاکید زیاد نوینسده بر یادآوری اصول روشی‌ و ادبیات نظری مورد استفاده‌اش عملاً بخش‌های از قصل آخر را به نوشته‌ای عام تبدیل کرده درباره عکاسی و رابطه آن با سیاست که در هر مقاله دیگری از این دست نیز می توانست مورد استفاده قرار بگیرد. درواقع فصل آخر نوشته خانم صلدقی را به طور مفید و مختصر می شود در دو، یا نهایتاً، سه پاراگراف خلاصه کرد و همچنان ارزش تحلیلی موجود در آن راحفظ کرد.

Profile Image for Mohadese.
65 reviews81 followers
August 12, 2017
دیدگاه کتاب جالب بود. و البته به جز فصل آخر که به نظرم نبودش بهتر بود.
181 reviews
July 22, 2013
در این کتاب خانم صادقی با تشخیص دو قطب متضاد تصدیق یا تقبیح کامل پدیده کشف حجاب، کوشیده با بهره بردن از اسناد مختلف به بازسازی واقع بینانه و همچنین دیدگاه فاعلیت زنان در آن و رابطه تاریخ و عکس بپردازد که به نظر من موفق بوده و کتابش در عین ایجاز نکات جالب و کشف های ارزشمندی دارد


فصل 1 - پس زمینه ی مشروعیت اضطراری
فصل 2 - واقعه ی کشف حجاب
فصل 3 - حذف فاعلیت زنان و بحران مشروعیت
فصل 4 - مساله حجاب در ترکیه و آسیای مرکزی
فصل 5- حجاب . کشف حجاب از چشم غربی
فصل 6 - تاریک نگاری ، بازنمایی کشف حجاب


نورافکن خانم فاطمه صادقی نکات مهمی از جمله تفاوت کشف حجاب صورت و مو همچنین تاثیر کارزار هجوم روسیه در آسیای میانه و قفقاز و نوع آتاترکی آن را روشن می کند. اما فصول آخر که حاوی نقد پسا استعماری همچنین نگاهی به عکس و تاریخ با استناد به نظریات بارت و بنیامین است، در عین ایجاز بسیار عمیق و خواندنی است

مثلن در صفحه 74 ( از کتاب 96 صفحه ای) می خوانیم

درونی کردن گفتار استعماری و دل واپسی و نگرانی از عقب ماندگی در چشم دیگری به ویژه دیگری غربی از مهم ترین انگیزه های تغییر لباس و کشف حجاب بود. نگرانی از این که غربیان درباره ی "ما" چه داوری ای دارند و "ما" را چگونه می نگرند، منجر به این می شد که مردان در پوشش خود تجدید نظر کنند و زنان را نیز وادارند تا آن چنان که مردان تجددگرا طلب می کردند، لباس بپوشند و رفتار کنند.
---------------------------------------------------------------------
Profile Image for Ali.
118 reviews
February 1, 2019
صادقی سیاست کشف حجاب پهلوی اول را نمود یک مداخله خشونت بار در بستر شکل گیری دولت مدرن در ایران می داند و در تحلیل نهایی ش اولا آن را در درون منطق غلبه بر حس تحقیر از طرف دیگریِ غرب-منطقی که از طریق درونی کردن سازوکار استعماری آن از پیش محکوم به شکست بوده- و ثانیا کشف حجاب را به مثابه تمهیدی جهت سرپوش گذاشتن بر بحران مشروعیتِ اضطراری بلاوجه شده پهلوی اول می داند و به دقت نشان می دهد برخلاف باور رایج، ریشه این سیاست را اتفاقا بیشتر باید در مداخله های مشابه شوروی استالینی در آسیای میانه جست نه در تجربه قوام یافته و مدنی مصطفی کمال پاشا
Profile Image for Amir Javadi.
134 reviews8 followers
July 12, 2017
کتاب بسیار مهمی ست. تکرار زیاد داره، و ظاهرا نویسنده گرایش چپ داره که در بازخوانی واقعه و تعریف بعضی واقعیات این دیدگاه به شدت دخیل بوده.
Displaying 1 - 14 of 14 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.