سیاحتنامهٔ ابراهیمبیگ نام کتاب سفرنامهای به فارسی از زینالعابدین مراغهای است که در حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری در استانبول منتشر شد. این کتاب تاثیر زیادی در آگاهی اجتماعی و سیاسی جامعه ایران در آستانه جنبش مشروطه ایران داشته است. احمد کسروی در تاریخ مشروطه ایران علاوه بر نقش کتاب در محافل روشنفکری، به تاثیر تودهای آن در انبوه ایرانیان اشاره دارد و مینویسد: «ارج آن را کسانی دادند که آن روزها خوانده اند و تکانی را در خواننده پدید میآورد و به یاد میدارند. انبوه ایرانیان که در آن روز خو به این آلودگیها و بدیها گرفته بودند و جز از زندگانی بد خود به زندگانی دیگر گمان نمیبردند از خواندن این کتاب تو گفتی از خواب بیدار میشدند و تکان سخت میخوردند. بسیار کسان را توان پیدا کرد که از خواندن این کتاب بیدار شده و برای کوشیدن به نیکی کشور آماده گردیده و به کوشندگان دیگر پیوسته اند.» http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D...
"در مساجد و منابر ایران چه فصیحت کاری ها میشود! اهالی، مسجد را گویا مغازه قرار داده، آخوندها دکان فضل فروشی خویش. همین که بیچاره ای داخل مسجد شد پنج ساعت تمام مانند اشتر زانوبسته باید بنشیند. دو نفر واعظ، چهار نفر روضه خوان، یکدسته شاگرد. یکی بالا میرود یکی پایین می آید اگر یک نفر از جالسین را به اقتضای طبیعت بشری تقاضایی پیش آید و بخواهد از چای خود برخیزد گویا از دین اسلام و شریعت ارتداد جسته، با حقارت تمام از بالای منبر داد میزنند: ای خبیث! مجلس را برهم مزن. یعنی بنشین و آنچه به دهن من از نیک و بد و راست و دروغ می آید گوش داده و مرا تصدیق کن! " . سیاحت نامه ابراهیم بیک، طنز تلخ، نثر روان و ساده، واقعی و ... نویسنده کاملا وطن دوست و به فکر پیشرفت اما به نظرم هنوزم به هدفش نرسیده و توی کتاب میتونیم ببینیم که اکثر چیزایی که میگه کاملا برای این دوره هم صدق میکنه! لذت بردم..
این کتاب حدود 130 سال پیش در زمان سلطنت ناصرالدین شاه نوشته شده است. شرح حال عقب ماندگی ها و بدبختی های مردم و گاهگاه مقایسه با پیشرفت های ممالک غربی. نویسنده آن زین العابدین مراغه ای تاجر وطن پرست ایرانی مقیم استانبول است. این کتاب به خوبی شرایط اسف بار کشور رو در دوران قاجار نشان می دهد. هر چند به نظرم برخی از مشکلات هنوز هم وجود دارند و ریشه این مشکلات فرهنگی است. یک نکته جالب در کتاب اشاره نویسنده به مهاجرت نخبگان ایرانی به خارج از کشور برای فرار از شرایط نابسامان کشور است که بعد از صد سال هنوز هم سیاری از مردم و خصوصا نخبگان برای دست پیدا کردن به شرایط بهتر از کشور مهاجرت می کنند!
سیاحتی شیرین در ایران با ابراهیم بیک . سفرنامه یک وطن دوستی که مدت ها در ساکن مصر بوده و تاب شنیدن منقولات خرابی ها و مشکلات و طنش را ندارد تا اینکه بنا بر وصیت پدرش به ایران می آید و مشکلاتی را که شنیده بود از اطرافیان را به عینه نظاره می کند . سیاحتی با طعم نقدهای اجتماعی، فرهنگی که ردپای آن را در اوضاع کنونی مملکت نیز دیده می شود.
نثر کتاب چندان درخشان نیست و معمولی محسوب میشود، تحلیلهای کتاب از دلایل عقب ماندگی ایرانیها سردستی و پیش پا افتاده به نظر میرسد و گاهی انتقادات آن بیشتر به ایرادگیری شبیه است. اما کتاب حاوی اطلاعات مهمی از جزییات زندگی ایرانیان در آن دوره است. تشابه مشکلات آن دوره با دوران فعلی قابل توجه است، مشکلاتی مانند رانتخواری در متولیان بارگاه امام رضا، فساد و آشفتگی اداری و ترک تابعیت و پناهندگی ایرانیان.
شروعی فوقالعاده داره؛ طوری که اوایل کتاب رو یکنفس خوندم و کتاب از دستم نمیافتاد. نگاه تازه و تیزبین نویسنده به ایرانِ قاجار و نقد اجتماعی ملایمش واقعا کشش داشت.
اما هرچه جلوتر رفتم، حس کردم بخشهایی به تکرار میافتد و همان نکات چند بار در قالبهای مشابه گفته میشود. با اینحال، کتاب برایم از آن دسته آثاری بود که صرفنظر از افتوخیزهایش، ارزش خواندن دارد.
چیزی که بیش از همه در ذهنم ماند، این بود که انگار ایرانیها از صد و چند سال پیش تا امروز چندان تغییر نکردهاند. همان دردها، همان عادتها، همان بیتفاوتی و همان حسرت پیشرفت. این سفرنامه، گذشته را روایت میکند اما بارها حس کردم دارد همین امروزِ ما را توصیف میکند.
اینی که من خوندم واسه انتشارات محور سال ۱۳۷۸ بود. که معلوم شد سانسور زیاد داره متأسفانه. برای همین من اون یکی کتاب که متن کامل سه جلدی و به کوشش محمدعلی سپانلو هست رو شروع کردم. اما خوب باید بگم خواندن اولی خالی از لطف هم نبود. خیلی جاها پانویس خوب و مفید داشت که متأسفانه این دومی نداره!
بیشتر به امید جزئیاتی از زندگی روزمره مردمان دوران مشروطه کتاب را خواندم اما روایت زیاد به جزئیات نمی پردازد و کلیات بعضا تکراری در خدمت موضع سیاسی نویسنده غالب است.
کتاب رو چه با ذهن امروزی چه قبل و بعد مشروطه بخوانید اثری جاندار محسوب میشه.همین بس که این همان کتابی که احمد کسروی رو از این رو به اون رو کرد و ازش کتاب با ارزش انقلاب مشروطه در اومد.