یک نمایشنامۀ ابزود ایرانی و البته پر ارجاع. از فلینی تا داستایوفسکی و زامنهوف.
احتمالاً از نخستین نمایشنامههای ابزورد فارسی.
داستان در مورد آدمهاییست که در فضایی گیر کردهاند و نمیتوانند از آن خارج شوند. داستانی که به شدّت یادآور ملک الموت بونوئل است و از طرف دیگر یادآور در انتظار گودو بکت.
خود نمایشنامه را آنقدر دوست نداشتم. ضعفهای آشکاری داشت امّا خبر از آیندۀ جذّابی میداد. به خاطر بازیهای زبانی، به خاطر تغییر در ایجاد سبک نوشتار در نمایشنامههای ایرانی (عموماً تا قبل از این نمایشنامههای ایرانی قصّهمحور و با داستان مشخص بودند و البته هنوز هم اکثراً هستند.)، نزدیک شدن به سبک پست دراما و به خاطر جسارتهای فرمی قطعاً از نعلبندیان بیشتر خواهم خواهند.