Ervand Abrahamian (B.A., M.A., Oxford University; Ph.D. Columbia University), an Armenian born in Iran and raised in England, is well qualified by education and experience to teach world and Middle East history. He has published Iran Between Two Revolutions, The Iranian Mojahedin, Khomeinism, Tortured Confessions, and Inventing the Axis of Evil. He teaches at the CUNY Graduate Center, and has taught at Princeton, New York University, and Oxford University. He is currently working on two books: one is The CIA Coup in Iran; and another, A History of Modern Iran, for Cambridge University Press.
یرواند آبراهامیان (متولد ۱۳۱۹ در تهران) تاریخنگار ارمنی ایرانی است. او در سال ۱۳۲۹ به بریتانیا مهاجرت نمود و به سال ۱۳۴۲ درجهٔ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد. آبراهامیان پس از مهاجرت به آمریکا موفق به گرفتن دکترای خود، در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه کلمبیا شد. وی در دانشگاههای پرینستون و آکسفورد به تدریس «تاریخ ایران» پرداخ] و هماکنون در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک (CUNY) به تدریس تاریخ جهان و خاورمیانه مشغول است. آبراهامیان در مقوله «تاریخ ایران معاصر»، از برجستهترین تاریخنگاران محسوب میشود.
«مقالاتی در جامعهشناسی سیاسی ایران» اثری است بهقلم یرواند آبراهامیانِ مشهور که آن را سهیلا ترابی فارسانی ترجمه کرده. نسخهای که من از این اثر امانت گرفتم و خواندم دارای ۲۶۷ صفحه است و پردیس کتاب و نشر و پژوهش شیرازهی کتاب با همکاری هم چاپش کردهاند. کتاب با دو مقدمه بهترتیب از کاوه بیات و مترجم اثر آغاز میشود. مقالات کتاب به این شرحاند:
«استبداد شرقی: بررسی ایران عصر قاجار» اولین مقالهی کتاب است. در این نوشته نویسنده میکوشد تا قدرت سلطنت قاجار را با تکیه بر نظریهی مارکس درباب استبداد شرقی که متکی بر پراکندگی اجتماعی ـ اقتصادی است، شرح دهد. پادشاهان قاجار شاهانی مستبد بودند؛اما ابزار استبداد نداشتند.
نویسنده در مقالهی بعدی تلاش میکند تا به این پرسش جواب دهد که چرا در ایران معاصر (بین سالهای ۱۸۶۰/۱۲۳۹ تا اصلاحات ارضی ۱۹۶۰/۱۳۳۹) شورش دهقانی بزرگی رخ نداد. این موضوع با در نظر داشتن سه مؤلفهی دهقانان متوسط ناراضی و اقتصادی مبتنی بر بازار متزلزل و دولت مرکزی ضعیف واکاوی می شود.
بررسی طبقات و نوع رفتار مردمی در دوران مشروطیت (۱۹۰۹ـ۱۹۰۵/۱۳۲۷ـ۱۳۲۴) هدف اصلی مقالهی سوم در کتاب موردبحث با عنوان «تودۀ مردم در انقلاب مشروطۀ ایران» است. بر اساس نتیجهی این مقالهی آبراهامیان غالب شرکتکنندگان در تظاهرات مجرم و اراذل و اوباش مزدور نبودند.
فرقهگرایی از مسائل پراهمیت تاریخ ایران است که همواره موردتوجه بوده. این مسئله در مقالهی چهارم کتاب، یعنی «فرقهگرایی در ایران گروههای سیاسی در مجلس چهاردهم (۲۵ـ۱۳۲۳/۴۶ـ۱۹۴۴)» بهطور مفصل و پرجزئیات بررسی میشود. «قوتها و ضعفهای جنبش کارگری در ایران» آخرین مقالهی کتاب است. در این مقاله به پیدایش و فراز و فرود جنبش کارگری نظر شده است و بیشتر مباحث آن با تمرکز بر حزب توده است.
«ایران بین دو انقلاب» کتابی معروفتر از آبراهامیان در زبان فارسی است که بهنظرم خوانندههای بیشتری دارد. بااینحال، اثر حاضر نیز با توجه به نکات درخور تأملش بیتردید برای مباحثی از تاریخ قاجار و پهلوی ارزش خواندن دارد. از کتابهای یرواند آبراهامیان که پیشتر در فیدیبو خوانده بودم و دوست داشتم و پیشنهادش هم میکنم «مردم در سیاست ایران» با ترجمهی بهرنگ رجبی است.
.
«با این شرح کوتاه میتوان فهمید که تودۀ مردم سیاسی نقش زیادی در انقلاب ایران بازی کردهاند، ولی ظاهر و رفتار آنها به آنچه گوستاو لوبون ترسیم کرده بود، شباهت کمی داشت. اکثریت عظیم شرکتکنندگان در راهپیماییها، تظاهرات، و حتی بلواها، نه تنها مجرمین، اسرار مزدور و اراذل جامعه نبودند، بلکه افراد متین و حتی «قابل احترام» جامعه بودند. آنها شامل تجار، متنفذین مذهبی، مغازهداران، صاحبان کارگاهها صنعتگران، شاگردان و کارآموزان و طلاب میشدند. کانونهای جمعیتهای انقلابی را نه محلههای فقیرنشین که بازار و مناطق وابسته به طبقۀ متوسط تشکیل میداد.»