شهادت نوعی رفتن نیست بلکه نوعی زیستن است.عالی عالی عالی بود... خیلی تکان دهنده و به خود اورندس.. خوندنشو به همه ی همه پیشنهاد میکنم. نمونه ی بی نظیر انسانی که در عین با مردم بودن . با مردم نبود...
وقتی این کتاب رو می خوندم دوست داشتم که همچین کسی هم بیاد دست من رو هم بگیره به منم بگه اشتباهامو منم نصیحت کنه بلکه کمی ادم شم... از خودم خیلی خجالت کشیدم خیلی که من کجا و ...
... من دیدم یک جوان در حال سجده است، اما نه روی زمین! بلکه بین زمین و آسمان مشغول تسبیح حضرت حق است! جلو رفتم و دیدم احمد آقا مشغول نماز است. نمازش که تمام شد پیش من آمد و گفت تا زنده ام به کسی حرفی نزنید...
این سخن از حضرت آقای حق شناس نقل شده که بعد از رفتن به مسجد در نیمه شب چنین صحنهای مشاهده کرده.
احمد نیری، شهید ۱۹ ساله ای است که از این دست احوالات که برای خیلی هایمان دست نیافتنی و غیرممکن به نظر می آید دارد. او در یادداشت هایش دارد که : روز چهارشنبه میخواستم وضو بگیرم برای نماز که یک لحظه چشمم به حضرت (ع) افتاد. او با حضرت ملاقات میکرد. جوانی کم سن اما عجیب.
جایی به دوستش که با اصرار دلیل رشد معنوی اش را پرسیده بود گفت: روزی برای گرفتن آب به سمت رودخانه رفتم. آنجا دختران جوانی در حال شنا کردن بودند. بدنم لرزید و رو برگرداندم. من میتوانستم گناه کنم اما از این کار به خاطر خدا گذشتم و از شیطان به خدا پناه بردم و درخواست کمک کردم. رفتم و از جایی دیگر آب برداشتم و همینطور که مشغول بودم از چشمانم اشک جاری شد. و یا الله و یا الله میگفتم. ناگهان صدایی شنیدم. از کوه و سنگ و ... از همه صدا میآمد. همه میگفتند: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوحِ / پاک و منزه است خداوند و پروردگار فرشتگان و روح القدس
کتابِ عارفانه گوشه هایی از زندگی شهید احمد علی نیری را روایت میکند که خواندنش مانند بوییدن گلیست که از آسمان به زمین افتاده و شما در عین مست شدن از این بو، حسرت آسمان رفتن را میخورید و بیزاری از زمین را میجویید.
بسم الله. کتاب زندگینامهی شهید احمدعلی نیری، شاگرد حضرت آقای حق شناس (ره) که توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی جمع آوری شده. شرح زندگی این شهید بزرگوار از زبان دوستان و آشنایان و خانواده هست. شهید نیری تنها نوزده سال داشتن که در عملیات والفجر هشت به شهادت رسیدن. ایشون زندگی جالبی داشتن و نقل این زندگی از زبان اطرافیان اون رو جالبتر کرده. خوندن این کتاب رو به همه ی دوستانم توصیه می کنم. امیدوارم که آشنایی حاصل شده از شهدا بتونه به ما توی زندگی کمک کنه. احمدعلی نیری در قطعه ی 24 بهشت زهرا چند ردیف بالاتر از شهید چمران خاک هست.
کتاب خوب ایام اعتکاف نود و شش و خوش سلیقگی مجریان اعتکاف مسجد امام صادق علیه السلام در اهدای کتاب عارفانه توفیق آشنایی با شهید عزیز و بزرگواری را برایم فراهم کرد که شیرینی آشنایی اش روحم را تازه کرد. شهید احمد علی نیری، شهید با کرامتی که از شاگردان آیت الله حق شناس بوده و هنوز بعد از سی و چند سال، خیرش به دوستانش می رسد.
بسم الله الرحمن الرحیم آیت الله حق شناس پس از شهادت این شهید بزرگوار میفرماید: بروید تهران را بگردید ببینید مثل این آقا احمدعلی دیگر پیدا میشود یا خیر؟
شاید بتوانم به راحتی بگویم تاثیر گذارترین کتاب و شهیدی که در طول عمرم در موردش مطالعه کرده ام. این شهید جوان خیلی ها من جمله حقیر را تغییر داده است. پیشنهاد میکنم حتما حتما حتما مطالعه و هدیه داده شود.
«عارفانه» زندگینامه و خاطرات شهید عارف احمدعلی نیّری است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
مدارا با بچهها در سنین نوجوانی، همراهی با آنها و عدم تنبیه، از اصول اولیه تربیت است. احمد آقا که از شانزدهسالگی قدم به وادی تربیت نهاد. او بدون استاد تمام این اصول را به خوبی رعایت میکرد.
شاید بتوان گفت: هیچ کدام از نوجوانان و جوانان آنجا مثل احمد آقا اهل سکوت و معنویت نبودند. نوع شیطنتهای آنها هم عجیب بود. در مسجد خادمی داشتیم به نام میرزا ابوالقاسم رضایی که بسیار انسان وارسته و سادهای بود. او بینایی چشمش ضعیف بود. برای همین بارها دیده بودم که احمد آقا در نظافت مسجد کمکش میکرد. اما بچهها تا میتوانستند او را اذیت میکردند!
یک بار بچهها رفته بودند به سراغ انباری مسجد. دیدند در آنجا یک تابوت وجود دارد. یکی از همان بچههای مسجد گفت: من میخوابم توی تابوت و یک پارچه میاندازم روی بدنم. شما بروید خادم مسجد را بیاورید و بگویید انباری مسجد «جن و روح» داره!
بچهها رفتند سراغ خادم مسجد و او را به انباری آوردند. حسابی هم او را ترساندند که مواظب باش اینجا...
وقتی میرزا ابوالقاسم با بچهها به جلوی انباری رسید آن پسر که داخل تابوت بود شروع کرد به تکان دادن پارچه! اولین نفری که فرار کرد خادم مسجد بود. خلاصه بچهها حسابی مسجد را ریختند به هم!
یا اینکه یکی دیگر از بچهها سوسک را توی دست میگرفت و با دیگران دست میداد و سوسک را در دست طرف رها میکرد و...
چقدر مردم به خاطر کارهای بچهها به احمد آقا گله میکردند. اما او با صبر و تحمل با بچهها صحبت میکرد.
کتابی در مورد زندگی شهید احمد نیری جوان 19 ساله ای که را های سیر و سلوک را به سرعت طی کرد و در نهایت به شهادت رسید. آیت الله حق شناس از او به بزرگی یاد کرده اند. احمد آقا با اخلاق خوب و رویی گشاده بسیاری از جوانان محل خود را توانست سمت مسجد و عبادت بکشاند.
کتاب در کمال سادگی بسیار بسیار عجیب است. شهید نیری انسان بی نظیری است که قشنگ میتواند همین حالا هم با کتابش اثر گذار باشد... کتاب این قابلیت را دارد که زندگی فرد را به دو قسمت تقسیم کند. بعد این کتاب و قبلش. و اراده لازم برای تغییر را دست کم تا مدتی برای خواننده ایجاد میکند.
خواندن این کتاب به کسانی که همه چیزو با عقل زمینی می سنجند توصیه نمیشود! (جداً یه مطالبی توش گفته شده که برای خیلی ها قابل باورنیست) با همه اینها من که خیلی دوسش داشتم
وقتی احوال این شهید بزرگوار رو میخونید و میبینید که در اون سن کم با دوری از گناه به چه درکی و به چه مدارجی رسیده بودند فقط احساس شرمندگی بهتون دست میده. چه قدر ما عقبیم... چقدر گرفتار این جسمیم.. چقدر غافلیم...
کتاب کوتاه و مختصریه، میشه یکی دو روزه تمومش کرد، اما یه جاهایی وقتی خودتون رو با این بزرگوار مقایسه میکنید، از خجالت دیگه نمیتونید ادامه بدید.
کاش گروه انتشاراتی شهید ابراهیم هادی برای طراحی جلد کتابهاشون خلاقیت بیشتری به خرج بدن.
کتاب شامل داستانهاو خاطرات اطرافیان شهید هست باورش سخته که یه جوان در سنین جوانی به این درجه از معنویت رسیده باشه واقعا این شهید کارش درسته، و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتا بل احیاٌ عند ربهم یرزقون
کتابی است که در انسان عشق خدا و اولیاء خدا را زنده می کند. بعضی خاطرات را وقتی خواندم در حیرت ماندم که آیا می شود یک جوان این قدر کم سن داشته باشد ولی در راه سیر و سلوک این قدر منازل را طی کرده باشد. و آن جمله آیت الله حقشناس که بگردید در تهران، کسی را مثل احمد آقا می توانید پیدا کنید.
با سلام این کتاب واقعا بی نظیر است و از خاطرات وسبک زندگی یکی از شهیدان جوان دفاع مقدس است ، این شهید اصلا فردی عادی نبود و شما در این کتاب با خاطراتی عجیب از این شهید رو به رو میشوید.حتما بخوانید. «عارفانه» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/20170
نمیدونم چرا وقتی تصویر جلد کتاب رو دیدم، این تواضع من رو جذب کرد! کتاب را در اولین فرصت خریدم و خواندم و شاید بهتر بگویم در فکر و ذهنم احساس کردم و چه احساس خوبی و چه شهید بزرگواری و چه الگوی زیبایی! 🌷 📝 البته دوست داشتم از «شهید علی طلایی» بیشتر صحبت میشد چون احساس کردم من هم مشابه ایشان نیاز به یک رفیق مؤمن و سالک مثل «شهید احمدعلی نیّری» داشتم (و البته دارم) که سربزنگاه دستم رو بگیره! 🔔 نکته دیگر اینکه نقطه اوج «صداقت» داستان به نظرم همان دستنوشته نصیحتها به ماشاءالله و مشاهده «نور صورت» او بود. افسوس برای خودم که ... صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟! 🥀
کتاب عارفانه زندگی نامه و ناگفته های شگفت آوری از زندگی عارف شهید احمد علی نیری به نقل خانواده دوستان آشنایان و در قسمت های نقل هایی از زبان آیت الله حق شناس می باشد وی از شاگردان آیت الله حق شناس بود که بعد از شهادت وی نقل هایی از شهید در بین خانواده و دوستان آشنایان بیان کرد که برای آن شگفت انگیز و حتی ناباور بود این کتاب روایت کسی هست که از دنیا زده شده و خود را آمادهی زندگی جهان دیگری کرده بود آیت حق شناس در جایی گفت بروید در تهران بگردید ببینید کسی مثل احمد آقا پیدا می کنید https://taaghche.com/book/20170
یکی از بهترین و تاثیر گذارترین کتابهایی که تا بحال خوندم. کتابهای اخلاقی و سرگذشت علما و غیره رو من زیاد خوندم به جرأت میگم این کتاب واقعا فرق داره همه یک طرف این کتاب یک طرف اگر دنبال کتابی برای رشد معنوی و اخلاقی میگردید حتما این رو بخونید آدم واقعا متعجب میشه یک جوان ۱۹ ساله به چه مقامات معنوی بلندی میرسه خدا رحمتش کنه ان شاالله و ما رو مورد دعای اون شهید قرار بده آمین🙏
رفقا نوجوان و جوانان حتما این کتاب رو مطالعه کنند برای دوری از گناه و بنده شیطان نشدن عالیه،کاش ما هم بتونیم این شهدا رو الگوی راه و رسم زندگی خودمون قرار بدیم.
نسخه دیجیتال قانونی این کتاب رو از طاقچه ارزونتر از نسخه چاپی تهیه کنید و از خوندنش لذت ببرید.
بسم رب الشهداء و الصدیقین این کتاب راجع به عارف شهید احمد علی نیری است... شهیدی که جزو شاگردان ویژه آیت الله حق شناس بود و آیت الله حق شناس بعد از شهادت ایشان فرمود: اگر در کل تهران را بگردید ، ببینید میتوانید مثل احمد آقا پیدا کنید؟ این کتاب برای بحث عرفان و شهدایی عالی است. پیشنهاد میشود برای مطالعه...
خیلی جالب بود شهید یکی از بهترین شاگرد های آیت الله حق شناس بودن و کرامات زیادی در زمان حیات و بعد از شهادت داشتن. دلیل اینکه این کرامات رو به دست آوردن هم جالب بود. ترک یک گناه در جوانی.
حکایت از زندگی یک جوان اما مهم اینه که این جوان چه قدر تونسته بالا بره و بزرگ باشه ، کتابی که شاید مثل یک تلنگر باشه و نشون بده ظرفیت و راه انسان چه قدر بیشتر و متفاوت تر از چیزیه که ما درش زندگی میکنیم «عارفانه» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/20170