کتاب حاضر، با تأکید بر ضرورتِ شناختِ شالودههای نظریِ داستان کوتاه به عنوان پیششرط نقد، هم نظریههای این ژانر را معرفی میکند و هم اینکه کاربرد آن نظریهها را در نقد عملیِ برگزیدهای از شاخصترین و صناعتمندترین داستانهای کوتاه ایران نشان میدهد. ساختار جلد اول از این قرار است: در بخش نخست، مفاهیم و نظریههای داستان رئالیستی و داستان ناتورالیستی معرفی شدهاند. در بحث راجع به این مفاهیم و نظریهها، نویسنده رویکردی میانرشتهای در پیش گرفته و لذا رئالیسم و ناتورالیسم در ادبیات را از راه قیاس با همین سبکها در هنرهای بصری (عمدتاً نقاشی و بعد سینما) تبیین کرده است. در بخش بعدی، نقدهای مشروحی بر داستانهای ممتازی که با این دو سبک نوشته شدهاند ارائه گردیده است. در بخش پایانیِ این مجلد، قرائتهای نقادانه از داستانهای بیشتری به دست داده شده است که تحولات مهم در زمینهی مضامین و تکنیکهای داستان کوتاه ایران را به نمایش میگذارند. در جلد نخستِ این کتاب، نویسنده علاوه بر تحلیلهای موردی و اشاره به داستانهای متعدد، مجموعاً پانزده داستان کوتاه به قلم نویسندگان رئالیست و ناتورالیست ایرانی و یک داستان از ادبیات کهن فارسی (هزار و یک شب) را بهطور مشروح نقد کرده است.
حسین پاینده در تهران متولد شد و دورهی دبیرستان را در انگلستان گذراند و یک سال پس از انقلاب به کشور بازگشت. در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه علامه طباطبائی لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت و در سال ۱۳۷۰ موفق به اخذ فوقلیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران شد. او از همان سال به عنوان عضو هیأت علمی به استخدام دانشگاه علامه طباطبائی درآمد و متعاقباً در سال ۱۳۷۵ برای ادامهی تحصیل به انگلستان رفت. وی در سال ۱۳۸۰ پس از اخذ دکترای نظریه و نقد ادبی به کشور بازگشت و در حال حاضر با مرتبهی استاد در دانشگاه علامه طباطبائی به تدریس اشتغال دارد. از دکتر پاینده تاکنون بیش از ۱۲۰ مقاله در نشریات مختلف به چاپ رسیدهاست. همچنین از وی ۲۵ عنوان کتاب منتشر شده که از این تعداد ۱۰ کتاب را تألیف، ۷ کتاب را ترجمه و ۸ کتاب را ویرایش کرده است. «مجموعهی نظریه و نقد ادبی» تحت سرپرستی او تاکنون در هشت مجلد و توسط چهار ناشر منتشر شده است. جدیدترین تألیف پاینده با عنوان گشودن رمان توسط انتشارات مروارید منتشر شده است که جایزهی ادبی جلال آلاحمد در بخش نقد ادبی را به خود اختصاص داد. از میان سایر کتابهای ایشان میتوان به کتاب داستان کوتاه در ایران (در سه جلد) و نقد ادبی و دموکراسی اشاره کرد. از جمله کتابهایی که پاینده ترجمه کرده است عبارتاند از مطالعات فرهنگی دربارهی فرهنگ عامّه (برندهی جایزهی کتاب فصل) که توسط نشر آگه انتشار یافته و نظریههای رمان است که توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است. دکتر پاینده تاکنون ۸ جایزه در داخل کشور و ۱ جایزه در خارج از کشور دریافت کرده است.
عالی بود. ابتدا رئالیسم و ناتورالیسم به صورت مشروح توضیح داده میشوند و در ادامه 15 داستان کوتاه همراه با نقد و تفسیر اضافه میگردند. با خواندن این کتاب چیزهای زیادی در دربارهی دو سبک مذکور یاد گرفتم و نوع نگاهم به داستان کوتاه خیلی تغییر کرد. اگر به داستان کوتاه علاقه مندید توصیه میکنم این کتاب ارزشمند را بخوانید. ******************************************************************************** در میان همهی عکسهایی که از صادق چوبک باقی ماندهاند، قطعه عکس بینظیری وجود دارد که میتوان استدلال کرد که نه فقط شخص چوبک، بلکه همچنین به طرزی عالی سبک و سیاق ناتورالیستی داستان نویسی او را نشان میدهد. در این عکس چوبک را میبینیم که با چهرهای فکور و موهایی ژولیده دوربینی را در دست گرفته و با چشمانی متالم و حاکی از ژرف اندیشی، تیزبینانه به نقطهای خارج از فریم (قاب تصویر) خیره شده است. چند نکتهی مهم را در خصوص این عکس میتوان ذکر کرد و همهی این ملاحظات حکم پیش درآمدی را دارند برای نقد داستان "عروسک فروشی". نخست اینکه عکس مورد نظر ما، سیاه و سفید است و نه رنگی. چه تفاوتی است بین دو عکس، یکی سیاه وسفید و دیگری رنگی، که هر دو از یک منظره یا یک آدم یا یک شی برداشته شدهاند؟ تفاوت دو عکس فرضی ما در تاثیرهای مختلفی است که در چشم بیننده باقی میگذارند. عکس رنگی، چشم را باتنوعی از رنگها مینوازد و به اصطلاح "پرملات" یا خوش آب و رنگ است و لذا سوژهی عکس را ثانوی میکند و در عوض توجه بیننده را به غنا یا درخشش رنگ معطوف میسازد. از این حیث، عکس رنگی، هر چند چشم نواز، اما فریبنده است، گمراه میکند و دورغ میگوید. متقابلا عکس سیاه و سفید بیپیرایه است، ظاهر چشم فریب ندارد و دروغ نمیگوید، زیرا با سادگی بارزش- سادگیای که در استفاده از صرفا دو رنگ سیاه و سفید متبلور شده است- توجه خواننده را به خود سوژه معطوف میکند و نه به حواشی پر زرق و برق. دو دیگر اینکه در این عکس، چوبک دوربین عکاسیای را به دست گرفته است. نحوهی در دست گرفتن این دوربین بسیار دلالتگر است و نباید به سادگی از کنار آن گذشت. چنان که از دقت در این تصویر معلوم میشود، چوبک بند دوربین را به دور گردنش آویخته، اما دوربین از گردن او آویزان نیست، بلکه چوبک آن را محکم و با هر دو دست (نه حتی با یک دست) گرفته است. میتوان گفت چوبک دوربین را فقط به دست نگرفته، بلکه- آنچنان که از حالت انگشتان، بهویژه انگشتان دست چپش، پیداست- به دوربین چنگ زده و آن را محکم به سینهی خود فشرده است، گویی که دوربین عکاسی بیش از یک وسیله، بلکه ابژهی اوست (ابژه به مفهوم روانکانهی این اصطلاح، یعنی مصداق امیال صاحب دوربین). حالت خاصی که چوبک این دوربین را به دست گرفته، بیشتر به در آغوش گرفتن چیزی ارزشمند شباهت دارد، چیزی که عزیز است و نباید صدمه ببیند، چیزی که باید دوستش داشت. در یک کلام، چوبک با چنان حالتی این دوربین را در دستانش گرفته و به خود نزدیک کرده است که گویی پدری مثلا فرزند نوزادش را مهرورزانه در آغوش گرفته. تقرب دوربین به بدن چوبک، بیانگر نزدیکی روحی یا نوعی مراودهی معنوی بین او و ابژهاش است. این عمل بیانگر همسویی روح چوبک با کاری است که، دست کم در زمان او، فقط از دوربین عکاسی برمیآمد: وفاداری به واقعیت، آن هم واقعیت تلخ و کریه و مشمئزکنندهای که لزوما باید با عکس سیاه و سفید ثبت شود تا بیننده، بیآنکه حواسش به جزئیات رنگین و چشم فریب حاشیهای منحرف شود، بتواند نکبت آن واقعیت را به تمامی ببیند و از این همه رنج و درد و و محرومیت و بیعدالتی و فلاکت که او را در بر گرفته است به خشم آید. نکتهی سوم دربارهی این عکس، تناظر جالبی است که بین عدسی دوربین و چشمان خود چوبک میتوان دید. هم دوربین اندکی به سمت چپ متمایل شده است و هم چشمان چوبک، گویی هر دو دقیقا به یک نقطه متمرکز شدهاند و یک چیز را میبینند. انعکاس خفیف نور در قسمت فوقانی عدسی دوربین، نشانهای از شفافیت شیشهی آن و در نتیجه وضوح عکسی است که با این دوربین گرفته میشود. شواهد حکایت از این دارند که چوبک این شیشه را با وسواس تمام تمیز کرده بوده است تا عکسها به صورت کدر یا مات نیفتند. ایضا چشمان چوبک هم با پلکهایی باز به چیزی یا جایی (یا شاید کسی) دوخته شدهاند. این توازی بیانگر تشابه در کاری است که هم چشمان تیزبین این نویسندهی ناتورالیست و هم عدسی دقیق دوربین او انجام میداده است: از دایرهی توجه بیرون نگذاشتن جزئیات مهم؛ یا، به بیان دیگر، ثبت دقیق آنچه ممکن است با دوربینی فاقد عدسیهای قوی و شفاف، یا با نگاه غیر حساس آدمی بیاعتنا به واقعیتهای دردآور، نادیده یا مغفول بماند. و سرانجام نکتهی چهارم و آخر در خصوص این عکس منحصر به فرد و گویا، پیراهن سیاه یا به هر رو بسیار تیرهای است که چوبک به تن دارد. از آنجا که این عکس به صورت پرتره (عکس بالاتنه) برداشته شده، سیاهی این لباس بسیار به چشم میخورد. اما بیننده با نگاه کردن به این عکس، بلافاصله متوجه میشود که همچنین بدنهی دوربینی که چوبک به خود فشرده و نیز حتی پسزمینهی عکس هم سیاه است. عکاسان حرفهای به خوبی میدانند که اگر سوژه لباسی روشن داشته باشد، بهتر است برای ایجاد کنتراست (تقابل روشنی با تیرگی) پسزمینهی تصویر تیره باشد، و برعکس اگر شخصی لباس تیره دارد پسزمینهی روشن امکان بهتر دیده شدن آن را فراهم میآورد. اما در این عکس، سیاهی به طور مشهودی غلبه دارد. در واقع، به غیر از دستهای سفید و موها و ریش و سبیل سفیدی که روشنی چهرهی چوبک را تشدید کردهاند، بقیهی عکس (که از نظر حجم، بخش اعظم آن را تشکیل میدهد) در سیاهی قرار گرفته است. سیاه رنگ غم و عزاست و از دیرباز در ناخودآگاه جمعی انسان با مرگ تداعی شده است. هم در ذهن بشر و هم در هنر و ادبیات، سیاهی استعارهای از امر ناخوشایند و کراهت دار است. سیطرهی این رنگ در عکس چوبک، بیشباهت به سیطرهی سیاهی (به مفهوم استعاری آن) در داستانهای این نویسندهی ناتورالیست نیست. ذکر نکات فوق دربارهی این عکس خاص از چوبک مقدمهای بود برای این که بگوییم داستان "عروسک فروشی" عکسی سیاه و سفید است که به سبکی ناتورالیستی برداشته شده و با دقت وعینیتی مثال زدنی، کراهت فقر و مرگ بر اثر گرسنگی را نشان میدهد. صفحات 325، 326، 327 و 328 کتاب
فقط بخش نظریه رو خوندم. داستان های کوتاه و نقد داستان ها، که نصف حجم کتاب رو به خودش اختصاص داده بود، نخوندم. رئالیسم و ناتورالیسم فعلاً اون قدر برام مهم نیستن. بعداً شاید برگردم و داستان هاشو بخونم. فعلاً می خوام برسم به مدرنیسم، جلد دوم.
این کتاب در دو بخش داستان های رئالیستی و ناتورالیستی رو به طور جداگانه بررسی میکنه در ابتدا توضیحاتی جامع در مورد اصول و ویژگی های داستان در اون سبک میگه و بعد مثال های متعددی میاره و در انتهای هر داستان سبک داستان و ویژگی های اون رو بررسی میکنه نکته منفی کتاب تکرار بیش از حد یک محتواس حجم کتاب میتونست به مراتب کمتر باشه و خللی در محتوای اون وارد نشه
به غیر از متن خود داستان ها عمده حجم کتاب اضافه است و میتوان سرسری از آن گذشت و میشد دست بالا در سه چهار صفحه کلش را گفت. تکرار مکرر چند اصل بدیهی که با فرض اندک هوشی برای مخاطب نیازی به تکرار صد باره و توضیح مصداق آن اصل در داستان یا موضوع مورد بررسی نبود. اما خود داستان ها نمونههایی بسیار خوب و گویا از داستان رئالیستی و ناتورالیستی هستند. میتوان صرفا داستان ها را خواند و پیش رفت. امید که جلد بعدی حرف بیشتری جز خود داستان ها برای گفتن داشته باشد
در ابتدا رئالیسم رو تو نقاشی توضیح میده که نقاش رئال باید از هرگونه پندارگرایی یا خیال پروری اجتناب کنه و معمولا موضوع نقاشی ها از زندگی روزمره انسانها ، انسان هایی از طبقه متوسط یا چهره هایی عاری از ظرافت و زیبایی هست و بعد داستان های کوتاه رئالیستی رو توضیح میدن... زمان ، پیرنگ ، نثر، مکان ، زاویه دید و شخصیت پردازی در داستان کوتاه های رئالیستی رو شرح میده کتاب داستان کوتاه هایی که خوانده میشه و نقد میشه : خاکستر نشین ها _ غلامحسین ساعدی سبز مورد _ شهلا پروین روح شهر کوچک ما _ احمد محمود مرد _ محمود دولت آبادی تش خند _ حسن بنی عامری
قسمت دوم کتاب به داستان کوتاه های ناتورالیستی میپردازه ، که جزییات وقایع و مکان ها و شخصیت ها رو بیشتر از رئال ها توصیف میکنن ، دیدگاه جبر گرایانه دارند شخصیت های داستان به مراتب تحت نیروهایی قوی تر از اراده خودشان هستند مثل ژنتیک شخصیت ها قربانی وضعیتی هستند که خودشان در به وجود اوردنش نقشی نداشته اند
داستان کوتاه های ناتورالیستی عروسک فروشی _ صادق چوبک چنگال _صادق هدایت تولد _ اسماعیل فصیح اجاره خانه _ بزرگ علوی دفترچه بیمه _ جلال آل احمد همراه آهنگ های بابام _ علی اشرف درویشیان این سرما مرا میکشد _ مهدی رجبی زل زدن به آفتاب _ محمد رضا گودرزش
کتاب داستان کوتاه در ایران جلد اول را در حالی تمام کردم که به خودم قول داده بودم کمتر بخوانم و بیشتر تامل کنم. به طرز خوره وار معتادگونه ای کتاب می خوانم این روزها و این را از این جهت نمی گویم که پز بدهم. اتفاقا ناراحتم می کند. من را می برد به خلسه ی دروغین مفید بودن و غرق شدن در خواندن و خواندن و کمتر اندیشیدن و کمتر خراشیدن فکرها و نوشته ها... یک جمله ای دارد انیشتین که او اول پایان نامه اش نوشته و همیشه هم به من یادآوری می کند. یک جمله ی خوب کلیشه ای پرمغز. جمله اش این است که عادت های تبلی خواندن و خواندن است یا یک همچین چیزی.. نه بهتر است اصل جمله را پیدا کنم. Any man who reads too much and uses his own brain too little falls into lazy habits of thinking. پیدا کردم. این جمله از یک جایی به بعد من را به فکر فرو برد. من فهمیدم خیلی وقت ها زیاد خواندنم از یادگیری و چلنج با مغز خارج می شود و می رود توی مرحله ی تنبلی . به خودم قول دادم که این کتاب را تمام که کردم کتاب تازه ای شروع نکنم اما صبح دستم رفت به کتاب " سه شنبه ها با موری" و تقریبا دو سوم ش را خواندم. راستش خیلی هم کیف داد. اینجوری زیر قول هایم می زنم. شرم آور است. . از کتاب بگویم که داستان های کلاسیک و ناتورالیسم را در خود داشت. داستان هایی با تم آدم هایی در جبر گیرکرده . ادم ها ی فقیر و فرودست... داستان هایی با فضای روایت و پیرنگ پررنگ... . داستان خاکسترنشسن ها که در محله های فقیرنشین قم می گذشت از غلامحسین ساعدی نویسنده ی داستان گاو اولین داستانی بود که می خواندم. داستان سبز مورد را دوست داشتم و با یک نویسنده ی تازه آشنا شدم به اسم شهلا پروین روح. زندگی نویسنده هم درخور توجه بود و من هم طبق عادت فوضولی رفتم همه ی نویسنده ها و زندگی هایشان را بالا و پایین کردم. . شهر کوچک ما احمد محمود را زیاد دوست نداشتم. فضای گرم و شرجی و فقیرانه ی جنوب ایران که پر بود از جزییات فضاسازی کمی حوصله ام را سر برد. . داستان مرد محمود دولت آبادی را هم خواندم. . تش خند حسن بنی عامری. این داستان را هم دوست نداشتم و نتوانستم به خوبی ارتباط برقرار کنم. در کل متوجه شدم داستان های مدرن روح من را بیشتر از داستان های روایت گونه می برد. یک چیز دیگر ار هم فهمیدم. اینکه او بیشتر دل به روایت و داستان و کلاسیک می بندد و من به ذهن و شخصیت بازی و قصه های خیال. مثلا دوباره و هزار باره می توانم داستان باغ تابناک محمد کشاورز و درخت گلابی را بخوانم و از خوشی بمیرم. . داستان عروسک چوبی صادق چوبک که پر از تلخی و زجر بود و مردن بچه ای در سرما با عروسکی که برای فروش با خودش به همه جای شهر می برد. . چنگال صادق هدایت خیلی داستان خوبی بود. پر از تیزبینی این نویسنده. . داستان تولد اسماعیل فصیح. داستان زندگی نویسنده را خواندم که پر بود از تلخی و دردو رنج . چهارراه هوشنگ مرادی کرمانی . داستان اجاره خانه ی بزرگ علوی پر از فضاسازی و پرداخت جزییات . دفترچه بیمه جلال آل احمد . همراه اهنگ های بابام علی اشرف درویشیان . مارافسای عبدالرحیم احمدی یکی از بهترین داستان های این مجموعه . این سرما مرا می کشد مهدی رجبی از زبان یک شیرین عقل داستان روایت شده. . زل زدن به آفتاب محمدرضا گودرزی یکی از متفاوت ترین داستان های این مجموعه . مکان و زمان و زاویه دید در داستان های ریالیستی و ناتورالیسی. شخصیت و شخصیت پردازی در داستان های ریالیستی. توصیف در داستان ها که گوشه ای از زندگی ست و دقیق بازنمایی می شود تا داستان توهمی از واقعیت باشد. پیرنگ در داستان ها. نثر داستان ها و زبان محاوره...
نکتهی مثبتی که در مورد نقدهای دکتر پاینده وجود داره رویکرد بین رشتهای در نقده که در این کتاب هم(شاید کمتر از بقیهی نوشتههاش)به چشم میخوره،یعنی علاوه بر بررسی و توضیح سبک رئالیستی و . .ناتورالیستی در ادبیات این سبک ها در نقاشی هم بررسی شدند در فصل اول و در فصل های بعدی ارتباط بین داستان کوتاه و معماری مدرن و توضیحاتی در مورد رئالیسم در فیلم در فصلهای اول رئالیسم و ویژگیهاش به طور کامل توضیح داده شده و بعد از اون نمونه هایی از داستانهای رئالیستی و ناتورالیستی اومده و ساختار کتاب طوریه که کاملا آموزشیه و راحت میشه باهاش مطالب رو یاد گرفت یعنی همینطور که جلوتر میری قبل از اینکه نقد و توضیحات رو بخونی بیشترش رو خودت حدس زدی. حتی اگه کسی علاقه نداره که کتاب رو کامل بخونه به نظرم خوندن نمونههای داستانی که توی کتاب اومده خالی از لطف نیست،چون تعدادشون کم نیست و خیلی خوب و دقیق انتخاب شدن،از بهترین داستان کوتاههای رئالیستی و ناتورالیستی ایرانیاند و میتونن سطح توقع آدم رو از داستانهای رئالیستی و ناتورالیستی یکی دو پله بالاتر ببرند.
من قبل از مطالعه این کتاب عناصر داستان آقای جمال میرصادقی را مطالعه کرده بودم و به نظرم میاد تصادفا کار خوبی کرده بودم،چرا که برای فهم بیشتر این کتاب نیازه که قبل از مطالعه آن چیستی عناصر داستان ( پیرنگ و زاویه دید و فضا و ...) را بدانیم. در توضیح رئالیست و ناتورالیست و نشان دادن تفاوت آن بسیار موفقه و با مثال هایی که از داستان های رئالیستی و ناتورالیستی می آورد ، به تفاوت و ماهیت دو مکتب بیشتر پی می بریم.
این کتاب برای منی که با ادبیات مانوسم ولی به صورت تخصصی چیز های زیادی ازش نمیدونم،بسیار مفید بود. خیلی زبان ساده ای داره و انتقال مطالب روان اتفاق میافته،حالا اگر خواننده یک پیش زمینه ی کم رنگی از رئالیسم و ناتورالیسم در فلسفه و هنر داشته باشه درک عمیق تری براش به وجود میاد،اما این طوری نیست که نیاز به پیش زمینه داشته باشه و بنظرم خوبه که همزمان با مطالعه کتاب،با سرچ کردن تو اینترنت راجب بعضی مفاهیم اطلاعات بیشتری رو جست و جو کنید. خیلی فکرمو باز تر کرد و باعث شد از این به بعد توجهم به مسائل مختلف که درون مایه ی یک متن رو تشکیل میدن و پیش از خوندن این کتاب ازشون غافل بودم جلب بشه. به بیان بهتر،مواجهه ی با متن رو برام با کیفیت تر کرد. داستان های انتخابی نویسنده و نقد و بررسی شون،خیلی خوب به تثبیت مطالب در ذهن کمک میکنن. اون یک ستاره ای که کم کردم از امیتاز کلی هم به دلیل اینه که اطناب و توضیح تکراری در بعضی قسمت های کتاب حوصله سر بر و بیهوده بود.
یک کتاب درسی خوب، ساده، روان، شیرین و ضروری. مقدمهای خوب برای سبکشناسی ادبی، بیآنکه در دام مغلقگوییها گرفتار شود. مجموعهی خوبی از داستانهای خواندنی معاصر، که در کنار لذت خواندن آنها، میتوان از مقالات موشکافانهی نگارندهی کتاب در مورد هر داستان سود برد. نگارنده ابتدا ایدهی اصلی هر سبک را شرح میدهد سپس در دل داستانهای انتخابی خود، در پی شاهد و مثالی برای آن اصول موضوعه میگردد. خواندن این کتاب درسی خوب را به هر خوانندهی حرفهای و نویسنده ی تازهکار توصیه میکنم.
بي نظير بود... كتاب بي چون و چرا براي كند و كاو در داستان كوتاه فارسي. داستان هاي بي نظيري رو براي مثال آورده بود و در آخر هر كدوم نه تنها به تحليل داستان از لحاظ درونمايه و شخصيت پردازي ميپرداخت ، بلكه سعي ميكنه خواننده رو با طرح سوالاتي به سوي تفكر عميق تر و نقادانه سوق بده... واقعا چيزها يادگرفتم. ميرم براي كتاب دوم ايشون. واقعا دستشون درد نكنه. اگه به ادبيات علاقمند هستيد خوندن اين كتاب از بايدهاست بنظرم
خوب و ساده و کامل برای شروع و برای مبتدی ها عالیه و هیچ پیچیدگی خاصی نداره، منتها حجم کتاب میتونست نصف باشه و تکرار زیاد داره. با داستان هایی از ساعدی و احمد محمود و هدایت و درویشیان و دولت آبادی و...