نقد سینما بخشی از فرایند دیدن است. نقد، نگاه کردن را به دیدن ارتقا می دهد و به دریافت کردن. نقد، فیلم را ملموس تر می کند و لذت هنر را آگاهانه تر. کتاب حاوی مجموعه مقالات متنوع از مقالات مرتبط با نگره ها و تئوری های سینمایی با آثاری از: پیتر هارکوت،فرنسوا تروفو، رابین وود، سوزان سانتاگ، الکساندر آستروک و...
در فروردین ۱۳۳۰ در تهران متولد شدم. در دبستان تشویق و سپس در دبیرستان اندیشه در رشته ریاضی تحصیل کردم. از سال آخر دبیرستان (برای دو سال) به عنوان مترجم برای شرکتی (پرس ترانسپورت بار) کار میکردم. زبان فرانسه را در انجمن ایران و فرانسه شروع کردم. در ۱۹ سالگی در امتحان اعزام محصل به خارج قبول شدم و به ایتالیا رفتم و پس از یادگیری ایتالیایی در شهر «پرو جا» به «بولونیا» رفتم و در رشته فلسفه و نمایش در دانشگاه بولونیا درس خواندم. سپس به فرانسه رفتم و در پاریس هنرهای تجسمی خواندم و بعد به دانشگاه پاریس ۸ (ونسان) رفتم جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی خواندم. لیسانس هنرهای تجسمی را از «بوزار» (هنرهای زیبا) گرفتم. لیسانس جامعه شناسی و متریز اقتصاد سیاسی را با تز «سرمایه داری پیرامون در کشورهای جهان سوم» گرفتم و در اسفند ۵۷ به ایران آمدم. چند سالی فرانسه درس دادم و از سال ۶۶ در نشریه هفتگی سروش مشغول به کار شدم. نقد نویسی را که از ۱۷ سالگی به طور غیرحرفهای و نامنظم شروع کرده بودم، در سروش ادامه دادم و مرتب نقد سینمایی نوشتم. از سال ۶۹ با مرتضی آوینی آشنا شدم و با نقد فیلم هامون در مجله سوره شروع به کار کردم و تا سال ۷۱ در آنجا نقد نوشتم. در سال ۷۰ و ۷۱ چهار شماره فصلنامه «سوره سینما» را به سردبیری مرتضی درآوردم. پس از آن سردبیر فصلنامهٔ «نقد سینما» شدم و پنج شماره درآوردم و از حوزه هنری بیرون امدم. سالها بعد در سال ۸۲ باز پنج شماره نقد سینما را درآوردم. از سال ۶۹ تا امروز در دانشکدههای سوره، سینما تئاتر، باغ فردوس، کارگاه نقد فیلم حوزه هنری، فرهنگسرای ارسباران و پایداری نقد و تحلیل فیلم درس میدهم. از موسسین انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی بودم و تا سال ۱۳۷۸ در انجمن فعال بودم. در دوره هفدهم هم رئیس انجمن بودم. از سال ۷۲ داور جشنوارههای فجر، کودک، دفاع مقدس، وحدت، رویش و… بودم. اولین برنامه تلویزیونی را در سال سال ۶۹ ساختم (سینمای کمدی) و پس از آن مجموعههای «گفتگو با سینما»، «دست به نقد»، «سینما جشنواره»، «سینما جنگ» را برای تلویزیون ساختم و از سه سال پیش منتقد برنامهٔ هفت شدم. اولین کتابم (ترجمه) «سینمای کمدی و بیان فردی» (کامینسکی) و سپس ترجمه «فانوس خیال» (اینگمار برگمان) را برای انتشارات سروش درآوردم. کتاب «ده فیلم ده نقد» در سال ۷۰ در مجله سوره درآوردم. و بعد «ده فیلم، ده نقد دیگر»، «هیچکاک همیشه استاد». کتابهای دیگرم: نقد چیست، منتقد کیست، اسطوره جان فورد، کارناوال فلینی، افسانه چاپلین، کوروساوا سامورای سینما، جنگ برای صلح (سه جلد)، ۲۵ سال سینمای جنگ و دفاع، سینما قلم، فرهنگ فیلمهای جهان، همیشه استاد (هیچکاک)، دیلکتیک نقد، رویا-پناهگاه (برگمان)، لذت نقد (مجموعه نقدهای ایرانیام) و…
نسبت به کتاب نقد چیست؟ منتقد کیست؟، خیلی کامل تر است، باید مقاله هایش را به ترتیب بخوانید تا روند پیشرفتشان را درک کنید. پراکندگی وجود دارد چون باید همینگونه باشد، مقاله ها وقتی درکنار هم قرار گیرند مجموعه ی باارزشی را شکل میدهند. کتاب اشکالاتی هم مثل غیرقابل قبول نبودن بعضی ترجمه هایش دارد، در کل ممنون از آقای فراستی برای این کتاب
به نام خدا در ابتدا با دیدن نویسنده ی کتاب برای خواندنش کمی مردد شدم ولی به علت علاقه شدیدم به فیلم در این ایام شروع به خواندنش کردم. کتاب مجموعه 18 مقاله خارجی درباره نقد و تحلیل فیلم است،که توسط منتقدان صاحب نام خارجی نوشته شده است و به کمک مترجم های گوناگون و توسط مسعود فراستی گردآوری شده است و فقط مقاله آخر آن تالیف خود او است. در ابتدا به سختی پیش میرفتم.بخش اول آن را با هر مشقتی که بود خواندم،چون جملات بسیار ثقیل بود و به انتهای هر پاراگراف که میرسیدم،مطلب ابتدای آن را فراموش شده میافتم و نمیتوانستم پیوستگی میان جملات را حفظ کنم و مفهوم جمله را دریابم.بخش های بعدی نیز تقریبا به همین صورت بود و برای درک بهتر آن ها میبایست چند بار مطلب را بازخوانی کرد تا مفهوم را دریافت.البته این کاملا مربوط به مترجم مربوط به آن بخش میشد ،به طوری که ترجمه ی بخش هایی که آقای علی عامری زحمت آن را کشیده بودند بسیار روان تر و خواناتر بودند. به نظرم افرادی میبایست به سراغ این کتاب آیند که تقریبا تمام آثار معروف سینمایی را دیده باشند،چراکه در جای جای کتاب از فیلم ها و عوامل آن ها یاد شده است و با اتکا به این اسامی مطلب پیش میرود و من تقریبا نیمی از کتاب را به علت نداشتن آشنایی با این فیلم متوجه نشدم و نتوانستم استفاده ی خوبی از آن ببرم.
نقطه ضعف اصلی کتاب نداشتن هسته ای واحد و پراکندگی بیش از حد مطالب به طوری است که احساس هدفمندی از مطالعه کتاب شکل نمیگیرد با این حال تعدادی از مقالات کتاب بسیار پر محتوا و آموزشی هستند و برای جو نقد داخلی بسیار ضروری می باشند مقاله آخر کتاب به قلم خود فراستی، بسیار عالی و تیزبینانه است