JJ Khodadadi451 reviews129 followersFollowFollowJune 6, 2019یکی بود و یکی نبود.یکی مردی بود هفت تا پسر داشت.یک خانه داشت سر یک تپه، نزدیک یک چشمه.با کشت و کاری که می کرد، با زنش و هفت تا پسرهایش، عمری می گذراند و خوشبخت بود.تا این که، زد و خدا بهش دختری داد.اما فقط خدا خودش می داند که این دختر چقدر ضعیف و چقدر ریزه میزه بود! درست قد یک موش بود که پوستش را کنده باشندبخشی از کتاب