و خداوند آسمان را آفرید و زمین، آب و گیاهان را، حیوانات و پرنده ها و مردم را. آنگاه جمشید را آفرید و او را پادشاه حیوانات و مردم کرد. در روزگار او نه زمستان بود و نه تابستان، نه بیماری و نه مرگ، و همه راضی و خوشحال بودند. به این ترتیب، جمشید سیصد سال پادشاهی کرد. کم کم زمین از حیوانات و مردم پر شد و علف برای گله ها و غذا برای مردم کمیاب گشت. جمشید غصه دار شد و برای چاره به فکرش رسید که پیش هرمزد، خدای خدایان، برود و از او یاری بگیرد. آنگاه…
با خوندن متن کتاب داشتم فکر میکردم قبل تر چقدر قشنگ انتخاب واژه میکردند و چقدر خوب متنی ساده اما شیک برای رده سنی کودک و نوجوان مینوشتند. تصویر سازی هاش از فرشید مثقالی هم چشم نواز بودند. اصلا این سبک نقاشی براش خیلی خوب جور میشد. مرسی از آرمان که فایلاشون رو گذاشته بود
جمشید شاهِ این کتاب خیلی گوگولیتر از تصوریه که من ازش دارم. من جمشید رو با غرور بیحدش به یاد میآرم و تبدیل شدنش به یه پادشاه ظالم، اونقدر که مردم از شرش به یکی مثل ضحاک پناه بردن. جمشید برای من پادشاهیه که سقوط واقعی رو نمادین میکنه طوری که فرهّ هم ازش جدا میشه و در نهایت ضحاک اون رو به دو نیم میکنه. همونطور که دوران پادشاهیش به دو قسمت تبدیل شده. یه قسمت سراسر خوبی و برکت و نعمت و یه قسمت مغرور شدن و از بین رفتن همهچیز. مهراد بهار هم دست گذاشته روی قسمت اول و فقط یه بخش کوچیک از داستان جمشید رو انتخاب کرده. و بهنظرم انتخاب خوبی هم هست. یه داستان کمتر پرداخته شده دربارهی جمشید ولی مهم و جذاب و قابلدرک برای بچه.
تصویرسازی های فرشید مثقالی برای این کتاب واقعا عالی هستند.... زمانه ای که کودکان و نوجوانان به قدری اهمیت پیدا کردند، که متخصصان و بزرگانی را برای کار بر روی کتاب های مخصوص به آن ها گماشتند. در این کتاب هم از یکی از بزرگان اسطوره شناسی (مهرداد بهار) و از یکی از چهره های جوان و شاخص هنرهای تجسمی (مثقالي) بهره گرفته می شود، تا کتابی حاصل شود که هنوز هم برای مطالعه کودکان قابل استفاده و عالی می باشند.
پ ن: مهرداد بهار، چند کتاب دیگر هم با موضوع داستان های اساطیری برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نوشته است.