لایک به نگاه در چیدمان و گزینش ! گزینش اشعار این مجموعه نه صرفا به عنوان مشتی از خروار، یا انتخاب آزاد و معمولی از دفاتر شعری شاعر ، بلکه با توجه به سیری هست که در مقدمه و مصاحبه با شاعر بهش اشاره شده و از این جهته که مجموعه ارزشمندیه.
زخم بی بهبود گزینه شسته رفته ای از 4 مجموعه شعری میرشکاک و همین طور تعدادی از شعرهای متنشر نشدشه.
این 4 دفتر شعر مجموعه های: از چشم اژدها – ماه و کتان – از زبان یک یاغی – نشان های آن بی نشان هستن
اهمیت این مجموعه از اون جهته هست که میرشکاک تا حالا انتشار کتاب رو جدی نگرفته و غالبا مجموعه هایی که بیرون می اومده بدون نظم زمانی و در حد رد تکلیف بوده براش لذا روند انتخاب و گزینش خاصی رو در مجموعه هاش رعایت نکرده. و اهمیت مجموعه حاظر که سوره مهر منتشرش کرده داشتن تم در گزینش کار هاست .
سید عبدالجواد موسوی در مقدمه ی قابل اعتنایی در شروع این مجموعه درباره دوره های شعری میرشکاک صحبت کرده و ضمن اشاره به اشتباهات میرشکاک در دوره های مختلف فکری خودش، رگه های قابل اعتنا در اندیشه های میرشکاک که بخش قابل توجهی ش به شاگرد فردید بودن ختم میشه رو شناسایی و در باره اون ها در مقدمه ش صحبت کرده و شاهد مثال هایی آورده ... و همچین خط سیری از میرشکاک انقلابی، حماسی و برنده با زبان فخیم در شعر تا زبان ساده میرشکاکی که مدرنیسم رو به عنوان واقعیت جامعه کنونی پذیرفته و به تولد دیگری رسیده رو رسم کرده. و در بخش دوم کتاب توی مصاحبه ای درباره این دوره های شعری و دغدغه های انقلابی میرشکاک و این که چرا در هیچ دوره ای مورد پسند دستگاه های دولتی نبوده با یوسفعلی میرشکاک صبحت کرده. میرشکاک توی این مصاحبه خیلی از صحبت های موسوی در مقدمه قبلی رو تایید و حتی کامل کرده. و از این جهت مصاحبه خیلی خوب و خواندیی هست، چرا که کمتر درباره شعرش چنین مصاحبه هایی انجام داده.
ای پرسش همیشه من اینجا چه می کنم؟ در زیر بار زندگی و رو به نیستی
گردون ز پا نشست و نشان مرا نیافت من سایه خیال تو هستم، تو کیستی؟
در من شبی به خنده گشودی دهان چو روز ابری شدی پس آنگه و بر من گریستی
****** * به نظر من شعر لزوما نباید بی ابهام و کاملا روشن باشد؛ برعکس همین ابهامش، به خیال آدم، آزادی بیشتری می دهد... *بعضی شاعر ها هستند که شعرهایشان را باید با صدای خودشان خواند... خیلی از شعرهای میرشکاک اینگونه ست بنظرم؛ مثلا شعرهای موعودش را و غیره! ******************************************************************** این را هم دوست داشتم:
از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوز پیش چشمت می کنم گم دست و پایم را هنوز
غربتم را با تو قسمت می کنم از راه دور می پذیری دستهای بینوایم را هنوز
بشنو آواز مرا از سایه ها و سنگ ها مـُردم اما نیست پایان ماجرایم را هنوز
چیست آیا جرم انسان جز به دنیا آمدن آنکه می آرد نمی بخشد خطایم را هنوز
در زمین جایی ندارم آرزویم مردن است آسمان نشنیده می گیرد دعایم را هنوز