دوستانِ گرامی، پایۀ اصلی در این کتاب توضیح در موردِ « کاریزما» در اسلام و شیعه هستش و نویسنده بر خلافِ عقیدۀ « ماکس وبر» کاریزما رو به اشخاصِ معمولی مربوط نمیدونه و از کاریزما به عنوانِ عاملی که به یک پیامبر و امام و رهبرِ دینی مشروعیت میبخشه، یاد میکنه
با خواندنِ این کتاب میشه نتیجه گرفت که نویسنده «کاریزما» رو به نوعی تسلطِ رهبران و پیامبرانِ دینی بر پیروانِ خودشون میدونه و کسی در این ادیان و مذاهب دارایِ « کاریزما» است که به قولِ خودش و پیروانِ خرافاتی و بیخردِ او، دارایِ معجزه، تماس و ارتباط با خدا هستش... و مردمِ ، ساده لوح و زودباورِ تحتِ فرمانِ او، ادعایِ اون رهبر و امامشان و حتی بازماندگانِ همخونِ آنها رو مبنی بر ارتباط و اتصال به عالمِ غیب، باور میکنن و به این موهومات تعصب میورزن
البته شخصاً با این کتاب و موضوعش مخالفم، دوستانِ خردگرا، نه تنها اسلام، بلکه هیچ دین و مذهبی « مدنیّت» نداره، لذا توضیح در موردِ حکومت و سیاست و رفتارِ اجتماعی این ادیان اشتباه هستش، وقتی میدونیم که تمامی ادیان موهوم و غیرِ عقلانی هستن، پس پژوهش در موردِ جامعه شناسیِ سیاسی کارِ اشتباهی هستش، مثلِ این میمونه که خردِ و دانشِ ما تا این لحظه ثابت کرده در خورشید، موجودِ زنده و حیوان و انسان وجود نداره، ولی بیاییم کتاب بنویسم در موردِ اینکه ساکنانِ خورشید چه نوع حکومتی دارن! خوبن یا بد! اگه بیان رو زمین با ما بدرفتاری میکنن یا خوش رفتاری!! با تمامِ این تفاسیر در این کتاب از بررسی و تاثیرِ « کاریزما» در هر کدام از این موارد سخن به میان آمده: کیفیتِ رهبریِ رسول الله، مسائلِ جانشینیِ و مواردِ رخ دادۀ مربوط به این موضوع در بینِ تازیانِ کثیف، غیبت و سیاستِ پشتِ آن و مذهب و حکومتِ اعراب و عرب پستان
البته همانطور که جنابِ «نوری اعلاء» نوشته، از آغازِ کتاب مبنا رو بر این گذاشتن که داستانِ پیامبری و وحی و دیگر موهومات و خرافاتِ دینی و مذهبی حقیقت داره، پس تنها به مسائلِ سیاسیِ این موضوع پرداخته و به قولِ ایشون این پژوهش مربوط به جامعه شناسیِ سیاسی است، نه جامعه شناسیِ دینی
لازم به ذکر است که پیش از خواندنِ کتاب امیدوارم مطالعاتی در مورد شیعه و تاریخ این نوع مذهبِ عرب پرستی داشته باشید، تا فهمِ این کتاب برایِ شما خردگرایان سهل و آسان باشه
البته کتابِ خیلی ضعیفی بود، و ارزشِ زمانی که صرفِ خواندنِ اون میشه رو نداره
پیروز باشید و ایرانی