Jump to ratings and reviews
Rate this book

درباره عشق: مقالاتی از مارتا نوسباوم، رابرت سالومون، رابرت نوزیک، لارنس تامس، انت بایر، الیزابت راپاپورت

Rate this book
احتمالاً در جهان جدید مهم‏‌ترین تحولى که در قلمرو عشق‏‌شناسى رخ داده است غلبه عشق مجازى بر عشق حقیقى است. عشق‌‏شناسى قدما عموماً «عشق حقیقى» یا «عشق الهى» را بر صدر مى‌‏نشاند، و عشق مجازى را به دیده تحقیر مى‏‌نگریست، یا صرفاً آن را وسیله‏‌اى (ولو ارزشمند و حتى جایگزین‏‌ناپذیر) مى‏‌دانست براى نیل به عشق حقیقى. اما در عشق‏‌شناسى جهان مدرن، عشق حقیقى همان است که در چشم پیشینیان مجازى تلقى مى‏‌شد.
این کتاب مشتمل بر ترجمه‌ی پاره‌‏اى مقالات فلسفى مهم در خصوص عشق یا به بیان دقیق‏‌تر، «عشق مجازى»، یعنى عشق رمانتیک یا اروتیک میان انسان‏‌هاست. نویسندگان این مقالات از جمله فیلسوفان صاحب‌‏نام در سنت فلسفه معاصر هستند، و هریک مى‏‌کوشد تجربه عشق انسانى را از زاویه‏‌اى خاص مورد تحلیل و بررسى فلسفى قرار دهد.

272 pages, Paperback

First published January 1, 2011

25 people are currently reading
281 people want to read

About the author

آرش نراقی

15 books56 followers
آرش نراقی با نام مستعار احمد نراقی (زاده ۱۳۴۵ در تهران) نویسنده، مترجم، استادیار کالج موروین و عضو هیات مدیره موسسه خشونت پرهیزی برای دموکراسی است. عمدهٔ فعالیت‌های وی در زمینهٔ فلسفهٔ دین و معرفت شناسی است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
29 (20%)
4 stars
50 (35%)
3 stars
44 (31%)
2 stars
12 (8%)
1 star
6 (4%)
Displaying 1 - 22 of 22 reviews
Profile Image for محمد یوسفی‌شیرازی.
Author 5 books208 followers
December 30, 2015
عشق را غالباً در طبقه‌بندی‌ها دو گونه می‌دانند: عشق آسمانی و عشق زمینی. مقالات این مجموعه مشخصاً به‌سراغ عشق در معنای انسانی‌اش، یعنی عشق انسان به انسان، رفته و از واکاوی عشق عرفانی و الهی پرهیخته‌اند. گفتارهای مختلف این کتاب مخاطب را با طیف گسترده‌ای از دیدگاه‌ها درباب عشق آشنا می‌سازد؛ از روی‌کرد تاریخی و الهی گرفته، تا فلسفی و روان‌شناختی و فمینیستی. دراین‌میان، نویسندگان صرفاً به توصیف پدیده‌ی عشق بسنده نکرده‌اند؛ بل‌که هریک نظرگاه‌هایی مختلف در تأیید یا رد آن پیش کشیده‌اند. عنوان مقاله‌ها بدین قرار است:
ـ خطابه‌ی آلکیبیادس: قرائتی از رساله‌ی مهمانی افلاطون، مارتا نوسباوم
ـ فضیلت عشق اروتیک، رابرت سالومون
ـ پیوند عشق، رابرت نوزیک
ـ دلایلی برای عشق‌ورزیدن، لارنس تامس
ـ عشق‌های مخاطره‌آمیز، آنِت بایر
ـ درباره‌ی آینده‌ی عشق: روسو و فمینیست‌های رادیکال، الیزابت راپاپورت
نکته‌ی درخورتوجهی که در مقاله‌ی نخست به آن اشاره شده،‌ سرچشمه‌ی هم‌جنس‌گرایی و عشق هم‌جنسانه است و به‌دنبال آن، منشأ ظهور و شیوع عشق غیرهم‌جنسانه. مطابق قرائتی که در این مقاله از «رساله‌ی مهمانی» افلاطون شده است،‌ عشقی که در دنیای باستان اصالت داشته، عشق مرد به مرد بوده است. این را به‌خوبی می‌توان از مطالب مطرح‌شده در این رساله دریافت. البته این مدعا به این معنی نیست که در دنیای گذشته هرگونه ارتباط میان دو جنس مخالف مردود بوده یا محل اعتنا نبوده است؛ بل‌که به این معنا است که رابطه‌ی دو جنس مخالف در آن روزگار صرفاً به آمیزش جنسی و تولید مثل منحصر می‌شده و عرصه‌ی ظهور «عشق» در معنای راستینش که شوریده‌سری و میل مفرط به معشوق است، به روابط هم‌جنسانه‌ی مردان خلاصه می‌شده است. به‌این‌ترتیب، عشق به غیرهم‌جنس امری بی‌ارزش قلم‌داد می‌شده است. در دوره‌های سیطره‌ی مسیحیت، آموزه‌های کلیسا بر مهجورماندگی عشق‌ورزی اروتیک بیش‌ازپیش پا فشرد؛ زیرا زندگی راهبانه‌ای که در آن عصر تعریف می‌شد و امروزه نیز هم‌چنان به‌صورتی کم‌رنگ‌شده وجود دارد، مجالی برای عاشقی‌کردن به این معنا باقی نمی‌گذاشت. هرگونه کام‌جویی جنسی در این طرز اندیشه، نکوهیده و ناپسند بود. بااین‌همه، فرهنگ مسیحیت هاله‌ای از تقدس و تعالی بر گِرد مفهوم عشق کشید و آن را متوجه آسمان‌ها کرد. عشق آسمانی و عرفانی در این دوران جای‌گزین عشق جنسی شد. این‌گونه بوده است که عشق زمینی و نیز عشق به جنس مخالف عملاً تا زمان جنبش رمانتیسیسم بروز چندانی نداشته است.
«ممکن است تمایل جنسی امری ثابت در طول تاریخ به‌نظر برسد؛ اما آشکارا موضوع این تمایل و سرچشمه، ماهیت و عناصر آن به‌اندازه‌ی جوامع و فلسفه‌هایشان متنوع است. عشق، بیش از هرچیز، برمبنای ایده‌ها تعریف می‌شود، نه سکس یا شور جنسی؛ و عشق رمانتیک (که مفهومی بسیار جدید است و سابقه‌ی آن به قرن هجدهم می‌رسد) دربردارنده‌ی پاره‌ای ایده‌های خاص درباره‌ی سکس، جنسیت، ازدواج، معنای زندگی و نیز محرکات بیولوژیک پای‌دار است. به‌بیان‌دقیق‌تر، در «رساله‌ی مهمانی» و تمام منابع تا قبل از قرن هفدهم، هیچ چیزی درباره‌ی عشق رمانتیک نیامده است. عشق رمانتیک بخشی جدایی‌ناپذیر است از نهضت رمانتیسیسم که نهضتی است کاملاً مدرن. رمانتیسیسم اعتقاد فوق‌العاده استواری نسبت‌به حریم خصوصی و خودمختاری فرد دارد و به‌نحو نسبتاً بی‌سابقه‌ای عواطف را صرفاً از آن جهت که عاطفه‌اند، بزرگ می‌شمارد و در آن، خصوصاً وحدت و یکی‌شدن جنسی، نمونه‌ای شورانگیز و ملموس تلقی می‌شود. [...] سخن‌وران در «رساله‌ی مهمانی»ِ افلاطون، شجاعت،‌ فرهیختگی و حکمت را به‌عنوان فضایل عشق می‌ستایند؛ اما سخن چندانی درباره‌ی فضایل روابط میان دو جنس مخالف ندارند؛ البته به‌جز نقش آن در تولید آتنی‌های بیش‌تر.» (۱۲۴تا۱۲۵)
با این پیش‌زمینه‌ها، مفهوم عشق اروتیک در طول دوره‌های گوناگون تحولاتی می‌یابد تا به‌صورتی امروزی‌اش درآید:
«درک ما از عشق در طول تاریخ تحول پذیرفته است و تاریخ این تحولات تا حد زیادی با تلاش‌هایی مرتبط است که برای جمع و تلفیق دو مقوله‌ی مهم صورت پذیرفته است: آن ایده‌آل‌سازی که افلاطون و عشق مسیحی مطرح می‌کردند از یک سو و آن تمنا و هوسی که زوج‌های عاشق در عمل می‌آزموده‌اند، از سوی دیگر.» (۱۳۰تا۱۳۱) از منظر تاریخی، عشق رمانتیک محصول آمیزش دردناک و طولانی عشق اروتیکِ دوران شرکِ یونانیان و عشق آرمانی مسیحیت است.
به‌گمانم، ضروری است با بهره‌گیری از پاره‌ای از مطلب‌های این نوشتارها درباب عشق، به‌سراغ مفهوم عشق در ادبیات کهن فارسی برویم. به‌ویژه بررسی مدعاهای سیروس شمیسا در کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» ازاین‌لحاظ ضروری می‌نماید؛ زیرا به اذغان بسیاری از صاحب‌نظران، آن‌چه با عنوان «عشق» در دست‌گاه اندیشگانی عرفان ایرانی راه یافته و نیز آن مفهومی از عشق که به‌طور کلی در ادبیات کلاسیک فارسی وجود دارد، تااندازه‌ی زیادی تحت‌تأثیر آموزه‌های فلسفی یونانی، به‌خصوص مکتب افلاطون، است.
ترجمه‌ی این اثر به‌زبانی است به‌غایت پخته و فخیمانه و این شیوایی و گویایی، به‌نظرم بیش از هرچیز نشان‌گر فهم عمیق و عالمانه‌ی مترجم آن است از محتوای مقاله‌ها.
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
July 18, 2016
شرطِ عاشقی این نیست که تو، حتماً، دیگری را به‌اندازه‌ی خودت، یا حتّا بیش‌تر، دوست داشته باشی. این‌گونه عشق‌ها، البته، بسیار ارزشمند است، امّا هروقت خوش‌بختیِ تو تحتِ تأثیرِ خوش‌بختیِ دیگری قرار بگیرد، حدّی از عشق در میانه حاضر است (البته جهتِ این تأثیرپذیری باید یکسان باشد). هر اتّفاقِ خوب و بدی که برای او پیش بیاید، (تا حدّی) برای تو هم پیش آمده است. محبوب‌های تو در داخلِ مرزهای وجودِ تو هستند، خوش‌بختیِ آن‌ها خوش‌بختیِ توست.
«عاشق‌بودن»، یا شیفتگی، حالِ بسیار پُرتب‌وتابی‌ست که نشانه‌های آشکاری دارد: تقریباً همیشه به او فکر می‌کنی؛ مرتّب می‌خواهید با هم در تماس باشید و وقتِ خود را با هم بگذرانید؛ وقتی او را می‌بینی هیجان‌زده می‌شوی؛ بی‌خواب می‌شوی؛ برای بیانِ احساساتت برایش شعر می‌گویی؛ به او هدیه می‌دهی، یا به هر طریقی که برایش خوش‌آیند باشد، به او ابرازِ احساسات می‌کنی؛ در عمقِ چشمانِ هم خیره می‌شوید؛ در زیرِ نورِ شمع با هم شام می‌خورید؛ دوریِ کوتاه‌مدّتش برایت بسیار طولانی‌ست؛ وقتی که کارها و حرکاتش را به‌یاد می‌آوری ابلهانه لبخند می‌زنی؛ نقاطِ ضعفِ کوچکش را دوست داری؛ از این‌که سرانجام همدیگر را یافته‌اید سرشار از شادی و لذّت می‌شوید؛ و (همان‌طور که تالستوی در آنا کارنینا؛ لوین را وقتی‌که می‌فهمد کیتی هم عاشقِ اوست، ترسیم می‌کند) همه را ملیح و دل‌نشین می‌یابی، و فکر می‌کنی که همه باید خوش‌بختیِ تو را احساس کنند...
Profile Image for Maryam.
182 reviews50 followers
December 7, 2016
ترجمه بسیار خوب بود .کیفیت مقالات در یک سطح نبود. مقاله اول بهتر از بقیه بود
186 reviews128 followers
June 17, 2017
از ديدگاه من تجربه عشق از فردى به فرد ديگر و حتى براى يك فرد در مواجهه با افراد مختلف، متفاوت است. اما اشتراكاتى هم هست كه سخن گفتن درباره عشق به عنوان يك مفهوم عام را ممكن مى سازد. من فكر مى كنم لازم است عشق را از آن جايگاه دست نيافتنى و بيش از حد انتزاعى اش پايين بكشيم و بيشتر درباره اش حرف بزنيم. از آن مقولاتى است كه اكثر آدم ها حداقل يكبار با آن دست و پنجه نرم كرده اند. "درباره عشق" شايد تلاشى است براى صحبتى عام تَر و همه فهم تَر درباره عشق، جرقه اى براى فكر كردن به چرايى و چگونگى عشق و اينكه آيا عشق ماهيتى جدا از چارچوب هاى فرهنگى و اجتماعى دارد يا در همان چارچوب ها پرورش يافته و نقايص آن ها هم مى تواند در عشق رسوخ كند؟!
Profile Image for Armin Hashemi.
120 reviews3 followers
April 30, 2023
این کتاب دارای شش مقاله درباره عشق است. نویسندگان می‌گویند که عشق همراه با میل جنسی است و این خلاف نظر افلاطون است.
Profile Image for Hasti Khodakarami.
Author 1 book67 followers
August 26, 2021
بی‌شک عشق تجربه‌ای منحصربه‌فرد است و مشکل بتوان برای کم‌وکیف و چگونگی آن نسخه‌ای همه‌شمول پیچید. اما در عین حال خواندن و واکاویِ نظر فیلسوفان درباره‌ی عشق و به‌ویژه عشق جنسی از مقولاتی است که می‌تواند برای هر فرد، با هر اندازه تجربه‌ی شخصی در این زمینه، مطالبی خواندنی و جالب توجه و تفکر داشته باشد. با اینکه کتاب توقع مرا به طور کامل برآورده نکرد، اما خواندنش خالی از لطف هم نبود.
Profile Image for °•.Melina°•..
414 reviews655 followers
June 2, 2023
گوش کردن ابن کتاب یکی از بهترین کارایی بود که امسال کردم✨خیلی مقاله‌های تمیز و کامل و منطقی و فلسفی و جذابی بودن.
حتما پیشنهاد میکنم بخونینش.قبل عاشقی،حین عاشقی و بعد عاشقی.
Profile Image for Kaveh Rezaie.
281 reviews25 followers
March 1, 2022
یک شاهکار گمنام برای اندیشیدن! عالی بود. شش مقاله فلسفی-تاریخی درب��ره عشق که آرش نراقی با هوشمندی و سلیقه ممتازش انتخاب و ترجمه کرده. کتاب مقدمه عالمانه‌ای دارد و توضیحی قَلَّ و دَلَّ درباره دیدگاه فلاسفه ما از عشق. سپس از «ضیافت» افلاطون به عنوان یکی از سرچشمه‌های نظریات درباره عشق و شاید مهم‌ترینشان، می‌گوید.

ترتیب مقالات هم مهم است. دو سه مقاله اول با رجوع به ضیافت افلاطون، تفسیرهای دل‌انگیز و عمیق و نویی از آن بدست می‌دهند.

مارتا نوسباوم در مقاله “خطابه آلکیبیادس: قرائتی از رساله مهمانی افلاطون” تحلیلی تازه از این رساله عرضه می‌کند که غالباً از چشم افلاطون‌شناسان پنهان بوده است.

“فضیلت عشق (اروتیک)”، به قلم رابرت سالومون، دومین مقاله کتاب است. سالومون در این مقاله به دفاع از عشق انسانی در برابر نقدهای فیلسوفان و متألهانی می‌پردازد که جنبه‌های شورمندانه و عاطفی این عشق را درخور تحقیر می‌دانند.

رابرت نوزیک در “پیوند عشق”، سومین مقاله این مجموعه، غایت عشق رمانتیک را تشکیل هویت تازه‌ای با عنوان “ما” می‌داند و می‌کوشد بخشی از دشواری‌های متافیزیکی این هویت تازه را توضیح دهد.

مقاله چهارم “دلایلی برای عشق ورزیدن” نوشته لارنس تامس است. عشق، در نظر تامس، تابع و محصول استدلال و سبک‌ ـ سنگین کردن‌های عقلی نیست. در نتیجه، دلایل عشق‌ورزی را بیش‌تر باید از جنس “تبیین” پدیده عشق دانست، نه توجیه آن.

مقاله پنجم، “عشق‌های مخاطره‌آمیز”، را اَنِت بایر نوشته است. او در این مقاله دو تلقی متفاوت “الاهیاتی” و “طبیعت‌گرایانه یا بیولوژیک” از عشق را در برابر هم قرار می‌دهد و در نهایت از مدل هیومی (طبیعت‌گرایانه) آن دفاع می‌کند.

آخرین مقاله این مجموعه “درباره آینده عشق: روسو و فمینیست‌های رادیکال”، نوشته الیزابت راپاپورت است. نویسنده در این مقاله نقدهای فمینیستی بر تجربه عشق را بررسی می‌کند و، بر مبنای تحلیلی که از نظریه روسو درباره‌ی عشق عرضه می‌کند، استدلال می‌کند که وابستگی عاشقانه می‌تواند دو سویه باشد. او همچنین معتقد است که، برخلاف نظریه روسو، رابطه عاشقانه همیشه ویرانگر نیست. “آنچه وابستگی عاشقانه را مخاطره‌آمیز می‌کند عنصری ذاتی در تجربه‌های عاشقانه نیست، بلکه نوعی انحراف است که از روابط اجتماعی ناعادلانه برآمده است”.

ترجمه کتاب بسیار عالی است.
Profile Image for Ebi.
151 reviews73 followers
October 3, 2018
با آرش نراقی سال‌هاست که آشنا هستم، بیشتر از طریق ویدئوهایی که درباب مسائل گوناگون فلسفی و اجتماعی در نشست‌ها و کارگاه‌ها ضبط شده است. این روحیه‌ی به اشتراک‌گذاری و گشاده‌دستی در زمینه‌ی دانش را در کنار لحن آرام و متین ایشان همیشه می‌پسندیدم و مدت‌ها بود به دنبال فرصتی بودم تا این کتاب را بخوانم.
کتاب درباره عشق، شامل مجموعه مقالاتی‌ست از فیلسوفان و اندیشمندان معاصر درباب عشق اروتیک و یا به عبارتی عشق جنسی و در پی آن است تا کرامت از دست رفته آن را در مقابل عشق روحانی و یا حقیقی (به تعبیر افلاطون و بالطبع دین‌سالاران) به آن بازگرداند.
در دیدگاه الهیاتی که تا کانت ادامه دارد، خداوند چیزی‌ست که شایسته‌ی عشق است و این عشق نوعی واکسن عشق است که راه ورود انواع مخاطره‌آمیز عشق را می‌بندد. در این دیدگاه ما باید محبوبی بیابیم که همه جا حی و حاضر است و در نتیجه نمی‌تواند ما را ترک کند، کسی که چون قبلا همه چیز را می‌داند، نمی‌تواند با چیزهایی که ما از خودمان نشان می‌دهیم شگفت‌زده یا شوکه شود.
این عشق اصطلاحا بی‌خطر است و افلاطون آغازگر این شیوه از نگریستن به عشق است، کسی که مدعی است مسیر عشق از زیبایی معشوق آغاز می‌شود و سپس باید دریابد که زیبایی یک تن با زیبایی تن‌های دیگر عمیقا مربوط است و در نهایت در طلب زیبایی مثالی باشد که همانا عشق به حکمت و فرزانگی یا به تعبیر دقیق‌تر فلسفه است. از منظر افلاطون عشق حقیقی آن است که به اصل و مبدا زیبایی‌های این جهان که در عالم ماورای حس است تعلق می‌پذیرد. این همان چیزی‌ست که تمام عرفای ما الالخصوص مولوی آن را عشق حقیقی و در مقابل عشق اروتیک را مجازی و "عشق‌های رنگی" میدانند.
همانطور که در ابتدا گفتم مجموعه مقالات این کتاب سعی در تعریف عشق جنسی از منظر فلسفی‌ست تا نشان دهد که چیزی که تقریبا در تمامی آثار متاخران و حتی برخی معاصران نکوهیده است یکی از ریشه‌ای‌ترین نیازهای انسان بوده و تمام تلاش‌ها برای سرکوب کردن آن راه به جایی نبرده است. چه بسا آن عشق به اصطلاح مجازی یکی از حقیقی‌ترین احساسات ماست.
Profile Image for Zara.
22 reviews
March 10, 2017
مقاله اول از مارتا نوسبام در شرح محاوره مهمانی افلاطون بسیار عالی و حاوی نکات محتوایی و روشی برای مطالعه افلاطون بود
Profile Image for Nc.
4 reviews1 follower
July 27, 2017
در یک چرخه بی پایان با سلسله مقالات افتادم.
فکر میکنم ابتدا می بایست تمامی خدایان و اسطوره های عشق را می شناختم و بعد به سراغ خواندن این اثر می رفتم.
Profile Image for Pardis.
707 reviews
July 14, 2013
مارتا نوسباوم در مقاله نخست "قرائتی از رساله مهمانی افلاطون"، تحلیل یتازه از رساله مهمانی عرضه میکند. سالومون در مقاله دوم "فضیلت عشق ا.ر.و.ت.ی.ک
گزارشی تحلیلی و کوتاه از تاریخ عشق در فرهنگ مغرب زمین به دست میدهد. مقاله سوم، پیوند عشق، نوشته رابرت نوزیک، تلقی نویسنده از عشق را که در نهایت متاثر از مدل آریستوفانی از عشق است، بیان میکند. لارنس تامس در مقاله "دلایلی برای عشق ورزیدن" میان دو نوع تلقی از دلایل عشق ورزی تمایز مینهد. انت بایر در "عشق های مخاطره آمیز" دو تلقی متفاوت از عشق را در برابر هم قرار میدهد: تلقی الهایتی و تلقی طبیعت گرایانه یا بیولوژیک. در مقاله ششم، الیزابت راپاپورت بیش از همه نقدهای فمنیستی بر تجربه عشق را مورد بررسی قرار میدهد.
مترجم اثر امیدوار است این مجموعه مقالات فلسفی زمینه تازه ای را برای تاملات انتقادی و فلسفی در خصوص عشق فراهم آورد.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
May 23, 2016
«گشودگی، آن است که به جهان این داستان وارد شوی و نیز بگذاری که به درون تو آید، در درون داستان زیست کنی و فروتنانه و تسلیم‌وار خود را به آن بسپاری تا با تو آن کند که می‌خواهد.»

***

«... هیچ یک از این سخنان به این معنا نیست که چیزی به اسم عشق یکطرفه وجود ندارد، یا عشق یکطرفه، عشق نیست چرا که آن رابطۀ دیالکتیکی است که با تمام مقاومتها و تعارضهایش می‌تواند دقیقاً به همان صورت که در دو روح، جاری است، در یک روح هم واقع شود. درست است که به این ترتیب ممکن است از قوت و غنای ماجرا کاسته شود، اما همانطور که استاندال غالباً ادعا می‌کرد، شاید از این رهگذر، قوۀ تخیل غنای بیشتری یابد؛ یا به تعبیر گوته: "فرض کن که من عاشق تو هستم، این به تو چه مربوط است؟"»
Profile Image for Mazdak Paskeh.
28 reviews14 followers
October 23, 2015
كتاب از شيش تا مقاله تشكيل شده كه به نظرم فقط دو تاى اول ارزش خوندن داشت. اكثر مطالب مقاله هاى بعدى تو كتاباى آبكى چگونه عشق بورزيم و ... هم پيدا ميشه. فقط يكم ظاهر فلسفى بهش داده بودن
Profile Image for Mhmd Mosawi.
74 reviews9 followers
March 3, 2020
در مقاله سولومون تأملات فلسفی بسیار جالبی راجع به ماهیت عمل جنسی وجود داشت.
Profile Image for Rozhan Sadeghi.
314 reviews457 followers
September 1, 2024
۴.۵/۵
همراه جمعی دوست‌داشتنی و صمیمی چند ماه گذشته را به خواندن این کتاب اختصاص دادیم. بعد از اینکه چندین کتاب سنگین را (از لحاظ موضوع، و نه نوشتار که «درباره‌ی عشق» از آن‌ها به نظرم متن ثقیل‌تری داشت.) با هم خواندیم تصمیم گرفتیم به موضوع لطیف‌تری سرک بکشیم و چه چیزی لطیف‌تر از عشق؟ دقیق نمی‌دانم چه شد که از بین جستارهای روایی موجود (که انصافاً و متاسفانه تعدادشان هم در این موضوع زیاد نیست) سراغ نظریه رفتیم. من کنجکاو بودم. داشتم دنباله‌ی یک فضولی قدیمی را می‌گرفتم. فضولی در مورد اینکه فلاسفه در مورد عشق چه گفته‌اند؟ هنوز که هنوز است برایم عادی نشده این بی‌تفاوتی تاریخ فلسفه نسبت به عشق. آن‌ها که در مورد هر مسئله بزرگ و هر واقعه‌ی پیش‌پاافتاده‌ای نظریه‌پردازی کرده‌اند، هر جا خبر از عشق می‌شود جا خالی می‌دهند و اگر خیلی لطف کنند در مورد عشق مُجاز و عشق استعاری و الهی چیزی می‌گویند. و این کتاب بیش از هر چیزی در مورد عشق تنانه، جسمانی و تماماً زمینی صحبت می‌کند.

این چند ماه گذشته، برخلاف دوستانم من با این کتاب کیف کردم. کتاب متشکل از ۶ جستار/مقاله در مورد عشق است که فیلسوف‌های معاصر، با وام گرفتن از فلاسفه‌ی قدیمی و بیرون کشیدن خوانشی جدید از متون کلاسیک آن‌ها را نوشته‌اند. مقاله‌ی اول در مورد کتاب ضیافت افلاطون صحبت می‌کند و تمرکز را نه روی رأی سقراط در مورد عشق، که روی نظر آلکیبیادس، جوانی که به شهوت‌ورزی شهره دارد می‌گذارد و توضیح می‌دهد که چرا عشقی که او از آن صحبت می‌کند، زمینی‌تر، ��ابل‌قبول‌تر و نزدیک‌تر به مای انسان معاصر است. فکر می‌کنم این مقاله یکی از درخشان‌ترین چیزهایی‌ست که در ۶ ماه گذشته خوانده‌ام.
بعدتر رابرت سالومون از ساخت «ما» و هویتی جدید در دل یک رابطه حرف می‌زند و از لزوم خلق، به هنگام عاشقی می‌گوید. در ادامه از دلایلی برای عشق ورزیدن و عشق‌های مخاطره‌آمیز می‌خوانیم. و در نهایت یک مقاله‌ی درخشان دیگر در مورد آرای فمینسیت‌های افراطی در مورد عشق برابر. اینکه چطور تا زمانی که مسئولیت فرزند‌آوری بر عهده‌ی زن است و به همین سبب تحت سلطه، اساساً نمی‌توانیم از امکان وجود عشقی که در آن «عاشق و معشوق» وجود نداشته باشد و فقط دو انسانِ برابر، «عاشق» باشند حرف بزنیم.

وقتی که برای جمع‌بندی کتاب به نظرات دوستانم گوش می‌کردم اکثراً روی این نکته اتفاق‌نظر داشتند که می‌خواهند عشق را نه در تئوری‌پردازی‌های فلاسفه که از دل روایت‌ها واقعی انسان‌ها پیدا کنند. هرچند که من هم متأسف می‌شوم از کم بودن روایت‌های رسمی در مورد عشق، اما توانستم از دل جملات این کتاب، مسائلی که هر نویسنده در مورد آن‌ حرف زده بود و البته موقعیت‌ها و آرمان‌هایی که شرح داده بودند، مصداقی در زندگی واقعی خودم پیدا کنم. جذابیت اصلی هم شنیدن روایت دوستانم از عشق بود، هر جا که می‌ایستادیم و کمی آنچه را خوانده بودیم با زندگی خودمان مقایسه می‌کردیم.
باید از عشق گفت و خواند و نوشت. چه در نظریه و چه در روایت‌های شخصی‌تر. جای عشق خالی‌ست اما دقیقاً همان جوابی‌ست که به دنبالش هستیم. یا اگر نخواهم نسخه‌ی همگانی بپیچم، می‌گویم خوشبخت هستم که حداقل برای من جواب همیشه در عشق خلاصه می‌شود.
Profile Image for Mohammad Reza Sepehri.
7 reviews3 followers
August 10, 2021
آن یار نکوی من بگرفت گلوی من / گفتا که چه می‌خواهی؟ گفتم که همین خواهم... مولانا
"عشق" را باید همانطور که هست بازنماییم، با هر خوبی دیگری که دوستشان داریم یا ملازم آن می‌دانیم خلط نکنیم - همدمی، سکس، دوستی، یک همسفر خوب، کسی که به راستی برای ما دل‌نگران است و نهایتا شاید ازدواج - البته که ما طالب این‌هاییم و ترجیح هم می‌دهیم همه را یک‌جا داشته باشیم، اما عشق را باید و می‌توان مستقل از همه‌ی این‌ها هم دید. عشق در بیشتر موارد به بیراهه می‌رود، عشق می‌تواند یک‌جانبه باشد، عشق گاهی مانع سکس خوب است یا دست‌کم عاشقی ضامن زندگی جنسی ارضاکننده نیست، عشق و دوستی گاهی خلاف یکدیگرند، عشق عمیق‌ترین احساس دلتنگی را برمی‌انگیزد، عشق می‌تواند به وسواس و جنون گراید... عشق همواره همراه این قبیل مخاطرات و دشواری‌ها نیست، اما می‌تواند اینگونه باشد. آیا عشق فضیلت است یا اسباب دشواری خاطر؟
جواب این سوال را نمی‌دانم اما... با این همه اگر عشق و دوستی را نابود کنیم، دیگر چه چیز خواستنی‌ای در دنیا می‌ماند؟!
این کتاب مجموعه‌ای از مقالات ارزشمند فلسفی به ترجمه آرش نراقی و دفاع جانانه‌ای از "عشق اروتیک" است که در فرهنگ و ادبیات غنی ایرانی به عنوان "عشق مجازی" و در ادبیات افلاطون "اروس" خوانده می‌شود.
Profile Image for Hamed Dehsaraei.
61 reviews7 followers
September 10, 2020
کتابی ارزشمند که بیشتر از عشق اروتیک یا به دیگر سخن از عشق زمینی می‌گوید، اما نکته جالب، مقدمه‌ی زیبای آرش نراقی پیرامون نگاه شرق و دیدگاه پیشینیان این سرزمین به مفهوم عشق است که خود به سان مقاله‌ای در خور توجه می‌تواند موجز و زیبا از زاویه‌ای دیگر-حتی گاه متفاوت با مقالات موجود در کتاب- به این مفهوم بنگرد. شاید شاه‌بیت مقدمه‌ی کتاب تعبیر «هنر آینه‌بازی» برای مفهوم عشق باشد که تعامل رفتاری و احساسی میان عاشق و معشوق را برای حدوث مفهوم حقیقت یا عشق به زیبایی بیان می‌کند
24 reviews4 followers
February 19, 2019
گزینش و ترتیب مقالات خیلی استادانه انجام شده!
انواع عشق تو این مقالات بررسی میشه و دو مقاله اول که تفسیری از رساله «ضیافت» افلاطون هست ایجاب میکنه که قبلش اون رساله خونده بشه،ترجمه خوب از اون رساله هم هست از محمدعلی فروغی.
Profile Image for Sahar.
23 reviews7 followers
December 13, 2021
براي آن "ما" ساخته ي عشق است كه زندگي جريان دارد و خطر معنا ….
"پهنه آب فراخ است و گذر از آن نميتوانم
بالي نيز براي براي پرواز ندارم
قايقي به من بده كه گنجايش دو تن را داشته باشد
و با هم پارو خواهيم زد من و تو اي محبوب من …."
Profile Image for Kamran Motamedi.
52 reviews64 followers
May 12, 2016
مقاله اول: «خطابه آلکیبیادس: قرائتی از رساله مهمانی افلاطون» نوشته مارتا نوسباوم فوق‌العاده است. مقاله آخر هم خیلی مقاله خوبیه: «درباره آینده عشق: روسو و فمینیست‌های رادیکال» نوشته الیزابت راپاپورت
بقیه مقاله‌ها به خوبی این دو نیستند ولی خوندنشان از یک جهت خیلی خوبه (ادب از که آموختی از بی‌ادبان) مخصوصا مقاله نوزیک که به خوبی نشون میده یک راستگرای افراطی وقتی به عشق میرسه چطور به چرندگویی می‌افته
Displaying 1 - 22 of 22 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.