این پرنده
درخت ندارد.
این درخت
پرنده ندارد
واین ندارد
نه درخت دارد و
نه پرنده .
حالا چکنیم ؟
هفت باراز روی همین بنویسم ها
بنویسیم ببینیم چه می شود
هی شاعران شریف ماه
شعر
همین اتفاق عادی پیش پا افتاده است
آنقدر پیش پا افتاده
که معطل مرارت های شما نمی شود
اصلن پی صندلی نمی گردد
هرکجا...جایی ،دنجی ،دایره ای
می گیرد
گوشه ای می گیرد می نشیند برای خودش
وشما حضرات شریف
خبر ندارید که کلاغ
آرامش عجیب درخت است
وفیلسوف ِ بی پدر
از می نداردِ درخت خسته است
بینی بین الله ...فهمیدی منظور من از برخاستن ِ باران
همین چیستِ پرنده از افتادن است
-په نه په...!