Jump to ratings and reviews
Rate this book

سيب ترش

Rate this book

175 pages, Paperback

First published October 1, 2012

3 people are currently reading
14 people want to read

About the author

فرشته نوبخت

6 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (5%)
4 stars
5 (12%)
3 stars
17 (42%)
2 stars
4 (10%)
1 star
12 (30%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for Hamidreza Hosseini.
210 reviews68 followers
May 30, 2015
با احترام به نویسنده ی کتاب، ولی واقعا این کتاب رو دوست نداشتم.

تازه میفهمم که انگار این قضیه ی چندضلعی های عشقی که توی فیلم های ترکیه ای مد شده و ملت علاقه ی شدیدی بهشون نشون میدن، واقعا داره جزو دغدغه های مردم ایران میشه.
حس میکنم توی کتابایی که توی چند وقت اخیر خوندم، از این مثلث ها، مربع ها، پنج ضلعی و 8 ضلعی و مکعب های عشقی زیاد دیده ام و خونده ام. تقریبا همه ی داستانها هم شبیه هم و در نهایت خسته کننده.
توی این داستانها هم یه چیزایی از اتفاقات روز و چهارتا فحش به وضعیت جامعه و دو تا شعار و تجمع و زندان هم گنجونده میشه که حس روشنفکری به خواننده دست بده

من واقعا نمیپسندم دیگه این کتابها رو. کاش یه کم نویسنده ها خلاقیت به خرج بدن. چون واقعا به نظر داره این کتابا هم میره تو ژانر کتابای م.مودب پور و فهیمه رحیمی و ر.اعتمادی
Profile Image for Nadi Ghaffari.
110 reviews158 followers
April 16, 2015
اصلا یک چیزی را درباره ی این مردها میدانی؟از همان چیزی در زن های دیگر خوششان می آید و برایش کف میزنند که در زن خودشان از آن بیزارند.مسخره است ولی این طوری است لادن که زن هایی که بلد نیستند فکر کنند همیش عصبانی و گه مزاج اند.
Profile Image for sæm.
132 reviews100 followers
May 24, 2013
تنهايى ، تنها چيزى بوده كه همه اين سال ها واقعا خواسته ام. شب، تنها تو رخت خواب رفتن و صبح، تنهايى بيدار شدن. تنها غذا پختن و تنهايى خوردن. اصلا مى دانى لادن، هيچ چيز ارزش تاخت زدن با زمان دود كردن يك نخ سيگار تو تنهايى، اتاق نيمه تاريك و سكوتى را كه لا بلاى صداى تار شهنازى گم مى شود ندارد. آن هم بعد از يك عمرخفقان شلوغى و نور و صدا... انگار فقط اين طورى مى شود خوب روى خودت تمركز كنى. خودت را، خود خودت را احساس كنى نه سايه ات را كه لابلاى تن ها و نفس ها گم مى شود.
Profile Image for Elahe.
46 reviews42 followers
May 11, 2014
نثر خاص فرشته نوبخت تو این کتابش قابل تحسینه.کتاب در دوبخش نوشته شده. بخش اول: نامه‌ها و ساعت‌ها و بخش دوم: نوشتن. بخش اول بیشتر نامه واره و در بخش دوم کتاب که نوشتن است، ماجرا به صورت سوم شخص بیان میشه. این کتاب تداعی حس دوستی و عشق و خیانت و دشمنی و پشیمانی شخصیت هاست. داستانی که تداعی گر خیلی از اتفاق و داستان ها این چنینی تو جامعه ماست.
این داستان یه روایت خطی نداره و شاهد رفت و برگشت‌های زمانی خواهید بود. در کل از قلم نویسنده و توصیفاش خیلی خوشم اومد و از خوندنش خوشحالم..
Profile Image for Monir.
22 reviews15 followers
August 25, 2018
.
یکی دو ماه بعد عطا تهرانی ورودی هفتاد و سه ، نه، هفتاد و پنج ، دانشجوی تعلیقی با انگ رسوایی اخلاقی، تعییر رشته داده ؛ عضو سابق کمیته ی انضباطی ، عضو فعلی انجمن اسلامی دانشجویی، وارد رابطه ی ما شد و با وارد شدنش ، محدوده ای درست کرد به اسم مثلث.
_از متن کتاب_

سیب ترش ماجرای دو دوست هست که در سالهای دهه ی ۷۰ هم کلاسی دانشگاه بودند و در جریان اتفاقات و ماجراهای سیاسی آن زمان. که در روایت جاری داستان بنابر اتفاقی که مشخص نیست رابطه شان دچار کدورت شده است و این وسط مهره ی مشترکی به اسم عطا وجود دارد. .
.
داستان در دو بخش نامه ها و نوشتن روایت میشه. بخش نامه ها خواندن دست نوشته های ماهرخ ملکی یکی از اضلاع آن مثلث مذکور است که برای لادن نوشته شدا. بخش دوم روایت به زاویه دید سوم شخص چرخش میکنه و دید لادن مشخص میشه. این پرده که یک سوم انتهایی داستان هست بکل همه چیز رو تغییر میده و به نوعی گره گشایی متفاوتی انجام میده. گاهی تصور خواننده به سمت گول خوردن میره اما از نظر من پایان بجایی بود. .
.

به شخصه ‌این کتاب رو خیلی دوست داشتم. نثرش خیلی عالی و قشنگ بود هر چند موضوع کلیشه محسوب میشد اما نوع روایت و پرداختش جذاب و پر کشش بود. تنها چیزی که توی ذوقم میزد عبارات خیلی طولانی بود طوریکه تا به پایان جمله برسیم من فاعل و مفعول رو گم میکردم و حتی به نظرم می رسید جمله فعل نداشت. اما در کل خوندنش رو حتما پیشنهاد میکنم.
Profile Image for Fari.
6 reviews
December 27, 2024
کتاب سیب ترش متاسفانه مثل خیلی از رمان‌های معاصرِ نویسندگان ایران بعد از انقلاب، نه نثر روون و سرراستی داره و نه معلومه از کجا شروع می‌شه و کجا تموم می‌شه. قصه پر از بخش‌های پراکنده و نامنسجمه که بیشتر از اینکه داستان رو جلو ببره، ذهن آدم رو درگیر افکار درهم نویسنده می‌کنه.
اولش انگار قرار بوده معما یا تعلیقی باشه، ولی همه‌چی اون‌قدر گیج‌کننده درمیاد که نمی‌شه دنبال کرد. یه‌دفعه می‌بینیم «ماهرخ» مرده، اما نمی‌فهمیم دقیقاً کِی و کجا. یا یه جا می‌گن «ماهرخ» و «عطا» تصادف کردن و مردن، در حالی که قبلاً روایت دیگه‌ای از تصادف «لادن» و «عطا» خونده بودیم. شخصیت‌ها هم یه بار همدیگه رو می‌شناسن، بار بعد انگار غریبه‌ان. مثلاً پیش‌تر اشاره شده که «لادن» و «اردشیر» در مهمانی با هم آشنا شده‌ن و اردشیر «ماهرخ» و «لادن» رو به خونه رسونده. اما در قسمت‌های پایانی کتاب، گویا نویسنده فراموش می‌کنه که این ملاقات پیش‌تر رخ داده.
در عین حال، هیچ جزئیاتی از اتفاق‌های مهم نمی‌بینیم، اما کلی توصیف ذهنی و نامه‌نگاری از لادن و ماهرخ داریم که هیچ اطلاعات جدیدی به ما نمیده و کشش داستان رو نابود می‌کنه. ایده‌ی اصلی شاید می‌تونست جالب باشه، ولی این پراکنده‌گویی‌ها و فراموشی‌ها باعث شده حس کنیم وقت‌مون رو هدر دادیم.
در نهایت، پیشنهاد می‌کنم نخونید و از این فضاحت نوشتاری حمایت نکنید.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.