غلامرضا پهلوی (1302-1396) ششمین فرزند رضاشاه و تنها فرزند توران امیرسلیمانی بود. ظاهرا یکی از کمدردسرترین برادران محمدرضا بود که البته تبار قاجاری مادر و همسر نخستش باعث شد که کمابیش اعتماد محمدرضا را برآوردهکند. او به همراه رضاشاه در جزیرهی موریس و ژوهانسبورگ رفتهبود و پس از درگذشت رضاشاه به مصر و از آنجا به ایالاتمتحده رفت. پس از بازگشت به ایران به دانشگاه افسری رفت و در نظام تا درجهی سرلشگری پیش رفت. او واپسین بازماندهی فرزندان رضاشاه بود که در سال 1396 در پاریس درگذشت.
مهمترین سمتهای او در دورهی محمدرضاشاه: ریاست کمیتهی ملی المپیک ریاست باشگاه سوارکاران ریاست عالی بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
در میان گفتوگو میتوان این خوی اشرافیگری مسخره را دید، غلامرضا به گفتهی خودش یک میلیون از ارثیهی رضاشاه که همه میدانیم با زمینخواری به دست آوردهبود را دریافت کردهاست ولی جوری سخن میگوید که گویی یک میلیون تومان در دهههای بیست و سی پولی نبوده که بتوان با آن زندگی کرد! بعد این دوستان گرامی از وضع نیکوی روستاهای کشور سخن میگویند که همهچیز بود و هیچ کموکسری نبود و مردم ناسپاس پلید خوشی زیر دلشان زدهبود که انقلاب کردند! هر کاری کنند نمیتوان این خوی بالانشینی پوچ را زیر فرش پنهان کرد. بهراستی اگر رضاشاه با کمک انگلیسیها کودتا نمیکرد، شمس و اشرف و محمدرضا با چه نام خانوادگیای و در چه روستایی و چگونه زندگی میکردند؟
از ما نخواهید سلطنتطلب باشیم، ما برشدن همیشگی هیچ خانوادهای را در ایران نمیخواهیم. چیزی شبیه به ج.ا هم نمیخواهیم! شاهزادگی و آقازادگی برای کسانی چون من، بیمعناترین حالت زندگی ست. همهی ما با هم برابریم، نمیخواهیم و نمیگذاریم در آینده برخی برابرتر از ما باشند. البته من خودم از خانوادهی سلطنت سابق کینهای ندارم و امیدوارم جمهوریخواهان دیگر هم چنین باشند.