What do you think?


موش و گربه
هست این قصه عجیب و غریب، یادگار عبید زاکانا
چاپ آبان ۱۳۳۲
چاپ آبان ۱۳۳۲
17 pages, Paperback
First published January 1, 1421
About the author
عبید زاکانی
16 books21 followersIn Engligh: Obeyd Zakani
خواجه نظامالدّین عبید زاکانی، از طنزپردازانِ نامی ادبیاتِ ایران و نیز از اجلّهی قصیدهسرایان و اعاظمِ کلامِ پارسیست. از زندگی و شرح احوالِ وی اطّلاعاتی ناچیز دردست است که اهمّ آن در تاریخ گزیدهی حمدالله مستوفی (۷۳۰ هـ.ق.) و تذکرهی دولتشاهِ سمرقندی (۸۹۲) آمده است. «حمدالله مستوفی» ویرا از خاندانِ زاکانیان دانسته، و آنان تیرهیی از عرب «بنیخفاجه» بودند که پساز اشغالِ ایران توسطِ تازیان به قزوین مهاجرت کرده و درآنجا ساکن شده بودند.
عبید از ماهرترین مقلّدانِ سبکِ سهل و ممتنع و دستنیافتنیِ سعدیِ کبیر بود و در اینفن سرآمدِ روزگار خود بوده است. خواجه ۵ ممدوحِ عمده داشته که ازمیانِ آنان میتوان به شاه شجاع مظفّری و شاه شیخ ابواسحق اشاره کرد، که این موردِ اخیر ممدوحِ بزرگ و محبوب حافظ نیز بوده است. وی از معاصرانِ حافظ بود و براساس شماری از غزلیاتِ این دو که از نظر سیاق و وزن با هم شباهتی دیدنی دارند، میتوان احتمال داد که آنان به آثار یکدیگر عنایت داشته و از حالِ دیگری غافل نبودهاند.
خواجه عبید از صاحبمنصبان و به قولیمشهور، وزرای حکّامِ وقت بوده و شاعری را بیشتر برسبیلِ تفنّن پی میگرفته است؛ ازهمین روست که به قولِ شادروان عبّاس اقبال؛ مجموع اشعارش از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمیکند و حجمِ رسائل متعددش از یکونیم برابر گلستان سعدی شیرازی افزون نیست.
از تألیفات خواجه عبید میتوان بهموارد زیر اشاره کرد:
• اشعار جدّی
• مثنویِ «عشّاقنامه» (۷۵۱)
• رسالهی اخلاقالاشراف (۷۴۰- طنز)
• ریشنامه (طنز)
• رسالهی «تعریفات» یا «دهفصل» (طنز)
• رسالهی دلگشا بهعربی و فارسی
• مکتوباتِ قلندران (طنز)
• فالنامهی بروج (طنز در انتقاد از فالگیری و رمّالی)
• و سرانجام قصیدهی موش و گربه به وزن بحر خفیف در انتقاد از امیر مبارزالدّین محمّد مظفّری، و از کفر ابلیس مشهورتر.
عبید از تکنیکیترین و ماهرترین قصیدهسرایان تاریخ ادبیات ایران و در اینعرصه یکیاز نوادر ادوار است. شماری از ترکیبات و اصطلاحات وی چنان بدیع و منحصربهفرد ماندهاند که بیدانستن نام شاعر، میتوان امضای ویرا بر تارکشان بازشناخت؛ ازآنجمله:
عرشیان بر رایَتاش نَصرُ مِنَالله خواندهاند -- قدسیان تفسیر از اِنّا فَتَحنا کردهاند
چارعنصر، پنجحسّ و ششجهات و هفتچرخ -- بندگی درگهاش طبعا و طوعا کردهاند
وفات وی در خلال سالهای ۷۷۱-۷۶۸ هـ. ق. پیش آمده است.
نام عبید کی رود از یاد اهل دل
چون گفتههای نازک او یادگار اوست
خواجه نظامالدّین عبید زاکانی، از طنزپردازانِ نامی ادبیاتِ ایران و نیز از اجلّهی قصیدهسرایان و اعاظمِ کلامِ پارسیست. از زندگی و شرح احوالِ وی اطّلاعاتی ناچیز دردست است که اهمّ آن در تاریخ گزیدهی حمدالله مستوفی (۷۳۰ هـ.ق.) و تذکرهی دولتشاهِ سمرقندی (۸۹۲) آمده است. «حمدالله مستوفی» ویرا از خاندانِ زاکانیان دانسته، و آنان تیرهیی از عرب «بنیخفاجه» بودند که پساز اشغالِ ایران توسطِ تازیان به قزوین مهاجرت کرده و درآنجا ساکن شده بودند.
عبید از ماهرترین مقلّدانِ سبکِ سهل و ممتنع و دستنیافتنیِ سعدیِ کبیر بود و در اینفن سرآمدِ روزگار خود بوده است. خواجه ۵ ممدوحِ عمده داشته که ازمیانِ آنان میتوان به شاه شجاع مظفّری و شاه شیخ ابواسحق اشاره کرد، که این موردِ اخیر ممدوحِ بزرگ و محبوب حافظ نیز بوده است. وی از معاصرانِ حافظ بود و براساس شماری از غزلیاتِ این دو که از نظر سیاق و وزن با هم شباهتی دیدنی دارند، میتوان احتمال داد که آنان به آثار یکدیگر عنایت داشته و از حالِ دیگری غافل نبودهاند.
خواجه عبید از صاحبمنصبان و به قولیمشهور، وزرای حکّامِ وقت بوده و شاعری را بیشتر برسبیلِ تفنّن پی میگرفته است؛ ازهمین روست که به قولِ شادروان عبّاس اقبال؛ مجموع اشعارش از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمیکند و حجمِ رسائل متعددش از یکونیم برابر گلستان سعدی شیرازی افزون نیست.
از تألیفات خواجه عبید میتوان بهموارد زیر اشاره کرد:
• اشعار جدّی
• مثنویِ «عشّاقنامه» (۷۵۱)
• رسالهی اخلاقالاشراف (۷۴۰- طنز)
• ریشنامه (طنز)
• رسالهی «تعریفات» یا «دهفصل» (طنز)
• رسالهی دلگشا بهعربی و فارسی
• مکتوباتِ قلندران (طنز)
• فالنامهی بروج (طنز در انتقاد از فالگیری و رمّالی)
• و سرانجام قصیدهی موش و گربه به وزن بحر خفیف در انتقاد از امیر مبارزالدّین محمّد مظفّری، و از کفر ابلیس مشهورتر.
عبید از تکنیکیترین و ماهرترین قصیدهسرایان تاریخ ادبیات ایران و در اینعرصه یکیاز نوادر ادوار است. شماری از ترکیبات و اصطلاحات وی چنان بدیع و منحصربهفرد ماندهاند که بیدانستن نام شاعر، میتوان امضای ویرا بر تارکشان بازشناخت؛ ازآنجمله:
عرشیان بر رایَتاش نَصرُ مِنَالله خواندهاند -- قدسیان تفسیر از اِنّا فَتَحنا کردهاند
چارعنصر، پنجحسّ و ششجهات و هفتچرخ -- بندگی درگهاش طبعا و طوعا کردهاند
وفات وی در خلال سالهای ۷۷۱-۷۶۸ هـ. ق. پیش آمده است.
نام عبید کی رود از یاد اهل دل
چون گفتههای نازک او یادگار اوست
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 36 reviews
January 24, 2025
سه نسخه از این منظومه موش و گربه (که کلاً یه شعر هفده صفحهای باشه) رُ امتحان کردم.
۱- نسخه [صوتی نشر ارس از موش و گربه]
که فوقالعاده خوشساخت بود. درسته که من بر مبنای تنظیمات کارخانه با کمترین انرژی خوشحال میشم ولی این کتاب برای شما هم مسرتبخش خواهد بود. شاید مثل من به قهقه نیافتید ولی با هیچ ۳۵ هزار تومنی این میزان لذت رُ دریافت نخواهید کرد.
درضمن یه مقدمه هم داخل اَپ داره که خوندنش خالی از لطف نیست.
۲- نسخه تصویرگری شده [موش و گربه] با "کاریکاتور"های پرویز شاپور
هدف اصلیم از انتخاب منظومه موش و گربه اصلا این بود که وارد دنیای "کاریکلماتور" پرویز شاپور بشم و با یه تیر دو نشان بزنم. سه-چهار تا کاریکاتور اول خیلی به دلم نشستن. خیلی ساده و کودکانه و درعین حال و یه حس وَهمآفرینِ کابوسبنیان هم داشتن که شاید شاید هدف شاپور ورود به سورئالیسم بوده. اما به جز این تصاویر اویله و از بین ۶۰ تا کاریکاتور بعدی فقط یکی-دو تاشون جالب بودن و مابقی بین "افتضاح" و " کاش یه قاشق دَم دستم بود که چشمامو از کاسه دربیارم" متغیر بودن.
۳- نسخه نشر ابتکار نو و "به کوشش مسعود خیام"
که یه ورژن منثور و مخصوص کودکان و انگلیسی رُ هم شامل میشه که واقعا جای تقدیر و تشکر داره ولی به نظر شخصی من که شعر عبید بسیار ساده و قابل فهمه و کودکان هم خیلی راحت میتونن باهاش ارتباط برقرار کنن. مقدمه این کتاب هم زیادی جانبدارانه و غیر تاریخیه.
اما
نسخه چهارمی هم هست که برای اون باید تشریف ببرید موزه پرشن کت یا [میوزه] (عاشقانه این اسمو دوست دارم و هربار خاطرنشان کردنش خوشحالم میکنه) و اونجا روی دیوار طبقه دوم چندتا نقاشی به سبک پردهنگاری نقالی از این منظومه وجود داره.
درباره خود منظومه و اینکه عبید منظورش از این شعر چی بوده اطلاع مورد اجماعی وجود نداره ولی مطمئناً "موش" و "گربه" و کلیت داستان استعاره و کنایه به چیزهای مهمتری هستن. کما اینکه عبید میگه:
"غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا"
و عبید همون کسیه که فرموده:
"رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی"
از عبید دوست دارم "فالنامه بروج" رُ هم بخونم. فالنامه بروج تلنگری ششصد ساله ست به کسانی که به طالعبینی برجهای فلکی اعتقاد دارن.
پی نوشت:
توکا نیستانی و بزرگمهر حسینپور هم ورژنهای خودشون رُ از موش و گربه چاپ و منتشر کردن که من نخوندم.
۱- نسخه [صوتی نشر ارس از موش و گربه]
که فوقالعاده خوشساخت بود. درسته که من بر مبنای تنظیمات کارخانه با کمترین انرژی خوشحال میشم ولی این کتاب برای شما هم مسرتبخش خواهد بود. شاید مثل من به قهقه نیافتید ولی با هیچ ۳۵ هزار تومنی این میزان لذت رُ دریافت نخواهید کرد.
درضمن یه مقدمه هم داخل اَپ داره که خوندنش خالی از لطف نیست.
۲- نسخه تصویرگری شده [موش و گربه] با "کاریکاتور"های پرویز شاپور
هدف اصلیم از انتخاب منظومه موش و گربه اصلا این بود که وارد دنیای "کاریکلماتور" پرویز شاپور بشم و با یه تیر دو نشان بزنم. سه-چهار تا کاریکاتور اول خیلی به دلم نشستن. خیلی ساده و کودکانه و درعین حال و یه حس وَهمآفرینِ کابوسبنیان هم داشتن که شاید شاید هدف شاپور ورود به سورئالیسم بوده. اما به جز این تصاویر اویله و از بین ۶۰ تا کاریکاتور بعدی فقط یکی-دو تاشون جالب بودن و مابقی بین "افتضاح" و " کاش یه قاشق دَم دستم بود که چشمامو از کاسه دربیارم" متغیر بودن.
۳- نسخه نشر ابتکار نو و "به کوشش مسعود خیام"
که یه ورژن منثور و مخصوص کودکان و انگلیسی رُ هم شامل میشه که واقعا جای تقدیر و تشکر داره ولی به نظر شخصی من که شعر عبید بسیار ساده و قابل فهمه و کودکان هم خیلی راحت میتونن باهاش ارتباط برقرار کنن. مقدمه این کتاب هم زیادی جانبدارانه و غیر تاریخیه.
اما
نسخه چهارمی هم هست که برای اون باید تشریف ببرید موزه پرشن کت یا [میوزه] (عاشقانه این اسمو دوست دارم و هربار خاطرنشان کردنش خوشحالم میکنه) و اونجا روی دیوار طبقه دوم چندتا نقاشی به سبک پردهنگاری نقالی از این منظومه وجود داره.
درباره خود منظومه و اینکه عبید منظورش از این شعر چی بوده اطلاع مورد اجماعی وجود نداره ولی مطمئناً "موش" و "گربه" و کلیت داستان استعاره و کنایه به چیزهای مهمتری هستن. کما اینکه عبید میگه:
"غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا"
و عبید همون کسیه که فرموده:
"رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی"
از عبید دوست دارم "فالنامه بروج" رُ هم بخونم. فالنامه بروج تلنگری ششصد ساله ست به کسانی که به طالعبینی برجهای فلکی اعتقاد دارن.
پی نوشت:
توکا نیستانی و بزرگمهر حسینپور هم ورژنهای خودشون رُ از موش و گربه چاپ و منتشر کردن که من نخوندم.
March 23, 2022
خوانش: 1401.01.02
3 از 5
جان من پندگیر از این قصه
که شوی در زمانه شادانا
غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا!
گربههای ریاکار و موشهای سادهدل!
ایرج میرزا قصیدهای بر ضد حجاب دارد که یاد چند بیتی از آن افتادم:
به زهد گربه شبیه است زهد حضرت شیخ
نه بلکه گربه تشبیه به آن جناب کند!
اگر ز آب دست گربه کمی تر گردد
بسی تکاند و بر خُشکیش شتاب کند
به احتیاط ز خود دست تر بگیرد دور
چو شیخ شهر ز آلایش اجتناب کند
کسی که غافل از این جنس بود پندار
که آب پنجه هر گربه را عذاب کند
ولی چو چشم حریصش فتد به ماهی حوض
ز سینه تا به دم خود را درون آب کند
...
3 از 5
جان من پندگیر از این قصه
که شوی در زمانه شادانا
غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا!
گربههای ریاکار و موشهای سادهدل!
ایرج میرزا قصیدهای بر ضد حجاب دارد که یاد چند بیتی از آن افتادم:
به زهد گربه شبیه است زهد حضرت شیخ
نه بلکه گربه تشبیه به آن جناب کند!
اگر ز آب دست گربه کمی تر گردد
بسی تکاند و بر خُشکیش شتاب کند
به احتیاط ز خود دست تر بگیرد دور
چو شیخ شهر ز آلایش اجتناب کند
کسی که غافل از این جنس بود پندار
که آب پنجه هر گربه را عذاب کند
ولی چو چشم حریصش فتد به ماهی حوض
ز سینه تا به دم خود را درون آب کند
...
Read
January 25, 2025نسخه صوتی با صدای کامبیز خلیلی رو گوش دادم که خب، مزه داد و قشنگ بود.
March 3, 2016
اگر داری تو عقل و دانش و هوش
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی
ای خردمند عاقل و دانا
قصهٔ موش و گربه برخوانا
قصهٔ موش و گربهٔ منظوم
گوش کن همچو در غلتانا
از قضای فلک یکی گربه
بود چون اژدها به کرمانا
شکمش طبل و سینهاش چو سپر
شیر دم و پلنگ چنگانا
از غریوش به وقت غریدن
شیر درنده شد هراسانا
سر هر سفره چون نهادی پای
شیر از وی شدی گریزانا
روزی اندر شرابخانه شدی
از برای شکار موشانا
در پس خم نموده بود کمین
همچو دزدی که در بیابانا
ناگهان موشکی ز دیواری
جست بر خم می خروشانا
سر به خم برنهاد و می نوشید
مست شد همچو شیر غرانا
گفت کو گربه تا سرش بکنم
پوستش پر کنم ز کاهانا
گربه در پیش من چو سگ باشد
که شود روبرو بمیدانا
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی
ای خردمند عاقل و دانا
قصهٔ موش و گربه برخوانا
قصهٔ موش و گربهٔ منظوم
گوش کن همچو در غلتانا
از قضای فلک یکی گربه
بود چون اژدها به کرمانا
شکمش طبل و سینهاش چو سپر
شیر دم و پلنگ چنگانا
از غریوش به وقت غریدن
شیر درنده شد هراسانا
سر هر سفره چون نهادی پای
شیر از وی شدی گریزانا
روزی اندر شرابخانه شدی
از برای شکار موشانا
در پس خم نموده بود کمین
همچو دزدی که در بیابانا
ناگهان موشکی ز دیواری
جست بر خم می خروشانا
سر به خم برنهاد و می نوشید
مست شد همچو شیر غرانا
گفت کو گربه تا سرش بکنم
پوستش پر کنم ز کاهانا
گربه در پیش من چو سگ باشد
که شود روبرو بمیدانا
April 23, 2024
هست این قصه عجیب و غریب
یادگار عبید زاکانا
غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا...
یادگار عبید زاکانا
غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا...
May 27, 2013
شاه موشان بشد به فیل سوار
لشگر از پیش و پس خروشانا
گربه را هر دو دست بسته بهم
با کلاف و طناب و ریسمانا
شاه گفتا بدار آویزند
این سگ روسیاه نادانا
گربه چون دید شاه موشانرا
غیرتش شد چو دیگ جوشانا

.jpg)

April 4, 2024
گربه گفتا که موش گه خورده.
October 13, 2007
اگر داری تو عقل و دانش و هوش
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی
--
عبید زاکانی
من که واقعن در معنای این کتاب حیران ماندم! داستان همیشگی دورو دورنگی برخی و سادگی و آسان فریب خوردگی برخی دیگر که از ویژگیهای عمومی ایرانی هاست.
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی
--
عبید زاکانی
من که واقعن در معنای این کتاب حیران ماندم! داستان همیشگی دورو دورنگی برخی و سادگی و آسان فریب خوردگی برخی دیگر که از ویژگیهای عمومی ایرانی هاست.
June 20, 2022
اولین بار ده سالم بود که به زور معلمم خوندمش،
هنوزم به همون اندازه ازش خوشم نمیاد...
هنوزم به همون اندازه ازش خوشم نمیاد...
October 17, 2014
توبه گربه مرگ است!
جاى تام و جرى در شعر عبيد تغيير كرده.
گربه در اين شعر نماد افراد مومنين رياكار هست و موش هم افراد ساده دل، كه با تمام قدرت و نيرو بر قشر حاكم مغلوب مى شوند.
جاى تام و جرى در شعر عبيد تغيير كرده.
گربه در اين شعر نماد افراد مومنين رياكار هست و موش هم افراد ساده دل، كه با تمام قدرت و نيرو بر قشر حاكم مغلوب مى شوند.
September 2, 2019
"
غرض از موش و گربه برخواندن
مدعا فهم کن پسر جانا
"
February 22, 2018
عبید زاکانی قرن هشتم انگار در همین نزدیکیهای ما میزیسته. زبان و نگاهش شگفت آور بود... فکر میکنم ایرج میرزا در آثار طنزش به او توجه داشته. خواندن این مثنوی کوتاه شبیه چیدن قطعه یا حتی قطعههای مهمی از پازلیست که سیر شعر طنز پارسی را به آدم نشان میدهد.
September 23, 2025
خوانش: 1404.07.01
خیلی خندهدار و دردناکه که عبید هم این جماعتی که گیرشون افتادیم رو میشناخته و براشون طنز نوشته و به مسخره گرفتهشون. بدتر از این، نیاکان عبید هم میشناختند ولی ما گیرشون افتادیم...
خیلی خندهدار و دردناکه که عبید هم این جماعتی که گیرشون افتادیم رو میشناخته و براشون طنز نوشته و به مسخره گرفتهشون. بدتر از این، نیاکان عبید هم میشناختند ولی ما گیرشون افتادیم...
December 5, 2017
منظومه موش و گربه قصیده معروف انتقادی و طنز منسوب به عبید زاکانی است. در این منظومه،گربه های کرمان پس از بستن عهد و فریب موشان، عهد خود را میشکنند و جنگ بین موشان و گربهها در بیابانهای فارس درمیگیرد. ابتدا لشکر موشان پیروز شده و شاه گربهها را گرفتار میکنند در ادامه گربه ریسمان را با دندان پاره کرده و بهموشها حملهور میشود و آنها را شکست میدهد.
ماموستا قانع این منظومه را به زبان کوردی ترجمه کرده است...
ماموستا قانع این منظومه را به زبان کوردی ترجمه کرده است...
January 4, 2025
جا به جا بیتِ شعرِ عُبید و نقاشی هایِ پرویز شاپور و کاغذِ کاهی و خالیِ صفحات، تمامیتِ دلچسبی ساخته بود.
فابلی که به صورت "نظم" روایتِ ساده و قابل تفسیری رو آفریده بود، نبرد ازلی و همیشگیِ موش و گربه که با طنز عُبید طربی تر و تازه به حکایت آویخته.
و این تکّه که در بیت های آخر بود:
گربه را هر دو دست بسته به هم
با طناب و کلاف و ریسمانا
شاه گفتا به دار آویزند
این سگِ روسیاهِ نادانا
فابلی که به صورت "نظم" روایتِ ساده و قابل تفسیری رو آفریده بود، نبرد ازلی و همیشگیِ موش و گربه که با طنز عُبید طربی تر و تازه به حکایت آویخته.
و این تکّه که در بیت های آخر بود:
گربه را هر دو دست بسته به هم
با طناب و کلاف و ریسمانا
شاه گفتا به دار آویزند
این سگِ روسیاهِ نادانا
February 8, 2014
نمیدونم اینکه میگند این داستان تطابق تاریخی با یکی از وقایع زمان عبید زاکانی داشته چقدر درست است اما درسی که به نظر من از داستان موش و گربه میشه گرفت اینه که جدا از این که چقدر هم حق با تو باشه و به تو جفا شده باشه,هیچ موقع لقمه بزرگتر از دهنت برندار و توانایی هایت را قبل از انجام هر کاری بسنج.
August 15, 2018
A quaint but dark tale about the arbitrariness of power and oppression and how little folks always get trampled, informed no doubt by the circumstances in which it's composed (14th century). Have things changed that much in the meantime?
September 26, 2009
موش و گربه! کتاب جیبی کم صفحه ایی که می خوندمش چون پدر را می خنداند!
February 22, 2025
عبید هشدار میدهد که اگر انسان هوشمند و عاقل باشد، نباید فریب ریاکاری کسانی را که تظاهر به دینداری میکنند، بخورد. چرا که نماز و دعا و سایر عبادات که بسیار مفید و ارزشمند هستند، به عنوان وسیلهای برای کسب فضیلت و تقوا به شمار میآیند. اگر کسی این اعمال را به جا آورد اما جنایتکار، ظالم، فاسد، حرامخوار و ریاکار باشد، این اعمال اصالت خود را از دست داده و به ابزار عوامفریبی و ریاکارانه تبدیل میشوند. اشک و آه و توبه ریاکارانه گربه، موشان سادهدل و زودباور را فریب داد و موشان جاهلانه به شادمانی پرداختند و برای سپاسگزاری از این خبر نادرست، هدایایی برای گربه فرستادند. گویی امر بر خود گربه هم مشتبه شده که نکند واقعاً گربه خوب و توبهکاری شده است.
مصرع «چون مبارز به روز میدان» دارای ایهام است و شاید اشاره آشکار به امیر مبارزالدین، بنیانگذار دودگان مظفریان باشد. در هر صورت، پس از آنکه موشان ضعیف شکایت خویش را به شاه خود میبرند، پادشاه از آنها دلجویی کرده و به آنها وعده انتقام میدهد. تحلیل نادرست از پیروزی زودگذر موشان، آنها را به شادی و غفلت وا داشت و قدرت فراوان دشمن خود را ندیده گرفتند. سرانجام دودمان موشها برباد رفت و تاج و تخت و ایوان (شاه شیخ ابواسحاق) نابود شد. در پایان داستان نیز عبید از مخاطبان دعوت میکند که به این قصه فقط از باب سرگرمی نظر نکنند بلکه از آن پند و عبرت بگیرند و مدعای او را بفهمند.
مصرع «چون مبارز به روز میدان» دارای ایهام است و شاید اشاره آشکار به امیر مبارزالدین، بنیانگذار دودگان مظفریان باشد. در هر صورت، پس از آنکه موشان ضعیف شکایت خویش را به شاه خود میبرند، پادشاه از آنها دلجویی کرده و به آنها وعده انتقام میدهد. تحلیل نادرست از پیروزی زودگذر موشان، آنها را به شادی و غفلت وا داشت و قدرت فراوان دشمن خود را ندیده گرفتند. سرانجام دودمان موشها برباد رفت و تاج و تخت و ایوان (شاه شیخ ابواسحاق) نابود شد. در پایان داستان نیز عبید از مخاطبان دعوت میکند که به این قصه فقط از باب سرگرمی نظر نکنند بلکه از آن پند و عبرت بگیرند و مدعای او را بفهمند.
June 25, 2013
Ubayd-i Zākāni d 1370 CE, was a Persian poet and satirist of the 14th century. His work is noted for its satire and obscene verses, often political, and cited in debates involving homosexual practices. He wrote the Resaleh-ye Delgosha, as well as Akhlaq al-Ashraf ("Ethics of the Aristocracy") and the famous humorous fable Masnavi Mush-O-Gorbeh (Mouse and Cat), which was a political satire. His non-satirical serious classical verses have also been regarded as very well written, in league with the other great works of Persian literature. He is one of the most remarkable poets, satirists and social critics of the society (Persia).
درباره ی شعر؛
https://www.goodreads.com/author_blog...
درباره ی شعر؛
https://www.goodreads.com/author_blog...
October 18, 2017
Drie lessen uit deze Iraanse fabel:
1. Het kwaad is het meest machtig wanneer het als het vrome of het goede is vermomd.
2. Tart nooit het kwaad door te denken dat je het kwaad reeds overwonnen hebt - te beginnen bij jezelf.
3. Muizen vormen in de wereldliteratuur al eeuwenlang smakelijke hapjes. Anti-these: Tom & Jerry.
1. Het kwaad is het meest machtig wanneer het als het vrome of het goede is vermomd.
2. Tart nooit het kwaad door te denken dat je het kwaad reeds overwonnen hebt - te beginnen bij jezelf.
3. Muizen vormen in de wereldliteratuur al eeuwenlang smakelijke hapjes. Anti-these: Tom & Jerry.
July 27, 2009
مثنویِ فابل ِ کاردرستییه بهزبونِ طنز و کنایه، دربارهی جنگِ خونین ِ امیرمبارزالدّین محمّد (گربه) و شاهشیخ ابواسحق اینجو (موش). ولی گمون نکنم اینیکه میگن فرنگیا داستانای موش و گربه رو از رودستِ این زدن راس باشه، دعوای موش و گربه از سپیدهدم تاریخ همینجوری ادامه داشته :)
June 20, 2024
گربه کرده است ظلم بر ماها
ای شهنشه اولوم به قربانا
سالی یکدانه میگرفت از ما
حال حرصش شده فراوانا
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
شاهکار این منظومه مفهوم بیت آخر هست.
ای شهنشه اولوم به قربانا
سالی یکدانه میگرفت از ما
حال حرصش شده فراوانا
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
شاهکار این منظومه مفهوم بیت آخر هست.
October 8, 2008
هنگاميكه آثار زاكاني را مي خوانيد ابتدا به نظرتان هجو ميرسد اما بعدها متوجه رئاليسم و نكته سنجي وي ميشويد برخي نكته ها را به زبان ديگري نميتوان نوشت.
June 7, 2009
كوتاهه و ارزش خوندن داره
مخصوصا مظلوم نمايي گربه نماد رفتارهاي زيادي از ما و اطرافيانمونه
مخصوصا مظلوم نمايي گربه نماد رفتارهاي زيادي از ما و اطرافيانمونه
September 17, 2012
من در معنای این کتاب هیچ هم حیران در نمانده ام!! فقط چون خیلی لحن باحالی داره و نشون میده نگارنده ـش خیلی اهل ِ دل ـه حال میکنم باهاش.
February 15, 2013
Theme of this story
October 29, 2017
A hilarious book said to be an inspiration for the creator of the Tom and Jerry cartoons. It's a humorous philosophical book largely about hypocrisy.
April 6, 2018
Best book in the world
Displaying 1 - 30 of 36 reviews


























